صحرا
تقدیم به پرتوکاران ترکمن صحرا


 

آبسه‌ مغزي‌ يا اپي‌دورال‌ تجمع‌ چرك‌ ناشي‌ از يك‌ عفونت‌ باكتريال‌ در مغز يا خارجي‌ترين‌ لايه‌ از سه‌ لايه‌ غشايي‌ كه‌ مغز و نخاع‌ را مي‌پوشانند.


علايم‌ شايع‌
علايم‌ زير به‌ تدريج‌ در عرض‌ چند ساعت‌ ظاهر مي‌شوند. اين‌ علايم‌ شبيه‌ علايم‌ تومور يا سكته‌ مغزي‌ هستند:
درد در پشت‌ و كمر، در صورتي‌ كه‌ عفونت‌ در غشاي‌ پوشاننده‌ نخاع‌ باشد
سردرد
تهوع‌ و استفراغ‌
ضعف‌، بي‌حسي‌ يا فلج‌ در يك‌ طرف‌ بدن‌
راه‌ رفتن‌ نامنظم‌
تشنج‌
تب‌
منگي‌، گيجي‌، يا حالت‌ هذياني‌
مشكل‌ در صحبت‌ كردن‌


علل
منشأ اوليه‌ عفونت‌ باكتريايي‌ كه‌ موجب‌ بروز آبسه‌ مغزي‌ يا اپي‌دورال‌ مي‌شود را اغلب‌ نمي‌توان‌ پيدا كرد. اما سه‌ منشأ زير شايع‌ترين‌ هستند:
عفونتي‌ كه‌ از جمجمه‌ به‌ درون‌ گسترش‌ مي‌يابد، مثلاً استئوميليت‌ (عفونت‌ استخوان‌ و مغز استخوان‌)، ماستوئيديت‌ (عفونت‌ زايده‌ ماستوئيد در پشت‌ گوش‌)، يا سينوزيت‌ (عفونت‌ سينوس‌ها)
عفونتي‌ كه‌ به‌ دنبال‌ شكستگي‌ جمجمه‌ آغاز و گسترش‌ مي‌يابد.
عفونتي‌ كه‌ از ساير بخش‌هاي‌ بدن‌ كه‌ دچار عفونت‌ شدند، مثلاً ريه‌ها، پوست‌، يا دريچه‌هاي‌ قلب‌، از راه‌ خون‌ گسترش‌ مي‌يابد

عوامل‌ افزايش‌ دهنده‌ خطر
صدمه‌ به‌ سر
وجود يك‌ بيماري‌ كه‌ مقاومت‌ بدن‌ را كاهش‌ داده‌ باشد، به‌ خصوص‌ ديابت‌
بروز اخير يك‌ عفونت‌، به‌ خصوص‌ در اطراف‌ بيني‌، چشم‌ها و صورت‌
بيماري‌ كه‌ دستگاه‌ ايمني‌اش‌ به‌ علت‌ بيماري‌ (مثلاً ايدز) يا داروها سركوب‌ شده‌ است‌.
تزريق‌ وريدي‌ مواد مخدر

پيشگيري
در صورت‌ بروز هر گونه‌ عفونت‌ در بدن‌ به‌ پزشك‌ مراجعه‌ كنيد، به‌ خصوص‌ اگر عفونت‌ در اطراف‌ بيني‌ يا صورت‌ باشد (مثلاً عفونت‌ گوش‌ يا آبسه‌ دندان‌). با مراجعه‌ زود هنگام‌ مي‌توان‌ از گسترش‌ عفونت‌ جلوگيري‌ كرد.
در هر گونه‌ فعاليتي‌ كه‌ خطر صدمه‌ به‌ سر وجود دارد، از كلاه‌ ايمني‌ و ساير وسايل‌ حفاظتي‌ استفاده‌ نماييد.


عواقب‌ مورد انتظار
با تشخيص‌ و درمان‌ زودهنگام‌ معمولاً خوب‌ مي‌شود.


عوارض‌ احتمالي‌
بروز حملات‌ تشنج‌، اغماء و مرگ‌، در صورتي‌ كه‌ درمان‌ انجام‌ نشود.
آسيب‌ دايمي‌ به‌ مغز

درمان
آزمايشات‌ تشخيصي‌ ممكن‌ است‌ شامل‌ موارد زير باشند: آزمايش‌ خون‌، آزمايش‌ مايع‌ نخاع‌، نوار مغز، سي‌تي‌اسكن‌، عكس‌برداري‌ از جمجمه‌
نياز به‌ مراقبت‌ ويژه‌ وجود دارد.
درمان‌ طبي‌ يا جراحي‌ بستگي‌ به‌ محل‌ آبسه‌ دارد. معمولاً احتياج‌ به‌ دادن‌ آنتي‌بيوتيك‌ و نيز جراحي‌ براي‌ تخليه‌ آبسه‌ است‌. ساير درمان‌هايي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ لازم‌ شوند عبارتند از مايعات‌ داخل‌ وريدي‌ و تهويه‌ مكانيكي‌
داروها
آنتي‌بيوتيك‌ براي‌ 6-4 هفته‌ جهت‌ مبارزه‌ با عفونت‌
داروهاي‌ ضد تشنج‌ براي‌ پيشگيري‌ از بروز حملات‌ تشنجي‌
كورتيكواستروييدها براي‌ كاهش‌ تورم‌ مغزي‌ پس‌ از عمل‌ جراحي‌
فعاليت
هنگامي‌ كه‌ در بيمارستان‌ هستيد نياز به‌ استراحت‌ در تخت‌ داريد. پس‌ از طي‌ دوران‌ نقاهت‌ 3-2 هفته‌اي‌، به‌ هر اندازه‌ كه‌ قدرت‌ بدني‌ و احساس‌ خوب‌ بودن‌ به‌ شما اجازه‌ مي‌دهد، فعاليت‌ داشته‌ باشيد.
رژيم‌ غذايي‌
به‌ هنگام‌ بستري‌ در بيمارستان‌، امكان‌ دارد تزريق‌ مايعات‌ داخل‌ وريدي‌ ضروري‌ باشد. پس‌ از درمان‌، يك‌ رژيم‌ عادي‌ و متعادل‌ داشته‌ باشيد.


در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد:
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ تان يكي‌ از علايم‌ آبسه‌ مغزي‌ يا اپي‌دورال‌ را داريد.
اگر تب‌ به‌ 3/38 درجه‌ سانتيگراد يا بيشتر افزايش‌ يابد.
اگر دچارعلايم‌ جديد و غيرقابل كنترل شده ايد. داروهاي‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممكن‌ است‌ عوارضی به همراه داشته باشد


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

نقرس يکي از دردناکترين بيماريهاي رماتيسمي مي باشد . نقرس در نتيجه رسوب کريستالهاي سوزني شکل اسيد اوريک در بافت همبند ، يا در فضاي مفصلي بين استخوانها و يا هر دو ايجاد مي شود . اين رسوبها منجر به التهاب مفصلي ( آرتريت ) مي شود که باعث تورم ، قرمزي ، گرمي ، درد و سفتي در مفاصل مي شود . واژه آرتريت به حدود بيش از ۱۰۰ بيماري رماتيسمي اطلاق مي شود که مفاصل ،‌ عضلات و استخوانها و همچنين ساير بافتهاي بدن را درگير مي کنند . نقرس تقريباً ۵ درصد از کل بيماران آرتريتي را دربرمي گيرد .

نقرس کاذب گاهي اوقات با نقرس اشتباه گرفته مي شود چرا که علائم مشابهي ايجاد مي نمايد . البته در نقرس کاذب ، رسوبهاي مذکور در اثر کريستالهاي فسفات کلسيم و نه اسيداوريک ايجاد مي شوند . لذا ، نقرس کاذب بشکل متفاوت ديگري درمان مي شود و در اين مقوله کمتر به آن مي پردازيم .

اسيداوريک ماده ايست که از تجزيه مواد غذائي پروتئيني ( مثل گوشت قرمز ) بوجود مي آيد . بطور معمول ، اسيد اوريک در خون حل شده  و از طريق کليه ها و ادرار دفع مي شود . اگر به هر طريقي ميزان اسيد اوريک توليدي بدن افزايش يابد و يا دفع آن مختل شود ميزان اسيداوريک خون افزايش مي يابد . اسيد اوريک بالا در خون زمانيکه شخص از مواد خوراکي پروتئيني به مقدار زياد مصرف نمايد ، ( ترکيباتي مانند جگر ، حبوبات ، گوشت ، بعضي از ماهي ها و ... ) ايجاد مي شود .

البته بالا بودن اسيد اوريک خون يا همان هيپراوريسمي در واقع يک بيماري بحساب نمي آيد و خطرناک نيز نيست . بهرحال اسيداوريک زياد خون مي تواند باعث رسوب در مفاصل و در نتيجه نقرس  گردد . رسوبات اسيد اوريک که معمولاً Tophi ناميده مي شوند ممکن است بصورت يک توده در پوست اطراف مفاصل و در گوش ايجاد شوند .

ضمناً کريستال هاي اسيداوريک ممکن است در کليه نيز رسوب کرده و باعث ايجاد سنگ کليه گردد .

در اکثريت افراد ، نقرس بطور ابتدايي مفاصل شست پاها را درگير ميکند ، گاهي در حين بيماري ، ۷۵ درصد از بيماران دچار التهاب مفصل شست پا مي شوند . ضمناً نقرس مي تواند  قوزک ها ، پاشنه ها ، زانوها ، مچ دستها ، انگشتان ، آرنجها و ... را درگير نمايد .

بيماري در چهار مرحله گسترش مي يابد :

  • مرحله بدون علامت : در اين مرحله شخص دچار اسيداوريک بالاست ، ليکن علائمي ديده نمي شود . در اين مرحله معمولاً درماني لازم نيست .

  • مرحله نقرس حاد يا آرتريت حاد نقرسي : در اين مرحله ، هيپراوريسمي باعث رسوب کريستالهاي اسيداوريک در مفاصل مي شود که باعث درد شديد و تورم در مفاصل مي شود که گرمي و حرکات دردناک را نيز در بر دارد .

حملات حاد معمولاً در هنگام شب ايجاد مي شود و در اثر وقايع ساگوار استرس زا ، مصرف الکل و داروها و يا بيماريهاي ديگر تشديد مي شود . حملات اوليه در طي سه تا ۱۰ روز اوليه معمولاً برطرف مي شوند و حمله بعدي ممکن است ماه ها حتي سالهاي بعد عارض نشود .

  • نقرس : در واقع دورهاي بين حملات حاد مي باشد . در اين مرحله فرد بيمار علائمي ندارد و حرکات مفاصل نيز طبيعي است .

  • نقرس مزمن : در واقع ناتوان کننده ترين مرحله بيماريست و در طي يک مدت زمان طولاني گاهي ۱۰ سال ايجاد مي شود . در اين مرحله ، آسيب دائمي در مفاصل درگير ايجاد مي کند و حتي گاهي کليه ها را نيز درگير مي کند . با درمان مناسب ،‌اکثريت بيماران به اين مرحله پيشرفته وارد نمي شوند .

علل ايجاد نقرس

* عوامل خطر ايجاد نقرس عبارتند از :

  • ژنتيک که مي تواند نقش مهمي در ايجاد بيماري داشته باشد چرا که بيش از ۱۸ درصد از بيماران داراي سابقه خانوادگي هستند .

  • جنس و سن نيز از عوامل خطر براي ايجاد نقرس هستند . نقرس در مردان و در سنين بالا شايعتر است .

  • بالا بودن وزن احتمال ابتلا به هيپراوريسمي و نقرس را افزايش ميدهد .

  • مصرف بي رويه الکل

  • مصرف بيش از حد مواد غذائي پروتئيني

  • اختلالات آنزيمي که منجر به اختلال در تجزيه مواد پروتئيني مي شود .

  • تماس بيش از حد با سرب

بعضي از بيماريها و استفاده از بعضي از داروها ممکن است احتمال ابتلا به نقرس را افزايش دهد .

نقرس تقريباً در ۸۴۰ نفر در ۱۰۰۰۰۰ نفر ممکن است عارض شود . در کودکان و جوانان ناشايع است . مردان بزرگسال بين ۴۰ تا ۵۰ سالگي احتمال ابتلاي به نقرس را بيشتر از زنان قبل از يائسگي نشان مي دهند . افرادي که عضو اهدايي دريافت نموده اند احتمال ابتلاي به نقرس را بيشتر دارند .

* تشخيص :

تشخيص نقرس براحتي صورت نمي گيرد چرا که علائم کاملاً مبهم و گاهي بين چند بيماري مشترک هستند . اگر چه افراد مبتلا به نقرس ، هيپراوريسمي را نيز در طي بيماري خود نشان مي دهند ، گاهي در طي حملات حاد بيماري افزايش اسيد اوريک ( هيپراوريسمي )‌نداريم . هيپراوريسمي به تنهايي نمايانگر وجود نقرس نيست و در واقع اکثريت افراد با هيپراوريسمي دچار بيماري نقرس نمي شوند .

گاهي براي تشخيص نقرس ،‌لازمست پزشک از مايع بين مفصلي نمونه مايعي تهيه نموده و مورد آزمايش قرار دهد .

* علائم بيماري نقرس :

  • هيپراوريسمي

  • وجود کريستالهاي اسيد اوريک در مايع مفصلي

  • بيش از يکبار حمله حاد آرتريت

  • آرتريتي که بسرعت و در طي يک روز ايجاد مي شود و باعث قرمزي ،‌گرما و تورم مفصل ميشود .

  • آرتريت در يک مفصل مانند انگشتان پا ،‌قوزک يا زانو .

* درمان :

با درمان مناسب و صحيح اکثريت بيماران قادر به کنترل علائم خود هستند و براحتي به زندگي خود ادامه مي دهند . نقرس معمولاً با يک يا ترکيبي از چند درمان قابل کنترل است . هدف از درمان ، کاهش درد درحين حملات حاد ، جلوگيري از حملات آينده و پيشگيري از تشکيل رسوبات مفصلي ( tophi ) و سنگ هاي کليوي مي باشد . درمان معمولاً باعث جلوگيري از ناتوانيهاي جسمي مي شود .

* براي موفقيت در درمان نقرس :

  • داروها را به موقع و منظم استفاده نمائيد .

  • ساير داروهايي را که مصرف مي کنيد به اطلاع پزشک برسانيد .

  • رژيم غذايي مناسبي اتخاذ نمائيد و کمتر از رژيمهاي غذايي پرپروتئين حيواني استفاده نمائيد .

  • مايعات زياد بخصوص آب استفاده نمائيد .

  • تحرک کافي و ورزش مناسب داشته باشيد .

  • وزن خود را کنترل کنيد . البته رژيمهاي بسيار سخت باعث افزايش اسيداوريک خون مي شوند .

                                                                                                      


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

 

آرتريت‌ روماتوئيد عبارت‌ است‌ از يک‌ بيماري‌ طولاني‌ مدت‌ که‌ طي‌ آن‌ مفصل‌ به‌ همراه‌ عضلات‌، غشاهاي‌ پوشاننده‌ و غضروف‌ متأثر مي‌شوند. گاهي‌ چشم‌ و رگهاي‌ خوني‌ نيز درگير مي‌شوند. اين‌ بيماري‌ سه‌ برابر در زنان‌ شايعتر است‌ و معمولاً بين‌ سنين‌ 60-20 سالگي‌ رخ‌ مي‌دهد. حداکثر بروز آن‌ در سنين‌ 50-35 سالگي‌ است‌.

علايم‌ ‌ آرتريت‌ روماتوئيد
علائم مفصلي:
شروع‌ آهسته‌ يا ناگهاني‌ دارد و با علائم درد، تورم، گرمي، درد در هنگام حرکت و محدوديت حرکت مفصل‌ و درد به‌ هنگام‌ لمس و خشکي‌ صبحگاهي‌ در مفصل مبتلا‌ بروز مي‌کند. معمولا مفاصل محيطي را با توزيعي متقارن در گير مي‌کند. و التهاب به مرور زمان باعث تخريب غضروف مفصلي و ساييدگي استخوان و بدنبال آن تغيير شکل مفصل مي‌شود. البته سير آن مي‌تواند کاملا متغير باشد و ممکن است فقط يک بيماري خفيف و درگيري تعداد اندکي از مفاصل و يا يک التهاب پيشرونده شديد وجود داشته باشد. بيشتر مفاصل‌ بين بندي انگشتان و مفاصل کف دست‌، مچ‌ دست‌، آرنج‌، پا، و مچ‌ پا درگير مي‌شوند. گاهي اوقات مهره‌هاي گردني نيز درگير مي‌شوند.
علائم خارج مفصلي:
بيماران ممکن است دچار علائم سيستميک مانند تب، ضعف، خستگي زودرس، بي‌اشتهايي و کاهش وزن داشته باشند. گاهي برآمدگي‌هاي‌ زير پوست‌ به نام ندول يا گرههاي روماتوئيد ديده مي‌شود. و گاهي درگيري عروق و اعصاب پوست و يا ساير اعضاء بدن مثل کليه ، ريه، طحال، کبد، بيضه‌ها و غيره و درگيري چشمي و خوني وجود دارد.

علل‌
علل‌ بيماري ناشناخته‌ است‌، ولي‌ اين‌ بيماري‌ احتمالاً منشاِء خودايمني‌ دارد. سابقه خانوادگي‌ آرتريت‌ روماتوئيد يا ساير بيماريهاي‌ خودايمن، عوامل‌ ژنتيک‌، مثل‌ نقص‌ در دستگاه‌ خودايمني‌، جنس مونث در سنين‌ 50-20 سالگي، و استرس (استرس عاطفي‌ مي‌تواند باعث‌ شعله‌ور شدن‌ بيماري‌ شود) از عوامل‌ افزايش‌ دهنده‌ خطر بروز بيماري مي‌باشند. هيچ‌ روش‌ خاصي‌ براي‌ پيشگيري‌ وجود ندارد.

عوارض‌ احتمالي‌

    * تغيير شکل‌ مفصل‌ به‌ طور دايمي‌ و از کارافتادگي‌ بيمار
    * کم خوني متوسط‌
    * استئوپروز(پوکي استخوان)
    * داروهاي‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ مي‌توانند عوارضي‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند، مثل‌ مشکلات‌ در معده‌، و مشکلات‌ ناشي‌ از استفاده طولاني‌ مدت‌ از استروئيد.

تشخيص

    * آزمايش‌ خون، از جمله‌ بررسي‌ وضعيت‌ خود ايمني‌
    * عکس‌ برداري‌ از مفاصل‌. البته‌ تغييرات‌ مفصل‌ ممکن‌ است‌ تا مراحل‌ انتهايي‌ بيماري‌ نيز خود را در عکس‌ مفصل‌ نشان‌ ندهند.


درمان‌
بيماري‌ ممکن‌ است‌ خفيف‌ يا شديد باشد و اين‌ بيماري‌ در حال‌ حاضر درمان قطعي و دائمي نمي‌شود.‌، اما با تشخيص‌ زودهنگام‌، مي‌توان‌ درد بيمار را تخفيف‌ داد، از بروز ناتواني‌ و معلوليت‌ جلوگيري‌ به‌ عمل‌ آورد، و عمر طبيعي‌ توأم‌ با فعاليت را براي‌ بيمار به‌ ارمغان‌ آورد. با درمان‌ محافظه‌کارانه‌، علايم‌ در 75% بيماران‌ در عرض‌ يک‌ سال‌ بهبود مي‌يابند. اما حدود 10%-5% بيماران‌، عليرغم‌ درمان‌، نهايتاً معلوليت‌ پيدا خواهند نمود. داروهاي موثر در آرتريت‌ روماتوئيد عبارتند از:

    * داروهاي‌ ضد التهاب‌ غيراستروئيدي‌، از جمله‌ آسپيرين و ساير ساليسيلاتها


    * داروهاي‌ کورتوني که‌ معمولاً درد را به‌ طور سريع‌ و مؤثر براي‌ مدت‌ کوتاهي‌ برطرف‌ مي‌کنند، اما در استفاده‌ طولاني‌مدت‌، کمتر اثر بخش‌ هستند. اين‌ داروها ممکن است همچنين از تخريب‌ پيش‌ رونده مفصل‌ جلوگيري‌ کنند. توجه‌ داشته‌ باشيد که‌ تزريق‌ کورتيزون‌ به‌ داخل‌ مفصل‌ نيز درد را فقط‌ به‌ طور موقتي‌ بهبود مي‌بخشد. ولي گاهي‌ اثرات‌ جانبي‌ زيانباري‌ به‌ بار مي‌آورند.


    * داروهاي ضد روماتيسمي مانند ترکيبات‌ طلا، سولفاسالازين، پني‌سيلامين، کلروکين و ... .
    * داروهاي‌ سرکوب‌ کننده ايمني‌ مثل متوتروکسات و ... .
    * گاهي اوقات ممکن است در مفاصل شديدا آسيب ديده جراحي لازم باشد.


فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري

    * تا زماني‌ که‌ تب‌ و ساير علايم‌ شعله‌ور شدن‌ بيماري‌ ناپديد نگشته‌اند، در رختخواب‌ به‌ استراحت‌ بپردازيد، مگر براي‌ رفتن‌ به‌ توالت‌
    * پس‌ از آن‌ فعاليت خود را از سر بگيريد ، اما در طي‌ روز اوقاتي‌ را براي‌ استراحت‌ اختصاص‌ دهيد. هر شب‌ حداقل‌ 12-10 ساعت‌ بخوابيد. خود را زياده‌ از حد خسته‌ نکنيد.
    * به‌ هنگام‌ ايستادن‌، راه‌ رفتن‌، و نشستن‌، بدن‌ خود را راست‌ نگاه‌ داريد.
    * حتي‌المقدور به‌ طور فعال‌ ورزش‌ کنيد تا قدرت‌ عضلاني‌ و حرکت‌ مفصل‌ تا حد امکان‌ حفظ‌ شود. شدت‌ فعاليت را به‌ تدريج‌ به‌ حد توصيه‌ شده‌ برسانيد. ورزش‌ در استخر آب‌ گرم‌ براي‌ خشکي‌ مفاصل‌ خوب‌ است‌.
    * مفصل‌ معلول‌ شده‌ را بايد به‌ طور غير فعال‌ (بدون‌ استفاده‌ از عضلات‌ حرکت‌دهنده آن‌ مفصل‌) حرکت‌ داد تا بدينوسيله‌ از انقباض‌ دايمي‌ و جمع‌شدگي‌ عضلات‌ جلوگيري‌ شود.
    * يکي‌ رژيم‌ غذايي‌ عادي‌ و متعادل‌ داشته‌ باشيد. از روي‌ آوردن‌ به‌ رژيم‌هاي‌ مد روز براي‌ آرتريت‌، که‌ اتفاقاً زياد هم‌ هستند، خودداري‌ کنيد.
    * اگر چاق‌ هستيد وزن‌ خود را کم‌ کنيد. چاقي‌ باعث‌ وارد آمدن‌ فشار به‌ مفصل‌ مي‌شود.



آرتريت روماتوييد جوانان يا کودکان
آرتريت‌ روماتوييد کودکان عبارت‌ است‌ از يک‌ بيماري‌ التهابي‌ بافت‌ همبند، عمدتاً بافت‌ مفاصل‌، که‌ در کودکان‌ رخ‌ مي‌دهد. امکان‌ دارد با آرتريت‌ ناشي‌ از بيماري‌ لايم‌ اشتباه‌ شود. مفاصلي‌ که‌ درگير مي‌شوند معمولاً عبارتند از زانو، آرنج‌، مچ‌ پا، و گردن‌. التهاب‌ مي‌تواند عضلات‌ نزديک‌ مفصل‌، غضروف‌، و غشاهاي‌ پوشاننده مفصل‌ را نيز متأثر سازد. اين‌ بيماري‌ بين‌ سنين‌ 5-2 سالگي‌ آغاز مي‌شود، و اغلب‌ تا جواني‌ بهبود مي‌يابد. اين‌ بيماري‌ در دختران‌ چهار برابر شايع‌تر از پسران‌ است‌.

علايم‌ شايع‌

    * درد، تورم‌، و خشکي‌ در مفاصل‌ انگشتان‌ پا، زانو، مچ‌ پا، آرنج‌، شانه‌، يا گردن‌. درد ممکن‌ است‌ به‌ طور ناگهاني‌ يا تدريجي‌ آغاز شود و ممکن‌ است‌ در تنها يک‌، يا بسياري‌ از مفاصل‌ وجود داشته‌ باشد.
    * امکان‌ دارد کودک‌ بدون‌ اين‌ که‌ قادر به‌ توضيح‌ باشد، از راه‌رفتن‌ امتناع‌ کند.
    * دماي‌ بدن‌ هر روز و معمولاً در عصر تا حدود 4/39 درجه سانتيگراد بالا مي‌رود. تب‌ به‌ طور شايع‌ با بثورات‌ پوستي‌ و لرز همراه‌ است‌.
    * بي‌اشتهايي‌، کاهش‌ وزن‌
    * کم خوني
    * تحريک‌پذيري‌، بي‌حالي‌
    * تورم‌ گره‌هاي‌ لنفاوي‌
    * درد و قرمزي‌ چشم‌
    * درد قفسه صدري‌ به‌ قدري‌ شديد است‌ که‌ بر قلب‌ تأثير مي‌گذارد.

در 80%- 75% موارد، به‌ هنگام‌ بلوغ‌ يا اوايل‌ جواني‌، بيماري‌ به‌ کلي‌ فروکش‌ کرده‌ است‌.

    * هر حمله‌ معمولاً چند هفته‌ به‌ طول‌ مي‌انجامد و در طي‌ دوران‌ کودکي‌، بيماري‌ هر از چندگاهي‌ شعله‌ور مي‌شود و دوباره‌ فروکش‌ مي‌کند. علايم‌ را معمولاً مي‌توان‌ با درمان‌ تحت‌ کنترل‌ درآورد.




    * متأثر شدن‌ بافت‌هايي‌ غير از مفاصل‌، مثلاً التهاب‌ چشم‌، بزرگ‌ شدن‌ طحال‌، التهاب‌ پرده دور قلب‌ يا عضله قلب.
    * تغيير شکل‌ و به‌ هم‌ خوردن‌ ساختمان‌ مفصل‌ به‌ طور دايمي‌ ،عوارض‌ احتمالي‌


درمان‌

    * روان‌ درماني‌ يا مشاوره‌ براي‌ کمک‌ به‌ خانواده کودک‌، تا آنها بتوانند به‌ خوبي‌ از عهده بيماري‌ طولاني‌ مدت‌ کودک‌ برآيند. شايد مهمترين‌ عامل‌ در درمان‌ کودک‌ حمايت‌ عاطفي‌ از وي‌ باشد.
    * جراحي‌ براي‌ درست‌کردن‌ مفصل‌ تغيير شکل‌ يافته‌ (گاهي‌)
    * اگر تشک‌ کودک‌ سفت‌ نيست‌، يک‌ تخته ضخيم‌ چندلا زير تشک‌ قرار دهيد.
    * چشم‌ کودک‌ بايد حداقل‌ 2 بار در سال‌ معاينه‌ شود تا اگر التهابي‌ در چشم‌ وجود دارد زود تشخيص‌ داده‌ شود.
    * بسيار مهم‌ است‌ که‌ کودک‌ به‌ مدرسه‌ عادي‌ به‌ طور روزانه‌ برود. هر جا که‌ لازم‌ باشد، مدرسه‌ بايد خدمات‌ اضافي‌ براي‌ برآورده‌ کردن‌ نيازهاي‌ کودک‌ فراهم‌ کند.
    * آسپرين يا ساير داروهاي‌ ضد التهاب‌ غير استروييدي‌، براي‌ کاهش‌ درد و التهاب‌
    * امکان‌ دارد داروهاي‌ ديگري‌ چون‌ کورتيکواستروييد، نمک‌ طلا، يا ساير داروها تجويز شوند



فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري

    * به‌ هنگام‌ حمله‌، کودک‌ بايد در تخت‌ استراحت‌ کند، مگر براي‌ توالت‌، تا رماني‌ که‌ تب‌ و ساير علايم‌ تخفيف‌ يابند.
    * امکان‌ دارد براي‌ حفاظت‌ و حمايت‌ از مفصل‌ ملتهب‌ استفاده‌ از آتل‌ ضروري‌ باشد.
    * پس‌ از رفع‌ حمله‌، کودک‌ مي‌تواند به‌ تدريج‌ فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري هاي‌ عادي‌ را از سر بگيرد، البته‌ بايد در طي‌ روز ساعت‌هايي‌ را به‌ استراحت‌ بپردازد. کودک‌ نبايد زياد خسته‌ شود و هر شب‌ بايد حداقل‌ 12-10 ساعت‌ بخوابد.
    * فيزيوتراپي توصيه‌ خواهد شد. بعضي‌ از حرکات‌ را کودک‌ خود مي‌تواند انجام‌ دهد، و بعضي‌ از آنها را والدين‌ مي‌توانند براي‌ کودک‌ انجام‌ دهند. انجام‌ حرکات‌ توصيه‌ شده‌ مهم‌ است‌ زيرا کمک‌ مي‌کند تا درد و اثرات‌ ناتوان‌ کننده بيماري‌ به‌ حداقل‌ برسند.
    * به‌ دليل‌ تغييرات‌ دوره‌اي‌ علايم‌، گاهي‌ برنامه‌ فيزيوتراپي‌ نياز به‌ بازبيني‌ خواهد داشت‌.
    * به‌ طور کلي‌ از انجام‌ ورزش‌هايي‌ که‌ بدن‌ کودک‌ در معرض‌ ضربه‌ قرار مي‌گيرد بايد خودداري‌ شود، اما کودک‌ بايد تشويق‌ شود تا در ديگر فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري هاي‌ مدرسه‌، خانه‌ يا اجتماع‌ شرکت‌ کند

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

لوپوس از لحاط لغوي به معناي گرگ بوده و بعلت بثورات پوستي روي صورت که شبيه خط و خال صورت گرگ است اين نام گذاري صورت گرفته است .

لوپوس يک بيماري سيستم ايمني است که در آن سلولهاي ايمني بدن بر ضد سلولهاي بدن فعال شده و منجر به عوارضي در بدن مي شوند . از آنجا که سلولهاي ايمني بدن در هر نقطه از بدن وجود دارند در نتيجه اين بيماري مي تواند تمام ارگانهاي بدن را درگير نمايد .

اين بيماري معمولاً مزمن و داراي حالات عود و نهفتگي است . علائم بيماري بسيار متغير مي باشد و مي تواند محدود به علائم آزمايشگاهي بوده و يا بدون علائم باليني باشد . همچنين مي تواند به شکل شديد با گرفتاري اعضاي مختلف بدن باشد .

۹۰  درصد بيماران مبتلا به لوپوس خانم ها مي باشند . شيوع بيماري بيشتر در دهه دوم تا چهارم زندگي مي باشد . اگر چه بيماري مي تواند در هر سني تظاهر کند اما بيماري داراي زمينه ارثي است و شيوع اين بيماري در بستگان درجه يک فرد مبتلا بيشتر است .

 

* علل بيماري :

علت دقيق بيماري مشخص نيست اما فاکتورهاي ژنتيکي در استعداد ابتلا به بيماري نقش مهمي دارند . عوامل محيطي از جمله نور آفتاب مي تواند منجر به تشديد يا بروز بيماري شود . از عوامل مهم ديگر در بروز بيماري ، عوامل هورموني مي باشد . هورمونهاي زنانگي خصوصاً استروژن در ايجاد بيماري دخيل مي باشند . مصرف سيگار و رنگ مو نيز در ايجاد بيماري مؤثر است . بعضي داروها مثل سولفوناميد و پني سيلين منجر به شعله ور شدن لوپوس مي شوند . بعضي مواد غذائي ممکن است در تشديد بيماري لوپوس نقش داشته باشند . اين مواد شامل جوانه گياهان و کرفس مي باشند . عفونت هاي ويروسي يکي ديگر از عوامل مهم بروز لوپوس مي باشند .

 

* علائم :

شايعترين علامت بيماري درد دياتورم مفصل است که مي تواند حالت مزمن و يا عود کننده داشته باشد . درگيري مفصلي معمولاً چند مفصلي مي باشد . دردهاي عضلاني و تب در هنگام فعال بودن بيماري شايع است . علامت شايع ديگر ضايعات پوستي شبيه به بال پروانه بر روي گونه ها و پل بيني مي باشد که قرمز رنگ بوده و معمولاً به نور آفتاب حساس است . اين نوع درگيري پوستي معمولاً منجر به آسيب پوستي نمي شود و بعد از بهبودي هيچ اثري از آن به جا نمي ماند . از علائم ديگر ،‌ ريزش مو به همراه شکنندگي  مو مي باشد که هنگام فعاليت بيماري يا پس از دارو درماني ايجاد مي شود . در صورت عدم درمان مناسب ، بيماري منجر به نارسائي کليوي مي شود . بيماري هنگام فعاليت مي تواند منجر به کاهش سلولهاي مختلف در خون از جمله گلبول قرمز ، گلبول سفيد و يا پلاکت شود . از علائم ديگر بيماري مي توان از سقط هاي مکرر يا انعقاد خون در داخل عروق نام برد .

* پيشگيري:

بيماران مبتلا به لوپوس در مواقع شدت نور آفتاب بخصوص از ساعت ۱۱ صبح تا ۳ بعداز ظهر بايد از بيرون رفتن از منزل خودداري کنند . هنگام بيرون رفتن از منزل بايد از ضدآفتاب استفاده کنند . همچنين مصرف بعضي داروها مثل تتراسايکلين و داروهاي ضددرد مثل پيروکسيکام مي توانند در تشديد حساسيت به نور آفتاب مؤثر باشند ؛ لذا اين بيماران بايد کمتر از اين داروها استفاده نمايند .

بعلت نقص در سيستم دفاعي اهميت عفونت در اين بيماران بسيار زياد مي باشد . لذا تمام بيماران مبتلا به لوپوس قبل از دستکاري هاي دنداني بايد براي پيشگيري ، آنتي بيوتيک مصرف کنند . بهتر است تمام بيماران مبتلا به لوپوس ، سالانه واکسن آنفلوانزا و يک بار واکسن پنوموکوک را براي ايمن سازي در برابر اين بيماري ها دريافت کنند .

با توجه به اينکه بيماران مبتلا به لوپوس غالباً خانم و در سنين باروري هستند و داروهاي جلوگيري حاوي هورمون استروژن مي تواند منجر به تشديد بيماري شود ، بايد از روشهاي ديگر جلوگيري از بارداري استفاده کنند . همچنين با توجه به تشديد بيماري به دنبال حاملگي لازم است قبل از بارداري ، بيماري کنترل شده باشد و پزشک مربوط اجازه بارداري را داده باشد .

کنترل دقيق فشار خون ، قند و چربي در اين بيماران الزامي است ، زيرا عدم کنترل آن مي تواند منجر به تصلب شرائين در اين بيماران شود .


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

 

آنژیوادم (به انگلیسی: Angioedema) عبارت است از ادم پوست، بافت زیر جلدی، مخاط و زیر مخاط. آنژیوادم بسیار شبیه کهیر است ولی بافتهای عمقیتری را درگیر می‌سازد. در گذشته به آن ادم آنژیونوروتیک نیز می‌گفتند.

بیماریزایی

اغلب بیماری به دلیل حساسیت (مثلا به گرده گل، نیش حشرات و یا برخی مواد غذایی) ایجاد می‌شود ولی ممکن است عارضه جانبی برخی از داروها از جمله مهارکننده‌های آنزیم تبدیل کننده آنژیوتانسین (ACE inhibitors) ویا ارثی (اتوزومال غالب) باشد.

 علائم بالینی

معمولا صورت، لبها، دهان و زبان در عرض چند دقیقه تا چند ساعت متورم می‌شوند. گاه دستها، حلق و دستگاه گوارش نیز درگیر می‌شوند. ممکن است ادم همراه با خارش باشد.

درمان

اگر آنژیوادم در حلق و مسیر راههای هوایی اتفاق بیفتد به دلیل احتمال انسداد تنفسی یک اورژانس پزشکی است. درمان با لوله گذاری تراشه (انتوباسیوناپی نفرین، کورتیکواستروئید و پلاسمای تازه منجمد شده (FFP) است.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

   

آنافيلاكسي‌ (شوك‌ آلرژيك‌) عبارت‌ است‌ از يك‌ پاسخ‌ آلرژيك‌ شديد به‌ داروها و بسياري‌ از مواد آلرژي‌زاي‌ ديگر كه‌ زندگي‌ فرد را به‌ خطر مي‌اندازد. آن‌ دسته‌ از واكنش‌هاي‌ آلرژيكي‌ كه‌ تقريباً بلافاصله‌ رخ‌ مي‌دهند معمولاً شديدتر هستند.


علايم‌ شايع‌
امكان‌ دارد علايم‌ زير در عرض‌ چند ثانيه‌ يا چند دقيقه‌ پس‌ از مواجهه‌ با ماده‌اي‌ كه‌ به‌ آن‌ آلرژي‌ شديدي‌ داريد رخ‌ دهند:
حالت‌ سوزن‌ سوزن‌ شدن‌ يا كرختي‌ اطراف‌ دهان‌
عطسه‌
سرفه‌ يا خس‌خس‌
تورم‌ صورت‌ و دست‌ها
احساس‌ اضطراب‌
نبض‌ ضعيف‌ و سريع‌
دل‌ پيچه‌ در ناحيه‌ معده‌، استفراغ‌، و اسهال‌
خارش‌ در تمام‌ بدن‌ و اغلب‌ همراه‌ با كهير
اشك‌ ريزش‌
احساس‌ گرفتگي‌ در سينه‌؛ مشكل‌ در نفس‌ كشيدن‌
تورم‌ يا خارش‌ در دهان‌ يا گلو
تپش‌ قلب‌
غش‌
از دست‌ دادن‌ هوشياري


علل‌
بدنبال خوردن‌ يا تزريق‌ ماده‌اي‌ كه‌ به‌ آن‌ حساس‌ هستيد، پاسخ‌ آلرژيكي‌ كه‌ براي‌ خنثي‌ كردن‌ يا خلاص‌ شدن‌ از شر اين‌ ماده‌ از سوي‌ بدن‌ داده‌ مي‌شود ،خود منجر به‌ بروز يك‌ نوع‌ واكنش‌ بسيار بيش‌ از حد عادي‌ شده‌ كه‌ گاهي‌ زندگي‌ را نيز در معرض‌ خطر قرار مي‌دهد. آن‌ چيزهايي‌ كه‌ بيشتر باعث‌ بروز اين‌ گونه‌ واكنش‌ مي‌شوند عبارتند از:
انواع‌ داروها به‌ خصوص‌ پني‌سيلين‌.احتمال حساسیت دادن شکل  تزريقی‌ دارو بيشتر از شکل قرص‌ ، كپسول‌ يا قطرۀ همان داروست.
گزش‌ يا نيش‌ حشرات‌ مثل‌ انواع‌ زنبور، مورچه‌هاي‌ گزنده‌، و برخي‌ عنكبوت‌ها
واكسن‌ها
گرده‌ گياهان‌
موادي‌ كه‌ در بعضي‌ از انواع‌ عكس‌برداري‌ تزريق‌ مي‌شوند.
غذاها، به‌ خصوص‌ تخم‌مرغ‌، باقلا، لوبيا، غذاهاي‌ دريايي‌، و ميوه‌ها
ورزش‌


عوامل افزایش دهندۀ احتمال حساسیت:
سابقه‌ آلرژي‌ خفيف‌ به‌ چيزهايي‌ كه‌ در بالا ذكر شد.
سابقه‌ اگزما، تب‌ يونجه‌، يا آسم‌


پيشگيري‌
اگر سابقه‌ آلرژي‌ داريد:
پيش‌ از پذيرفتن‌ هرگونه‌ دارو، مطلب‌ را به‌ پزشك‌ يا دندانپزشك‌ گوشزد كنيد. پيش‌ از اينكه‌ تزريقي‌ براي‌ شما انجام‌ شود، از ماهيت‌ آن‌ مطلع‌ شويد.
هميشه‌ و در همه‌ جا يك‌ كيت‌ آنافيلاكسي‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشيد. مطمئن‌ شويد كه‌ خانواده‌تان‌ طريقه‌ استفاده‌ از كيت‌ را بلدند تا وقتي‌ واكنش‌ در شما بروز كرد بتوانند از آن‌ استفاده‌ كنند.
اگر به‌ گزش‌ حشرات‌ آلرژي‌ داريد، به‌ هنگام‌ بيرون‌ رفتن‌ لباس‌هاي‌ محافظتي‌ بپوشيد.
هميشه‌ يك‌ دست‌بند يا گردن‌ آويز مخصوص‌ داشته‌ باشيد كه‌ روي‌ آن‌ آلرژي‌ شما مشخص‌ باشد.
هميشه‌ پس‌ از تزريق‌ هرگونه‌ دارو، تا 15 دقيقه‌ در مطب‌ پزشك‌ بمانيد. هرگونه‌ علامت‌ آلرژي‌ را فوراً اطلاع‌ دهيد.
يكي‌ از روش‌هايي‌ را كه‌ مي‌توانيد مدنظر قرار دهيد عبارت‌ است‌ از تزريق‌ ماده‌اي‌ كه‌ به‌ آن‌ حساسيت‌ داريد به‌ روشي‌ مخصوص‌ و تدريجي‌ به‌ طوري‌ كه‌ حساسيت‌ شما به‌ تدريج‌ برطرف‌ شود (نام‌ ديگر اين‌ روش‌ حساسيت‌زدايي‌ است‌).


عواقب‌ مورد انتظار
با درمان‌ فوري‌ و به‌ موقع‌، كاملاً بهبود مي‌يابيد.


عوارض‌ احتمالي‌
در صورت‌ عدم‌ درمان‌ فوري‌ و به‌ موقع‌، امكان‌ دارد آنافيلاكسي‌ منجر به‌ شوك‌، ايست‌ قلبي‌، و مرگ‌ شود.


درمان‌
اگر علايم‌ آنافيلاكسي‌ را در فردي‌ مشاهده‌ كرديد و ديديد كه‌ تنفس‌ وي‌ متوقف‌ شد: ـ اورژانس‌ را خبر كنيد يا به‌ فرد ديگري‌ بگوييد اين كار را انجام‌ دهد. (اگر اين‌ اتفاق‌ براي‌ يك‌ كودك‌ افتاده‌ است‌، قبل‌ از خبر كردن‌ اورژانس‌، اقدامات‌ احيا را به‌ مدت‌ يك‌ دقيقه‌ انجام‌ دهيد.) ـ فوراً تنفس‌ دهان‌ به‌ دهان‌ را آغاز كنيد. ـ اگر قلب‌ ضربان‌ ندارد، ماساژ قلبي‌ بدهيد. ـ تا زماني‌ كه‌ كمك‌ نرسيده‌ است‌، عمليات‌ احيا را ادامه‌ دهيد.
هر گاه‌ دارويي‌ را مصرف‌ مي‌كنيد، نسبت‌ به‌ امكان‌ بروز واكنش‌ آلرژيك‌ هوشيار باشيد و آمادگي‌ اين‌ را داشته‌ باشيد كه‌ به‌ محض‌ بروز علايم‌ اقدامات‌ لازم‌ را انجام‌ دهيد. اگر قبلاً دچار واكنش‌ آلرژيك‌ شديد شده‌ايد، هميشه‌ كيت‌ آنافيلاكسي‌ همراه‌ داشته‌ باشيد.
درمان‌ طولاني‌ مدت‌ مستلزم‌ حساسيت‌زدايي‌ است‌.


داروها
تزريق‌ اپي‌نفرين‌ (آدرنالين‌) تنها درمان‌ فوري‌ مؤثر است‌.
داروهايي‌ مثل‌ آمينوفيلين‌، كورتيزون‌، يا آنتي‌هيستامين‌ها، كه‌ پس‌ از آدرنالين‌ تزريق‌ مي‌شوند، جلوي‌ بازگشت‌ علايم‌ حاد را مي‌گيرند.


فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
به‌ محض‌ بهبود علايم‌ حمله‌، فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري هاي‌ عادي‌ خود را از سر بگيريد. اما اگر علايم‌ دوباره‌ برگشتند، بايد 24 ساعت‌ تحت‌نظر باشيد.


رژيم‌ غذايي‌
از خوردن‌ غذاهايي‌ كه‌ به‌ آنها آلرژي‌ داريد خودداري‌ كنيد.


درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ تان علايم‌ آنافيلاكسي‌ را بروز داده‌ايد. اين‌ يك‌ اورژانس‌ است‌! فوراً درخواست‌ كمك‌ اورژانس‌ نماييد.
اگر دچارعلايم‌ جديد و نامنتظره‌ بروز كرده‌اند. داروهاي‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممكن‌ است‌ عوارض‌ جانبي‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

 

کودکان سراسر دنيا همواره تمايل خاصي به نگهداري انواع پرندگان و جانوران در منزل و محيط اطراف خود دارند که متاسفانه بايد اعتراف کرد تقريبا همگي آنها قادرند بيماريهاي مختلف حيواني را به انسان منتقل کنند . جانوراني همچون سگ ، گربه ، خرگوش ، گاو ، گوسفند ، اسب ، کبوتر ، طوطي ، قناري و ساير جانوران مشابه همگي ، در صورتي که در تماس مستمر کودکان باشند ، قادرند بيماريهاي گوناگون قارچي و انگلي و باکتريايي و ويروسي را از راه تماس پوستي و يا دهاني به انسان منتقل کنند .

بيماري خراش گربه نيز از بيماريهاي شايع در جهان است که همواره در منازل رخ مي دهد . اين بيماري در نزد افراد مذکر شايعتر است و در فصلهاي پاييز و زمستان در هواي معتدل بيشتر بروز مي کند . در اين بيماري نوعي ميکروب به صورت باسيل دخالت دارد .

انتقال بيماري در بيش از 90 درصد موارد در اثر پنجه زدن و گاهي ليس زدن بچه گربه به بدن کودک است وگهگاه نيز توسط سگها و يا خار و تراشه هاي چوب که با سگ و گربه در ارتباط بوده منتقل مي شود .

تظاهرات باليني:

معمولا 3 تا 10 روز پس از تماس انسان با يک گربه ، پا پول و يا يک ضايعه ي پوستي در منطقه آسيب ديده شده ايجاد مي شود و سپس به غده هاي لنفاوي سر و گردن و زير بغل کشيده شده و غدد لنفاوي را بزرگ کرده و دردناک مي شود . گاهي تب و بيحالي و ضعف نيز مشاهده مي شود .

التهاب مغز ( آنسفاليت ) وعصب وضايعات کبدي وطحال وپوستي نيز از ساير عوارض اين بيماري است .

تشخيص :

داشتن سابقه بيماري براي فردي که در تماس با گربه بوده واز گاز گرفتگي وپنجه زدن شکايت دارد مي تواند کمک کننده باشد به ويژه اگر يک غده لنفاوي نيز در نزديکي آن ناحيه بزرگ شده باشد . آزمايشات ديگري چون تست پوستي ناحيه ي خراش ويا رنگ آميزي « باسيل » با نقره در زير ميکروسکوپ نيز به تشخيص بيماري کمک مي کند .

درمان:

در صورت بروز علائم بايد از کپسول ريفامپين و يا سيپروفلوکساسيلين و يا کوتريمو کسازول و جنتامايسين استفاده کرد . غدد لنفاوي به صورت خود به خود پس از 2 تا 4 ماه بهبود مي يابند . اين بيماري مسري نيست و فقط فرد بيمار را گرفتار مي کند .


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

 

 

این انگل هم به شکل کرم نبوده بلکه به صورت تک یاخته است و در رودة کوچک زندگی می کند .اندازه این تک یاخته بین یک صدم تا دو صدم میلی متر بوده و به شکل گلابی است. ژیاردیا که به آن انگل خونخوار هم می گویند دارای یک صفحه مکنده می باشد که با کمک آن می تواند به دیوارة روده بچسبد. هنگامی که شرایط زندگی برای انگل نامساعد بشود تاژک های مو مانند خود را از دست داده ، به شکل گرد در می آید.
انتقال بیماری :
ژیاردیا انتشار جهانی دارد و باعث آلودگی انسان ،سگ و موش می شود. به دلیل حساسیت ویژه بچه ها انگل بیشتر در بچه های مدرسه رو دیده می شود . با این حال در بزرگسالان و افراد با تغذیه خوب و حتی ورزشکاران هم دیده شده است.
انتقال به وسیله آب یا خوراک آلوده به انگل انجام می شود. آلودگی منابع آب آشامیدنی شهر با فاضلاب و خوراکی های دستمالی شده با دست آلوده از مهمترین راههای انتقال هستند.
نشانه های بیماری :
افراد گوناگون از نظر پاسخ به آلودگی با انگل با یکدیگر تفاوت دارند. عده ای بدون علامت هستند، در برخی دیگر بیماری حاد و با آغازی ناگهانی است.اسهال با فشار ، مدفوع آبکی بسیار بدبو و گازدار ، تهوع و استفراغ ، بی اشتهایی ، نفخ و دل درد از نشانه های بیماری است. در پاره ای دیگر بیماری به صورت مزمن در می آید این اسهال دیر پا ماهها به درازا کشیده ، خود را به صورت سوء جذب ویتامین ها و چربی ها نشان می دهد .کاهش وزن ،نفخ و بزرگی شکم ، دل درد ، اسهال نامنظم و چرب ، گاهی ورم و زخم روده از دیگر نشانه های آن است.
تشخیص :
به دلیل دفع متناوب انگل ، آزمایش مدفوع باید سه بار انجام بپذیرد تا انگل در زیر میکروسکوپ دیده بشود.
درمان :
داروهای گوناگونی مانند فورازولیدن ، مترونیدازول ، کیناکربن و تینی دازول در درمان انگل خو نخوار به کار رفته است. مدت درمان و میزان داروی دریافتی (دوز دارو) به وسیله پزشک درمانگر تعیین می شود.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

       


سوزاک نوعي بيماري عفوني است که عامل آن باکتري است. اين بيماري از طريق فعاليت جنسي منتقل شده و مي تواند گردن رحم، لوله مجراي ادرار، انتهاي روده بزرگ و مقعد را آلوده کند.
نشانه ها و علايم بيماري علايم اين بيماري مي تواند بين ? تا ?? روز پس از ابتلا ظاهر شود. البته گاهي نيز اين بيماري علايم مشخصي از خود نشان نمي دهد. نشانه هاي اين بيماري در مردان بارزتر از زنان است.
علايم بيماري در زنان اين علايم مي تواند شامل موارد زير باشد:
* تغيير کردن ترشحات مهبل. اين تغييرات مي تواند شامل افزايش ترشحات، تغيير رنگ به زرد يا متمايل به سبز و ايجاد بوي تند باشد.
* احساس درد يا سوزش هنگام ادرار کردن

 * سوزش يا ترشح از مقعد


علايم بيماري در مردان اين علايم مي تواند شامل موارد زير باشد:
* دفع ترشحات سفيد يا زردرنگ از آلت

* سوزش يا ترشح از مقعد

* التهاب بيضه ها و غده پروستات
چگونگي سرايت بيماري اين بيماري با فعاليتهاي جنسي نافذ (يعني ادخال آلت در مهبل، دهان يا مقعد) منتقل مي شود. البته گاهي نيز ممکن است
با روشهاي زير سرايت کند:

* تحريک مقعد همسر با استفاده از زبان و دهان

* آلوده شدن انگشتان از تماس با مهبل، مقعد يا دهان آلوده و انتقال آن به اعضاي مشابه
آزمايشهاي طبي براي تشخيص بيماري

* معاينه اي از ناحيه تناسلي که توسط پزشک يا پرستار انجام مي شود.

* با استفاده از يک دستمال پنبه اي-پشمي يا اسفنجي نمونه هايي از قسمتهايي که ممکن است آلوده باشند (دهانه رحم، مجراي ادرار يا مقعد) گرفته مي شود.
* درمورد خانمها يک معاينه درون مهبلي انجام مي شود.

* نمونه اي از ادرار گرفته مي شود.
هيچ يک از اين آزمايشها توام با درد نيست اما گاهي ممکن است راحت نباشد.

چنانچه فعاليت جنسي از طريق مقعد داشته ايد بايد آن را به پزشک گفته تا نمونه اي از انتهاي روده بزرگ تهيه کند. همچنين اگر فعاليت جنسي از طريق دهان داشته ايد آن را با پزشک در ميان بگذاريد. چنانچه تصور مي کنيد در معرض ابتلا به سوزاک قرار داشته ايد مي توانيد آزمايش انجام دهيد.
تشخيص و درمان نمونه هاي گرفته شده هنگام معاينه، براي بررسي وجود عفونت زير ميکروسکپ مشاهده مي شوند.

در برخي از مراکز درماني نتيجه آن بلافاصله آماده مي شود. نمونه دومي هم به آزمايشگاه ارسال شده که نتيجه آن معمولا درعرض يک هفته آماده مي شود. درمان آن ساده و در عين حال ضروري است.

براي بيمار داروي آنتي بيوتيک به شکل قرص، شربت يا آمپول تجويز مي شود. چنانچه به آنتي بيوتيکها حساسيت داشته يا احتمال مي دهيد که باردار باشيد بايد آن را با پزشک درميان بگذاريد. همچنين کامل کردن دوره درمان نيز ضروري است.
چنانچه ابتلاي به سوزاک در شما تاييد شد، ممکن است از شما خواسته شود که با يک مشاور درماني ملاقات کنيد تا درباره اين عفونت با شما صحبت کرده و به پرسشهاي شما پاسخ دهد. احتمالا وي درباره همسرتان پرسشهايي را مطرح مي کند تا در صورت لزوم وي تحت معاينه و درمان قرار گيرد.
تا مراجعه مجدد به مرکز درماني و اطمينان از برطرف شدن کامل عفونت توسط پزشک بايد از تماس جنسي خودداري کنيد. در اين مدت پزشک يا مشاور درماني به شما خواهد گفت که چه نوع فعاليتهاي جنسي را مي توانيد انجام دهيد.
برخي از انواع سوزاک، خصوصا اگر در خارج از کشور به اين بيماري مبتلا شده باشيد، دربرابر آنتي بيوتيکهاي خاصي مقاوم اند. ولذا براي اطمينان از برطرف شدن عفونت آزمايشهاي ديگري نيز انجام مي شود. اگر عفونت برطرف نشده بود آنتي بيوتيکهاي متفاوتي براي شما تجويز مي شود.
عوارض بيماري
(الف) در زنان: چنانچه اين بيماري به موقع درمان نشود مي تواند منجر به بيماري التهاب لگن خاصره (پي آي دي) شود. اين التهاب مربوط به لوله هاي فالوپين (لوله هاي رابط تخمدانها و رحم) است که باعث بروز تب، درد زير شکم و درد پشت مي شود. آميزش جنسي هم ممکن است همراه با ناراحتي باشد.

بيماري التهاب رحمي مي تواند باعث نابارور شدن زن يا حاملگي خارج از رحم شود. اگر موقع زايمان به اين بيماري مبتلا باشيد ممکن است عفونت به کودک منتقل شده و احتمال تولد نوزاد با عفونت گونوکوکال چشم وجود دارد. اين عفونت را بايد با آنتي بيوتيکها مداوا کرد زيرا مي تواند سبب نابينايي نوزاد شود. بنابراين بهتر است پيش از تولد، به درمان اين بيماري پرداخت.
(ب) در مردان: سوزاک مي تواند باعث التهاب و دردناک شدن بيضه ها و غده پروستات شده و چنانچه مداوا نشود ممکن است باعث تنگ شدن يا تورم مجراي ادرار گردد.
پس از درمان اين بيماري بايد مواظب باشيد تا مجددا در معرض آلودگي آن قرار نگيريد. همواره بايد به خاطر داشت که استفاده از کاندوم هنگام آميزش جنسي، خطر سرايت بيماريها و عفونتهاي مقاربتي را کاهش مي دهد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

 

سلولیت به تجمع بد شکل چربی‌هایی گفته می‌شود که در سوخت و ساز آنها اختلال به وجود آمده است. ‌این چربی‌ها به همراه برخی مواد سمی در زیر پوست رسوب می‌‌کنند که این مشکل بیشتر در خانم ها رایج است.. سلولیت تنها در  خانم‌هایی که اضافه وزن دارند یا چاق هستند  وجود ندارد ، بلکه زنان لاغر و یا آنهایی که از وزن‌ایده‌آلی برخوردارند نیز ممکن است سلولیت داشته باشند. بین 85 تا 98 درصد خانم‌ها در سراسر دنیا با هر نژاد و رنگی از رسوب نا خواسته‌اینچربی‌ها شکایت دارند.

خانم‌های عزیز  درآیینه نگاهی به پا‌ها و ران‌هایتان  بیندازید. آیا فرورفتگی‌هایی را دراین نواحی مشاهده می‌کنید؟به این ظاهر پوست پرتقالی سلولیت گفته می‌‌شود.سلولیت به طور عمده از چربی‌هایی تشکیل شده است که در بافت همبند زیر پوست ذخیره می‌‌شوند.این چربی‌ها به صورت کیسه‌های کوچکی در زیر بافت همبند در کفل‌ها، ران‌ها، کشاله ران‌ها، پشت با زو‌ها و حتی در بعضی موارد در سینه‌ها به ‌صورت بد شکلی رسوب می‌‌کنند و‌این بافت را تحت فشار قرار می‌‌دهند و باعث می‌‌شوند که اندام‌تان ظا هر پوست پرتقالی پیدا کند. اغلب به همراه این چربی‌ها برخی از مواد سمی ‌‌هم رسوب می‌‌کنند.

 چرا سلولیت  در مرد‌ها تشکیل نمی شود؟

مرد‌ها به دلیل طرز قرار گرفتن فیبر‌های بافت همبند در زیر پوست‌شان وبه این  دلیل‌ که پوست محکم‌تری دارند سلولیت ندارند.‌این فیبر‌ها به جای‌اینکه به‌صورت متقاطع قرار گیرند،به‌صورت عمود بر پوست قرار گرفته‌اند و به همین دلیل تشکیل سلولیتی چربی هرگز در زیرپوست‌شان اتفاق نمی‌‌افتد.دلیل دیگر هورمون‌ها هستند..هورمون‌ها یکی از عوامل عمده در تنظیم و تعدیل سوخت وسازو ذخیره چربی‌ها در زیر پوست می‌باشند. زنان در دوران بلوغ، سندرم پیش ازقاعدگی،یائسگی و در ماه‌های اول استفاده از قرص‌های دبارداری دچار تغییرات هورمونی می‌شوند و به همین دلیل است که اغلب زنان لاغر و یا دارای وزن مناسب هم سلولیت دارند و فقط چاق‌ها و یا زنان دارای اضافه وزن از سلولیت شکایت ندارند.

از دیگر دلایل تشکیل سلولیت:

تحرک و ورزش نکردن: تحرک و ورزش باعث بهبود خون‌رسانی به بافت چربی زیرپوستی وسوخت و ساز بهتر چربی‌ها می‌شود. توارث: بدین معنی که  اگر مادر شما سلولیت دارد شما هم احتمالا‌این فرورفتگی‌های بد شکل را در اندام‌های خود خواهید یافت.
نوشیدن ناکافی آب: توصیه می‌شود روزانه شش تا هشت لیوان آب بنوشید.
خوردن غذا‌های چرب و ناسالم از نظر تغذیه‌ای
سیگار کشیدن
جریان ناکافی سیستم لنفاوی
جریان ناکافی خون در ناحیه زیر پوستی
در معرض نور آفتاب قرار گرفتن به مقدار زیاد
بعضی از آلرژی‌های غذایی
پیروی از رژیم‌های غلط غذایی به منظور لاغر شدن

 توصیه‌هایی برای کاهش و یا  ر‌هایی از سلولیت:

 از نوشیدنی‌های شیرین (محتوی شکر) بپرهیزید و به جای آن آب بنوشید.از خوردن غذا‌های آماده وسایر غذا‌های چرب اجتناب کنید و در عوض مقدار زیادی سبزی و میوه تازه مصرف کنید.از مصرف بیش از اندازه قهوه، شکلات و شیرینی پرهیز کنید و مطمئن شوید که رژیم غذایی شما از فیبرکافی(30گرم در روز) برخوردار است.

ورزش‌های قلبی عروقی را به طور مرتب انجام دهید.ورزش‌های قلبی عروقی ورزش‌هایی هستند که ضربان قلب را به اندازه 65 تا 90 درصد بیشترین تعداد آن بالا می‌برند. (بیشترین تعداد ضربان قلب با کسر سن از عدد 220 تعیین می‌شود به‌طور مثال اگر شما 20ساله باشید بیشترین توان قلبی شما برابر20-220=200ضربان است و 65 درصد  آن برابر 130ضربان است.)بهترین زمان برای انجام‌ اینگونه ورزش‌ها برای حداکثر کاهش در چربی٬ صبح‌ها قبل از خوردن هرگونه غذاست و از نمونه ‌این ورزش‌ها می‌توان به پیاده‌روی، دویدن، پیاده‌روی تند، شنا، دوچرخه‌سواری، اسکیت کردن، قایقرانی با پارو، طناب زدن، اسکی کردن و غیره اشاره کرد. هرگونه فعالیت ورزشی را با مشورت پزشکتان انجام دهید و طی یک دوره زمانی بر شدت و مدت ورزش خود بیفزایید.

اگر نمی‌توانید برنامه ورزشی منظمی‌ ‌در داخل یا خارج از خانه داشته باشید، حداقل یک سری تمرینات تنفسی منظم را انجام دهید. مثل تنفس عمیق. بهترین زمان برای تنفس عمیق صبح‌ها بعد از بیدار شدن، شب‌ها قبل از خواب و یا حداقل یک‌بار در طول روز است. تنفس عمیق از استرس‌تان می‌‌کاهد، باعث می‌شود در طول روز انرژی بیشتری داشته باشید و احساس آرامش بیشتری بکنید. برای تنفس عمیق، به مدت پنج ثانیه ریه‌های خود را از هوای تازه پر کنید سپس به مدت 20 ثانیه نفس خود را نگه دارید و بعد نفس خود را به آرامی ‌‌در عرض مدت 10 ثانیه بیرون دهید. این کار را 15 بار تکرار کنید.
  سیگار را ترک کنید یا حداقل کمتر سیگار بکشید

 استرستان را کم کنید.
 از مصرف دارو‌های غیر ضروری اجتناب کنید به‌ویژه: قرص‌های کاهش وزن،Pills
-PEP( قرص‌های انرژی زا)، قرص‌های دیورتیک(ادرار آور)، قرص‌های مسهل و قرص‌های خواب آور.
 می‌توانید از لوسیون‌ها و یا کرم‌هایی که برای درمان سلولیت مناسب‌اند استفاده کنید.قبل از استفاده اجزای تشکیل دهنده آنها را بخوانید و در صورتی که به آنها حساسیت ندارید از آنها استفاده کنید.
  مصرف نمک و غذا‌های شور را به حداقل برسانید.

 چه روش‌های دیگری برای درمان سلولیت وجود دارد؟

  یک نوع وسیله به نام Endermologie machinدر کشور فرانسه اختراع شده که از رول‌ها و غلطک‌های خاصی تشکیل شده است و باعث ماساژ عمقی پوست می‌شود.‌ این ماساژ جریان خون زیر پوستی را افزایش داده و مواد سمی‌‌را از نواحی دارای سلولیت خارج می‌کند.
 روش ابداعی کشور اتریش وکیوم تراپی است.در‌این روش شما لباس ویژه‌ای را که فقط مناسب اندازه بدن شماست می‌پوشید و به مدت تقریبا یک ساعت و نیم ساعت روی تردمی‌ل ورزش می‌کنید. اگر شما از بیماری قلبی و یا سایر مشکلات عروقی رنج می‌برید ‌این روش مناسب شما نیست.
 ممکن است شما اصلا اضافه وزن نداشته باشید ولی سلولیت داشته باشید. در‌این صورت روش
Ioni thermic
را امتحان کنید. در ‌این روش از گرما به همراه ‌ایمپالس‌های الکتریکی برای درمان سلولیت استفاده می‌شود.
 گران‌ترین روش درمانی که در کشور ما هم انجام می‌شود جراحی زیبایی مثل لیپوساکشن است. این روش خطراتی مثل تشکیل لخته خون دارد و در ضمن برای همه قابل توصیه نیست. کسانی که ازاین روش استفاده می‌‌کنند باید با پزشکان مجرب درباره خطرات و عوارض آن مشورت کرده و با آگاهی کامل ‌این روش را انتخاب کنند.
در پایان خاطر نشان می‌کنم که درمان آسان و معجزه آسایی برای سلولیت وجود ندارد،اما با پیروی از توصیه‌های گفته شده به سوی سلامتی حرکت خواهید کرد


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

   

آریتمی ها ضربان های غیر طبیعی هستند، که موجب می شوند قلب خیلی سریع (تاکی کارد) یا خیلی آهسته ( برادی کارد ) بزند و پمپاژ غیر مؤثر داشته باشد.

آریتمی ها خیلی شایع هستند و میلیونها نفر را در جهان درگیر می کنند. آنها علت اصلی مرگ ناگهانی قلبی در ایالات متحده هستند. سالیانه موجب ۰۰۰/۴۰۰ مرگ می شوند. فیبریلاسیون دهلیزی شایعترین شکل آریتمی در آمریکاست که تقریباً ۵/۲ میلیون نفر به آن مبتلا هستند.

فیبریلاسیون دهلیزی شایعترین ریتم غیر طبیعی در افراد مسن می باشد.

آریتمی ها در اثر اختلال سیستم هدایت الکتریکی طبیعی قلب و بیماریهای قلبی ایجاد

می شوند. بطور طبیعی، چهار حفره قلب ( دو دهلیز دو بطن ) به صورت کاملاً اختصاصی و هماهنگ منقبض می شوند :

▪ سیگنالی که به قلب می رسد تا بصورت هماهنگ منقبض شود یک ایمپالس الکتریکی است که از گره سینوسی – دهلیزی شروع می شود که در واقع باتری طبیعی بدن می باشد.

▪ سیگنال، گره سینوس – دهلیزی را ترک کرده و در طول دو دهلیز حرکت می کند و آنها را تحریک می کند تا منقبض شوند. سپس، سیگنال در طول گره دیگری ( گره دهلیزی بطنی) حرکت می کند و در نهایت از بطنها گذشته آنها را تحریک می کند تا بصورت هماهنگ منقبض شوند.

اختلال در هر جای این سیستم هدایتی می تواند روی دهد و آریتمی های مختلفی ایجاد می کند. اختلال در عضله قلب نیز می تواند وجود داشته باشد که باعث می شود تا به سیگنال بصورت متفاوتی پاسخ دهد یا موجب انقباض بطنها بصورت غیر وابسته و خود مختار شود.

تحت بعضی شرایط تقریباً تمام بافت قلبی قادر به ایجاد ضربان قلب هستند و می توانند به عنوان باتری عمل کنند. آریتمی زمانی روی می دهد که :

▪ باتری طبیعی قلب ریتم و ضربان غیرطبیعی تولید کند.

▪ مسیر هدایتی طبیعی قطع شده باشد.

▪ قسمت دیگری از قلب بعنوان باتری عمل کند.

▪ بیماری در ماهیچه قلب اجازه می دهد تا الکتریسته در چرخه ای حرکت کند که یک ضربان ریتم سریع و اغلب خطرناکی را تولید نماید.

● انواع آریتمی ها

دو نوع آریتمی بزرگ، یکی تاکی کاردی ها ( ضربان قلب خیلی سریع است – بیش از ۱۰۰ بار در دقیقه) و دیگری برادی کاردی (ضربان قلب خیلی آهسته است – کمتر از ۶۰ بار در دقیقه) هستند.

آریتمی ها می توانند تهدید کننده حیات باشند البته در صورتیکه کاهش شدیدی در عملکرد پمپاژی قلب ایجاد نمایند.

وقتی عملکردی پمپاژی قلب به مدت بیش از چند ثانیه به شدت کاهش یافت. گردش خون ضرورتاً قطع می شود و آسیب به ارگانها (مثل مغز )در عرض چند دقیقه بوجود می آید. آریتمهای خطرناک عبارتند از تاکی کاردی بطنی و فیبریلاسون بطنی، آریتمی ها با توجه به اینکه در چه جائی از قلب روی داده اند ( دهلیز یا بطن ) و نیز آنچه به سر ضربان قلب می آورند شناخته می شوند.

آریتمی هایی که در دهلیز شروع می شوند را آریتمی دهلیزی یا فوق بطنی می نامند، آریتمی های بطنی در بطن ها شروع می شوند. بطور کلی آریتمی های بطنی که در اثر بیماری قلبی بوجود می آیند خیلی جدی هستند.

● آریتمی هایی که در دهلیز شروع می شوند:

▪ فیبریلاسیون دهلیزی : در فیبریلاسیون یا فلاتر دهلیزی، فعالیت الکتریکی قلب ناهماهنگ است، بطوریکه الکتریسته در حفرات بالایی بصورت نامنظم جریان دارد و موجب می شود که دهلیزها بلرزند ( مانند کیسه پر از کرم ) و انقباض غیر مؤثر داشته باشند یا اصلاً منقبض نشوند. فیبریلاسیون دهلیزی در میان بیمارانی که بیماری دریچه ای قلب دارند و به جراحی برای ترمیم یا جایگزینی دریچه میترال نیازمندند شایع است.

 

انواع مختلف درمان برای فیبریلاسیون دهلیزی وجود دارد که عبارتند از برداشتن بافت غیرطبیعی قلب بوسیله کاتتر و نه جراحی ، دارو درمانی و در بعضی موارد جراحی.

▪ فلاتر دهلیزی : سیگنالهایی که سریعاً خارج می شوند باعث می گردند که عضلات دهلیز به سرعت منقبض شوند و اغلب ضربان قلب را بصورت خیلی سریع و ثابت تولید می کند. این ریتم ناشی از حلقه الکتریسته ای است که در حفرات فوقانی قلب تشکیلمی شود و معمولاً ضربان قلب تشکیل می شود و اغلب بوسیله قطع این حلقه قابل درمان است.

▪ تاکی کاردی دهلیز چند ناحیه ای ( MAT ) : در این تاکی کاردی چندین ناحیه در دهلیز ایمپالس الکتریکی ( تکانه الکتریکی ) تولید می کنند و بیشتر این ایمپالسها به سمت بطنها هدایت می شوند و ضربان قلب تندی ایجاد می کنند از ۱۰۰ تا ۲۵۰ بار در دقیقه است. این ضربان خیلی سریع کار قلب را بشدت افزایش می دهد.

ضربان خیلی سریع همچنین می تواند زمانیکه قلب لازم دارد تا از خون پر شود را کاهش دهد که جریان خون را به مغز و بدن کم می کند.MAT در افراد ۵۰ ساله به بالا خیلی شایع است و اغلب در افرادی که در ICU بستری هستند دیده می شود

▪ انقباضات نارس فوق بطنی یا انقباضات نارس دهلیزی ( PAC ) : ضربانهای نارس یا اضافه، بیشتر ریتم های قلبی نامنظم ایجاد می کنند. آنها که در حفرات فوقانی شروع می شوند انقباضات پارس دهلیزی (PAC) نامیده می شوند. اینها شایع بوده و خوش خیم هستند. معمولاً علت خاصی ندارند و درمانی لازم نیست . این ضربان نارس ممکن است در نهایت از بین بروند.

▪ سندرم سینوس بیمار : گروه سینوسی سیگنالهایش را به خوبی رها نمی کند طوریکه ضربان قلب کاهش می یابد. گاهی اوقات ضربان بین برادی کاردی و تاکی کاردی متغییر است. این نوع ریتم قلب در افراد مسن در اثر تغییرات دژنراتیو در مسیر هدایتی قلب دیده می شود.

▪ آریتمی سینوسی : تغییرات سیکلیک (دوره ای) در ضربان قلب در هنگام تنفس،

(دم و بازدم) آریتمی سینوسی نامیده می شود. در کودکان شایع است و اغلب در بزرگسالان سالم و طبیعی دیده می شود.

▪ تاکی کاردی سینوسی : گره سینوسی سیگنالهای الکتریکی را سریعتر از معمول می فرستد و سرعت ضربان قلب راافزایش می دهد. این یک واکنش طبیعی در هنگام ورزش است.

▪ تاکی کاردی فوق بطنی ( PSVT ) : افراد ریتم قلبی سریعی را از قسمت بالائی قلب خود دارند. در این وضعیت دوره های تکراری ضربان سریع قلب شروع شده و ناگهانی تمام می شود.

▪ سندرم وُِلف – پارکینسون – وایت: این سندرم شامل اپیزودهایی از ضربان قلب سریع (تاکی کاردی) است که بوسیله مسیرهای الکتریکی غیرطبیعی در قلب بوجود می آید. در افرادی که دچار سندرم وُِلف – پارکینسون – وایت هستند یک مسیر فرعی هدایتی دهلیزی – بطنی وجود دارد . که این مسیر تأخیر هدایتی طبیعی در گره دهلیزی بطنی را دور می زند و ممکن است نوعی تاکی کاردی فوق بطنی ایجاد کند. این سندرم تقریباً از هر ۰۰۰/۱۰۰ نفر ۴ نفر را درگیر می کند و یکی از شایعترین علل اختلال ریتم سریع قلبی در شیرخوران و کودکان است.

● آریتمی های ناشی از بطن ها:

▪ انقباضات نارس بطنی (PVC) : یک سیگنال الکتریکی از بطنها موجب ایجاد یک ضربان قلب زودرس می شود که معمولاً نادیده انگاشته می شود این ضربانها معمولاً در افراد بزرگسال سالم و طبیعی دیده می شود.

▪ فیبریلاسیون بطنی : زمانی که سیگنالهای الکتریکی در بطنها خیلی سریع و بدون کنترل آزاد می شوند.

فیبریلاسیون بطنی روی می دهد که باعث می شود حفرات تحتانی بلرزند لذا قلب نمی تواند خون را پمپ کند. اگر شخص فوراً تحت درمان قرار نگیرد و یک ریتم طبیعی سریعاً بوجود نیاید فرد دچار آسیب مغزی و قلبی شده و می میرد.

▪ تاکی کاردی بطنی : یک ضربان قلب سریع است که از بطنها (حفرات پائینی قلب) منشاء می گیرد، وقتی این ضربان روی می دهد معمولاً کشنده است . حدود ۰۰۰/۴۰۰ نفر در سال در اثر آن می میرند. درمان انتخابی برای این اختلال شوک قلبی و یا داروهای ویژه ای است تا تعداد شوکهای مورد نیاز را کم کنیم.

● علل و علائم

افرادی که سابقه بیمار شریان کروناری، اختلالات دریچه ای ، یا سایر وضعیتهای غیرطبیعی قلبی دارند که دچار سطح غیرطبیعی مواد بیوشیمیائی خون هستند، در احتمال بالاتری برای ایجاد آریتمی ناشی از آنها قرار دارند.

آریتمی ها همچنین می توانند در اثر بعضی مواد و داروها بوجود آیند. این مواد عبارتند از :

▪ داروهای ضد آریتمی

▪ مسدود کننده ها گیرنده های بتا

▪ داروهای ضد جنون

▪ داروهای تقلیدکننده سمپاتیک

▪ کافئین

▪ آمفتامین ها

▪ کوکائین ها

● بعضی علائم شایع عبارتند از :

▪ احساس کردن ضربان قلب ( طپش قلب )

▪ غش کردن

▪ احساس سبکی سر، سرگیجه

▪ درد قفسه صدری

▪ تنگی تنفس

▪ ضعف و بی حالی

▪ تغییرات در ضربان ، ریتم یا الگوی نبض

اگر سوالی درباره ریتم قلب یا علائم خود دارید لطفاً با پزشک صحبت کنید .

● درمان آریتمی

در مرکز قلب ” مری لند “، درمانهای متنوعی برای آریتمی ها داریم. درمانی که ارائه می شود به نوع آریتمی بستگی دارد و شامل داروها، درمانهای غیر جراحی و جراحی مثل روش MAZE طراحی شده جهت فیبریلاسیون دهلیزی می باشد .

بعضی آریتمی های خفیف به درمان نیازی ندارند. سایر آریتمی ها بوسیله دارو قابل درمانند. اگر بیماری دیگری موجب آریتمی شده درمان شامل مراقبت از آن بیماری است. در موارد جدی تر درمانهای دیگری موجود است. ما همچنین با تحقیقاتی که متدهای درمانی جدید را امتحان می کنند در ارتباط هستیم .

● درمانهای مداخله ای غیر جراحی

▪ داروها : از انواع داروها را استفاده می شود که شامل دسته داروهائی است که اختلالات ضربان در ریتم قلب را کنترل میکنند.

▪ Ablation : در این، پروسه از انرژی برای از بین بردن ناحیه غیرطبیعی سیستم الکتریکی قلب که مشکل ایجاد کرده است استفاده می شود. بافت غیر طبیعی از نظر الکتریکی معمولاً از طریق مطالعات الکتروفیزیولوژی پیدا می شود که روشی است که در آن از یک کاتتر و یک وسیله برای نقشه برداری مسیر الکتریکی قلب استفاده میشود .

پس از اینکه با دارو شما را آرام کردند کاتتری از طریق ورید وارد بدن شما می شود و به سمت قلب هدایت می گردد. با استفاده از امواج رادیوئی با فراکانس بالا پزشکان می توانند مسیری که آریتمی ایجاد میکند را تخریب کنند. هرگاه که آن را شناسائی کردیم کاتتر مخصوصی را نزدیک بافت غیرطبیعی کرده و انرژی را از طریق آن می فرستیم و فقط بافت غیرطبیعی را از بین می بریم بصورتیکه دیگر هیچ فعالیت الکتریکی نداشته باشد .

● آریتمی هائی که به Ablation پاسخ نمی دهند :

۱) تاکی کاردی سینوس نامناسب

۲) چرخه گره سینوسی

۳) فلاتر دهلیزی

۴) تاکی کاردی دهلیزی

۵) فیبریلاسیون دهلیزی

۶۰ تاکی کاردی فوق بطنی

۷) چرخه گره دهلیزی – بطنی

۸) سندرم ولف – پارکینسون – وایت

۹) تاکی کاردی بطنی

▪ جای گذاری کردن یک باطری دائمی یا شوک قلبی درونی : یک باطری دائمی درون بدن فرد جای گزاری می شود تا ضربان قلب مطمئنی را در زمانیکه ضربان طبیعی قلب پائین است،ایجاد نماید. یک شوک قلبی در بدن افرادی جای گذاری می شود که آریتمیهای بطنی تهدید کننده حیات دارند.

▪ اطلاعات بیشتر در مورد شوک و باطری : پروسه جای گذاری باطری ها یا شوک ها خیلی مشابه است و حدود دو تا سه ساعت طول می کشد در ابتدا برش کوچکی در قفسه سینه زیر استخوان ترقوه ایجاد می شود تا به یکی از وریدهای بزرگ نیمه های قدامی بدن دست بیابند. سپس یک یا چند سیم به سمت قلب هدایت می شوند وقتی که در مکان مناسب قلب قرار گرفتند به یک ژنراتور متصل می شوند و جیبی زیر پوست ساخته می شود و ژنراتور در آن قرار داده می شود .

برای هر دو پرسه بیمار در تمام شب در بیمارستان نگه داشته می شود و روز بعدی

می تواند به خانه برگرد بیمار در طول یک ماه می تواند فعالیت بدون محدودیتی را شروع کند.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

    

دريچه ميترال يا دريچه دولتي راه ارتباطي بين دهليز چپ و بطن چپ مي باشد . در هنگام انقباض دهليز چپ دريچه مزبور باز مي شود و خون وارد بطن چپ مي گردد و در موقع انقباض بطن که خون وارد عروق بدن شده و به گردش درمي آيد اين دريچه بسته مي شود .

پرولاپس دريچه ميترال ( دولتي ) شايعترين ناهنجاري دريچه اي محسوب مي شود و ۴ تا ۵ درصد جمعيت را گرفتار مي کند  اين اختلال بصورت ارثي منتقل مي شود و در زنان شايعتر از مردان مي باشد . پرولاپس دريچه ميترال هنگامي اتفاق مي افتد که موقع انقباض بطن يک يا هر دولت دريچه از سطح حلقه ميترال به بالا به سمت دهليز چپ جابه جا شود .

* علائم باليني پرولاپس دريچه ميترال : اکثراً بدون علامت است ، هر چند ممکن است با علائم غيراختصاص مانند درد سينه ، تپش قلب ، سرگيجه و اضطراب همراه است . هر چند ممکن است اين علائم هيچ ربطي به بيماري نداشته باشند اما در بعضي اشخاص مبتلا به پرولاپس دريچه ميترال ديده مي شوند .

* راه تشخيص : پزشکان با استفاده از معاينه قلب و گوش دادن به صداهاي قلب آنرا تشخيص مي دهند و براي تأييد آن از اکوکارديوگرافي سود مي برند .

* درمان : اکثر بيماران مبتلا به اختلال خفيف نياز به درمان خاصي ندارند ولي جهت جلوگيري از عفونت قلب در هنگام جراحي و يا کشيدن دندان بايد از آنتي بيوتيک مناسب استفاده نمايند . در بعضي افراد که بيماري شديد مي باشد بايد مکرراً توسط متخصص قلب معاينه و اکوکارديوگرافي شوند تا در صورت مشاهده نارسايي دريچه ميترال اقدامات درماني لازم را انجام دهند


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

   

شايد عجيب باشد كه بخواهيم در مورد خوردن باقلا هم هشدار بدهيم.ولي عجيب‌تر از آن اين است كه حتي لمس كردن اين ماده در خيلي از كودكان علائم بيماري‌اي را ظاهر مي‌كند كه براي خيلي از خانواده‌ها ناآشناست: فاويسم.
فاويسم يك بيماري فصلي، ‌ارثي و تغذيه‌اي است كه به‌شكل كم خوني و بيشتر در اثر خوردن باقلاي سبز خام و گاهي فريز شده و يا در اثر مصرف برخي از داروها و مواد شيميايي اكسيد‌كننده در افراد حساس اتفاق مي‌افتد.
در ايران، فاويسم، بومي سواحل خزر، است. كانون‌هايي از بيماري هم در سواحل خليج فارس به‌ويژه مناطق جنوب و جنوب شرقي ماهدشت، فسا و فيروزآباد فارس و روستاهاي شمالي ايرانشهر در استان سيستان و بلوچستان نيز ديده مي‌شود.
در سواحل درياي خزر خطر ابتلا به بيماري از هفته اول ارديبهشت تا هفته دوم خرداد، ساكنان منطقه را تهديد مي‌كند ولي بحراني‌ترين زمان هفته دوم خرداد است. بعد از اين هفته هم، بيماري به‌طور موقت فروكش مي‌كند به‌طوري كه تا سال بعد بيماري حالت ركود را طي خواهد كرد. سن شيوع اين بيماري هم يك تا 10 سالگي است اما بيشتر مبتلايان در رده سني زير 5 سال قرار دارند. در كودكان زير يك سال نيز ممكن است بيماري از طريق خوردن شير مادر اتفاق بيفتد.
دكتر مينا ايزد‌يار، متخصص خون و رئيس انجمن تالاسمي ايران، در اين گفت‌وگو در مورد اين بيماري و نحوه شروع علائم آن، توضيح مي‌دهد.
او معتقد است كه فاويسم يك مشكل پزشكي حاد قلمداد نمي‌شود كه بخواهيم خانواده‌ها را نسبت به آن بترسانيم ولي آگاهي دادن به والدين كودكان مبتلا به اين بيماري در مورد واكنش صحيح به علائم آن، يكي از ضروري‌ترين اقدامات است.
خانم دكتر، شروع بيماري فاويسم در كودكان به‌چه‌صورت است؟
فاويسم يا كمبود آنزيمي به نام گلوكز6 فسفات دي هيدروژناز (G6pd) به‌صورت ارثي معمولا از مادر به پسر منتقل مي‌شود . ژن اين آنزيم روي كروموزوم X سوار مي‌شود ولي اگر در اين امر خللي پيش بيايد، فرد، مبتلا به فاويسم خواهد شد.
با اين حال چرا بيشتر مبتلايان به اين بيماري پسر هستند؟
اين بيماري در پسرها شايع‌تر است چون پسرها فقط داراي يك كروموزوم X و دختران داراي دوتا از اين كروموزوم هستند. بنابراين اگر ژن آنزيم نام برده شده نقص داشته باشد، پسران را بيشتر گرفتار مي‌كند.
اين يعني دختران اصلا به فاويسم مبتلا نمي‌شوند؟
چرا، اگر دوتا كروموزوم X دختران گرفتار نقص اين ژن باشد، يا اگر كروموزوم X سالم شان نتواند دختر را در مقابل X معيوب، سالم نگه‌دارد، دختران هم مبتلا به اين بيماري مي‌‌شوند.
ولي تعداد مبتلايان پسر خيلي بيشتر است.
در بين مواد مصرفي، باقلا بيشتر از همه منجر به بروز علائم اين بيماري در كودك مي‌شود، مگر اين ماده چه خاصيتي دارد؟
باقلا از جمله مواد اكسيدان است يعني موادي كه اكسيژن در آنها زياد توليد مي‌شود. همين امر باعث مي‌شود كه گلبول‌هاي قرمز فاويسمي‌ها مقابل مواد اكسيدان از بين بروند يا پاره شوند.
اين بيماري به‌صورت چه علائمي خودش را نشان مي‌دهد؟
حاصل اين فرآيند به‌صورت كم‌خوني شديد، اسهال و استفراغ، تهوع، زردي سفيده چشم، زردي پوست و خوني شدن رنگ ادرار خواهد بود.
علاوه بر باقلا، چه مواد اكسيدان ديگري در اين امر دخيلند؟
داروهاي اكسيدان مثل كوتريموكسازول و آسپيرين، ويتامين K، سولفاميدها، داروهاي ضد‌مالاريا، نفتالين، استامينوفن، حنا و داروهاي متفرقه ديگر ممكن است در اين بيماران باعث هموليز يا همان شكسته شدن گلبول‌هاي قرمز شوند.
هميشه همه علائم اين بيماري كه به آنها اشاره كرديد به اين روشني هستند كه خانواده‌ها سريعا متوجه آنها شوند؟
به هيچ وجه، علائم اين بيماري گاهي اوقات به اين صراحت و واضحي نيست. حتي ممكن است اين بيماري با زردي، هپاتيت و كم‌خوني‌هاي ديگر اشتباه شود.
خب اين اشتباه را پزشكان هم ممكن است بكنند؟
بله، در خيلي از مواقع به‌خصوص در فصل بهار پزشكان هم كم‌خوني‌هاي ديگر را با فاويسم اشتباه مي‌گيرند و به كودك خون تزريق مي‌كنند. چندين نمونه از كودكان اين چنيني را هم ديده‌ايم، به‌طوري كه مدت‌ها بعد از اين تزريق پزشكان پي به تشخيص اشتباه در اين كودكان برده‌اند. در حالي‌كه ما هميشه مي‌گوييم تزريق كار ساده‌اي نيست و حتي براي خود پزشكان نيز همراه با استرس است به‌خصوص اگر خون آلوده باشد و خطر انتشار عفونت‌هاي مختلف را تسهيل كند.
ممكن است كودكان با هر بار مصرف موادي كه از آنها ياد كرديد دچار اين علائم شوند؟
نه، خيلي از خانواده‌ها مي‌گويند قبلا كه كودكشان مثلا داروي كوتريموكسازول يا باقلا مصرف مي‌كرده اين مشكل را نداشت، اين درست است، ما هم مي‌گوييم نبايد خانواده‌ها را نسبت به اين بيماري ترساند. چون با اينكه اين بيماري تا آخر عمر همراه فرد است، ولي اين علائم ممكن است فقط يك بار به سراغ او بيايد. بنابراين ما فقط به خانواده‌ها آگاهي مي‌دهيم يعني بايد به آنها گفت كه اگر كودكشان اين بيماري را دارد، حتي از كنار مزارع باقلا هم رد نشوند چون همين كار مي‌تواند باعث هموليز و شكننده شدن گلبول‌هاي قرمز كودك شود. فاويسمي‌ها همچنين در منزل از نفتالين و حشره كش نبايد استفاده كنند.
با وجود اين واكنش‌ها، حتي اگر كودك نياز به مصرف داروي كوتريموكسازول يا ساير داروها داشت، شما والدين را از خوراندن آنها به كودك منع خواهيد كرد؟
اصلا، اگر كودكي نياز به داروي كوتريموكسازول داشت و مبتلا به فاويسم بود، نبايد اين دارو را در او قطع كرد بلكه كودك بايد اين دارو را تحت نظر پزشك و با احتياط حتما مصرف كند. داروي ضد‌مالاريا در بيماراني كه مجبور به استفاده از آن مي‌شوند هموليز ايجاد مي‌كند ولي ما مجبوريم دوز اين داروها را پايين آوريم و به بيمار بدهيم.
با اين حال و با تعريفي كه از علائم بيماري داشتيد، چاره‌اي جز رساندن كودك به مراكز اورژانس و اقدامات اورژانسي روي كودك نيست. كمي در اين مورد توضيح مي‌دهيد؟
اگر در اين شرايط به كودك رسيدگي نشود، ممكن است در اثر كم‌خوني دچار نارسايي قلبي شود و يا حتي خطرات خيلي جدي‌تر شود. بنابراين كودك به محض شروع اين علائم بايد سريعا براي تزريق خون به اورژانس ارجاع داده شود. خيلي از اين بيماران هم حتي تا چند روز در بيمارستان بستري هستند.
مي‌توانيم بگوييم كه زردي دوران نوزادي با اين بيماري ارتباط دارد؟
البته كمبود آنزيم گلوكز6 فسفات دي هيدروژناز در دوره نوزادي باعث زردي نوزادان مي‌شود. براي همين در شرح حال اين كودكان بيمار، بايد از خانواده‌ها بپرسيم كه فرزندشان در دوره نوزادي مبتلا به زردي بوده يا نه؟ يكي از كارهايي هم كه اخيرا تحت نظر وزارت بهداشت به‌صورت غربالگري نوزادان انجام مي‌شود، همين مسئله است.
چند درصد اين زردي‌ها را مي‌توان به فاويسم نسبت داد؟
شايد حدود 20 تا 30 درصد مربوط به اين بيماري است. البته اگر زردي بالا برود و لازم باشد نوزاد بايد در بيمارستان‌ بستري شود چون به هر حال بيش از 70 تا 80 درصد نوزادان ابتداي تولد مبتلا به زردي هستند.
نكته ديگري باقي مانده؟
فقط مردم بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه فاويسم يك بيماري جداگانه است. يعني كساني كه فاويسمي هستند، فكر نكنند كه در مقابل غذاهاي ديگر هم حساسند يا آلرژي دارند. آلرژي نسبت به مواد غذايي كاملا با فاويسم فرق دارد. علاوه بر اين فاويسم به‌عنوان يك مشكل مهم پزشكي نيست كه مردم را بخواهيم بترسانيم. كم‌خوني‌هاي ديگري مثل تالاسمي ماژور نياز به پيشگيري دارند ولي اين بيماري مشكل خاصي ندارد چون فرد ممكن است در طول عمر فقط يك بار دچار بحران هموليز شود.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور


                                                     
ترومبوسيتوپني عبارت است از كاهش تعداد پلاكت ها در گردش خون . پلاكت ها با بستن هر شكاف كوچكي كه در جدار عروقي خوني ايجاد گردد، نقشي حياتي در كنترل خونريزي ايفا مي كنند. در ترومبوسيتوپني تمايل به خونريزي به ويژه از عروق خوني كوچك تر وجود دارد. اين امر باعث خونريزي غيرطبيعي در پوست و ساير قسمت هاي بدن مي گردد. چند نوع ترومبوسيتوپني از جمله پورپوراي ترومبوسيتوپنيك ايديوپاتيك و پورپوراي ترومبوسيتوپنيك ترومبوتيك وجود دارد.

علايم شايع
پتشي (لكه هاي كوچك ، گرد، بدون برجستگي و به رنگ قرمز مايل به ارغواني در پوست )
تمايل به كبودشدگي
خونريزي در دهان
خون دماغ
قاعدگي هاي شديد يا طولاني
وجود خون در ادرار

علل
مادرزادي
توليد كم يا ناقص پلاكت ها در مغز استخواني
گاهي علت ناشناخته است (ايديوپاتيك )
عوامل افزايش دهنده خطر
عفونت حاد
عفونت با ويروس نقص ايمني انساني (ايدز)
مصرف آسپيرين يا ساير داروهاي ضد التهاب غيراستروييدي
مصرف داروهايي چون كينيدين ، داروهاي گوگردار، داروهاي ضد ديابتي خوراكي ، نمك هاي طلا، ريفامپين و غيره
بزرگي طحال (هيپراسپلنيسم )
كاهش درجه حرارت بدن
انتقال خون
مصرف الكل
پره اكلامپسي
بيماري هاي ديگر از جمله لوپوس اريتماتوي سيستميك ، كم خوني ، لوسمي ، سيروز و غيره
مواجهه با اشعه ايكس

پيشگيري
اجتناب تا حد ممكن از داروهايي كه عامل خطرزا هستند.
در مورد بيماران مبتلا به ترومبوسيتوپني از آسيب بپرهيزيد و در صورت وقوع ، دنبال درمان باشيد.

عواقب مورد انتظار
در موارد حاد به خصوص در كودكان ، اكثراً ظرف 2 ماه بهبود مي يابند.
در موارد مزمن ممكن است فروكش و عود وجود داشته باشد. بعضي خود به خود بهبود مي يابند.

عوارض احتمالي
سكته مغزي (خونريزي مغزي )
از دست دادن شديد خون
عوارض جانبي دارو درماني

تشخيص و درمان:

تشخيص با توجه به علايم بيمار و نتيجه آزمايش خون كه نشانگر تعداد پلاكت ها است گذاشته مي شود.در بعضي موارد درماني لازم نيست و اجازه داده مي شود تا ترومبوسيتوپني سير خود را طي كند.ساير برنامه هاي درماني بسته به علت زمينه اي فرق مي كنند و شامل موارد زير است:
قطع داروي مضر در ترومبوسيتوپني ناشي از دارو
جراحي براي برداشتن طحال (اسپلنكتومي ) در موارد دايمي
انتقال پلاكت براي بيماران مبتلا به ترومبوسيتوپني مزمن

داروها
ممكن است در زمان تشخيص و در موارد عودكننده ، كورتيكواستروييدها تجويز شوند.
در طي مرحله حاد يك حمله شديد ممكن است گاماگلوبين تجويز گردد.
در موارد دايمي ممكن است درمان سركوبگر ايمني تجويز شود.

فعاليت
استراحت در بستر در طي مرحله حاد
حداقل فعاليت براي پيشگيري از آسيب
پرهيز از ورزش هاي تماسي

رژيم غذايي
رژيم غذايي خاصي ندارد.

در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد
اگر علايم در طي درمان بدتر شوند. از دست رفتن شديد خون در يك وضعيت اورژانس
اگر علايم جديد يا غيرقابل توجيه . داروهاي مورد استفاده در درمان ممكن است عوارض جانبي ايجادكننده به ويژه كورتيكواستروئيدها عوارض جانبي و واكنش هاي زيانبار بسياري دارند كه مستلزم پيگيري هستند.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

 

ماستيت يا التهاب پستان مشکل نسبتاً شايعي در دوران شيردهي خانمها است . نقطه اي از پستان يا نوک آن دردناک ،‌ قرمز ، سفت شده و ممکن است با تب و علائم شبه سرماخوردگي همراه شود . افراد با تجربه با اين نظر که بايستي منشاء عفوني براي اين بيماري حتماً وجود داشته باشد مخالفند .

اين مشکل غالب در مجاري بسيار پرشير و يا بسته شده به هر علتي ايجاد مي شود که علل انسداد مجاري شامل موارد زير مي شود :

  • شيردهي غيرمؤثر

  • توقف شيردهي به کودک

  • پوشيدن لباسهاي تنگ

  • ضربه خوردن پستان

پس از انسداد به علت تجمع شير و ايجاد تغييرات شيميايي در آن درد و قرمزي رخ مي دهد . ماستيت ناشي از عفونت باکتريايي بايستي از نوع انسدادي افتراق داده شود چون در نوع عفوني بايستي از آنتي بيوتيک استفاده شود . گر چه افتراق ايندو از هم مشکل مي باشد .

در صورتيکه محلي از سفتي و قرمزي ، درد و تورم در پستان وجود نداشته باشد مادر ماستيت ندارد .

علائم سرماخوردگي يا تب هم به تنهايي براي تشخيص ماستيت کفايت نمي کند .

اين بيماري در هفته هاي اول پس از زايمان بسيار شايع بوده که اگر همراه با عوامل خطر ذکر شده باشد بيشتر شيوع مي يابد .

مجاري بسته شده طي ۴۸-۲۴ ساعت بايستي خودبخود باز شوند . در طي انسداد به علت کاهش جريان شير شيرخوار دچار مشکل شده و بی قراری مي کند با رعايت موارد زير انسداد مجاری شيري به راحتي برطرف مي شود:

۱ - ادامه شيردهي از پستان مبتلا 

۲ - تخليه بهتر سمت مبتلا 

۳ - فشار به پستان هنگام شيردهي به شيرخوار 

۴ - گرم کردن ناحيه مبتلا 

۵ - استراحت کردن مادر در بستر ( خصوصاً به همراه شيرخوار) 

۶ - گاهي انسداد مجاري ناشي از تاولهاي نوک پستان است که با يک سوزن استريل بايستي اين تاولها را خالي کرد .

۷ - پس از هر بار شيردهي از کمپرس آب سرد در محل ابتلا استفاده نمائيد .

اگر پس از ۴۸ ساعت اين مشکل برطرف نشد نياز به اقدامات جدي تر پزشکي بنا به تشخيص پزشک شما مي باشد .

* پيشگيري :

۱ - وضعيت نشستن کودک هنگام شيرخوردن بايستي صحيح بوده وطي هر روز بايستي از ۳-۲  روش صحيح استفاده کرد .

۲ - شيردادن را به تأخير نياندازيد و اگر چنين اتفاق افتاد بايستي با دست پستانها را فشرده و شيرآنها را تخليه کرد .

۳ - از پوشيدن لباس زيرمحکم و بسيار چسبان اجتناب کنيد .

* عوارض :

از عوارض نادر ماستيت آبسه پستان بوده که نياز به اقدامات تشخيص و درماني پيشرفته تر مي باشد ولي شيردهي به کودک نبايستي قطع شود .


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

 

 

الكليسم عبارت است از وابستگي فيزيولوژيك (جسماني ) و رواني به الكل ، كه موجب بروز بيماري هاي مزمن و بروز مشكل در روابط بين فردي و مشكلات خانوادگي و كاري مي شود.


علايم شايع اولیه
كم بودن تحمل نسبت به بروز اضطراب
نياز به الكل در آغاز روز، يا در زمان هاي استرس
بي خوابي ؛ كابوس
بروز يك حالت ناخوشايند و سردرد صبح روز بعد از مصرف زياد الكل و نيز بيشتر شدن موارد غيبت و حاضر نشدن سركار
مشغوليت ذهني زياد براي تهيه الكل و پنهان كردن نوشيدني الكلي از خانواده و دوستان
احساس گناه يا آزردگي و تحريك پذيري وقتي كه ديگران مي گويند كه وي الكل مصرف مي كند.

علائم شایع پیشرفته

از هوش رفتن هاي كوتاه مدت به دفعات ؛ كاهش حافظه
بروز يك حالت هذياني همراه با لرزش (علايم در اين حالت عبارتند از لرزش ، توهمات ، گيجي ، عروق ريزش ، تندشدن ضربان قلب ). اين حالت اغلب در اثر نرسيدن الكل رخ مي داد.
بيماري كبدي (پوست يا چشم ها زرد مي شوند)
اختلال رشته هاي عصبي دست و پا و نيز دستگاه عصبي (كرخت شدن و سوزن سوزن شدن در دست ها و پاها، كاهش علاقه و توانايي جنسي ، گيجي ، كُما)


علل
هنوز به طور كامل مشخص نشده اند، اما موارد زير را مي توان ذكر كرد:
عوامل شخصيتي ، به خصوص وابسته بودن ، عصبانيت ، جنون و سرخوشي ، افسردگي يا در خود فرورفتن
تأثيرات خانوادگي ، به خصوص الكلي بودن والدين يا طلاق آنها
عوامل ارثي
فشار اجتماعي يا فرهنگي براي نوشيدن الكل
اختلالات شيميايي در بدن (شايد)


عوامل افزايش دهنده خطر
عوامل فرهنگي . در برخي از گروه هاي قومي ميزان الكليسم بالا است كه ممكن است به دلايل اجتماعي يا زيست شناختي باشد.
استفاده از مواد مخدر تفريحي
بروز بحران در زندگي ، مثلاً بي كاري ، نقل مكان مداوم ، يا از دست دادن دوستان يا خانواده
عوامل محيطي مثل در دسترس بودن ، مناسب بودن قيمت ، و پذيرش اجتماعي الكل در گروه فرهنگي ، كاري يا اجتماعي كه فرد بدان تعلق دارد.


پيشگيري
اگر احياناً الكل مصرف مي كنيد، سعي كنيد مصرف آن را قطع كنيد. در اين حالت خود را به عنوان يك فرد نمونه سالم به ديگران معرفي خواهيد كرد. به تدريج محدوديت هايي براي مصرف در نظر بگيريد، سعي كنيد به تدريج كمتر بنوشيد، تا كاملاً آن را قطع كنيد.
در صورت الكلي شدن همسر، دوست ، يا همكار خود، به وي كمك كنيد تا مشكل خود را بپذيرد و درخواست كمك كند.


عواقب مورد انتظار
با اجتناب از الكل يا موادمخدر، مست يا معتاد نبودن را تجربه خواهيد كرد. اين تغيير مثبت در شيوه زندگي چندان آسان به دست نمي آيد و بازگشت به عادت بد قديمي به دفعات رخ خواهد داد. اما اگر مصممم باشيد، مي توانيد الكل را به كلي ترك كنيد.


عوارض احتمالي
بيماري مزمن و پيش رونده كبدي
زخم معده همراه با خونريزي ؛ التهاب معده
التهاب رشته هاي عصبي ، لرزش ، حملات صرعي و اختلال مغزي ، زمين خوردن در خانه
التهاب لوزالعمده
التهاب قلب
آسيب ذهني و جسماني به جنين ، در صورتي كه مادر به هنگام بارداري الكل بنوشد.
اعضاي خانواده افراد الكلي ممكن است دچار مشكلات رواني شوند. اين مشكلات احتياج به درمان دارند.


درمان
درمان شامل اقدامات كوتاه مدت براي متوقف كردن نوشيدن الكل و كمك بلندمدت براي رفع مشكلاتي است كه باعث الكلي شدن فرد شده اند.
ممكن است نياز به سم زدايي وجود داشته باشد. سم زدايي عبارت است از مراقبت پزشكي در زماني كه فرد نوشيدن الكل را متوقف كرده و نتيجتاً دچار علايم محروميت از الكل شده است ، تا به اين ترتيب فرد بتواند اين مرحله را بدون مشكل پشت سر بگذارد.
گاهي اوقات نياز به بستري شدن در يك مركز تخصصي وجود دارد.
به قرار ملاقات خود با پزشك و مشاور پايبند باشيد.
به ارزيابي مجدد نحوه زندگي ، دوستان ، كار، و خانواده خود بپردازيد و در اين ارزيابي ، عواملي كه باعث تشويق به نوشيدن الكل مي شوند را شناسايي و تغيير دهيد.


داروها
دي سولفيرام . با مصرف اين دارو، فرد به هنگام نوشيدن الكل دچار علايم جسماني ناخوشايندي مي شود كه وي را از نوشيدن الكل بيزار مي كند. نالتِرِكسون نيز دارويي است كه لذت نوشيدن الكل را كاهش مي دهد.
داروهايي كه براي كنترل علايم محروميت از الكل مصرف مي شوند عبارتند از بنزوديازپين ها، آرام بخش ها، داروهاي ضد روان پريشي ، و داروهاي ضدصرع (در صورت بروز حمله صرعي )


فعاليت

هرگز وقتي الكل نوشيده اند رانندگي نكنيد.


رژيم غذايي
رژيم غذايي عادي و متعادل داشته باشيد. امكان دارد توصيه شود كه مكمل هاي ويتامين مصرف نماييد


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

مننژيت عبارت است از تورم و يا عفونت پرده مغز يا پوشش نخاع . نشانه هاي بيماري عبارتند از سردرد ، تب شديد و خشک شدن گردن .

مننژيت به دو صورت باکتريايي و ويروسي وجود دارد که از نظر دشواري ، تفاوت بسياري با هم دارند . مننژيت باکتريايي ، به طور معمول خطرناک تر از نوع ويروسي آن است و در موارد بسيار باعث بروز مشکلات ثانويه در مغز و سيستم عصبي مي شود .

خوشبختانه وقوع هيچ يک از گونه هاي اين بيماري رايج نيست . اگر چه امکان گرفتار شدن به مننژيت درهر سني وجود دارد ، اما بيشتر در کودکان زير پنج سال ديده مي شود . کودکان زير دو سال نسبت به بيماري بسيار حساس بوده و شديدترين شکل بيماري را  ظاهر مي سازند . اگر تشخيص و درمان بيماري در نخستين مراحل آن صورت گيرد ، حدود نود درصد از کودکان بهبود مي يابند و تعداد اندکي دچار ضايعات دائمي در سيستم عصبي ، مانند از دست دادن شنوايي مي شوند .

هنگام شيوع مننژيت باکتريايي بيشتر در فصل زمستان و مننژيت ويروسي در اواخر تابستان و اوايل پاييز است .

* علت هاي بيماري

باکتري هاي زيادي مي توانند عامل بيماري باشند ، اما باکتري هايي که بيشتر باعث ابتلاي کودکان به مننژيت مي شوند ، شامل مننگوکوکوس ،‌ آنفلوآنزاتيپ ب يا پنوموکوکوس هستند . گونه هاي متفاوتي از ويروس ها ، از جمله انتروويروس ها ، مي توانند موجب اين بيماري شوند . مننژيت ويروسي به طور معمول خفيف بوده و کودکان پس از مدتي کوتاه ، به طور کامل بهبود مي يابند .

مننژيت باکتريايي از طريق افراد بيمار و يا حامل باکتري ( در حلق و بيني ) منتشر مي شود . عامل بيماري از طريق سرفه و عطسه توسط شخص بيمار در هوا منتشر شده و تا ساعت ها معلق مي ماند . تنفس هواي آلوده موجب انتقال بيماري مي شود . باکتري ابتدا در حلق و بيني تکثير مي گردد و سپس وارد خون مي شود و آن گاه وارد مغز و نخاع شده و اين نواحي را عفوني مي سازد .

بيشتر نوزادان به دليل اين که حامل پادتن هاي مادري هستند ، تا سه ماهگي به مننژيت مبتلا نمي شوند . ۲۵   درصد از اين کودکان براي هفته ها يا ماه ها ، باکتري عامل بيماري را بدون اين که دچار بيماري شوند ، در حلق و بيني خود حمل مي کنند . اين حاملان سالم ،‌پادتن هايي ايجاد مي کنند که موجب مصونيت دائمي آنها در مقابل بيماري مي شود .  حاملان سالم مي توانند عامل بيماريزا را به افراد حساس منتقل نموده و آنها را گرفتار سازند .

اشخاصي که در اثر باکتري هاي عامل مننژيت به نوع خفيف عفونت مجاري فوقاني تنفسي مبتلا ميشوند ،‌ مي توانند عامل بيماري را به ديگران منتقل کنند . جابجايي عامل بيماري از اين طريق ، گاه باعث مننژيت مي شود ولي در بيشتر موارد ، مجاري فوقاني تنفسي را گرفتار عفونت مي کند . در هر دو صورت پادتن ضد بيماري در بدن شخص تشکيل شده و موجب مصونيت دائمي در برابر باکتري بيماريزا مي گردد .

گاهي اوقات عفونت سينوس ها ،‌ گوش مياني و عفونت هاي ناشي از آسيب سر ،‌ موجب ايجاد مننژيت مي شوند .

مننژيت باکتريايي از هنگام آغاز علائم تا ۲۴ ساعت پس از آنتي بيوتيک درماني ، واگيردار است .

مننژيت ويروسي نيز به وسيله افراد بيمار يا حامل ويروس منتقل مي شود ولي واگيرداربودن آن کمتر از مننژيت باکتريايي است . اين ويروس که به طور معمول موجب عفونت دستگاه گوارش مي شود ، از طريق دهان وارد بدن شده و ممکن است تا چندين هفته پس از بهبود بيمار ، در روده او باقي بماند . هيچ آنتي بيوتيکي براي درمان مننژيت ويروسي مؤثر نيست . ويروس موجود در دستگاه گوارش ، از طريق جريان خون وارد مغز مي شود اما به طور معمول ،‌ضايعاتي در مغز ايجاد نمي کند .

نشانه هاي مننژيت باکتريايي

سرفه و آبريزش از بيني ، پس از دوره کمون و دو تا چهار روزه ظاهر مي شود ، اما گاهي اوقات شروع بيماري بسيار سريع بوده و به سرعت گسترش مي يابد و در مدت چند ساعت به گيجي و اغما منجر مي شود .

کودک بيمار غالباً از سردرد شديد ، همراه با حالت تهوع و تب شکايت مي کند . ممکن است گردن سفت و شخص بي قرار و خواب آلود شود . در اين حالت ،‌استفراغ حالت جهنده دارد . چنانچه خواب آلودگي عميق تر شود و تب افزايش يابد ، بايد هر چه زودتر به بخش فوريتهاي پزشکي مراجعه کرد .

نشانه هاي بيماري در نوزادان با کودکان تفاوت دارد . نوزاد مبتلا به مننژيت ، بي قرار بوده و گريه هاي طولاني دارد ،‌ضمن آنکه اشتهايش را از دست مي دهد و گرفتار تب شديد مي شود . چنين حالتي ‌ ، ممکن است با حمله ناگهاني  و خواب آلودگي  شديد همراه باشد .

براي پيشگيري از عوارض ثانويه مننژيت مانند ناشنوايي ، ضايعات مغزي و مرگ ،‌ بايد هر چه سريعتر بيماري تشخيص داده شود و نسبت به درمان آن در بيمارستان اقدام گردد . آزمايش مايع نخاع براي تشخيص بيماري بسيار ضروري است .

نشانه هاي مننژيت ويروسي

نشانه هاي بيماري پس از گذراندن دوره کمون ( يک تا پنج روز ) مي تواند به طور ناگهاني و يا به تدريج پديدار شود . اين نشانه ها شامل سردرد ،‌ تب ، استفراغ و دل پيچه است که يک يا دو روز بعد با خشکي و سفتي گردن همراه مي گردد ، گاهي اوقات نيز جوش هايي در سطح بدن ظاهر مي شود . کودکان مبتلا اغلب در بيمارستان بستري مي شوند اما بدون آنکه آنتي بيوتيک مصرف کنند ،‌ پس از چند روز به طور کامل بهبود مي يابند .

* تماس نزديک به چه معني است ؟

بسياري از والدين با اين پرسش رو به رو هستند که آيا مي توانند براي پيشگيري از مبتلا شدن و انتقال بيماري به فرزندشان که دوستي مبتلا به مننژيت دارد ، از آنتي بيوتيک استفاده کنند ؟ به اين پرسش نمي توان به طور قاطع پاسخ گفت . در صورت وجود چنين شرايطي مي توان گفت که کودک در تماس نزديک با شخص بيمار قرار دارد :

- همخانواده و يا همخانه بودن

- همکلاس بودن

- نشستن يا ايستادن در کنار فرد بيمار حداقل به مدت يک ساعت

استفاده مشترک از سيگار ، آب و غذا

بوسيدن يا کشتي گرفتن با شخص بيمار

* نقش والدين در پيشگيري از بيماري

  • در صورت مشاهده علائم مننژيت ، کودک را هرچه زوتر براي معاينه نزد متخصص کودکان و يا به بخش فوريت هاي پزشکي ببريد ؛

  • چنانچه نوزاد شما ناگهان دچار تب و استفراغ شد و براي مدتي طولاني گريه و بي قراري کرد ، او را براي معاينه به نزد پزشک ببريد ؛

  • در صورت مشاهده تب همراه با تشنج ، در کوتاهترين زمان ممکن نوزاد را به بخش فوريت هاي پزشکي يا پزشک متخصص برسانيد ؛

  • با تزريق واکسن آنفلوآنزا ، به نوزاد خود مصونيت ببخشيد ؛

  • در صورتي که کودک شما داراي تماس نزديک با شخص بيمار بود ، هر چه زوتر به پزشک مراجعه کنيد تا در مورد ضرورت تجويز آنتي بيوتيک تصميم بگيرد .

* اقدامات پزشکي

  • تجويز آنتي بيوتيک به عنوان اقدام پيشگيري کننده براي مدتي کوتاه ، در صورتي که کودک در تماس نزديک با شخص بيمار باشد ؛

  • تأخير در استفاده از روش کشت ترشحات حلق براي تشخيص قطعي بيماري . مثبت بودن کشت ترشحات گلو ، نشان دهنده اين است که شخص حامل مننژيت است ولي ممکن است بيمار نباشد . بنابراين روش ياد  شده نبايد به عنوان نخستين روش تشخيص بيماري مورد استفاده قرار گيرد .

  • بستري کردن کودک مبتلا به مننژيت ، آزمايش مايع نخاع در بيمارستان طي کوتاه ترين مدت ، انجام کشت خون و ترشحات حلق و بيني ؛

  • تجويز آنتي بيوتيک وريدي در صورتي که آزمايش مايع نخاع نشان دهنده ميزان غيرطبيعي گويچه هاي سفيد خون باشد


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور


                                                             گانگليون شايعترين برآمدگي کيستيک در پشت مچ دست مي باشد . در مورد منشاء گانگليون نظريات مختلفي وجود دارد . برخي عقيده دارند که در حقيقت تومورهاي خوش خيم وتر يا کپسول مفصلي هستند . ديواره کيست از بافت فيبرو بوده و اندوتليال پوشاننده حقيقي ندارد . گانگليون در برخي نقاط به کپسول مفصلي يا نیام تاندون متصل بوده اما ارتباطي بين فضاي مفصل بانيام تاندون وداخل کيست وجود ندارد . کيست ممکن است يک يا چند حفره اي بوده و مايع موجود در آن شفاف و چسبنده مي باشد .

علائم باليني :

شايعترين محل گانگليون در پشت مچ مي باشد . اين ضايعه مي تواند در هر سني از دوران بزرگسالي بوجود آمده و بندرت در جلوي مچ يا در کف دست يا انگشتان نيز ايجاد مي شود معمولاً علائم چنداني  بجز تورم و گاهي ناراحتي و درد مختصر وجود ندارد .

در معاينه توده برآمده ممکن است نرم و کيستيک باشد ، اما در اکثر موارد سخت است . اين ضايعه اغلب با برجستگي استخواني اشتباه مي شود اما با معاينه دقيق ،‌ تموج آن  مشخص مي گردد .

عوارض : گانگليون در مچ دست ظاهر ناخوشايندي داشته و ممکن است در عمق مچ و يا کف دست وجود داشته باشد و باعث وارد آمدن فشار به اعصاب دست ( اولنار و مديان ) يا شاخه هاي آنها گردد .

گرفتاري شاخه ها موجب بروز اختلال حرکتي و معمولاً حسي در نواحي مربوطه مي شود .

درمان : درمان گانگليون بي خطر بوده و در صورت عدم وجود درد يا عوارض مي توان آن را به حال خود رها کرد . گاهي وارد آوردن فشار زياد بر روي گانگليون موجب پاره شدن آن در زير پوست مي شود . با استفاده از اين روش بي خطر مي توان تا مدتي برآمدگي را برطرف کرد ولي گانگليون مي تواند پس از يک مدت نسبتاً طولاني مجدداً ايجاد شود . يک روش ديگر جهت بهبودي موقت ، خالي نمودن کيست توسط يک سوزن ضخيم مي باشد . درمان دائمي فقط با برداشتن کامل گانگليون ميسر است ، اما انجام اين عمل هميشه ساده نيست زيرا ديواره نازک کيست اغلب در بين تاندونها نفوذ کرده و ممکن است در حين عمل پاره شود و قطعه اي از آن باقي بماند .

باید گانگليون را که سبب اختلال در کار عصب محيطي دست مي شود هر چه سريعتر با عمل جراحي خارج کرد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور


                                                                     

Carpal Tunnel Syndrome یا سندروم CTS (تونل مچ دست) بیماریی است که در آن عصب میانی مچ دست فشرده می شود و در قسمت های مختلف مچ و انگشتان علایمی چون سوزش، بی حسی، درد، احساس سردی، کرختی و ضعف ظاهر می گردد. CTS در بین زنان بیش از مردان رواج دارد و سن بروز آن حوالی پنجاه سالگی است. 
 
عصب میانی مچ دست، مانند کانالی است که از طرفین توسط استخوان ها، بافت فیبری و اعصاب منتهی به بند انگشتان احاطه شده است و نه عدد از تاندون های دست نیز از این کانال عبور می کنند. این عصب می تواند به علت تورم هر یک از اجزای موجود در این کانال فشرده شده و دچار گرفتگی گردد، هر چند ممکن است عوامل دیگری چون ضربه های شدید، شکستن یا جابجا شدن استخوان ها نیز بی تاثیر نباشند.

از عوامل موثر در بروز این بیماری می توان به موارد زیر اشاره کرد :

- بیماری هایی چون رماتیسم و ورم مفاصل، اختلالات هورمونی مانند دیابت، تیرویید و یایسگی، تولید بیش از اندازه پروتیین در سلول های مغز استخوان.

- باز و بسته کردن مکرر تاندون های مچ دست بدون استراحت، خصوصا در زمان های طولانی.

- ضربه شدید یا هر نوع جراحتی که باعث تورم مچ دست گردد.

- باریک بودن مادرزادی عصب میانی مچ دست.

به عقیده برخی از افراد CTS، سندروم جدیدی متعلق به عصر تکنولوژی است که منشاء اصلی بروز آن ساعت های طولانی نشستن پشت کامپیوتر و کار کردن مداوم با کیبورد و ماوس است. اما با این وجود مطالعات نشان داده که سابقه این بیماری به اوایل قرن بیستم بازمی گردد.

در صد بروز این سندروم در زنان سه برابر مردان است. شاید به این دلیل که اصولا عصب میانی مچ دست در زنان کوچکتر از مردان است. سندروم CTS معمولا ابتدا دست فعال افراد را تحت تاثیر قرار می دهد و احساس درد معمولا از همین دست شروع می شود.

علایم
به طور معمول اولین علایم این بیماری به هنگام خواب بروز می کند از احساس درد، گزگز، سوزش و بی حسی در انگشتان دست، بخصوص انگشت شصت، انگشت اشاره و دو انگشت میانی آغاز می شود، کم کم محکم نگه داشتن اجسام در دست و چنگ زدن به اشیاء مختلف برای شخص مشکل می شود و انگشتان توانایی لازم خود را از دست می دهند، در نتیجه همه چیز از دست شخص می افتد.

در صورتی که در مراحل ابتدایی بروز علایم هیچگونه اقدام درمانی صورت نگیرد درد بیشتر و بیشتر شده، مچ و انگشتان به تدریج کارایی طبیعی خود را از دست می دهند. متاسفانه در بسیاری از موارد اشخاص دلیل بروز علایم فوق را حالت نادرست دست درهنگام خواب و یا به اصطلاح “بد خوابیدن” تلقی می کنند. متخصصین معتقدند این سندروم نوعی “ناتوانی نهفته” است، زیرا در ظاهر امر، دست به طور طبیعی کار می کند.

درمان
در مواردی که این بیماری هنوز حاد نشده، استفاده از روش های مختلفی چون استراحت دادن به دست در زمان انجام کار، کمپرس آب سرد و بستن مچ دست، در تسلی درد موثر است.

در صورتی که این روش ها کارساز نباشد، متخصصین استفاده از دارو و در مرحله بعد جراحی را پیشنهاد می کنند. در اکثر موارد به یکی از روش های زیر و بدون نیاز به جراحی، پیشرفت این بیماری کنترل می شود :

- بی حرکت نگه داشتن مچ دست : اگر سابقه این بیماری در شخصی کمتر از یک سال باشد، بی حرکت نگه داشتن مچ با استفاده از مچ بندهای طبی مخصوص، خصوصا در خواب باعث کاهش بی حسی و سوزش مچ و انگشتان می گردد.

- مصرف داروهای ضد التهاب : تنها در صورتی که مچ دست یا انگشتان متورم شده باشد، به منظور از بین رفتن تورم، پیشنهاد می شود.

- تزریق کورتیزون یا داروهای مشابه برای کاهش درد و تورم.

جراحی
به طور کلی روش های فوق معمولا موثرتر از جراحی هستند، در صورتی که درد و بی حسی عصب ادامه پیدا کند، جراحی بهترین درمان خواهد بود.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

      

پاچنبري يک تغيير شکل مادرزادي است که از بدو تولد وجود دارد .  در اين بد شکلي پا ، قسمت جلو پا به سمت داخل و پايين چرخيده و در عقب ، پاشنه هم به سمت داخل چرخيده است .

ميزان شيوع :

  • در هر هزار تولد زنده ، يک مورد پاچنبري وجود دارد .

  • در پسرها دو برابر دخترها رخ مي دهد .

  • مي تواند يک طرفه يا دو طرفه باشد .

  • در بيشتر موارد سابقه فاميلي اين عارضه وجود دارد .

  • احتمال رخداد اين عارضه در کودکان ديگر خانواده اي که يک کودک مبتلا دارند ، پايين و در حدود سه  درصد است .

درمان :

بيشتر پاچنبري ها در دوران شيرخوارگي با گچ گيري در عرض 6 تا 8 هفته اصلاح مي شوند . کمتر از 5  درصد پاچنبري ها از نوع بسيار شديد و غيرقابل انعطاف هستند که ممکن است به اين درمان گچ گيري پاسخ ندهند و نياز به عمل جراحي پيدا کنند . اما آنچه مسلم است اين است که در صورتي که بتوان از عمل جراحي در بيماران پاچنبري خودداري کرد ، نتايج بهتر است . جراحي با جوشگاه ،‌سفتي و ضعف عضلات همراه است که در دوران نوجواني بيمار را رنج مي دهد .

درمان پاچنبري بايد در هفته اول يا دوم زندگي شورع شود ، زيرا در اين دوران بافتهاي تشکيل دهنده رباطها و کپسول مفصلي و تاندونها ، انعطاف پذيري قابل ملاحظه اي دارند .

دستکاري و کشش ايجاد شده توسط پزشک بر روي اين عناصر به طور هفتگي سبب افزايش طول و کشيدگي اين عناصر مي شود و گچ گرفته شده بعد از اين دستکاري سبب مي شود که اصلاح به دست آمده براي يک هفته آينده حفظ شود . بنابراين ، به تدريج استخوانها جابه جا مي شوند و به محل اوليه خود برمي گردند .

به طور معمول 5 تا 7 گچ بلند که ازنوک انگشتان تا قسمت بالاي ران ادامه مي يابد ،‌به طور هفتگي گرفته مي شود تا بد شکلي اصلاح شود .

حتي در موراد بسيار شديد ، حداکثر 8 تا 9 بار گچ گيري براي رسيدن به نتيجه مطلوب کافي است . قبل از آخرين گچ گيري که بايد سه هفته در پاي بيمار باشد ، ممکن است بلند کردن تاندون آشيل به صورت سرپايي در مطب لازم باشد . بعد از دو ماه درمان ، پاظاهر نرمال و اصلاح شده دارد .

عود بيماري

نکته بسيار مهم اين است که به دنبال اصلاح پاچنبري ، اين عارضه تمايل به عود دارد . براي جلوگيري از عود عارضه ، بعد از اتمام دوره گچ گيري ، براي بيمار يک اسپلينت مخصوص ساخته مي شود که به مدت  2 تا 3 ماه بايد به طور شبانه روزي از آن استفاده کند و بعد از آن حداقل به مدت  2 تا 3 سال شبها  از آن بهره ببرد . ممکن است کودک ابتدا هنگام استفاده از اسپلينت احساس ناراحتي کند ، ولي به تدريج به آن عادت مي کند . در طول روز کودک مي تواند از کفشهاي معمولي استفاده کند . به طور معمول ، انجام راديوگرافي در بيماران مبتلا به پاچنبري ضروري نيست وفقط در موارد پيچيده ممکن است نياز به استفاده باشد .

درمان جراحي :

در مواردي که بيمار به گچ گيري يا آتل گذاري سريال پاسخ نداده و بد شکلي بهبود نمي يابد ، انجام عمل جراحي براي اصلاح بدشکلي اجتناب ناپذير است . بهترين زمان براي انجام عمل جراحي حدود 6 ماهگي است ، البته در کودکان مختلف و همچنين جراحان مختلف ممکن است سنين ديگري را براي  جراحي ترجيح دهند .

اصول نگهداري پا در گچ :

  • گچ معمولاً از ناحيه نوک انگشتان پا تا بالاي زانو امتداد دارد .

  • مهم ترين نکته در اندام گچ گيري شده اين است که در صورت وجود هر گونه نگراني نسبت به گچ ، بلافاصله بايد با پزشک معالج تماس گرفت .

  • پزشک براي شما توضيح ميدهد که چگونه گچ را صبح روز مراجعه بعدي در حمام باز نماييد . اضافه کردن نصف فنجان سرکه به آب ولرم به حل شدن سريع تر گچ کمک مي کند .

  • اگر چه گچ گيري براي کودک درد ايجاد نمي کند ، ولي در بعضي مواقع کودک را بي قرار مي کند . دادن مقداري شير قبل از گچ گيري و در آغوش گرفتن بعد از آن به تحمل گچ توسط کودک کمک مي کند .

  • به هيچ وجه در مواردي که کودک را تعويض مي کنيد ، اجازه ندهيد گچ مرطوب شود .

  • حتماً نواحي بالاي گچ را کاملاً خشک کنيد . در صورت عدم انجام اين کار ، زخمهاي ناشي از گچ  در آن مناطق رخ خواهد داد .

  • مواظب باشيد قسمتهاي بالاي گچ به مدفوع يا ادرار آلوده نشود ،‌ زيرا مي تواند سبب زخم شدن پوست ناحيه و عفونت شود .

 

 استحمام کودکي که پاي او در گچ  است :

مهم ترين کار اين است که از استحمام کودک خودداري کرد . بهترين زمان براي استحمام صبح روزي است که قرار است گچ تعويض شود . در اين زمان کودک را مي توان استحمام نمود ، گچ را باز کرده و سپس به پزشک براي گچ گيري به پزشک مراجعه کرد . در صورتي که بخواهيد در حد فاصل دوگچ گيري کودک را تميز نماييد ، بهترين راه اين است که فقط تنه و دستهاي او را با يک اسفنج مرطوب تميز کرده و سپس با حوله خشک کنيد .

مراقبت هاي بعد از گچ گيري :

همان طور که ذکر شد کودک ممکن است مختصري بي قرار باشد . علت اين است که شايد سنگيني گچ خيلي باشد که تا خشک شدن کامل گچ ادامه دارد . بهتر است زير پاي کودک در زير زانو حوله کوچکي را تا کرده و قرار دهيم تا پاشنه گچ روي زمين قرار نگيرد . حوله شما بايد حتماً نخي باشد . از گذاشتن اجسام پلاستيکي زير گچ خودداري نمائيد ، زيرا از تبادل حرارتي جلوگيري کرده مي تواند سبب سوختگي شود .

کنترل گردش خون اندام در گچ مهم است . براي اين کار نوک انگشتان کودک را فشار مي دهيم تا سفيد شود و وقتي برمي داريم بايد بلافاصله صورتي شود . در صورت هر گونه اختلال در گردش خون امکان سفت بودن گچ مطرح است و بايد به پزشک اطلاع داده شود .

  


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور


                                                    

اسپوندیلیت‌ آنکیلوزان‌ عبارت‌ است‌ از یک‌ بیماری‌ مفصلی‌ پیشرونده‌ و مزمن‌ همراه‌ با التهاب‌ و سفتی‌. با حالت‌ «خم‌ شدن‌ به‌ جلو» ناشی‌ از سفتی‌ ستون‌ فقرات‌ و ساختارهای‌ حمایت‌ کننده‌ آن‌ مشخص‌ می‌گردد. ناحیه‌ ساکروایلیاک‌ مفاصل‌ لگن‌، مهره‌ای‌ کمری‌، سینه‌ای‌ و گردنی‌ را درگیر می‌کند. در داخل‌ خانواده‌ها، مردان‌ و زنان‌ به‌ یک‌ اندازه‌ مبتلا می‌شوند. در جمعیت‌ عمومی‌ مردان‌ 5-4 برابر زنان‌ مبتلا می‌گردند و شروع‌ بیماری‌ معمولاً در اواخر دهه‌ دوم‌ یا اوایل‌ دهه‌ سوم‌ زندگی‌ است‌.


علایم‌ شایع‌
مراحل‌ ابتدایی‌: در دوره‌های‌ راجعه‌ کمردرد، درد می‌تواند در طول‌ عصب‌ سیاتیک‌ نیز ایجاد گردد. سفتی‌ که‌ در صبح‌ها بدتر است‌.


مراحل‌ بعدی‌: بدتر شدن‌ پیشرونده‌ علایم‌. درد غالباً از قسمت‌ تحتانی‌ پشت‌ به‌ قسمت‌ میانی‌ پشت‌ یا بالاتر از آن‌ در گردن‌ گسترش‌ می‌یابد. مفاصل‌ اندام‌های‌ فوقانی‌ و تحتانی‌ پاها و دست‌ها ممکن‌ است‌ درگیر شوند.
کم‌خونی‌
سفتی‌ عضلات‌
خستگی‌؛ کاهش‌ وزن‌
التهاب‌ عنبیه‌ (در تقریباً 25% از بیماران‌).


علل:‌
ناشناخته‌ ولی‌ ممکن‌ است‌ ناشی‌ از تغییرات‌ ژنتیک‌ یا اختلالات‌ خودایمنی‌ باشد.


عوامل تشدید کننده بیماری:
سابقه‌ خانوادگی‌ اسپوندیلیت آنکیلوزان‌.


پیشگیری‌:
پیشگیری‌ خاصی‌ ندارد.


عواقب‌ مورد انتظار:
در حال‌ حاضر این‌ بیماری‌ غیرقابل‌ علاج‌ تلقی‌ می‌گردد. علایم‌ به‌ طور پیش‌بینی‌ نشده‌ای‌ پیشرفت‌ می‌کنند و حملات‌ خفیف‌ تا متوسط‌ و دوره‌هایی‌ از فروکش‌ کردن‌ کامل‌ بیماری‌ وجود دارد. با درمان‌ می‌توان‌ علایم‌ را تسکین‌ و کاهش‌ داد و بیشتر بیماران‌ می‌توانند زندگی‌ طبیعی‌ را پیش‌ بگیرند. گاهی‌ بیماری‌ شدید است‌ و به‌ خاطر بدشکلی‌های‌ ایجاد شده‌، ناتوان‌ کننده‌ می‌گردد.


عوارض‌ احتمالی‌:
نارسایی‌ احتقانی‌ قلب
التهاب‌ چشم‌ که‌ به‌ ندرت‌ منجر به‌ کوری‌ می‌گردد.
آمیلوئیدوز
بیماری‌ دریچه‌ قلب‌
بیماری‌ گوارشی‌
بیماری‌ ریوی‌
تحت‌ فشار قرار گرفتن‌ عصب‌ که‌ باعث‌ کرختی‌ اندام‌ها می‌گردد.
ناتوانی‌ و بی‌حرکتی‌ دایمی‌


درمان‌ :
اصول‌ کلی‌
آزمون‌های‌ تشخیصی‌ می‌توانند شامل‌ بررسی‌های‌ آزمایشگاهی‌ خون‌ و رادیوگرافی‌ ستون‌ فقرات‌ باشند.
اهداف‌ درمان‌ عبارتند از کاهش‌ بدشکلی‌ بیشتر، آسوده‌سازی‌ بیمار و تسکین‌ سایر علایم‌
درمان‌ شامل‌ فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری های‌ ورزشی‌ برای‌ روش‌های‌ تنفس‌، حفظ‌ وضعیت‌ مناسب‌ و به‌ کار گرفتن‌ گروه‌های‌ عضلانی‌ (در خلاف‌ جهت‌ بدشکلی‌ احتمالی‌) است‌. رعایت‌ درمان‌ توسط‌ بیمار، مهم‌ است‌.
ممکن‌ است‌ مشاوره‌ فیزیولوژیک‌ توصیه‌ گردد.
روی‌ پشت‌ خود بر روی‌ یک‌ تشک‌ محکم‌ بخوابید. سعی‌ کنید از بالش‌ استفاده‌ نکنید یا اینکه‌ از یک‌ بالش‌ کوچک‌ استفاده‌ کنید.
قبل‌ از فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری بدنی‌ برای‌ تسکین‌ درد، از دوش‌ آب‌ داغ‌ یا کمپرس‌های‌ گرم‌ استفاده‌ کنید.
جراحی‌ برای‌ جایگزینی‌ لگن‌ آسیب‌ دیده‌ یا قرار دادن‌ پیوندهای‌ استخوانی‌ در ستون‌ فقرات‌ (تنها در مراحل‌ پیشرفته‌).
پرتودرمانی‌ به‌ ستون‌ فقرات‌ (تنها در صورت‌ شکست‌ سایر روش‌های‌ درمانی‌).
سیگار نکشید.


داروها :
داروهای‌ ضد التهاب‌ غیراستروئیدی‌ به‌ کاهش‌ ناراحتی‌ کمک‌ می‌کنند.
سولفاسالازین، ویتامین‌ D و داروهای‌ سرکوبگر ایمنی‌، گزینه‌های‌ بالقوه‌ هستند.
مسکن‌های‌ قوی‌تر و شل‌کننده‌های‌ عضلانی‌ ممکن‌ است‌ برای‌ دوره‌های‌ زمانی‌ کوتاه‌ تجویز گردند.


فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری:
تا حد توان‌ خود، فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری کنید.
برای‌ حفظ‌ وضعیت‌ قرارگیری‌ مناسب‌ و برای‌ این‌ که‌ تا حد امکان‌ راست‌ بایستید، ورزش‌ کنید.
در صورت‌ امکان‌ به‌ طور منظم‌ شنا کنید، شناور شدن‌ در آب‌ به‌ شما اجازه‌ خواهد داد که‌ راست‌ راه‌ بروید و نواحی‌ دردناک‌ راحت‌تر خواهند بود.
از فعالیتی‌ که‌ بر پشت‌ شما فشار وارد کند و از ورزش‌های‌ تماسی‌ که‌ احتمال‌ خطر بالای‌ آسیب‌ به‌ ستون فقرات دارند) اجتناب‌ کنید. 

درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟
اگر شما یا فرزندتان‌ علایم‌ اسپوندیلیت آنکیلوزان را داشته‌ باشید.
اگر در طول درمان‌ موارد زیر پیش‌ بیایند:
تب‌، ممکن‌ است‌ نشانگر عود یک‌ مرحله‌ حاد باشد.
افزایش‌ درد و ناتوانی‌ علی‌رغم‌ اقدامات‌ مذکور


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور


                                                                         

سيروز نتيجه نهايي آسيب به سلولهاي کبدي مي باشد که اين پاسخ برگشت ناپذيربوده و در واقع پاسخ عمده کبد به انواع گوناگون تهاجمات طولاني مدت التهابي ، سموم ،‌مواد متابوليک و الکل و غيره و ... مي باشد . در ابتدا سلولهاي کبدي مورد تهاجم مواد آسيب زا قرار مي گيرند و از بين مي روند که به اين روند نکروز سلولي گفته مي شود .

در برابر اين نکروز سلولهاي کبدي شروع به بازسازي مي نمايند ماحصل اين وقايع تشکيل يک بافت سفت و سخت به نام فيروز مي باشد . که جايگزين بافت طبيعي کبد مي شود .

* علل سيروز : سوء مصرف الکل و هپاتيت نوع C  در کشورهاي غربي شايعترين علت اين بيماري بوده اما علت عمده آن در کشورهاي جهان سوم هپاتيت نوع مي باشد .

سيروز الکلي چيست ؟ اين نوع سيروز بطور شايع در افراد الکلي ديده مي شود . سيروز الکلي ممکن است با هپاتيت الکلي همراه باشد . در چنين مواردي اختلال کارکرد سلولهاي کبد غالباً در حد قابل توجهي است و ممکن است با پرهيز از مصرف الکل بهبود يابد . داده هاي موجود حاکي است که عفونت ناشي از ويروس هپاتيت C  در بيماران الکلي ممکن است بيماري شديدتري ايجاد کند که پيشرفت سريعتري دارد .

* علائم بيماري سيروز چگونه است ؟

علائم اين بيماري خطرناک ناشي از اختلال کار کبد مي باشد که بطور خلاصه شامل موارد زير مي باشد .

۱) تجمع مايع در حفره ، شکم که باعث تورم شکم شده و آنرا آسيت مي نامند .

۲) زردي که ابتدا در سفيدي چشم و سپس در قسمت هاي ديگر بدن گسترش مي يابد .

۳ ) بزرگي طحال که مشکلات مختص به خودش را دارد .

۴ ) خونريزي از واريس هاي مري که بصورت خونريزي شديد و استفراغ خوني مي باشد .

۵ ) علاوه بر اينها سيروز مي تواند به سرطان کبد تبديل شود .

۶ ) کاهش پروتئين هاي خون بخصوص آلبومين و اختلال در ساخت فاکتورهاي انعقادي و کاهش ظرفيت سم زدايي کبد .

* درمان : درمان اين بيماري مهلک بسيار مشکل مي باشد . در موارد مربوط به الکل بايد مصرف آن قطع شود . پزشکان با توجه به عوارض سيروز به درمان آن مي پردازند . در افراد دچار بيماري پيشرونده و پيشرفته کبد که با هيچ روش ديگري قابل درمان نيستند بهترين راه فعلاً پيوند کبد مي باشد .


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

   

ریفلاکس(REFLUX) بیماری می باشد که حدود 40 درصد افراد جامعه را گرفتار می کند و در 15 درصد موارد، این بیماری به شکل شدید و آزار دهنده است. در این بیماری اسید معده به همراه غذا، از معده به مری برمی گردد و مردم بعد از خوردن غذا، احساس لذت و رضایت ندارند. ریفلاکس یکی از بیماری های شایعی است که مردم از ترش کردن معده  شکایت دارند.


علایم بیماری ریفلاکس کدام است؟
شایع ترین علامت این بیماری ترش کردن و سوزش سردل می باشد و از علایم دیگری که کمتر شایع می باشد داشتن حالت تهوع، استفراغ، درد سینه و گلو، بعضی اوقات گوش درد، سرفه و حتی تشدید حملات آسمی در بیماران مبتلا به آسم می باشد.
هم چنین داشتن خشونت صدا و به ندرت احساس گیرکردن غذا در مری (دیسفاژی) نیز در این بیماران دیده می شود.


عوامل زمینه ساز بیماری ریفلاکس کدام است؟
از مهم ترین عوامل زمینه ساز یا تشدید کننده این بیماری می توان به عواملی مانند عادات زندگی، عادات غذایی، مصرف داروها و چاقی اشاره کرد.
با توجه به این که چاقي در کشورهای در حال توسعه روز به روز در حال افزایش می باشد، این بیماری نیز در این جوامع بیشتر دیده می شود. ولی خوشبختانه، با کاهش و تنظیم وزن، علایم این بیماری قابل کنترل و درمان می باشد.
از عوامل غذایی که با بیماری ریفلاکس در ارتباط است می توان به مصرف غذاهای پرچرب اشاره کرد. از عوامل دارویی می توان به مصرف نیترات ها و کلسیم بلاکرها اشاره کرد که مصرف بیش از اندازه این مواد باعث تشدید بیماری ریفلاکس می شوند.


راه های تشخیص بیماری کدام است؟
غالباً برای تشخیص این بیماری نیاز به استفاده از وسیله تشخیصی خاصی نمی باشد، چون علایم بارز این بیماری ترش کردن می باشد که خود بیماران این نکته را ذکر می کنند. ولی در بعضی از موارد برای تشخیص قطعی می توان از آندوسکوپی و گرافی باریوم سوالو (Barium Swallow) و PH متری استفاده کرد.
نکته مهم در ارتباط با تشخیص این بیماری آن است که در بعضی افراد ممکن است این بیماری با دردهای قلبی اشتباه شود، بنابراین تشخیص بیماری ریفلاکس ازبيماريهاي حاد قلبي بسیار مهم می باشد و از طرفی شایع ترین علت دردهای سینه غیر قلبی، بیماری ریفلاکس می باشد.

سرفه مزمن هم از علامت های نسبتاً شایع بیماری ریفلاکس می باشد که ممکن است با بیماری های ریوی اشتباه شود و در بیماران مبتلا به آسم، ریفلاکس می تواند باعث تشدید علایم آسم شود.


این بیماری بیشتر در چه افرادی دیده می شود؟
این بیماری معمولاً در افراد چاق و افرادی که از رژیم های غذایی پرچرب و کالری زیاد استفاده می کنند دیده می شود. هم چنین در بیمارانی که دچار فتق مری می باشند، نیز احتمال بروز ریفلاکس بیشتر است.
از عوامل تشدید کننده این بیماری می توان به عواملی مانند خوردن غذاهای سنگین و خوابیدن زود هنگام بعد از مصرف غذای سنگین و حجیم اشاره کرد.
این بیماری در آقایان سفید پوست با شیوع بیشتری نسبت به خانم ها و دیگر نژادها دیده می شود.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور


                                                                                                            سیلیاک:
سلیاک نوعی بیماری گوارشی مزمن است که در افراد حساس به گلوتن بروز می‏کند. گلوتن پرتئینی است که در غلاتی مثل گندم، جو، جوی سیاه و چاودار پیدا می‏شود و با تأثیر بر پرزهای روده باعث کاهش جذب غذا و در نتیجه بروز علامتهای مختلف می‏شود. تنها درمان بیماری سلیاک رژیم غذایی فاقد گلوتن برای تمام عمر می‏باشد.
مبتلایان به سلیاک لازم است بدانند که با رعایت برنامه غذایی و حذف کامل غلات غیرمجاز ذکر شده به طور کامل بهبود می‏یابند ولیکن باید تا پایان عمر در پرهیز کامل از چنین غلاتی بوده و برنامه غذایی مناسب خویش را رعایت نمایند.
این مطالب جهت کمک به افرادی که نیازمند به رعایت رژیم فاقد گلوتن می‏باشند تهیه شده است، در این جزوه غذاهای اصلی که شما می‏توانید از آنها استفاده کنید و همچنین غذاهایی که مجاز به استفاده از آنها نیستید ذکر شده است، در انتهای آن نیز طرز تهیهٔ نان و یک نوع شیرینی فاقد گلوتن شرح داده شده است.

● آنچه مبتلایان به سلیاک باید در مورد تغذیهٔ خود بدانند:
رژیم غذایی در بیماران مبتلا به سلیاک بسته به شدت بیماری از لحاظ پرهیز و نحوهٔ استفاده سایر مواد غذایی متفاوت بوده و فرد باید همواره مورد پیگیری تغذیه‏ای نزد مشاوران تغذیه قرارگرفته و از لحاظ کفایت انرژی و مواد مغذی موجود در برنامهٔ غذایی خود توسط مشاوران تغذیه اطمینان حاصل نماید. این افراد نیاز به انرژی مناسب براساس نیازهای شخصی خود داشته و باید از برنامه غذایی با پروتئین بالا (به میزان ۱۰۰تا ۱۲۰ گرم روزانه برای بالغین و ۳ تا ۴ گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن برای کودکان) برخوردار باشند. همچنین مایع بصورت روزانه توصیه می‏شود که مشاور تغذیه با توجه به وضعیت جسمانی بیمار به تدریج چربی رژیم غذایی به میزان بیشتری در نظر می‏گیرد.
فرد مبتلا به سلیاک لازم است بداند که نسبت به پروتئین کلیهٔ غلاتی که بطور معمول از آنها نان تهیه می‏شود نظیر گندم، جو، جوی سیاه و چاودار، عدم تحمل دارد. لذا به هیچ وجه مجاز به مصرف چنین غلاتی نمی‏باشد مانند انواع نانهای معمولی، ماکارونی و اسپاگتی، انواع کیک و بیسکویت‏های معمولی و انواع کلوچه ها، همچنین مصرف کلیه محصولات غذایی که در تهیهٔ آنها از اینگونه غلات استفاده شده است، ممنوع می‏باشد مانند سوسیس، کالباس و سوپهای آماده، حتی اگر مشکوک به استفاده از آرد این غلات در تهیه و پخت برخی از غذاها می‏باشد، باید از آنها استفاده ننماید بنابراین سوپهای آماده و سس‏هایی که در رستورانها عرضه می‏شوند و حتی سبزیجات پخته شده در رستورانها ممنوع می‏باشد.
بهتر است در هنگام خرید خوراکی‏ها به مواد غذایی مورد استفاده درتهیه آنها دقت نموده و آنهایی را که شامل غلات و آردهای ممنوعه هستند، استفاده نکنید.
▪ غذاهایی که حاوی گلوتن می‏باشد و باید از آنها پرهیز کرد:
- تمام غذاهایی که معمولاً حاوی گندم و جو، جو دوسر و گندم سیاه یا چاودار و آرد آنها.
- انواع نان‏های معمولی، نان خشک، بیسکویت، باگت، نان سفید و سیاه.
- کلیه گوشت‏های کنسرو شده، سوسیس، کالباس، کتلت، کباب کوبیده رستورانها، شنیسل گوشت و مرغ، ماکارونی، رشته‏فرنگی، غذاهای حاوی جو، شوربا، فرنی، با آردهای فوق.
- سس سفید و سس گوجه فرنگی، نشاسته گندم.
- قهوه فوری، نسکافه، شیر شکلات، نشاسته گندم.
- کلیه شیرینی‏های تهیه شده با آرد گندم، گز، سوهان، حلوا، ترحلوا، شکلات و بعضی از انواع آب نبات، کمپوت و انواع مواد غذایی کنسرو شده و کلیه غذاهایی که با آرد غیرمجاز تهیه شود.
- چیپس سیب زمینی، کشک، مارگارین، سرکه سفید، سس‏های آماده.
- شکر قهوه‏ای، آجیل بو‏داده، دارچین.
- ویفرها و انواع بیسکویت.

▪ نکته:
بهتر است در ماههای ابتدایی رعایت رژیم فاقد گلوتن از مصرف شیر و فرآورده‏های حاوی شیر جلوگیری کرد.
هرگاه به غذایی مشکوک بودید بهتر است مصرف نکنید.
▪ نکته:
در صورتی که فرد مبتلا دچار اسهال می‏باشد، مصرف شیر برای دو ماه اول درمان ممنوع می‏باشد و بجای استفاده از شیر، فرد می‏تواند از ماست جهت تأمین نیازهای مواد معدنی و پروتئینی خود استفاده نماید و پس از رفع و بهبود اسهال می‏توان از شیر به تدریج در برنامه غذایی خود استفاده نماید.
چون در مبتلایان به سلیاک کمبود اسیدفولیک، آهن، ویتامین B۱۲ و نیز کلسیم شایع می‏باشد. رژیم غذایی این افراد باید از نظر دارا بودن چنین مواد معدنی و ویتامین‏هایی غنی باشد و در صورت لزوم از قرص آهن، اسید فولیک و مولتی ویتامین استفاده شود.

● نمونه‏ای از رژیم فاقد گلوتن که بیمار مبتلا به سلیاک می‏تواند از آنها استفاده نماید:
▪ آشامیدنیها:
چای، آب، شیر بدون چربی و یا کم چربی، نوشابه‏های غیرالکلی
نان‏ها، غلات و حبوبات: نان ذرت یا تهیه شده با آرد ذرت، بلال، سیب‏زمینی، برنج، عدس، لوبیای قرمز و در حالت بهبود انواع حبوبات بصورت کامل (افراد مبتلابه سلیاک می‏توانند از ذرت و یا آرد برنج، انواع شیرینی‏ها و رشته را تهیه نموده و مصرف کنند که در پایان طرز تهیه ۲ مورد از آنها شرح گردیده است.)
▪ پنیر و تخم مرغ:
پنیر کم چرب و پاستوریزه، تخم مرغ به هر شکل
▪ دسرها:
میوه، بستنی خانگی، ژلاتین ساده یا با میوه، دسرهای تهیه شده با آرد ذرت
▪ میوه و سبزی:
میوه بصورت پخته و تازه در صورت تحمل و طبق توصیه مشاور تغذیه و نیز سبزی‏های پخته یا کنسرو شده (آلو، گوجه، عصارهٔ آنها و میوه‏ها با پوست و هسته در ابتدا توصیه نمی‏شوند)
گوشت‏ها: انواع گوشت‏های بی‏چربی، کم چربی بصورت کباب شده یا بخارپز، ماهی و مرغ
▪ سوپها:
انواع سوپ‏های تهیه شده با آرد ذرت یا برنج و فرنی با آرد برنج
▪ شیرینی‏ها:
انواع شیرینی‏های تهیه شده از سیب زمینی، آرد برنج و ذرت، عسل، مربا، مارمالاد، شکر و شربت‏ها
آجیل‏جات: بادام، پسته، گردو، فندق، آفتاب‏گردان و بطور کلی تمام آنها در صورت عدم بروز اسهال و تحت نظر مشاور تغذیه
▪ روغن:
روغن ذرت، روغن زیتون، آفتاب‏گردان، روغن بادام زمینی، روغن مایع

سلیاک نوعی بیماری گوارشی مزمن است که در افراد حساس به گلوتن بروز می‏کند. گلوتن پرتئینی است که در غلاتی مثل گندم، جو، جوی سیاه و چاودار پیدا می‏شود و با تأثیر بر پرزهای روده باعث کاهش جذب غذا و در نتیجه بروز علامتهای مختلف می‏شود. تنها درمان بیماری سلیاک رژیم غذایی فاقد گلوتن برای تمام عمر می‏باشد.
مبتلایان به سلیاک لازم است بدانند که با رعایت برنامه غذایی و حذف کامل غلات غیرمجاز ذکر شده به طور کامل بهبود می‏یابند ولیکن باید تا پایان عمر در پرهیز کامل از چنین غلاتی بوده و برنامه غذایی مناسب خویش را رعایت نمایند.
این مطالب جهت کمک به افرادی که نیازمند به رعایت رژیم فاقد گلوتن می‏باشند تهیه شده است، در این جزوه غذاهای اصلی که شما می‏توانید از آنها استفاده کنید و همچنین غذاهایی که مجاز به استفاده از آنها نیستید ذکر شده است، در انتهای آن نیز طرز تهیهٔ نان و یک نوع شیرینی فاقد گلوتن شرح داده شده است.

● آنچه مبتلایان به سلیاک باید در مورد تغذیهٔ خود بدانند:
رژیم غذایی در بیماران مبتلا به سلیاک بسته به شدت بیماری از لحاظ پرهیز و نحوهٔ استفاده سایر مواد غذایی متفاوت بوده و فرد باید همواره مورد پیگیری تغذیه‏ای نزد مشاوران تغذیه قرارگرفته و از لحاظ کفایت انرژی و مواد مغذی موجود در برنامهٔ غذایی خود توسط مشاوران تغذیه اطمینان حاصل نماید. این افراد نیاز به انرژی مناسب براساس نیازهای شخصی خود داشته و باید از برنامه غذایی با پروتئین بالا (به میزان ۱۰۰تا ۱۲۰ گرم روزانه برای بالغین و ۳ تا ۴ گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن برای کودکان) برخوردار باشند. همچنین مایع بصورت روزانه توصیه می‏شود که مشاور تغذیه با توجه به وضعیت جسمانی بیمار به تدریج چربی رژیم غذایی به میزان بیشتری در نظر می‏گیرد.
فرد مبتلا به سلیاک لازم است بداند که نسبت به پروتئین کلیهٔ غلاتی که بطور معمول از آنها نان تهیه می‏شود نظیر گندم، جو، جوی سیاه و چاودار، عدم تحمل دارد. لذا به هیچ وجه مجاز به مصرف چنین غلاتی نمی‏باشد مانند انواع نانهای معمولی، ماکارونی و اسپاگتی، انواع کیک و بیسکویت‏های معمولی و انواع کلوچه ها، همچنین مصرف کلیه محصولات غذایی که در تهیهٔ آنها از اینگونه غلات استفاده شده است، ممنوع می‏باشد مانند سوسیس، کالباس و سوپهای آماده، حتی اگر مشکوک به استفاده از آرد این غلات در تهیه و پخت برخی از غذاها می‏باشد، باید از آنها استفاده ننماید بنابراین سوپهای آماده و سس‏هایی که در رستورانها عرضه می‏شوند و حتی سبزیجات پخته شده در رستورانها ممنوع می‏باشد.
بهتر است در هنگام خرید خوراکی‏ها به مواد غذایی مورد استفاده درتهیه آنها دقت نموده و آنهایی را که شامل غلات و آردهای ممنوعه هستند، استفاده نکنید.
▪ غذاهایی که حاوی گلوتن می‏باشد و باید از آنها پرهیز کرد:
- تمام غذاهایی که معمولاً حاوی گندم و جو، جو دوسر و گندم سیاه یا چاودار و آرد آنها.
- انواع نان‏های معمولی، نان خشک، بیسکویت، باگت، نان سفید و سیاه.
- کلیه گوشت‏های کنسرو شده، سوسیس، کالباس، کتلت، کباب کوبیده رستورانها، شنیسل گوشت و مرغ، ماکارونی، رشته‏فرنگی، غذاهای حاوی جو، شوربا، فرنی، با آردهای فوق.
- سس سفید و سس گوجه فرنگی، نشاسته گندم.
- قهوه فوری، نسکافه، شیر شکلات، نشاسته گندم.
- کلیه شیرینی‏های تهیه شده با آرد گندم، گز، سوهان، حلوا، ترحلوا، شکلات و بعضی از انواع آب نبات، کمپوت و انواع مواد غذایی کنسرو شده و کلیه غذاهایی که با آرد غیرمجاز تهیه شود.
- چیپس سیب زمینی، کشک، مارگارین، سرکه سفید، سس‏های آماده.
- شکر قهوه‏ای، آجیل بو‏داده، دارچین.
- ویفرها و انواع بیسکویت.

▪ نکته:
بهتر است در ماههای ابتدایی رعایت رژیم فاقد گلوتن از مصرف شیر و فرآورده‏های حاوی شیر جلوگیری کرد.
هرگاه به غذایی مشکوک بودید بهتر است مصرف نکنید.
▪ نکته:
در صورتی که فرد مبتلا دچار اسهال می‏باشد، مصرف شیر برای دو ماه اول درمان ممنوع می‏باشد و بجای استفاده از شیر، فرد می‏تواند از ماست جهت تأمین نیازهای مواد معدنی و پروتئینی خود استفاده نماید و پس از رفع و بهبود اسهال می‏توان از شیر به تدریج در برنامه غذایی خود استفاده نماید.
چون در مبتلایان به سلیاک کمبود اسیدفولیک، آهن، ویتامین B۱۲ و نیز کلسیم شایع می‏باشد. رژیم غذایی این افراد باید از نظر دارا بودن چنین مواد معدنی و ویتامین‏هایی غنی باشد و در صورت لزوم از قرص آهن، اسید فولیک و مولتی ویتامین استفاده شود.

● نمونه‏ای از رژیم فاقد گلوتن که بیمار مبتلا به سلیاک می‏تواند از آنها استفاده نماید:
▪ آشامیدنیها:
چای، آب، شیر بدون چربی و یا کم چربی، نوشابه‏های غیرالکلی
نان‏ها، غلات و حبوبات: نان ذرت یا تهیه شده با آرد ذرت، بلال، سیب‏زمینی، برنج، عدس، لوبیای قرمز و در حالت بهبود انواع حبوبات بصورت کامل (افراد مبتلابه سلیاک می‏توانند از ذرت و یا آرد برنج، انواع شیرینی‏ها و رشته را تهیه نموده و مصرف کنند که در پایان طرز تهیه ۲ مورد از آنها شرح گردیده است.)
▪ پنیر و تخم مرغ:
پنیر کم چرب و پاستوریزه، تخم مرغ به هر شکل
▪ دسرها:
میوه، بستنی خانگی، ژلاتین ساده یا با میوه، دسرهای تهیه شده با آرد ذرت
▪ میوه و سبزی:
میوه بصورت پخته و تازه در صورت تحمل و طبق توصیه مشاور تغذیه و نیز سبزی‏های پخته یا کنسرو شده (آلو، گوجه، عصارهٔ آنها و میوه‏ها با پوست و هسته در ابتدا توصیه نمی‏شوند)
گوشت‏ها: انواع گوشت‏های بی‏چربی، کم چربی بصورت کباب شده یا بخارپز، ماهی و مرغ
▪ سوپها:
انواع سوپ‏های تهیه شده با آرد ذرت یا برنج و فرنی با آرد برنج
▪ شیرینی‏ها:
انواع شیرینی‏های تهیه شده از سیب زمینی، آرد برنج و ذرت، عسل، مربا، مارمالاد، شکر و شربت‏ها
آجیل‏جات: بادام، پسته، گردو، فندق، آفتاب‏گردان و بطور کلی تمام آنها در صورت عدم بروز اسهال و تحت نظر مشاور تغذیه
▪ روغن:
روغن ذرت، روغن زیتون، آفتاب‏گردان، روغن بادام زمینی، روغن مایع


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

بيماری واريکوسل يا واريسی شدن عروق بيضه در 10درصد مردان بالغ مشاهده می گردد و شايعترين عامل ناباروری مردان می باشد و تنها درمان قطعی آن جراحی می باشد. نوع شديد يا درجه 3 آن معافيت دائمی پزشکی از خدمت سربازی خواهد داشت.

بيماری واريکوسل چيست؟
واريکوسل يا واريسی شدن عروق بيضه شايعترين بيماری مردان پس از بلوغ می باشد و 10درصد مردان بالغ به آن مبتلا می باشند. واريکوسل شايعترين عامل ناباروری مردان می باشد. سن شروع بيماری معمولا در زمان بلوغ و يا بلافاصله پس از بلوغ می باشد ولی در سن کمتر يا سن بالا نيز ممکن است ايجاد گردد.

عامل ايجاد بيماری واريکوسل چيست؟
بيماری واريکوسل با واريسی شدن و گشادشدن عروق وريدی (سياهرگهای) بيضه ظاهر می گردد که در دو گروه اوليه و ثانويه تقسيم بندی می گردد. در نوع اوليه، هيچ عامل ايجادکننده مشخصی وجود ندارد، گرچه تئوری اشکال در دريچه های لانه کبوتری وريدهای بيضه، طولانی بودن مسير اين وريدها و احتمال اثر فشاری ساير عروق و احشاء شکمی مطرح می باشد ولی هنوز علت مشخصی برای آن ثابت نشده است.

 اين نوع عامل عمده واريکوسل است و 90درصد در سمت چپ می باشد. نوع ثانويه که بدنبال وجود عامل مشخص ايجادکننده انسداد در عروق داخل شکم ايجاد مي گردد درصد کمی از واريکوسل ها را شامل میشود و علت ايجادکننده آن غالبا توده های شکمی، بخصوص تومورهای بدخيم می باشد که تشخيص آن مهم و حياتی است.

علائم بيماری واريکوسل چيست ؟
بيمار ممکن است با شکايت بزرگی، يا عدم تقارن بيضه ها، يا درد بيضه، و يا پس از ازدواج، با ناباروری مراجعه کند. ولی شايعترين فرم آن، بدون علامت، و بطور اتفاقی، حين معاينه، متوجه آن می گردند. درمعاينه، بزرگی و تورم عروق بيضه، بخصوص در سمت چپ مشهود است و درحالت ايستاده، و يا افزايش فشار شکمی تشديد می يابد و در حالت خوابيده از بين می رود (درصورتيکه تورم عروق درحالت خوابيده از بين نرفت، بايستی به نوع ثانويه آن شک کرد.)

افتراق واريکوسل ازنظر شدت بيماری :
بيماری واريکوسل ازنظر شدت به 3 درجه تقسيم بندی می گردد. در نوع درجه 1 اتساع عروق فقط حين فشار شکمی در لمس توسط پزشک قابل لمس، و تشخیص می باشد. در نوع درجه 2 با فشار شکمی، اتساع عروق، قابل مشاهده می گردد. و در نوع درجه 3 حتی بدون فشار شکمی، اتساع عروق، درحالت ايستاده قابل مشاهده می باشد. لازم به ذکر است نوع درجه 3 آن ازنظر قانون خدمت سربازی در ايران معافيت دائم و انواع درجه 1 و 2 معافيت از رزم خواهد داشت.

چه بيماری احتياج به درمان دارد ؟
همانگونه که گفته شد 10درصد مردان پس از سن بلوغ درجاتی از واريکوسل دارند ولی همه آنها احتياج به درمان ندارند. اگر واريکوسل برای فرد، عارضه ای ايجاد کند لازم است درمان انجام گردد. درغيراينصورت احتياج به درمانی نيست.

عوارض واريکوسل چيست ؟
عوارض واريکوسل شامل ايجاد درد، آتروفی (کوچک شدن سايز و نرم شدن قوام بيضه) و ناباروری می باشد. درد ناشی از واريکوسل دردی با کيفت احساس سنگينی، که با فعاليت و ايستادن تشديد يافته و با استراحت بهبود می يابد.

آيا بيمار مبتلا به واريکوسل بدون عارضه احتياج به پيگيری دارد ؟
بلی؛ همانگونه که گفته شد اگر واريکوسل عارضه ای ايجاد نکند احتياج به درمان نيست. ولی لازم است بيمار بصورت ماهانه، خود را معاينه کند. و درصورت کوچک شدن سايز بيضه، و يا تغيير در قوام آن، لازم است توسط پزشک معاينه شود.
همچنين اگر بيمار مبتلا به واريکوسل ازدواج نکرده و يا خواستار داشتن فرزند ديگری در آينده می باشد، بايستی هر 6 ماه با آزمايش اسپرم، ازنظر باروری بررسی گردد و درصورت شروع تقييرات و ضعيف شدن نطفه احتياج به درمان دارد.

آيا درمان دارويی برای واريکوسل وجود دارد ؟
جواب: خير.
درمان واريکوسل فقط اقدامات مداخله گرانه (غيردرمان خوراکی يا دريافت دارو ازطريق تزريق) می باشد. در ساده ترين روش تزريق مواد ايجادکننده انسداد عروق از طريق پوست بداخل وريدهای بيضه مبتلاست که اين روش درصد موفقيت کمتر و عارضه درد مزمن و يا هيدروسل بيشتری می باشد.

روشهای جراحی واريکوسل چيست ؟
جراحی واريکوسل يا به اصطلاح پزشکی واريکوسلکتومی اقدام به بستن وريدهای بيضه مبتلا می باشد که پس از انسداد اين وريدها بتدريج بدليل عدم حرکت خون، وريدهای مسدود شده کوچک شده و از بين می رود و واريکوسل برطرف می گردد. اين اقدام از طريق برش کوچکی بر روی پوست شکم به طول 4-2 سانتيمتر قابل انجام است.

روشهای جديد جراحی واريکوسلکتومی چيست ؟
روشهای جديد واريکوسلکتومی يکی انسداد عروق از طريق کاتتريزاسيون وريدی و انسداد عروق مبتلا است. که هزينه آن بالاست و درصد موفقيت آن بالا نيست ولی بصورت سرپايي و با کمترين درد انجام می گردد.

روش لاپاروسکوپی(laparoscopic varicocelectomy) که امتياز آن برش کوچکتر و بزرگنمايی حين جراحی، ولی بدليل عدم دسترسی جراح به وريدهای فرعی، احتمال عود واريکوسل بيشتر است و همچنين سه برش بر روی پوست بجای يک برش انجام می گيرد.

روش ميکروسرجری(microsurgical varicocelectomy) که به عقيده بسياری بهترين روش جراحی واريکوسلکتومی می باشد. امتيازات آن بزرگنمايی حين جراحی و دسترسی به تمامی وريدهای فرعی می باشد ولی مدت زمان جراحی طولانی تر می گردد و ازنظر تکنيکی نيز مشکل می باشد.

امتيازات روش ميکروسرجری نسبت به روش معمولی واريکوسلکتومی چيست ؟
در روش ميکروسرجری با توجه به استفاده از ميکروسکوپ حين جراحی و بزرگنمايی جراح، قادر است با دقت بيشتر وريدها را از شريان ( سرخرگ ) و عروق لنفاتيک ( عروق برنده آب ) جدا کند و فقط وريدها را مسدود نمايد.

همچنين وريدهای با سايز کوچک را که استعداد واريسی شدن در آينده دارد و منشاء عود واريکوسل درآينده خواهد بود. در روش جراحی معمولی قابل تشخيص نمی باشد درحاليکه در روش ميکرسرجری بدليل بزرگنمايی 6-4 برابر توسط ميکروسکوپ، جراح قادر است اين وريدهای کوچک را نيز مشاهده کند و از عروق لنفاتيک و شريان مجزا نمايد و مسدود کند.

در نتيجه شانس عود واريکوسل در اين روش بسيار کمتر و حدود نيم درصد ( يعنی موفقيت 5/99 درصد ) می باشد همچنين بدليل قابليت بهتر در تمايز شريان و لنفاتيک و حفظ آنها احتمال آتروفی بيضه بدنبال جراح و يا ايجاد هيدروسل ( آب آوردگی بيضه ) بسيار نادر می باشد.

آيا واريکوسلکتومی عارضه ای دارد ؟
درجواب بايستی گفت که هر اقدام پزشکی احتمال عارضه دارد همانگونه که عدم درمان واريکوسل نيز احتمال بروز عارضه دارد.

عوارض واريکوسلکتومی شامل :
1- احتمال عود واريکوسل که در روش معمولی و سنتی واريکوسلکتومی 25% - 5% ذکر شده و در روش ميکروسرجری نيم درصد می باشد.

2- ايجاد هيدروسل ( آب آوردگی بيضه ) که احتمال آن در روش معمولی جراحی واريکوسلکتومی 15- 5 درصد و در روش ميکروسرجری بسيار نادر گزارش شده است.

3- عارضه سوم احتمال آتروفی بيضه که در روش جراحی معمولی کمتر از 3% و در روش ميکروسرجری بسيار نادر گزارش شده است. ( اينجانب طی حدود 700 مورد واريکوسلکتومی ميکروسرجری که انجام داده ام 4 مورد عود و هيچ مورد هيدروسل يا آتروفی نداشته ام. در حاليکه بيش از 200 مورد از اين بيماران، مواردی بوده اند که قبلا در مراکز مختلف تحت عمل واريکوسلکتومی به روش معمولی قرار گرفته بودند ولی واريکوسل برطرف نشده بوده و يا عود کرده بود که مجددا تحت عمل واريکوسلکتومی ميکروسرجری قرار گرفتند و موفق بوده است.)

آيا عمل جراحی واريکوسلکتومی منجر به معلوليت يا ناباروری مي گردد ؟
اين سؤالی است که بسياری از بيماران قبل از جراحی سؤال می کنند و درجواب بايستی گفت که عمل واريکوسلکتومی جهت درمان يا جلوگيری از ناباروری انجام می گردد و خود منجر به ناباروری نمی گردد و پس از جراحی نيز فرد می تواند به فعاليتهای عادی روزمره و انجام ورزش و کار بطور معمول و قبل از جراحی بازگردد. لذا معلوليتی ايجاد نمی کند. بيماری واريکوسل يا واريسی شدن عروق بيضه در 10درصد مردان بالغ مشاهده می گردد و شايعترين عامل ناباروری مردان می باشد و تنها درمان قطعی آن جراحی می باشد. نوع شديد يا درجه 3 آن معافيت دائمی پزشکی از خدمت سربازی خواهد داشت.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

سنگ‌هاي کليه، توده‌هاي معدني سختي هستند که در کليه تشکيل مي‌شوند و ممکن است در کليه، حالب، مثانه و پيشابراه ديده شوند. جنس اين سنگ‌ها نيز با هم متفاوت و ممکن است از کريستال‌هاي اگزالات کلسيم، فسفات کلسيم، اسيد اوريک يا سيستئين باشد. از نظر اندازه نيز سنگ‌ها با هم متفاوتند، طوري که گاهي به کوچکي شن و سنگ‌ريزه‌اند و گاهي بزرگ و حتي شاخه‌دار، به شکل شاخ گوزن هستند و حتي ممکن است حجم لگنچه کليه را نيز پر کنند.

اين سنگ‌ها از شايع‌ترين علل وجود خون در ادرار و بروز دردهاي شکمي، درد پهلوها و درد منطقه کشاله ران محسوب مي‌شوند. ايجاد سنگ نيز معمولاً از تشکيل قطعه بسيار کوچکي از مواد معدني در کليه آغاز مي‌شود که اين قطعه و قطعات مشابه ممکن است همراه با ادرار از کليه‌ها دفع شوند يا در کليه‌ها باقي بمانند که در حالت دوم، به عنوان يک هسته مرکزي عمل و مواد معدني به تدريج روي آن رسوب مي‌کنند و منجر به افزايش حجمش مي‌شوند. ضمن اين‌که در بسياري از موارد، قطعات کوچک اوليه به هم متصل مي‌شوند و قطعات بزرگ‌تري را ايجاد مي‌کنند.

بسياري از سنگ ها در زماني که هنوز کوچکند، از طريق مجاري ادراري، کليه‌ها را به آساني ترک مي‌کنند و نياز به هيچ درمان خاصي ندارند. اما سنگ‌هاي بزرگ‌تر ممکن است در حالب گير کنند و باعث انسداد حالب و جلوگيري از خروج ادرار شوند که اين حالت، منجر به دردهاي شديد و مداومي مي‌شوند که طي 15 تا 30 دقيقه، بدتر و بدتر مي‌شود و در نهايت به اوج مي‌رسد. در صورتي که انسداد کامل نباشد، درد خفيف‌تراست و با انتقال سنگ به مثانه، درد بهبود مي‌يابد. اين سنگ‌ها حتماً به درمان دارويي احتياج دارند.

حدود 90 درصد از سنگ‌هاي کوچک (کوچک‌تر از 5 ميلي‌متر) بدون نياز به اقدام درماني خاصي از بدن دفع مي‌شوند و تنها حدود 10 تا 20 درصد سنگ‌ها به اقدامات درماني جدي نيازمندند. به طور متوسط، خروج سنگ‌ها از بدن بين 1 تا 3 هفته طول مي‌کشد و تقريباً در دو‌سوم موارد، سنگ‌ها تا هفته چهارم پس از ظهور علايم، از بدن دفع شده‌اند.

تقريباً نيمي از کساني که دچار سنگ کليه مي‌شوند، اگر به اقدامات پيشگيرانه متوسل نشوند، تا 5 سال بعد دچار سنگ‌هاي بيشتري خواهند شد. اما پيش‌بيني اين نکته که چه کسي طي سال‌هاي آينده قطعاً دچار سنگ مي‌شود يا چه کسي از ابتلاي مجدد به اين مشکل در امان خواهد بود، کار ناممکني است.

طرز تشکيل سنگ کليه

عوامل متعددي مانند عوامل ارثي، رژيم غذايي، داروها، آب و هوا، شرايط محيط کار، شيوه زندگي و مشکلات طبي خاص با ايجاد تغييراتي در ادرار، زمينه‌ساز تشکيل سنگ کليه مي‌شوند. اين سنگ‌ها معمولاً بر اثر به هم خوردن تعادل ميان آب و املاح و ساير مواد موجود در ادرار به وجود مي‌آيند. سنگ‌ها معمولاً يا بر اثر کاهش حجم ادرار، يا بر اثر افزايش مواد تشکيل‌دهنده سنگ‌ها به وجود مي‌آيند. نوع اين تغييرات تعادلي نيز با ارزيابي انواع سنگ‌هاي ايجاد‌شده، قابل تشخيص خواهد بود.

اغلب سنگ‌هاي کليه از نوع کلسيمي هستند و به دليل تغيير در سطوح ادراري کلسيم به وجود مي‌آيند. بخشي از عواملي که موجب به هم خوردن تعادل مواد در ادرار و به دنبال آن، موجب تشکيل سنگ مي‌شوند، عبارتند از:

 

ننوشيدن مقادير کافي مايعات:

 زماني که بدن شما کم‌آب مي‌شود، نمک‌ها، مواد معدني و ساير مواد موجود در ادرار ممکن است با هم تجمع يابند و بناي اوليه يک سنگ را پايه‌ريزي کنند.

 

مشکلات طبي:

 وجود برخي مشکلات طبي مي‌تواند بر تعادل طبيعي مواد در ادرار تأثير گذارد و باعث تشکيل سنگ شود؛ مانند، ابتلا به عفونت‌هاي ادراري، بيماري التهابي روده، نقرس، پرکاري غده هيپرپاراتيروييد و برخي بيماري‌هاي متابوليک ارثي مانند سيستينوري و هيپراگزالوري.

 

مصرف غذاهاي حاوي اگزالات بالا:

در صورتي که از غذاهاي حاوي اگزالات فراوان (مانند سبزيجات سبز تيره، شکلات، چاي و مانند آن‌ها)، زياد استفاده مي‌کنيد، استعدادتان براي ابتلا به سنگ کليه بيشتر خواهد بود.

 

مصرف برخي داروها:

مصرف برخي داروها مانند داروهاي مدر و آنتي‌اسيدهاي حاوي کلسيم، خطر ابتلا به سنگ کليه را افزايش مي‌دهند.

 

علايم و نشانه‌ها؛ انواع و اقسام

بر‌حسب آن‌که چه اتفاقي براي سنگ بيفتد، علايم اين بيماري، متفاوت خواهد بود. سنگ ممکن است در کليه بماند يا اين‌که از کليه خارج و از طريق مجاري ادراري دفع شود. در هر يک از اين حالت‌ها نيز ممکن است همه يا برخي از علايم زير پديدار شوند:

 

بدون علامت:

 سنگ‌هاي کوچک معولاً بدون علامت خاصي از بدن دفع مي‌شوند.

 

درد ناگهاني و مداوم:

 سنگ، ممکن است باعث ايجاد دردهاي شديدي با کيفيت انقباضي در ناحيه پشت و طرفين کمر، شکم، کشاله ران يا ناحيه تناسلي شود. اين دردها با تغيير وضعيت بدن نيز بهبود نمي‌يابند. کساني که حداقل يک‌بار دفع سنگ کليه را با اين کيفيت تجربه کرده‌اند، دردش را اين‌گونه توصيف مي‌کنند: «بدترين دردي که تا الان تجربه کرده‌ام.»

 

تهوع و استفراغ

مشاهده خون در ادرار:

اين علامت معمولاً در اثر سنگِ باقيمانده در کليه و نيز در اثر سنگِ به راه افتاده مي‌تواند ايجاد شود.

 

سوزش و تکرر ادرار:

اين علايم مي‌تواند ناشي از عبور سنگ از مجاري ادراري باشد. البته احساس سوزش و ناراحتي حين دفع ادرار در عفونت‌هاي مجاري ادراري نيز ديده مي‌شود.

 

تب و احياناً لرز

کاهش اشتها

اسهال يا يبوست

افزايش تعريق

احساس خستگي مفرط

به اين نکته هم بايد توجه داشت که علايم بالا در برخي بيماري‌هاي ديگر نيز مشاهده مي‌شود، لذا تشخيص نهايي و قطعي ابتلاي فرد به سنگ کليه، توسط پزشک و با توجه به علايم بيمار و انجام تست‌هاي تشخيصي خواهد بود

 

 

تست‌هاي تشخيصي

تهيه عکس آماده شکم با اشعه ايکس(KUB):

تهيه تصويري از کليه‌ها، حالب و مثانه جهت بررسي از نظر وجود يا عدم وجود سنگ و نيز تعيين محل آن.

 

سونوگرافي:

در اين روش با بهره‌گيري از امواج فراصوت همراه با پردازش کامپيوتري مي‌توان اندام‌هاي داخلي، از جمله کليه‌ها و مجاري ادراري و مثانه را مورد بررسي قرار داد. اين روش کاملاً ايمن، بدون درد و غير تهاجمي است اما ممکن است سنگ‌هاي کوچک در اين شيوه ناديده بمانند.

 

آي‌وي‌پي:

 پزشک با اين تست به دنبال سنگ‌هايي مي‌گردد که در تصوير ساده با اشعه ايکس ديده نشده است. پس از تزريق ماده حاجب از طريق سياهرگ‌هاي بازو، در فواصل زماني مشخصي که اين ماده با فعاليت کليه‌ها به تدريج دفع مي‌شود، با استفاده از اشعه ايکس، تصاويري از فرد تهيه مي‌شود که ضمن بررسي اندازه و محل کليه‌ها و مسير حالب‌ها، وجود يا عدم وجود سنگ نيز ارزيابي مي‌گردد. در صورت کشف هر نوع يافته غير طبيعي ممکن است پزشک براي ارزيابي بيشتر، درخواست انجام سي‌تي اسکن کند.

 

سي‌تي اسکن:

 انجام سي‌تي اسکن مارپيچي با فراهم آوردن تصويري مناسب و از زواياي مختلف از کليه‌ها و حالب، به بررسي دقيق‌تر آن کمک مي‌کند.

 

آزمايش ساده ادرار:

 اين تست براي بررسي ادرار از نظر اسيديتي(pH)، وجود گلبول قرمز در ادرار، وجود کريستال‌ها در ادرار و . . . صورت مي‌گيرد.

 

چه کساني در خطرند؟

سنگ کليه در اين افراد شايع‌تر است:

مردان 3 برابر زنان، دچار اين مشکل مي‌شوند (معمولاً بين سن 30 تا 50 سالگي).

 

سفيدپوستان بيشتر از رنگين‌پوستان دچار اين مشکل مي‌شوند.

افراد با سابقه خانوادگي مثبت، بيشتر از ديگران، مستعد تشکيل سنگ کليه‌اند.

کساني که در مناطق کوهستاني، صحراها يا ساير مناطق گرمسيري زندگي مي‌کنند، بيشتر از کساني که در ساير مناطق جغرافيايي زندگي مي‌کنند، در معرض ابتلا به اين مشکل هستند.

 

مقابله با خطرهاي پنجگانه

مايعاتي که مي‌نوشيم: ننوشيدن مقادير کافي آب از اصلي‌ترين علل تشکيل سنگ کليه به شمار مي‌رود. اين مسأله به ويژه براي آن‌هايي که در مناطق گرم و خشک زندگي مي‌کنند و نيز افرادي که در محيط‌هاي گرم مانند آشپزخانه‌ها، نانوايي‌ها و کوره‌هاي ذوب فلزات کار مي‌کنند، از اهميت بيشتري برخوردار است. نوشيدن نوشابه‌هاي گازدار و آب برخي ميوه‌ها مانند گريپ‌فروت مي‌تواند خطر تشکيل سنگ را افزايش دهد.

 

رژيم غذايي: مصرف مقادير زيادتر از حد مجاز روزانه برخي ويتامين‌ها مانند ويتامين D مي‌تواند خطر تشکيل سنگ را افزايش دهد. در صورت مصرف اين ويتامين به صورت دارو توصيه مي‌شود دقيقاً به مقادير توصيه‌شده از سوي پزشک توجه کنيد. همچنين سطوح بالاي کلسيم نيز مي‌تواند باعث خطر تشکيل سنگ شود. مصرف مقادير توصيه‌شده کلسيم همراه با رژيم کم‌نمک و کم‌پروتئين ممکن است از اين خطر بکاهد. رژيم‌هاي غذايي پرپروتئين، پرنمک و مصرف غذاهاي حاوي اگزالات بالا مانند سبزيجات سبز تيره، خطر تشکيل سنگ را افزايش مي‌دهد.

 

وزن و وزن‌گيري: در افراد چاق و با دورکمر بالا، خطر تشکيل سنگ، افزايش مي‌يابد.

 

فعاليت بدني: افرادي با الگوي زندگي کم‌تحرک، مشکلات بيشتري با سنگ کليه خواهند داشت؛ چرا‌که محدوديت تحرک، موجب افزايش آزادسازي کلسيم از استخوان‌ها مي‌شود.

 

داروها: مصرف برخي داروها مي‌تواند باعث تسهيل ايجاد سنگ کليه شود.

 

عوامل خطرساز اما غير قابل کنترل

سن و جنس: چنان‌که گفته شد، مردان 3 برابر بيشتر از زنان و به ويژه در سنين 30 تا 50 سالگي، مستعد ابتلا به اين بيماري هستند. همچنين زنان در سنين پس از يائسگي به دليل کاهش سطح هورمون استروژن با افزايش خطر ابتلا مواجهند.

سابقه خانوادگي سنگ کليه

سابقه ابتلاي مکرر به عفونت‌هاي مجاري ادراري

 

مشکلات طبي خاص: ابتلا به بيماري‌هايي مانند سندرم روده تحريک‌پذير، پرکاري هيپرتيروييد، کيستيک فيبروزيس، نقرس، فشار خون بالا، مقاومت به انسولين بر اثر ديابت، چاقي و . . .

استراحت مطلق طولاني‌مدت

مشکلات مثانه ناشي از صدمه به طناب نخاعي

 

داروها: داروهايي مانند آنتي‌اسيد و آسپيرين

سيستم ادراري غير طبيعي مانند کليه نعل اسبي

 

عوامل خطرساز براي عود سنگ کليه

مهم‌ترين عواملي که باعث افزايش احتمال عود سنگ کليه مي‌شوند، عبارتند از:

سطوح بالاي مواد معدني مانند اگزالات، کلسيم و اسيد اوريک

کاهش حجم ادرار

عفونت مجراي ادراري

سطوح پايين سيترات

غير طبيعي بودن pH ادرار ( چه بالاتر از حد معمول و چه پايين تر از آن)

 

عوارض سنگ کليه

ابتلاي به سنگ کليه ممکن است باعث بروز مشکلاتي از اين قبيل شود:

افزايش خطر ابتلا به عفونت‌هاي ادراري يا تشديد عفونت‌هاي موجود.

آسيب‌هاي کليوي، که در موارد خاص ممکن است حتي کار به نارسايي حاد کليه بکشد.

پيشگيري از ابتلا به سنگ‌هاي کليه به ويژه در کساني که تنها يک کليه دارند و بيماران دچار نقص سيستم ايمني و افرادي که کليه‌هاي پيوندي دارند، از اهميت و حساسيت خاصي برخوردار است.

 

وقتي درد قابل ‌تحمل است

اغلب اوقات براي دفع سنگ به چيزي بيشتر از اقدامات درماني در منزل نياز نخواهد بود. اين اقدامات شامل نوشيدن مقادير فراوان آب، مصرف داروهاي مسکن و حتي‌الامکان گرفتن سنگ دفع‌شده و جمع‌آوري ادرار 24 ساعته براي بررسي سنگ از نظر نوع، ترکيب و علل زمينه‌اي تشکيل سنگ است.

اما گاهي اوقات، اين اقدامات درماني جواب نمي‌دهند و مراجعه به پزشک ضرورت پيدا مي‌کند. در اين مواقع، اگر پزشک معالج به امکان دفع خودبه‌خودي سنگ اعتقاد داشته و تحمل درد هم براي بيمار امکان‌پذير باشد، باز هم همان اقدامات درماني خانگي پيشنهاد مي‌شود. اما اگر درد خيلي شديد باشد، احتمالاً سنگ، مجراي ادراري بيمار را مسدود کرده يا اين‌که سنگ با يک عفونت ادراري همزمان شده است. در چنين شرايطي، احتمالاً پزشک گزينه‌‌هاي طبي را براي حل مشکل توصيه مي‌کند. اين گزينه‌ها عبارتند از:

ضد درد: استفاده از داروهاي ضد دردي که نياز به نسخه پزشک ندارد؛ مانند، داروهاي ضد التهابي غير استرييدي نظير ايبوپروفن و ديکلوفناک که ممکن است درد را تسکين دهند. در صورت نياز ممکن است پزشک معالج تصميم به تجويز داروهاي ضد درد قوي‌تري بگيرد.

نوشيدن آب فراوان: در ساعات بيداري هر ساعت يک ليوان آب بنوشيد، چراکه شما نيازمند نوشيدن مقاديري بيش از حد معمولِ 8 تا 10 ليوان آب در روز هستيد. اما اگر به بيماري‌هاي کليوي، قلبي يا کبدي مبتلا هستيد يا اگر به هر دليل ديگري با محدوديت مصرف آب مواجهيد، قبل از افزايش مصرف مايعات با پزشکتان مشورت کنيد. از مصرف نوشابه‌هاي گازدار و آب برخي ميوه‌ها (به ويژه گريپ‌فروت) و غذاهاي حاوي اگزالات فراوان پرهيز نماييد.

جمع‌آوري سنگ و ادرار: ممکن است پزشک معالجتان بخواهد براي آزمايش سنگ‌هاي دفعي و تعيين نوع و ترکيب آن‌ها به جمع‌آوري سنگ اقدام کند. شما مي‌توانيد با استفاده از يک صافي، سنگ‌ها و حتي شن‌هاي دفع‌شده از کليه را جمع‌آوري کنيد. راه ديگرش، جمع‌آوري ادرار در يک ظرف و جمع‌آوري سنگ‌ها از داخل آن است. بهتر است براي گرفتن سنگ‌ها تا 3 روز از زمان پايان درد به اين کار ادامه دهيد.

وقتي درد شدت مي‌گيرد

در اين حالت که احتمالاً به علت انسداد مجراي ادراري بر اثر سنگ يا به علت همراهي سنگ با عفونت ادراري روي داده است، گزينه‌هاي زير پيش رو خواهند بود:

سنگ‌شکن: سنگ‌شکن از امواج صوتي استفاده مي‌کند که به راحتي از بافت‌هاي بدن مي‌گذرد و داراي قدرت کافي براي شکستن سنگ کليه است. در اين روش، سنگ‌ها به قطعات ريز شکسته و همراه با ادرار از مجاري ادراري دفع مي‌شوند. اين امواج بي‌خطرند و بيمار، آن‌ها را حس نمي‌کند، اما از آن‌جا که توليد هر موج با صداي بلندي همراه است، براي محافظت از گوش‌هاي بيمار از گوشي استفاده مي‌شود. از عوارض اين روش مي‌توان به وجود خون در ادرار، کبودي پشت و شکم و احساس ناراحتي در زمان عبور سنگ‌هاي شکسته شده از مجاري ادراري اشاره کرد. علاوه بر آن، ممکن است سنگ‌ها در مرحله اول به طور کامل خرد نشوند که در اين صورت، بايد مجدداً از دستگاه سنگ‌شکن يا از ساير روش‌هاي خارج کردن سنگ که توضيح داده خواهد شد، استفاده کرد.

شايد بتوان گفت که اين روش جزء عمومي‌ترين روش‌هاي درمان طبي سنگ‌هاي کليه است. استفاده از اين روش در مواردي که سنگ کليه خيلي بزرگ باشد، کارگشا نخواهد بود.

 

خارج کردن يا خرد کردن سنگ از طريق پوست: اگر سنگ‌شکن کارساز نباشد يا سنگ خيلي بزرگ باشد، از اين روش استفاده مي‌شود. در اين روش، لوله نازکي به نام نفروسکوپ از طريق برش کوچکي که در ناحيه پشت بيمار ايجاد شده وارد کليه مي‌شود. سپس با استفاده از آن، سنگ را خارج (ليتوتومي) يا آن را خرد مي‌کنند و سپس خارج مي‌سازند (ليتوتريپسي).

 

يوتروسکوپي: جراح در اين روش، لوله تلسکوپ نازکي را به نام يوتروسکوپ از طريق مجراي ادراري به محل استقرار سنگ هدايت مي‌کند و مي‌کوشد تا با بهره‌گيري از اين ابزار دقيق، سنگ را به طور کامل خارج سازد يا براي راحتي کار، ابتدا آن را با استفاده از امواج فراصوت، ليزر يا تکنيک الکتروهيدروليک بشکند و سپس خارج کند. گاهي ممکن است بيمار، نيازمند استفاده از لوله‌هاي توخالي کوچکي (موسوم به استنت حالب) باشد که در حالب جاگذاري مي‌شود و آن را براي عبور ادرار و خرده‌هاي سنگ باز نگه مي‌دارند. اين کار اغلب براي درمان سنگ‌هايي به کار مي‌رود که از کليه‌ها وارد حالب شده‌اند.

 

جراحي باز: جراح در اين روش، برشي را در پهلوي بيمار ايجاد مي‌کند و از اين طريق با دسترسي به کليه‌ها اقدام به خارج ساختن سنگ يا سنگ‌ها مي‌نمايد. اين، آخرين گزينه براي درمان سنگ‌ها است و در موارد معدودي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

 

اصول پيشگيري

مواجهه مجدد با سنگ کليه در کساني که يک‌بار تجربه سنگ کليه را داشته‌اند، کاملاً محتمل است. تقريباً نيمي از کساني که سنگ کليه داشته‌اند، موارد بيشتري از ابتلا به سنگ را در مدت 5 سال بعد از اولين تجربه‌شان ديده‌اند و تنها استثنا در اين مورد، آن‌هايي هستند که از اقدامات پيشگيرانه بهره برده‌اند. اين اقدامات مي‌تواند شامل ايجاد تغييراتي در شيوه زندگي مانند مصرف مايعات بيشتر و نيز ايجاد تغييراتي در رژيم غذايي باشد. در صورتي که داراي زمينه‌هاي مستعدکننده ابتلا به سنگ کليه مانند سابقه خانوادگي ابتلا به سنگ باشيد يا اين‌که علي‌رغم مراقبت‌هاي فوق، مجدداً دچار سنگ کليه شويد يا سنگ شما به تدريج بزرگ‌تر شود، ممکن است پزشکتان استفاده از تدابير پيشگيري‌کننده دارويي را پيشنهاد کند. او ممکن است از شما بخواهد تا پس از دفع سنگ، ادرار 24 ساعته‌تان را جمع کنيد. با آزمايش ادرار مي‌توان به نوع و علت تشکيل سنگ پي برد و با دانستن اين موارد مي‌توان راه‌هاي پيشگيري از پيدايش مجدد سنگ را مشخص و به آن عمل کرد.

در موارد نادري نيز افزايش فعاليت غدد پاراتيروييد با توليد مقادير بالاي نوعي هورمون، موجب افزايش سطح کلسيم خون و تشکيل سنگ ‌کليه کلسيمي مي‌شود. در چنين مواردي، براي پيشگيري از پيدايش مجدد سنگ ممکن است نياز به يک عمل جراحي براي برداشتن غده پاراتيروييد باشد. اما در صورتي که سنگ کليه شما با هر يک از موارد زير همراه باشد، درمان آن نيازمند اقدامات بيشتري خواهد بود:

 

ابتلاي مکرر به عفونت‌هاي ادراري

کاهش عملکرد کليه

تک‌کليه‌اي بودن

بيماري‌هاي نقص سيستم ايمني

پيوندي بودن کليه

 

اگر در اولين تجربه بيماري‌تان بيش از يک سنگ داشته‌ايد يا سابقه خانوادگي ابتلا به سنگ کليه داريد، در آن صورت استعداد بيشتري براي ابتلاي مجدد به سنگ خواهيد داشت و لازم است تدابيري براي ممانعت از تکرار اين مشکل بينديشيد. در چنين شرايطي، رعايت موارد ذيل کمک‌کننده خواهند بود:

 

مايعات بيشتري مصرف کنيد: روزانه حداقل 8 تا 10 ليوان آب بنوشيد و اگر در مناطق گرم و خشک زندگي مي‌کنيد و اگر هواي محيط کارتان گرم است، آب بيشتري بنوشيد. به تدريج بر مقدار مايعات مصرفي خود بيفزاييد و اگر در حال حاضر، روزي 8 تا 10 ليوان آب نمي‌نوشيد، سعي کنيد روزانه حداقل يک ليوان به آب مصرفي‌تان بيفزاييد. افزودن تدريجي به مقدار آب مصرفي، به بدنتان اين امکان را خواهد داد تا خود را با مقادير اضافي مايع ورودي وفق بدهد.

 

مصرف فيبر و ويتامين C را افزايش دهيد: فيبر در سبوس گندم و جو، حبوبات، نان تهيه شده از گندم کامل، کلم، هويج، ميوه‌ها و … يافت مي‌شود. افزايش زياد مصرف ويتامين C با اسيدي کردن ادرار موجب حل شدن سنگ‌هاي فسفات کلسيمي که از سنگ‌هاي شايع کليه است و نيز سنگ‌هاي فسفات آمونيم منيزيم مي‌شود که سنگ‌هاي اخير با عفونت‌هاي ادراري همراه هستند و در صورتي که از بين نروند، راهي جز جراحي براي از ميان بردن آن‌ها وجود نخواهد داشت.

مصرف گوشت را کم کنيد.

 

مصرف کلسيم را افزايش دهيد: مصرف مقادير کافي کلسيم همراه با يک رژيم کم‌سديم و کم‌پروتئين ممکن است از خطر ايجاد دوباره سنگ بکاهد. برخي مطالعات نشان داده‌اند که برخلاف برخي تصورات رايج، مصرف مقادير بالاي کلسيم از خطر تشکيل دوباره سنگ مي‌کاهد. احتمالاً اين مسأله به دليل اتصال کلسيم به اگزالات در داخل لوله گوارشي و ممانعت از جذب اگزالات است که بدين ترتيب از ميزان ايجاد سنگ مي‌کاهد.از مصرف غذاهاي حاوي اگزالات فراوان مانند سبزيجات سبز تيره، ريواس، آجيل و شکلات بپرهيزيد.

 

کمتر نمک بخوريد: در زمان طبخ يا خوردن غذا از افزودن نمک به آن خودداري کنيد. ترجيحاً نمکدان را هم از روي ميز غذايتان برداريد.

 

نصايح اربعه

1ـ مقدار مايع مصرفي شما زماني کافي است که رنگ ادرارتان کاملاً شفاف يا حداکثر زرد روشن باشد. در غير اين صورت، حجم آبي که مي‌نوشيد، کافي نيست و لازم است بر ميزان مايع مصرفي‌تان بيفزاييد. اين نکته شامل تمام انواع آب‌هاي قابل شرب با هر درجه سختي مي‌شود؛ پس هيچ‌وقت به تصور اين‌که آب شرب منطقه‌تان املاح فراواني دارد و شايد سنگ‌ساز باشد، از نوشيدن آب کافي پرهيز نکنيد و مطمئن باشيد که با مصرف مقادير کافي از همان نوع آب نيز دچار مشکل نخواهيد شد.

2ـ در صورتي که مبتلا به بيماري‌هاي قلبي، کليوي يا کبدي هستيد و محدوديت مصرف مايعات داريد، حتماً قبل از افزايش حجم مايع مصرفي‌تان با پزشک معالج خود مشورت کنيد.

3ـ ممکن است پزشک شما قبل از انجام هر نوع تغييري در رژيم غذايي‌تان تصميم به انجام آزمايش‌هاي تکميلي بگيرد.

4ـ در صورتي که علي‌رغم رعايت موارد فوق و مصرف مايعات بيشتر و تغيير رژيم غذايي مجدداً دچار سنگ کليه شديد، ممکن است پزشکتان از درمان دارويي کمک بگيرد. در مواردي هم که فرد مبتلا به بيماري‌هاي زمينه‌ساز تشکيل سنگ باشد، باز هم درمان دارويي براي کاهش خطر تشکيل سنگ توصيه مي‌شود. نوع داروهاي تجويزي نيز به نوع سنگِ تشکيل‌شده بستگي دارد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

 

آنژیوادم (به انگلیسی: Angioedema) عبارت است از ادم پوست، بافت زیر جلدی، مخاط و زیر مخاط. آنژیوادم بسیار شبیه کهیر است ولی بافتهای عمقیتری را درگیر می‌سازد. در گذشته به آن ادم آنژیونوروتیک نیز می‌گفتند.

بیماریزایی

اغلب بیماری به دلیل حساسیت (مثلا به گرده گل، نیش حشرات و یا برخی مواد غذایی) ایجاد می‌شود ولی ممکن است عارضه جانبی برخی از داروها از جمله مهارکننده‌های آنزیم تبدیل کننده آنژیوتانسین (ACE inhibitors) ویا ارثی (اتوزومال غالب) باشد.

 علائم بالینی

معمولا صورت، لبها، دهان و زبان در عرض چند دقیقه تا چند ساعت متورم می‌شوند. گاه دستها، حلق و دستگاه گوارش نیز درگیر می‌شوند. ممکن است ادم همراه با خارش باشد.

درمان

اگر آنژیوادم در حلق و مسیر راههای هوایی اتفاق بیفتد به دلیل احتمال انسداد تنفسی یک اورژانس پزشکی است. درمان با لوله گذاری تراشه (انتوباسیوناپی نفرین، کورتیکواستروئید و پلاسمای تازه منجمد شده (FFP) است.

منبع : ویکیپدیا


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

                                               

اسپينا بيفيدا يک نقص مادر زادي است که بر اثر رشد ناکامل ستون فقرات دردوره جنيني بوجود مي آيد  .

به علت اينکه ستون فقرات بسته نمي شود ، طناب نخاعي ( رشته عصبي ) ممکن است بيرون بزند و در نتيجه آسيبهايي به اعصاب و يا فلج در قسمتهاي زير محل ضايعه بوجود آيد . شايعترين محل اين ضايعه ، در مناطق کمري ، سينه اي تحتاني يا خاجي ( پايين ترين نقطه پشت ) است که عملکردهاي مثانه و راست روده را معمولاً تحت تأثير قرار داده و فرد قادر به کنترل شکم و روده خود نيست .


اين بيماري به اشکال متفاوتي بروز مي کند :

الف – اسپينا بيفيداي پنهان

 ب  - اسپينا بيفيداي آشکار

     1- منينگوسل Meningocele (بيرون زدگي فتق مانند مننژهاي مغز و پرده هاي آن )

     2- ميلومننگوسل (مننگوميلوسل) Myelomeningocele (فتق و بيرون زدگي نخاع و پرده)


علل:

·        هرچند که عوامل زيادي در ايجاد بيماري اسپينا بيفيدا ممکن است مؤثر باشند ، اما علت اصلي آن هنوز ناشناخته است .

·        ناهنجاري ايجاد کننده مهره شکاف دار، در روزبيست و ششم پس از لقاح رخ مي دهد .

·        ارتباط آشکار و تنگاتنگي ميان کمبود فوليک اسيد و ايجاد نقائص لوله عصبي وجود دارد

·        مطالعات فراوان دخالت عوامل ژنتيکي و محيطي در ايجاداين بيماري را نشان مي دهند . 

·        يک علت ويروسي نيز براي اسپينا بيفيدا تصور مي شود ، زيرا ميزان قابل مشاهده اين بيماري ، در نوزادان مبتلاي به دنيا آمده در فصول سرد سال بيشتر است .

اسپينا بيفيدا اغلب با هيدروسفالي همراه است . اگرچه هيدروسفالي و ساير نقائصي که با اسپينا بيفيدا همراه اند ممکن است به عقب ماندگي ذهني منجر شوند ، اما خود اسپينا بيفيدا به تنهايي نمي تواند منجر به کم هوشي شود .

هشتاد درصد از مبتلايان داراي هوش طبيعي اند .


راه هاي تشخيص در دوران بارداري :

·        در جنيني که مبتلا به اسپينا بيفيدا است ، برخي مواد پروتئيني از مايع نخاعي در اطراف کيسه آمنيوتيک ترشح مي کنند . افزايش اين پروتئينها باعث تشخيص اين بيماري مي شود . آزمايش آمينوسنتز اغلب 16 تا 18 هفته بعد از قطع آخرين عادت ماهانه زن انجام مي شود .

·        از سونوگرافي نيز براي تشخيص اسپينا بيفيدا استفاده مي شود .  

درمان :

اندک زماني بعد از تولد ، عمل جراحي به منظور بستن شکاف موجود در منطقه پشت ، انجام مي پذيرد .

در صورتي که هيدروسفالي هم وجود داشته باشد ، دومين عمل جراحي نيز که با گذاشتن شنت(shent ) جهت تخليه مايع مغزي نخاعي است ، انجام مي شود .


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور


                                                                         

سرطان حنجره رشد خارج از کنترل سلولهاي بدخيم در حنجره و بافتهاي اطراف مي باشد که معمولاً بزرگسالان بالاتر از ۴۰ سال و بيشتر مردان را گرفتار مي نمايد . ساليانه در ايالات متحده امريکا بيش از ۱۰ هزار نفر دچار اين سرطان مي شوند که نشان دهنده اهميت فوق العاده اين بيماري است . همانطور که مي دانيم حنجره يک عضو توخالي در جلوي گردن مي باشد به طول ۵ سانتي متر و عرض حدود ۵ سانتي متر که تارهاي صوتي را در خود جاي داده است . حنجره در تنفس ، صحبت کردن و بلع قنش مهمي ايفا مي نمايد .

علائم شايع :

  • خشونت صدا که با استراحت دادن به صدا برطرف نمي شود .

  • احساس توده در گلو

  • گره هاي لنفاوي متورم و سفت در گردن

  • کاهش وزن

  • احساس درد هنگام لمس کردن حنجره

  • سرفه هاي مزمن و طولاني مدت

علل :

استعمال دخانيات يا مصرف بيش از اندازه الکل از شايعترين دلايل ايجاد سرطان حنجره مي باشند .

عوامل افزايش دهنده خطر :

  • سيگار کشيدن زياد

  • مصرف بيش از حد الکل

  • پوليپ هاي تارهاي صوتي

  • التهاب مزمن تارهاي صوتي به هر علت

  • سن بالاي ۵۵ سال

  • جنس مذکر که تقريباً ميزان ابتلا ۴ برابر زنان است .

  • نژاد : سياهپوستان احتمال ابتلاي بالاتري نسبت به سفيدپوستان دارند .

  • شغل : مشاغلي که در ارتباط با ذرات و غبار اسيدسولفوريک و نيکل در ارتباطند . همچنين کسانيکه در ارتباط با آزبست مي باشند احتمال ابتلاي بالاتري دارند .

عواقب مورد انتظار :

با تشخيص و درمان زودرس اغلب قابل علاج است . ليکن در مراحل پيشرفته غيرقابل درمان محسوب مي گردد . ولي علائم آن قابل تسکين يا کنترل مي باشد . البته با توجه به پيشرفتهاي علمي فراوان در کنترل بيماريهاي سرطاني در طي ساليان اخير ، اميدواري وجود دارد که درآينده درمانهايي مؤثرتر و علاج بخش عرضه گردند .

عوارض :

يکي از مهمترين عوارض بيماري گسترش تومور ( متاستاز ) به ساير نواحي بدن مي باشد که اولاً تهديد کننده حيات است و ثانياً بر حسب بافت مورد تهاجم علائم متفاوتي را ايجاد مي نمايد .

عارضه ديگر مربوط به درمان مي باشد که مانند درمان تمامي سرطانهاي ديگر مربوط به پرتو درماني و جراحي تومور مي باشد که بر صدا ،‌ بلع يا عملکرد لوله گوارش تأثير مي گذارند .

تشخيص :

معاينات اوليه توسط پزشک انجام خواهد شد و در صورت مشکوک بودن به بيماري ،‌ معاينه لارنگوسکوپي همراه با نمونه برداري از تارهاي صوتي ( برداشت قسمتي از بافت جهت بررسي آزمايشگاهي ) مي باشد . البته پزشک در فرايند تشخيص بيماري از روشهاي ديگر شامل سي تي اسکن ، آم آرآي ، اسکن استخواني  و عکس ساده قفسه سينه نيز استفاده خواهد نمود .

درمان :

  • اگر در مراحل اوليه تشخيص داده شود ، درمان بصورت پرتودرماني يا برداشت تارهاي صوتي با ليزر بصورت سرپايي قابل انجام است . درمان در مراحل پيشرفته بيماري مستلزم جراحي و خارج کردن تومور و بافتهاي درگير ( لارنژکتومي )‌ و پرتو درماني پس از جراحي است .

  • در صورت جراحي ، پس از برداشتن تارهاي صوتي ،‌تکلم درماني جهت آموختن نحوه صحبت کردن بدون تارهاي صوتي ممکن است لازم باشد .

  • شيمي درماني معمولاً در اين نوع بيماري کاربردي ندارد و بجاي آن از پرتودرماني استفاده مي شود .

  • معمولاً پس از درمان فعاليتهاي طبيعي بدن بتدريج از سر گرفته مي شوند و رژيم غذايي خاصي نيز ضروري نمي باشد . البته پس از جراحي بهتر است مدتي از رژيم درماني مايعات استفاده شود تا التيام بافت صورت گيرد .


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

  

يكي از بيماري هايي كه هميشه، حتي شنيدن اسم آن هم خوشايند نيست، سرطان است. انواع و اقسام سرطان ها را داريم كه از فرق سر تا نوك پاي هر كسي را مي تواند مبتلا كند. هر كدام در سن خاصي شايع تر هستند و راه هاي تشخيص و درمان مخصوص به خود را دارند. ولي در كل تشخيص سريع همه آنها مي تواند سير بيماري و روند درمان را كاملا تحت تا‡ثير قرار دهد. در اين مطلب سعي داريم تا حدي با سرطان بيضه، راه هاي تشخيص، علايم و درمان آن آشنا شويم.

سرطان بيضه چيست؟
مثل تمام سرطان ها، در اينجا هم رشد غيرطبيعي سلول هاي بيضه را داريم كه باعث ايجاد بدخيمي در بيضه مي شود. تومورهاي بيضه نسبتا غيرشايع هستند و فقط 1 تا2درصد تومورهاي بدخيم مردان را تشكيل مي دهند. با اينكه اين تومورها شيوع زيادي ندارند، ولي به علت گرفتار كردن مردان جوان اهميت پيدا مي كنند. به طوري كه تومور بيضه در مردان در سنين 25 تا 34 سالگي، شايع ترين تومور است. سرطان بيضه در سمت راست كمي شايع تر از سمت چپ است و در 1 تا2درصد موارد دوطرفه است.

عوامل خطر
علت تومورهاي بيضه دقيقا معلوم نيست ولي هم عوامل مادرزادي و هم عوامل محيطي در بروز آن تا‡ثير دارند. از جمله مهم ترين عوامل موِثر، كريپتوركيدسيم است كه به معني عدم نزول بيضه به محل طبيعي خود در كيسه اسكروتوم (يا كيسه بيضه) است. در حالت طبيعي بيضه ها در دوره جنيني در داخل شكم تشكيل مي شوند و سپس مسير خود را به سمت كيسه بيضه طي كرده و داخل آن قرار مي گيرند، به طور ي كه وقتي نوزاد به دنيا مي آيد، بيضه ها در حين معاينه بايد داخل كيسه بيضه باشند. اهميت اين موضوع به خاطر اين است كه درجه حرارت اسكروتوم يا كيسه بيضه حدود 1 درجه سانتي گراد سردتر از درجه حرارت بدن است و سلول هاي حساس اسپرم ساز را در دماي خنك تر نگه مي دارد. اگر بيضه ها داخل شكم باقي بمانند، به علت دماي بالاتر، سلول هاي اسپرم ساز از بين رفته و علاوه بر ناباروري مي توانند باعث ايجاد تغيير در سلول ها و سرطان شوند! به همين علت براي جلوگيري از خطرات بدخيمي، اگر بيضه ها تا سن 1 سالگي به داخل كيسه بيضه پايين نيايند، بايد اين كار با عمل جراحي انجام شود.
عوامل ديگري مثل نژاد هم در ابتلا به اين بيماري موِثرند و مردان سفيدپوست نسبت به مردان سياه پوست در معرض خطر بالاتري هستند. كساني كه پدر يا برادر آنها به اين بيماري مبتلا شده اند و شغل هايي دارند كه درتماس با برخي مواد شيميايي هستند، افرادي كه در معادن كار مي كنند و آتش نشان ها بايد بيشتر مراقب باشند، چون اين عوامل شانس ابتلا به سرطان بيضه را بالا مي برند.

علايم ابتلا به سرطان
در ابتداي بيماري كه هنوز سرطان محدود به بيضه است و به اصطلاح متاستاز نداده (يعني به ساير نقاط بدن گسترش نيافته)، اغلب بزرگي بيضه ها، وجود توده در بيضه و يا درد بيضه از علايم بيماري هستند ولي با پيشرفت بيماري و با توجه به محل متاستاز، ممكن است علايمي مثل كمردرد، درد زير شكم، درد بيضه ها و احساس ناراحتي در آنها و ورم پاها ايجاد شود.
اغلب مردان خودشان با لمس توده و يا ساير علايم گفته شده، متوجه ابتلا به سرطان بيضه مي شوند. براي تشخيص سريع اين بيماري تمام مردان بايد پس از سن بلوغ ماهي يك بار بيضه هاي خود را مورد معاينه قرار دهندو بهتر است كه اين كار بعد از يك دوش آب گرم انجام شود چون در اين زمان به علت اثر گرما، پوست اسكروتوم يا كيسه بيضه شل تر است و معاينه دقيق تر خواهد بود.
در هنگام معاينه بايد از هر دو دست كمك گرفته شود تا هر گونه تورم، توده و يا حتي تغيير درشكل يا اندازه بيضه ها مشخص شود. در صورت وجود هر يك از موارد نامبرده شده، بايد سريع به پزشك مراجعه كرد. براي تا‡ييد تشخيص پزشك از آزمايشات و روش هاي مختلفي مثل اندازه گيري تومور ماركرها (موادي كه در صورت وجود سرطان در خون يافت مي شوند و يا مقدار آنها بالا مي رود) و يا انجام سونوگرافي از كيسه بيضه مي توان كمك گرفت.

درمان پذير يا غير قابل علاج ؟
اگر سرطان بيضه زود تشخيص داده شود، در حدود 95درصد مبتلايان، تقريبا بهبود كامل پيدا مي كنند. اما در صورتي كه اين سرطان تشخيص داده نشود و طول بكشد، به سرعت رشد كرده و به گره هاي لنفاوي داخل شكم و سپس به ساير گره هاي لنفاوي گسترش پيدا مي كند. بيشتر مردان به كمك عمل جراحي و خارج ساختن بيضه، راديوتراپي يا پرتودرماني و در صورت لزوم شيمي درماني و يا تركيب دو درمان از سه درمان فوق، درمان مي شوند. در بيشتر موارد قدم اول برداشتن با جراحي است. بعد از آن بر اساس نوع تومور و درجه پيشرفت آن ممكن است علاوه بر جراحي از شيمي درماني براي از بين بردن متاستازهاي غيرقابل كشف استفاده شود.
پس به طور كلي براي اينكه سرطان بيضه قابل درمان باشد، بايد در مراحل اوليه تشخيص داده شود و براي اين تشخيص سريع بايد به نكات زير دقت كرد.
- تمامي نوزادان پسر حتما از لحاظ وجود بيضه داخل كيسه بيضه معاينه شوند و در صورت عدم وجود بيضه، به خاطر بالا بودن خطر سرطان، پي گيري دقيق جهت آنها انجام شود.
- افرادي كه در خانواده شان فرد مبتلا وجود دارد، بيشتر مراقب باشند.
- و در نهايت همه مردان معاينه ماهيانه بيضه را براي خودشان انجام دهند


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

 

سيستم لنفاوي يک شبکه بهم پيوسته از عروق، غدد و اندامهاي اختصاصي است که نقش هاي متعددي من جمله عملکرد دفاعي  دارد و لنفوم بيماري بدخيم اين سيستم مي باشد. در اين بيماري، سلولهاي سيستم لنفاوي دچار اختلال در رشد شده، به سرعت و خارج از کنترل و نظم طبيعي سلولهاي بدن تکثير مي شوند. به همين دليل، مکانهاي تجمع اين سلولها دچار رشد بي رويه مي گردد. به دليل اينکه سلولهاي سيستم لنفاوي در تمام نقاط بدن پراکنده هستند، اين بدخيمي ممکن است کبد، طحال، مغز استخوان يا هر جاي ديگر بدن را مبتلا نمايد.

لنفومها به دو دسته اصلي تقسيم مي شوند: لنفوم هوچکين ( Hodgkin's Lymphoma) و لنفوم غيرهوچکين(Non-Hodgkin's Lymphoma) . تفاوت اين دو بيماري در نوع و سرمنشاء سلول بدخيم است. علاوه براين، سير اين دو بيماري و پاسخ آنها به درمان نيز تفاوت قابل توجهي نشان مي دهد.

سيستم لنفاوي

اين سيستم قسمتي از سازمان دفاعي بدن است که براي مبارزه بر عليه بيماريها تکامل يافته است. طحال، غدد لنفاوي، عروق لنفاوي، غده تيموس و مغز استخوان اجزاي اين سيستم اند. غدد لنفاوي اندامکهاي کوچکي هستند که در مسير عروق لنفاوي قرار گرفته، مسئول تصفيه جريان لنف مي باشند. در اين غدد، ويروسها، باکتريها و ساير مواد خارجي به دام افتاده، از ورود آنها به محيط دروني بدن جلوگيري مي شود.

سلولهاي سيستم لنفاوي مسئول شناخت و تخريب ذرات بيماريزا هستند. اين سلولها، لنفوسيت ناميده مي شوند. لنفوسيتها در غده هاي لنفاوي، طحال و مغز استخوان توليد مي شوند و سپس در تمام بدن جريان مي يابند. لنفوسيتها شامل چند نوع اند که دو نوع اصلي آن، نوع B و نوع T ناميده مي شوند. لنفوم حاصل بدخيم شدن اين سلولها است.

لنفوم هوچکين

اين بيمار اولين بار در سال 1832 توسط توماس هوچکين که يک پزشک انگليسي بود شرح داده شد. دکتر هوچکين همچنين براي اولين بار تفاوت بين علائم و سير باليني لنفوم هوچکين و غير هوچکين را به روشني نشان داد. لنفوم هوچکين در سالهاي قبل از 1970 سبب مرگ تقريباً تمام مبتلايان مي شد. با تکامل روشهاي درماني، در حال حاضر اين بيماري يکي از قابل درمان ترين بدخيمي هاست و قسمت عمده اي از بيماران مبتلا قابل علاج کامل هستند.

علت اين بيماري مشخص نيست. ممکن است عواملي از محيط، خصوصيات ژنتيک فرد و همچنين عوامل عفوني در ايجاد بيماري داراي نقش باشند. سير بيماري لنفوم از يک غده لنفاوي که بصورت پايدار بزرگ شده است شروع مي شود. رشد اين غده به آهستگي ادامه مي يابد و به تدريج غدد اطراف خود را نيز درگير مي نمايد. در موارد پيشرفته، با ورود سلولهاي بدخيم به جريان خون، طحال، کبد و مغز استخوان نيز ممکن است درگير شوند.

لنفوم هوچکين ممکن است در هر سني بروز نمايد. اما اکثر موارد در سالهاي اول بلوغ (15 تا 40 سالگي) يا در ميانسالگي (پس از سن 55 سال) ديده مي شود. علائم اوليه اين بيماري ممکن است مشابه انفلوآنزا باشد: تب، تعريق شبانه، لرز، احساس خستگي و ضعف، بي اشتهايي، کاهش وزن و بزرگ شدن غدد لنفاوي. با پيشرفت بيماري، علائم بارزتر شده، تشکيل غدد جديد و بزرگ شدن آنها سبب تاثير بر اندامهاي مختلف بدن مي شود. بايد دانست که در 75% بيماران، علامت بيماري تنها بزرگ شدن غده لنفاوي بدون هيچ علامت ديگر است. از اين رو، بايد غدد لنفاوي بزرگ بدون درد، حساسيت و قرمزي که مدتي پايدار مانده باشد را جدي تلقي کرده، براي درمان آن به پزشک مراجعه نمود.

تشخيص اين بيماري با برداشت قطعه اي از غده غير طبيعي و بررسي ساختمان سلولهاي تشکيل دهنده آن با استفاده از ميکروسکوپ انجام مي شود.  درمان اين بيماري با شيمي درماني ترکيبي از چند دارو، اشعه درماني يا ترکيب آنها انجام شده، تقريبا در 90% موارد سبب شفاي کامل بيمار مي شود.

لنفوم غيرهوچکين

اين بيماري مجموعه اي از حدود 35 بيماري مختلف را تشکيل مي دهد که همگي حاصل بدخيم شدن لنفوسيتهاي طبيعي هستند. لنفومهاي غيرهوچکين بر اساس اينکه از لنفوسيتهاي B يا T منشاء گرفته باشند، به دو دسته بزرگ تقسيم مي شوند. در اين گروهها، از بيماريهاي به شدت تهاجمي و به سرعت کشنده تا بيماريهاي داراي سير کند چندين ساله ديده مي شود. سير طبيعي لنفوم غير هوچکين از لنفوم هوچکين کمتر قابل پيش بيني است و اين بيماري مي تواند با سهولت بيشتري به نواحي خارج از غدد لنفي تهاجم يابد.

علائم اوليه لنفومهاي غير هوچکين مشابه لنفوم هوچکين با بزرگي غدد لنفاوي در نقاط مختلف بدن يا درگيري بعضي از اندامهاي غير از سيستم لنفاوي (درگيري مغز، پستان، بيضه،...) است. با پيشرفت بيماري، ارگانهاي متفاوتي ممکن است درگيري پيدا کنند. تشخيص اين بيماري نيز با بررسي ميکروسکوپي قطعات بافت غير طبيعي صورت مي گيرد. درمان اين طيف بيماريها نيز با ترکيبي از شيمي درماني، اشعه درماني يا هر دوي آنها صورت مي گيرد. بايد دانست که عاقبت لنفومهاي غير هوچکين به خوبي لنفوم هوچکين نيست اگرچه که هريک از انواع اين بيماري داراي پاسخ به درمان و سير متفاوتي از سايرين است.

جمع بندي و نتيجه گيري

لنفوم، يکي از بيماريهاي بدخيم انساني است که در صورت تشخيص به موقع و درمان صحيح، قابل کنترل است. لنفوم يک بيماري واحد نيست و شامل چندين بيماري متفاوت است. در اين گروه از  بدخيمي ها، از بيماريهاي بسيار خطرناک تا بيماريهاي به سادگي درمان شونده وجود دارند. از اين رو، هوشياري افراد در تشخيص غدد لنفاوي بزرگ شده که در حال رشد هستند يا داراي علائم هشدار دهنده مي باشند و همچنين تشخيص بموقع و صحيح مسئولان سلامت، در درمان و برخورداري بيمار از طول عمر کافي داراي نقش مهمي هستند.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

   

رشد بدخيم در غده تيروئيد را سرطان ( کانسر ) تيروئيد مي گويند .

علل و عوامل خطر ساز :

 کانسر تيروئيد در هر سن و جنس مي تواند رخ دهد . افرادي که تحت پرتودرماني ( درمان با اشعه ) در ناحيه گردن قرار گرفته اند در معرض خطر بيشتري هستند .

درمان با اشعه در دهه ۱۹۵۰ به طور معمول در کودکان براي درمان غده تيموس بزرگ . آدنوئيد ( لوزه سوم ) و لوزه هاي بزرگ و بعضي اختلالات پوستي مثل آکنه و عفونت هاي قارچي سر بکار ميرفت .

افرادي که در کودکي اشعه دريافت کرده اند در معرض خطر بيشتري براي ابتلا به سرطان تيروئيد هستند ( البته امروزه ديگر براي درمان بيماريهاي فوق هيچگاه از پرتوتابي به ناحيه سر و گردن استفاده نمي شود .

 پرتو تابي به ناحيه گردن در بزرگسالي خطر سرطان تيروئيد را مقدار بسيار کمي زياد مي کند .

عامل خطر ديگر ، مثبت بودن سابقه فاميلي سرطان تيروئيد است .

تشعشعات حاصل از  سلاح هاي اتمي نيز از عوامل ايجاد سرطان تيروئيد به شمار مي روند .

انواع سرطان تيروئيد :

  • سرطان پايپلري تيروئيد که شايعترين نوع سرطان تيروئيد مي باشد و بيشتر در خانمها و کودکان ديده مي شود.

  • اين سرطان ديرمتاستاز مي دهد ( پخش شدن سلولهاي بدخيم در بدن ) و نسبت به ديگر انواع سرطان تيروئيد کمتر بدخيم است .

  • سرطان فوليکولار تيروئيد که ۲۰ تا ۳۰ درصد انواع سرطان تيروئيد را تشکيل مي دهد و خطر متاساز و عود بيشتري دارد .

  • در سرطان مدولري سلولهاي غيرتيروئيدي موجود در غده تيروئيد دچار تغييرات بدخيمي مي شوند و در بعضي از خانواده ها تمايل خانوادگي ( به لحاظ ژنتيکي ) براي ابتلا به اين نوع سرطان وجود دارد .

حدود ۲۰٪ سرطان هاي مدولاري تيروئيد از به ارث بردن ژنهاي بد ايجاد مي شود .

سرطان آناپلاستيک تيروئيد  بدخيم ترين نوع سرطان در غده تيروئيد است . خوشبختانه اين سرطان نادراست اما به سرعت متاساز مي دهد ، به درمان با يُد راديواکتيو پاسخ نمي دهد .

پيشگيري :

در حال حاضر هيچ راه پيشگيري وجود ندارد . پرهيز از تابيدن اشعه X به ناحيه گردن مگر در مواقع ضرور ي الزامي است . کسانيکه سابقه پرتوتابي به ناحيه گردن دارند مي بايد جهت شناسايي و تشخيص و درمان زودهنگام اقدام کنند .

علائم و نشانه ها :

  • بزرگي تيروئيد يا ندول در غده تيروئيد

  • خشونت صدا يا تغييرات صدا

  • سرفه و يا سرفه همراه خون

  • بلع مشکل

معاينه باليني مي تواند وجود توده در تيروئيد يا ندول هاي تيروئيد را شناسايي کند همچنين غدد لنفاوي گردن در معاينه باليني بررسي مي شود . سرطان هاي تيروئيد با تهاجم به غدد لنفاوي مي توانند باعث بزرگي آنها بشوند .

آزمايش هايي که براي شناسايي سرطان تيروئيد انجام مي شوند :

نمونه برداري ( بيوپسي ) از تيروئيد که به تشخيص سلول هاي سرطاني و نوع آنها کمک مي کند .

سونوگرافي از تيروئيد که به شناسايي توده ها در تيروئيد کمک مي کند .

اسکن تيروئيد که به بررسي  ندول هاي تيروئيد و فعاليت سلولي در ندول ها کمک مي کند .

لارنگوسکوپي که در صورت بوجود آمدن تغييرات صوتي به بررسي و مشاهده طناب هاي صوتي کمک مي کند .

اندازه گيري کلسي تونين سرم در موارد مشکوک به سرطان مدولاري تيروئيد و تيروگلوبولين در موارد سرطان پايپلري و فوليکولار که سطوح آنها افزايش مي يابد . سرطان هاي تيروئيد ممکن است باعث تغييراتي در هورمونهاي تيروئيدي T3 , T4 ,TSH بشوند .

 

 پيشگيري:

بيشتر مردمي که دچار سرطان تيروئيد مي شوند هيچ عامل خطري ندارند . لذا پيشگيري در بيشتر موارد امکان پذير نيست .

بعضي از پزشکان اعتقاد دارند پرتوهاي اشعه X که در کودکي به ناحيه گردن تابيده شده ممکن است باعث سرطان تيروئيد شود ، به همين خاطر بهتر است که در کودکان تا حدامکان از اشعه X مگر در موارد ضروري استفاده نشود.

با توجه به در دسترس بودن تست هاي ژنتيکي براي شناسايي سرطان مدولري تيروئيد ( يکي از انواع سرطان تيروئيد ) ، بيشتر موارد خانوادگي سرطان مدولري قابل شناسايي و پيشگيري است . وقتي که يکي از افراد خانواده دچار سرطان مدولري شد بقيه افراد آن خانواده مي بايست مورد بررسي قرار گيرند .

اگر يکي از افراد خانواده شما دچار سرطان تيروئيد از نوع مدولاري است شما بايد در اولين فرصت به پزشک متخصص غدد مراجعه کرده و جهت بررسي ژنتيکي مورد آزمايش قرار گيريد . اگر آزمايش ژنتيکي شما مثبت باشد . ( مستعد به تغييرات بدخيم در تيروئيد باشيد ) حتي اگر شما هيچ علامت باليني نداشته باشيد ، مي بايد تحت عمل جراحي تيروئيد قرار گيريد .

چرا که عمل جراحي تيروئيد تنها راه پيشگيري از اين نوع سرطان در آينده است .

بعد از عمل جراحي ، شما تحت درمان با هورمون هاي تيروئيدي به صورت قرص قرار خواهيد گرفت .


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

       
 
سرطان دهان رشد سلول هاي بدخيم در دهان يا زبان . اين نوع سرطان نادر ولي در عين حال خطرناك است . سرطان دهان ممكن است است لب ها، كام ، زبان ، غشاهاي دروني لب يا گونه ، يا ناحيه لوزه ها را درگير سازد.

اين سرطان در بزرگسالان بالاي ۴۰ سال شايع تر است ، ولي شيوع آن در بين جواناني كه از تنباكوي جويدني استفاده مي كنند در حال افزايش است .


علايم شايع
يك برآمدگي رنگ پريده و معمولاً بدون درد با حاشيه سخت كه در جاي دهان يا زبان ممكن است ظاهر گردد. خصوصيات اين ضايعه عبارتند از: اين ضايعه بزرگ شده ، زخمي مي شود و به آساني خونريزي مي كند. وجود اين ضايعه ممكن است مانع جا افتادن مناسب دندان هاي مصنوعي گردد. اين ضايعه ممكن است باعث سفت شدن زبان و اشكال در كنترل آن گردد و از اين طريق ، تكلم و بلع را دچار اختلال سازد.


علل
ناشناخته
عوامل افزايش دهنده خطر
مصرف تنباكو به هر شكل (از جمله نوع جويدني ) سابقه خانوادگي سرطان دهان سابقه قبلي سرطان دهان سوءمصرف الكل تماس با آفتاب (در مورد سرطان هاي لب تحتاني )


پيشگيري
عدم مصرف تنباكو؛ در صورت مصرف الكل ، ميزان آن در حد متوسط باشد.


عواقب مورد انتظار
با تشخيص و درمان زودرس ممكن است قابل علاج باشد. پس از برداشت ضايعه نماي طبيعي صورت را مي توان با جراحي ترميمي باز گرداند.


عوارض احتمالي
التيام كُند پس از جراحي گسترش سرطان به گره هاي لنفاوي گردن كه جراحي برداشت همه گره هاي لنفاوي سر و گردن را ايجاب مي كند. بدشكلي دايمي صورت اختلال دايمي تكلم اختلال بلع پايدار


درمان


فعاليت
پس از جراحي به تدريج فعاليت هاي طبيعي خود را از سر بگيريد.


رژيم غذايي
رژيم مناسب به وسعت بيماري و توانايي بيمار در جويدن و بلعيدن بستگي دارد. ممكن است لازم باشد بيمار از غذاهاي نرم استفاده كند. تا چند روز پس از جراحي ممكن است لازم باشد از رژيم مايعات استفاده شود.


در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد
اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان داراي علايم تومور دهان يا زبان باشيد.
بروز موارد زير پس از جراحي :
ـ درد افزايش يابنده
ـ تب
ـ بروز توده هاي جديد
ـ خونريزي زياد
                                                                                 منبع: سایت پزشکان بدون مرز


- بررسي هاي تشخيصي ممكن است شامل آزمايش هاي خون ، نمونه برداري (برداشت مقدار كمي از بافت يا مايع براي بررسي آزمايشگاهي ) از توده ، و راديوگرافي سر باشد. همچنين سي تي اسكن يا ام. آر.آي به بررسي گسترش بدخيمي كمك مي كند. هر چه توده در زمان تشخيص بزرگتر باشد، احتمال گسترش آن به ساير نواحي بيشتر است .
- درمان بسته به محل سرطان (لب ، زبان ، كام يا…) متفاوت است .
- جراحي براي برداشت ناحيه سرطاني در صورتي كه قابل عمل باشد انجام مي شود. پس از جراحي ، دهان را ۴-۳ بار در روز با محلول شستشوي آب نمك (يك قاشق چايخوري نمك در ۲۵۰ سي سي آب گرم (معادل يك بطري نوشابه ) شستشو دهيد.
- اشعه درماني و يا داروهاي ضدسرطان ممكن است تجويز شود.
- گفتار درماني در مواردي كه جراحي باعث اختلال تكلم شده باشد توصيه مي شود.
داروها
داروهاي ضدسرطان (شيمي درماني ) مسكن ها در دوره پس از جراحي آنتي بيوتيك ها، در صورت وجود عفونت همزمان


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور


سرطان سینه

سرطان پستان  ازشایع ترین سرطانها زنان در تمام دنیا می باشد شیوع  این سرطان به ویزه در سنین ۴۰ تا ۶۰ سالگی و در رتبه دوم در سنین ۳۰ تا ۴۰ سالگی است و در بین ۸ نفر در هر ۱۰۰۰۰۰ نفر جمعیت یافت میشود .

احتمال ابتلا هر زن در طول عمر خود به سرطان پستان یك مورد و در هر ۸ نفر است البته این آثار كه از مراجع غربی كمتر است ولی آثار دقیقی از شیوع در دست نیست .

با توجه به اینكه تشخیص زود رس سرطان پستان می تواند باعث افزایش طول عمر و بهبود كیفیت زندگی شود . برنامه تشخیص زودرس ( چكاپ) در سرلوحه اقدامات تشخیص بهداشتی جوامع در خصوص بیماریهای غیر واگیر میباشد و برنامه هایی بر اساس شیوع و سن بروز پستان در هر جامعه بر این منظور تدوین و اجرا میشود .


جهت تشخیص زودرس سرطان پستان موارد زیر توصیه میشود :

۱- معاینه پستانها توسطه خود فرد هر یكماه از ۲۰ سالگی
۲- ماموگرافی اولیه در سن ۳۵ سالگی
۳- معاینه پستانها بطور مرتب هر ۶ ماه از سن ۳۵ سالگی توسط پزشك
۴- ماموگرافی سالیانه از سن چهل سالگی


در صورتی كه سابقه فامیلی سرطان پستان ، تخمدان در یك فامیل وجود داشته باشد با نظر پزشك متخصص این برنامه تغییر میكند این افراد نیاز به پیگیری دقیق تری خواهند داشت .


ازنظر ژنیتیكی ارتباط بین سرطان پستان ، روده بزرگ  و تخمدان وجود دارد و ممكن است در خانوادهایی این سرطانها در افراد مختلف یا حتی در یك فرد مشاهده شود لذا در صورت بروز فامیلی این سرطانها باید پبیگیری از نظر تشخیص سایر انواع نیز انجام شود ( مثلا انجام ماموگرافی در افراد خانواده ایی كه یك مورد سرطان تخمدان گزارش شده )


عوامل شناخته شده و قابل پیشگیری در مورد سرطان پستان ، چاقی ، رژیم پرچربی ، رژیم با كالری بالا عدم تحرك ورزش ، حاملگی اول در سن بالای ۳۵ سال در افراد چاق كاهش وزن میباشد .


موارد كمی از سرطانهای پستان فامیلی و ژنتیكی است و اغلب سرطانهای پستان از نوع غیر ارثی است  . البته در مورد نقص در برخی ژنها حتی جراحی پیشگیرانه در افراد سالم خانواده در سنین بالا توصیه میشود .
با روشهای جدید تشخیص و درمان بقا عمر بیشتر و كیفیت زندگی بهتر و جراحی محدودتری برای زنان جامعه قابل پیش بینی است .

معاینه پستانها در مراكز بهداشتی توسط ماماها ، متخصصان زنان ، پزشكان عمومی و متخصصان جراحی انجام میشود و باید توسط متخصص جراح آشنا با سرطان پستان انجام شود .

سرطان پستان شایعترین سرطان در خانمهاست. این بیماری بیشتر در سنین بین ۴۰ تا ۶۰ سال اتفاق می افتد اما در جامعه ما که جمعیت جوانی است موارد بسیاری از بیماری نزد زنان ۴۰-۳۰ ساله نیز مشاهده می شود.  از این نظر تشخیص زودرس این بیماری از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

 

عوامل مؤثر در ایجاد سرطان پستان :


 ارث :

سابقه فامیلی در بستگان درجه ۱ و ۲ بویژه از سمت مادر،و نیز سابقه بیماری سرطان کولون ( روده بزرگ ) و تخمدان در خانواده: اگر تعداد بستگان مبتلا بیش از ۳-۲ مورد باشد ریسک بیماری بالاست و زنان این فامیل باید تحت برنامه پیگیری ویژه قرار گیرند.


 چاقی :

چاقی از علل ثابت شده سرطان پستان است و کاهش وزن در رسیدن به وزن ایده ال به هر روش، این ریسک را کم می کند.


عدم ورزش و تحرک کافی :

ورزش باعث کاهش وزن و نیز بالا بردن سطح ایمنی بدن می شود و لذا انجام ورزش می تواند ریسک سرطان پستان را کاهش دهد.


مصرف دخانیات و الکل :

مصرف دخانیات در ایجاد اکثر سرطانها منجمله سرطان پستان مؤثر است. مصرف مقادیر بالای الکل نیز در ایجاد سرطان نقش دارد.


سابقه اشعه درمانی :

بیمارانی که سابقه اشعه درمانی در سالهای قبل ( مثلا برای سرطان  تیروئید) دارند ریسک بیشتری برای ابتلا به سرطان پستان دارند.
عدم حاملگی تا ۳۵ سالگی، عدم شیر دهی : اولین حاملگی کامل در سنین زیر ۲۵ سال نقش محافظتی برای سرطان پستان دارد و شیر دهی نیز امکان سرطان پستان را کاهش می دهد. کسانیکه تا ۳۵ سالگی حامله نشده اند ریسک بالاتری داشته و باید حتما جهت معاینه و اقدامات تشخیص زودرس مراجعه کنند.

 

علائم و نشانه های سرطان پستان

غیرقرینگی اخیر در پستان دوطرف ، لمس توده ، تورفتگی و کشیدگی در پوست یا نوک پستان ، تورم پوست پستان که آن را به  تورم شبیه پوست پرتقال تشبیه می کنند ، بزرگی غدد لنفاوی زیر بغل ، پوسته پوسته شدن نوک پستان، ترشح از نوک پستان بویژه ترشح خونی از یک مجرا. درصورت مشاهده این علائم حتما باید به پزشک مراجعه کرد.

 

ارزش ماموگرافی و سونوگرافی در تشخیص زودرس سرطان پستان :

سونوگرافی یک روش تشخیصی برای تشخیص کیست یا ماهیت توده های پستان است ولی در تشخیص زودرس سرطان  پستان نقشی ندارد.

ماموگرافی در سنین بالای ۳۵ سال قادر به مشاهده ضایعات کوچک پستان که گاها با لمس قابل تشخیص نیستند می شود و تحول جدیدی در تشخیص بموقع سرطان  پستان در جوامع ایجاد کرده ولی لزوم انجام این روش و تفسیر آن حتما با پزشک معالج است و انجام ماموگرافی تنها کافی نیست.

 

سایر بیماریهای پستان و ارتباط آن با سرطان پستان

درد پستان: درد پستان از علل شایع مراجعات زنان درسنین باروری به مطب های پزشکی است. این درد می تواند دوره ای یا دائم، یکطرفه یا دوطرفه باشد. اکثر این موارد بدون درمان نیز بهبود می یابند ولی عمدتا بانوان از وجود توده در پستان هراس دارند.

عموما سرطان پستان ایجاد درد نمی کند و درد پستان نباید موجب ترس از سرطان شود ولی بهرحال مراجعه به پزشک در این موارد لازم است و این پزشک است که در مورد نیاز به بررسی های بیشتر مثل سونوگرافی و ماموگرافی تصمیم می گیرد.

 

درد پستان در زنان زیر ۳۵ سال عموما نیازی به انجام ماموگرافی ندارد ولی متأسفانه شاهد انجام ماموگرافیهای بسیار در این رده سنی فقط بخاطر درد پستان هستیم.

ترشح نوک پستان :  ترشح از نوک پستانها ممکن است یکطرفه یا دوطرفه و به رنگهای مختلف باشد، وجود ترشح از نوک پسنانها عمل متفاوتی دارد که منجمله می توان از اختلالات هورمونی، عفونت، التهاب تا سرطان نام برد. بادیدن ترشح از نوک پستانها باید مراجعه به پزشک انجام شود. بویژه ترشح خونی از یک مجرای منفرد بیشتر شک به سرطان را در ذهن ایجاد می کند.

 

برای تشخیص بموقع سرطان پستان لازم است خانمها از سن ۲۰ سالگی ماهیانه یک مرتبه شخصا پستان خود را مورد آزمایش قرار دهند. بهترین زمان این آزمایش پس از اتمام دوره قاعدگی است وشامل مشاهده در آینه ( توجه به غیرقرینگی ، تورفتگی پوست و کشیدگی پوست یا کشیدگی نوک پستان به داخل و … ) و لمس پستان است و درصورت مشاهده علائم مشکوک به پزشک مراجعه کنند.

 

از سن ۳۵ سالگی و در خانواده های با ریسک بالای سرطان از سن ۳۰-۲۵ سالگی لازم است معاینه هر ۶ ماه توسط پزشک انجام شود و براساس صلاحدید پزشک سونوگرافی یا ماموگرافی انجام شود.
از سن ۴۰ سالگی ماموگرافی سالیانه باید انجام شود.

دیده شده در خانمهایی که مرتبا معاینه پستان خود را انجام می دهند سرطان در مراحل قابل درمان تری کشف می شود.

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

 

سرطان ریه از انواع سرطان های مرگ آور میـبـاشد که هر سـاله تـعـداد زیـادی را به کـام مـرگ مـی برد. آمـار نشـان مـیــدهد که قربانیان سرطان های سینه، پروستات و روده رویـهـم کـمـتر از تعداد قربانیان سرطان ریه هستند. تقریبا 60 درصد بیماران را مردها تشکیل می دهند و 33 درصد از کـل دلایــل مـرگ و مـیـر مـردها از سـرطـان، سـرطـان ریــه می باشد.

دلایل بروز سرطان ریه:
استعمال دخانیات
هیچ شکی وجود ندارد که مصرف تنباکو از اصول بنیادین ابتلا به سرطان ریه است. در حقیقت حدود 80 تا 90 درصد کل بیماری های ریوی به دلیل مصرف تنباکو بروز می کنند. مدت زمان سیگار کشیدن هر چه بیشتر و طولانی تر باشد، ریسک ابتلا به سرطان ریه نیز افزایش پیدا می کند. که البته این ریسک در مردان بالاتر می باشد: مردهایی که در طول روز یک پاکت سیگار می کشند 22 مرتبه بیشتر از افراد غیر سیگاری در معرض ابتلا به این سرطان قرار دارند. از سوی دیگر زنانی که همین مقدار سیگار را مصرف می کنند، ریسک ابتلا در آنان تنها 12 مرتبه افزایش پیدا می کند. مصرف سیگار برگ و پیپ نیز کاری بدور از خطر به شمار نمی رود و درصد ریسک ابتلا به بیماری را در حدود 2 تا 6 درصد افزایش می دهد.

همیشه در مورد خطرات دود سیگار برای افراد غیر سیگاری مطالب بسیاری می شنوید و حتی پیش بینی شده است که خطرات آن در افراد غیر سیگاری نسبت به افرادی که سیگار می کشند بیشتر است. با توجه به میزان قرار گرفتن در معرض دود سیگار میزان ریسک ابتلا به سرطان متفاوت است. برای پژوهشگران یافتن گروهی که به هیچ وجه در معرض دود سیگار نبوده اند کار دشواری است و پیدا کردن مضرات واقعی دود سیگار برای افراد غیر سیگاری کمی با مشکل بر خورد می کند. اگرچه اطلاعات موجود در این زمینه حاکی از آن است که در این افراد ریسک ابتلا به سرطان 25/0 تا 45/0 درصد افزایش می یابد.

عوامل شغلی
عوامل معینی در خانه و یا محل کار مثل استفاده از پنبه های نسوز و یا تشعشعات رادیواکتیویته می توانند عوامل ایجاد سرطان ریه در فرد باشند. در حقیقت اگر در معرض این عوامل قرار گیرید ریسک ابتلا به بیماری در حدود 2 تا 3 درصد افزایش پیدا می کند. این رقم زمانیکه که شما خودتان هم سیگاری باشید بالاتر خواهد رفت.

پنبه نسوز: یک ماده طبیعی است که از الیاف بسیار ریزی تشکیل شده است که می تواند باعث ایجاد بیماری های مختلفی در فرد شوند. این ماده معمولا در ساختمان خانه ها، مواد عایق کاری و همچنین به عنوان بازدارنده آتش مورد استفاده قرار می گیرد. چندی پیش سازمان محافظت از محیط زیست استفاده از چند فراورده پنبه نسوز را ممنوع اعلام کرد، اما این در حالی است که هنوز در ساختمان خانه های قدیمی، لوله های آب، مواد عایق کاری، مقواهای قطور، رنگ های با فندگی و سایر مواد پوششی و همچنین برخی کاشی ها و موزاییک ها از این ماده استفاده می شود.

در افراد سیگاری استفاده از این ماده ریسک ابتلا به بیماری را 25/1 تا 5 بار نسبت به افراد عادی افزایش می دهد. این رقم بر اساس میزان و مدت زمان قرار گرفتن در معرض ماده فوق الذکر تغییر خواهد کرد.

رادون نوعی گاز می باشد که از طریق شکست اورانیوم آزاد می شود. معمولا در خاک، سنگ های زیر زمینی، چاه ها و مصالح ساختمانی یافت می شود. در امریکا تقریبا 1 خانه از هر 15 خانه سطوح مختلفی از این گاز را دارا هستند. به همین دلیل وزیر بهداشت و درمان و سازمان حفاظت از محیط زیست دستور آزمایش کل خانه ها را صادر کردند. آمار بدست آمده باورنکردنی بود. در تمام خانه ها مقادیر مختلفی از این گاز کشف شد. دومین عامل ابتلا به سرطان ریه بعد از سیگار چنین عواملی هستند که در حدود 5 تا 15 درصد از کل سرطان های ریه از این طریق ایجاد می شوند.


وراثت
از دیگر عوامل بروز سرطان ریه عوامل وراثتی هستند. یک فرد غیر سیگاری اگر یک فامیل ( که سیگاری بوده) داشته باشد که دارای سرطان بوده، 2 تا 4 مرتبه بیش از سایرین احتمال ابتلا به سرطان را دارد. محققان بر این باورند که ژن های مشخصی وجود دارند که باعث ایجاد سرطان ریه می شوند. در حدود 50 تا 70 درصد از سرطان های ریه در جوانان به دلیل مسائل ژنتیکی بروز می کند. شاید عوامل وراثتی و ژنتیکی توضیح قانع کننده ای برای اینکه بسیاری از جوانان غیر سیگاری به سرطان ریه مبتلا می شوند در حالیکه بسیاری از افراد سالمند سیگاری به این بیماری دچار نمی شوند، باشد.



انواع مختلف سرطان ریه:
2 نوع مختلف سرطان ریه وجود دارد که هر یک از آنها به نوبه خود شامل زیر گروه های متفاوتی می باشند.

سلول های غیر میکروسکوپیک سرطان زا، که از رایج ترین نوع آن می باشند و 75 تا 80 درصد از کل موارد سرطان را تشکیل می دهند. زیر گروه های آن شامل ورم های سرطانی، کارسینومای سرطانی کوچک و بزرگ می باشد. هر یک از این بیماری ها بر اساس سلول های سرطانی که در تومور یافت می شوند و نظر پزشکان از طریق مشاهده سلول در زیر میکروسکوپ نامگذاری می شوند.

سلول های میکروسکوپیک که خود شامل 3 زیر گروه هستند و از طریق انواع متفاوت سلول ها رشد کرده و به طرق مختلف نیز در سراسر نقاط بدن منتشر می شوند. سلول های کوچک کارسینوما، سلول های بزرگ و در آخر نیز ترکیبی از این دو زیر گروه های این بیماری را تشکیل می دهند که آنها نیز بر اساس سلول های موجود در تومور و تشخیص پزشک بر طبق آنچه که در زیر میکروسکوپ مشاهده می کند نامگذاری می شوند.

علائم سرطان ریه:
این بیماری نشانه های متفاوت بسیار زیادی دارد که از شایع ترین علائم آن سرفه های بی پایان است. این اتفاق زمانی روی می دهد که تومور به اندازه کافی بزرگ شده و مسیر ورودی جریان هوا به درون شش ها را مسدود می کند. نشانه های دیگر سرطان ریه عبارتند از:

- تنگی نفس
- درد های دائمی قفسه سینه
- بالا آوردن خون به همراه سرفه ها
- خس خس سینه
- گرفتگی تارهای صوتی
- تورم صورت و گردن
- کاهش وزن
- خستگی
- کم اشتهایی

هنگامیکه سرطان به اندازه کافی رشد کرده و به سایر نقاط بدن نیز کشیده شود علائم زیر بروز می کنند:

- سردردهای شدید
- احساس درد
- شکستگی استخوان ها
- ضعف
- خونریزی و لخته شدن خون

تشخیص:
آزمایش های مختلفی برای تشخیص سرطان ریه وجود دارد. پزشکان معمولا میزان رشد سلول های سرطانی را درجه بندی می کنند. این امر به آنها کمک می کند که تشخیص دهند که آیا سرطان به سایر نقاط بدن هم کشیده شده است و یا خیر. به این وسیله می توانند روش مناسب درمانی را مد نظر قرار داده و نتایج احتمالی را پیش بینی کنند. برای تشخیص درجه رشد می توان آزمایش های مختلفی از جمله آنچه که در زیر به آن اشاره شده است را انجام داد:

عکسبرداری از قفسه سینه توسط اشعه ايكس ، MRI، سی تی اسکن ، PET اسکن

اگرچه کاربر هر یک از این آزمایش ها متفاوت است اما همگی تصویری را که در آن رشد نا متعارف وجود دارد ارائه می دهند. عکسبرداری از طریق اشعه ایکس به این صورت است که یک شعاع نوری به داخل بدن فرستاده می شود و تصاویر را به صورت فیلم ضبط می کند در حالیکه سایر آزمایش ها شامل تصاویر کامپیوتری هستند.

تکه برداری از ریه
در این روش قسمتی از بافت تومور موجود در ریه برداشته می شود. سپس آنرا در زیر میکروسکوپ قرار می دهند تا بررسی شود که آیا سلول های سرطانی در آن یافت می شوند یا خیر. این کار هم از طریق وارد کردن یک سوزن به درون قفسه سینه و هم از طریق عمل جراحی امکان پذیر است. در جراحی قسمتی از کل تومور برداشته می شود که پزشکان این امکان را می دهد که نوع سرطان را نیز مشخص کنند.

Mediastinoscopy و Bronchoscopy
در این دو فرایند مجاری لوله ای شکلی به درون ریه ها هدایت می شوند و به مناطقی که سرطان آنرا فرا گرفته است فرستاده می شوند تا مناطق دارای رشد غیر طبیعی را شناسایی کنند. در این نوع آزمایش ممکن است که نمونه هایی از بافت برای تکه برداری برداشته شود.

آزمایش سلول های موجود در خلط
خلطی که از طریق سرفه از ریه ها بالا می آید وسیله خوبی برای آزمایش سرطان به شمار می رود. از مزایای این روش این است که می تواند سرطانی را که از طریق اشعه ایکس شناسایی نمی شود را آشکار کند اما مکان دقیق تومور از این طریق مشخص نمی گردد و لازم است که با آزمایش های دیگر همراه شود.

اگرچه تصویر برداری و سایر آزمایش های ذکر شده خیلی سریع بیماری را مشخص می کنند ولی به دلیل خطراتی که در بر دارند برای همه افراد پیشنهاد نمی شوند. بنابر این بهتر است که ابتدا با پزشک خود در مورد ریسک ابتلا به سرطان ریه مشورت کنید و بعد آزمایشات لازم را انجام دهید.

روش ها درمانی
این بیماری شامل چند روش درمانی مختلف است. یکی از آنها جراحی است ( زمانی از این روش استفاده می شود که تومور سرطانی تنها در یک قسمت مشخص از ریه و گره های لنفاوی نزدیک به آن مشاهده شود) دیگری پرتو درمانی است ( با استفاده از اشعه ایکس و سایر تشعشعات سلول های سرطانی کشته می شوند) شیمی درمانی ( داروهایی که برای متوقف کردن سلول های سرطانی استفاده می شوند حال چه به طور کلی آنها را از بین ببرند و چه از تقسیم شدن آنها جلوگیری کنند)

برای بسیاری از بیماران این روش های درمانی، بیماری را به طور کلی از بین نمی برد و فقط در رشد سلول های سرطانی وقفه ایجاد می کند و به بیمار اجازه میدهد تا مدت زمان بیشتری را زنده بماند. اما باید همیشه به پیشرفت های جدید علم پزشکی چشم امید دوخت. به عنوان مثال BLP25 واکسنی است که در آلبرتای کانادا مورد مصرف قرار گرفت و با موفقیت بر روی سلول های غیر میکروسکوپیک سرطانی عمل کرد. بیمارانی که تحت درمان این نوع واکسن بودند 44 ماه بیشتر از بیمارانی که تحت درمان عادی بودند عمر کردند. همچنین سرطان نتوانست کیفیت زندگی این نوع بیماران را تغییر دهد.


پیشگیری:
اگرچه سرطان ریه می تواند در سالم ترین افراد هم بروز کند روش های معینی وجود دارند که می توانند ریسک ابتلا به این بیماری را کاهش دهند. اولین راه قطعی در پیشگیری متوقف کردن استعمال دخانیات می باشد. روش صحیح زندگی کردن را برگزینید و ورزش و نرمش را هیچگاه فراموش نکنید. اما اگر هنوز هم مردد هستید می توانید پیرامون این بیماری با پزشک خود مشورت کنید. او شما را با روش های متفاوت پیشگیری آگاه می کند و نصایح مفیدی را در اختیار شما می گذارد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

 

سرطان پوست يكي از رايج‌ترين سرطانها در ميان سفيدپوستان است و آمار نشان مي‌دهد كه آمار مبتلايان به انواع اين بيماري در ميان مردم آسيايي نيز رو به افزايش است.

سرطان پوست چيست؟
سرطان پوست به سه نوع اصلي تقسيم مي‌شود: بيزال سل كارسينوما، اسكواموس سل كارسينوما و ملانوماي بدخيم. دو نوع نخست، رشدي اندك دارند و درمان آنها ساده است اما ملانوماي بدخيم سرطان خطرناكي است كه به سرعت رشد مي‌كند و به سرعت منتشر مي‌شود.

ميزان فراگيري اين بيماري چگونه است؟
هرسال دو تا سه ميليون مورد سرطان پوست غيرملانومايي و ‪ ۱۳۲‬هزار مورد سرطان پوست ملانومايي در جهان رخ مي‌دهد. از هر سه مورد سرطان كه تشخيص داده مي‌شود، يكي سرطان پوست است و بر اساس آمار موسسه سرطان پوست، از هر ‪ ۵‬آمريكايي، يك نفر در طول زندگيش به سرطان پوست دچار مي‌شود.

علت اصلي اين بيماري چيست؟
با تهي شدن سطح اوزون، جو زمين مقادير بيشتر و بيشتري از عملكرد فيلتري و محافظ خود را از دست مي‌دهد و مقدار بيشتري تشعشع ماوراء‌بنفش خورشيد به سطح زمين مي‌رسد. طبق برآوردها، ده درصد كاهش در سطح اوزون، منجر به ‪ ۳۰۰‬هزار مورد افزايش در سرطانهاي غيرملانومايي و ‪ ۴۵۰۰‬مورد افزايش در سرطان بدخيم ملانوما مي‌شود. با اينهمه، ظاهرا عوامل اصلي كه فردي را براي ابتلا به ملانوما مستعد مي‌سازد عبارتند از: داشتن پوست روشن، رنگ مو و چشمان روشن و نيز قرار گرفتن مستمر در مقابل خورشيد و داشتن سابقه آفتاب سوختگي.

نشانه‌هاي سرطان پوست چيست؟
مهمترين نشانه‌هاي سرطان پوست، ايجاد خال‌هايي نامتقارن است، خال هايي كه دوره آنها نامنظم و ناصاف است، خال‌هايي با رنگهاي متفاوت و خال‌هايي كه بزرگتر از يك پاك كن ته مداد هستند. اينها علائم هشدار دهنده‌اي هستند اما خال‌ها يا غده‌هايي كه اين خصوصيات را نيز ندارند، مي‌توانند سرطان پوست باشند و بيماران بايد حتما به پزشك مراجعه كنند تا خالها و يا تغييرات پوستيشان را بررسي كنند.

سرطان پوست چگونه درمان مي‌شود؟
درمان در مراحل اوليه بيماري كاملا ضروري است. در تقريبا تمامي سرطانهاي پوست غيرملانومايي و در مراحل اوليه ملانوما ها، با جراحي محل سرطاني شده و برداشتن بخش كوچكي از بافتهاي اطراف، مي‌توان سرطان پوست را درمان كرد. اگر ملانوماي بدخيم گسترش پيدا كند، مي‌توان از شيمي‌درماني استفاده كرد اما اين كار هميشه موثر نيست.

منابع: سازمان بهداشت جهاني، انجمن بين‌المللي تحقيقات سرطان، مركز پژوهشهاي پوست در دانشگاه چيني هنگ كنگ.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

         

پس از اينکه غذا جويده و بلعيده شد وارد معده مي شود . در معده تا حدودي تجزيه شده و به روده باريک راه مي يابد . روده باريک در واقع بزرگترين قطعه در دستگاه گوارش مي باشد و طول آن حدود ۶ متر مي باشد . روده باريک تجزيه مواد غذايي را ادامه داده و قسمت عمده مواد غذايي را جذب مي نمايد . سپس روده باريک به روده  بزرگ ( کولون ) متصل مي شود که يک لوله عضلاني بطول حدود ۵/۱  متر مي باشد . در ابتداي روده بزرگ آب و املاح و مقدار جزيي مواد غذايي جذب مي شوند . در انتها روده بزرگ به راست روده و از آنجا به مقعد ختم مي شود که نقش اساسي در دفع مواد زايد را بر عهده دارند .

روده بزرگ چند قسمت دارد و سرطان در هر کدام از اين قسمتها مي تواند شروع شود . هر کدام از اين قسمتها ديواره ايي متشکل از چندين لايه دارند که مي توانند منشاء سلولهاي سرطان اوليه باشند .

سرطان روده بزرگ و راست روده ممکن است بتدريج و در طي ساليان دراز رشد نمايد . امروزه مي دانيم که اکثر اين سرطانها در ابتدا بصورت پوليپ ( تومورهاي خوش خيم که از ديواره به داخل روده رشد مي کنند )‌ تظاهر مي نمايند . برداشتن بموقع اين پوليپها مي تواند نقش مهمي در جلوگيري ازسرطان داشته باشد .

بيش از ۹۵٪ از سرطانهاي روده بزرگ و راست روده از نوع آدنوکارسنيوم مي باشند.

سرطانهاي روده بزرگ ( شامل راست روده ) سومين سرطان شايع در بين مردان و زنان در امريکا مي باشد ولي بنظر مي رسد مجموعاً ميزان مرگ و مير ناشي از سرطان روده بزرگ در طي ۱۵ سال گذشته کاهش يافته است . شايد دلايل آن عبارتند از : تعداد کم بيماران ، تشخيص زودرس و درمانهاي جديدتر

* مهمترين عوامل خطرساز بيماري :

علل و عوامل اصلي ايجاد بيماري سرطان روده بزرگ ناشناخته هستند ولي عوامل خطرساز آن تقريباً شناخته شده اند .

همانطور که مي دانيم عوامل خطرساز فقط احتمال ابتلا به بيماري را افزايش مي دهند. اين عوامل خطرساز عبارتند از :

۱- سابقه خانوادگي

۲ - بعضي از نژادها

۳ - سابقه قبلي سرطان روده بزرگ ؛ يعني حتي اگر قبلاً سرطان روده بزرگ کامل برداشته شده باشد احتمال بروز موارد جديد در روده بزرگ وجود دارد .

۴ - سابقه پوليپ هاي روده بزرگ بخصوص اگر بزرگ و متعدد باشند .

۵ - سابقه بيماريهاي روده بزرگ مانند کوليت اولسرو . در اينصورت از همان جواني بفکر ارزيابي بيماري خود باشيد و گهگاه آزمايشات لازم را انجام دهيد .

۶- سن بالاتر از ۴۰ سال

۷ - رژيم غذايي محتوي چربي زياد ( بخصوص با منابع حيواني ) و فيبر کم

۸ - فعاليت بدني ناچيز

۹ - وزن بالا و چاقي : وجود چربي اضافي دور کمر در مقايسه با چربي اضافي رانها و باسن احتمال ابتلا را بيشتر تشديد مي نمايد .

۱۰ - مصرف دخانيات : سيگاريها ۳۰ تا ۴۰ درصد بيشتر از غيرسيگاريها احتمال مرگ و مير با ابتلا به سرطان روده بزرگ دارند .

۱۱ - مصرف الکل

* علائم بيماري :

  • بيماري اغلب در مراحل اوليه کاملاً بدون علامت مي باشد .

  • دفع مدفوع خوني

  • دل پيچه

  • احساس پري شکم

  • تغيير در اجابت مزاج بصورت باريک شدن قطر مدفوع

  • کاهش وزن بدون علت

  • درد مقعد

  • کم خوني

* پيشگيري :

مصرف زياد سبزيجات ، ميوه جات و اجتناب از غذاهاي پرچرب نقش بسيار مهمي در پيشگيري از سرطانهاي روده بزرگ دارد . ورزش منظم بسيار کارساز مي باشد که البته بايد روزانه و حداقل ۳۰ دقيقه باشد .

افرادي که داراي عوامل خطرساز فوق الذکر مي باشند بايد در همان سنين جواني بفکر ارزيابيهاي کاملتر باشند و بطور منظم تحت آزمايشات توصيه شده پزشک خود قرار گيرند . بخصوص از نظر خون مخفي در مدفوع که اينکار در حال حاضر از طريق کيتهايي که در داروخانه ارائه مي شود امکان پذير است .

* درمان :

مانند بسياري از سرطانهاي ديگر هر چه سريعتر و در مراحل ابتدايي تر تشخيص داده شود شانس بهبود کامل پس از درمان بيشتر است .

بطور کلي سه نوع درمان اصلي شامل جراحي ، راديوتراپي و شيمي درماني براي سرطان روده بزرگ وجود دارد که ممکن است برحسب ميزان پيشرفت بيماري ۲ تا ۳ نوع آنها همزمان و يا يکي پس از ديگري انجام شود .

جراحي درمان اصلي در سرطان روده بزرگ بحساب مي آيد . گاهي در روند برداشت قسمتي از روده بزرگ از سمت روده به سوراخي که در پوست شکم تعبيه مي شود متصل مي شود تا مدفوع از اين طريق خارج شود که به اين سوراخ کلستولي گفته مي شود . نگهداري کلستومي شرايط و آموزش خاص مي طلبد .

راديو تراپي قبل از جراحي در مورد تومورهاي بزرگ مي تواند انجام شود تا حجم تومور کاهش يابد و جراحي را تسهيل نمايد از طرفي بعد از جراحي نيز در مورد سلولهاي سرطاني که ممکن است د رطي جراحي توسط جراح برداشته نشوند انجام مي شوند .

البته استفاده اصلي از راديو تراپي در سرطان روده بزرگ زماني است که توده سرطاني به بافت يا عضو داخلي چسبيده باشد و براي از بين بردن سلولهاي سرطاني باقيمانده احتمالي استفاده مي شود .


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

 

رحم يک عضو تو خالي و گلابي شکل است که در قسمت پايين شکم بين مثانه و راست روده قرار دارد . ديواره هاي رحم از دو لايه بافتي تشکيل شده است : لايه داخلي و لايه خارجي .

از دو گوشه بالايي رحم دو لوله ظريف ،‌ قابل انعطاف و نرم به نام لوله هاي رحمي به طرف ديواره جانبي لگن کشيده مي شود که انتهاي آن بصورت شيپور در محوطه شکم آزاد است ، عمل لوله ها هدايت تخمک آزاد شده از تخمدان و همچنين تخم بارور شده به طرف رحم است .

در زناني که در سنين باروري هستند لايه داخلي رحم هر ماه رشد مي کند و جدارش ضخيم مي شود تا براي بارداري آماده شود . اگر زن باردار نشود ، بافت ضخيم شده ، همراه با خون از راه مهبل به بيرون مي ريزد که اين حالت را قاعدگي گويند .

  

تومورهاي خوش خيم

مهمترين تومور خوش خيم ، فيبروم رحم است .

فيبروم ها شايع ترين تومور خوش خيم رحم هستند . اين تومورها بيشتر در حدود ۴۰ سالگي پيدا مي شوند . يک زن ممکن است در يک زمان چند فيبروم داشته باشد . در بيشتر موارد فيبروم علائمي ندارند و احتياج به درمان هم ندارند ولي بايد توسط پزشک کنترل شوند . بر حسب اندازه و محل تومورها ،‌ بعضي مواقع علائمي وجود دارد . اين علائم عبارتند از :

  • خونريزي نامنظم

  • ترشح

  • تکرر ادرار

وقتي فيبروم ها سبب خونريزي شديد شوند و با فشار روي اعضاي مجاور ايجاد درد کنند درمان جراحي و يا طبي انجام مي گيرد . وقتي زن به سن يائسگي مي رسد ، فيبروم ها کوچک مي شوند و در پاره اي موارد خود بخود از بين مي روند .

 

تومورهاي بدخيم

اين تومورها بافتها و اعضاء مجاور را مورد حمله قرار ميدهند . اين تومورها همچنين از راه جريان خون و لنف به تمام نقاط بدن منتشر مي شوند . سرطان رحم به استخوانها ، ريه ها و کبد انتشار مي يابد .

خونريزي غيرعادي بخصوص بعد از يائسگي ، شايع ترين علامت سرطان رحم است . خونريزي ممکن است کم يا زياد باشد . . سرطان رحم معمولاً بعد از يائسگي ايجاد مي شود و به همين سبب خونريزيهاي دوران يائسگي نبايد ساده تلقي شود . علائم زير ممکن است با شروع سرطان رحم همراه باشند :

  • خونريزي و ترشح غيرعادي بخصوص بعد از يائسگي و يا خونريزي زياد هنگام هنگام عادت ماهانه

  • اشکال و يا درد در هنگام ادرار کردن

  • مقاربت دردناک

  • درد در ناحيه لگن

علائم ياد شده در بالا ممکن است مربوط به سرطان رحم و يا ساير شرايط غيرعادي باشد ، ولي اغلب اوقات ارتباطي با سرطان ندارد .

اگر زن دچار يکي از علائم فوق شد ، ‌بايد به پزشک مراجعه کند و پزشک با انجام معاينات و آزمايش هاي زير متوجه بيماري خواهد شد :

  • معاينات باليني و آزمايشگاهي دستگاههاي ادراري ، تناسلي و گوارشي . در معاينه داخلي اگر تومور و يا تغييراتي باشد معلوم مي شود .

  • نمونه برداري از لايه داخلي بافت رحم و بررسي آن زير ميکروسکوپ .

  • انجام آزمايش پاپ اسمير ( نمونه اي از سلولهاي گردن رحم و بالاي مهبل جمع آوري مي شود و براي آزمايش به آزمايشگاه ارسال مي شود ) .

تمام خانمها بعد از ازدواج بايد آزمايش پاپ اسمير را انجام دهند .

 

علل سرطان رحم

اين گروه بايستي سالانه معاينه و آزمايش پاپ اسمير بشوند . بعد از سه بار آزمايش و يا بيشتر ، اگر نتيجه رضايت بخش بود ، زمان آزمايش بعدي با نظر پزشک تعيين مي شود .

علت واقعي سرطان رحم مشخص نيست و پزشکان به ندرت مي توانند توضيح دهند چرا يک زن سرطان مي گيرد و ديگري نمي گيرد . آنچه واضح است اين است که سرطان رحم به علت يک آسيب و يا صدمه ايجاد نمي شود ، مسري نيست و کسي از ديگري سرطان نمي گيرد . عواملي بنام خطرساز ، خطر ابتلا را افزايش مي دهند .

 

عوامل خطرساز

  • سن : سرطان رحم بيشتر در زنان ۵۰ سال به بالا شايع است . خطر ابتلا با افزايش سن زياد مي شود .

  • درمان با استروژن : در زناني که در دوران يائسگي براي برطرف کردن علائم اين دوران و يا جلوگيري از پوکي استخوان و کم کردن خطرات بيماريهاي قلبي و سکته ، استروژن مصرف مي کنند ، شانس ابتلا به سرطان رحم بيشتر است . استفاده طولاني و به مقدار زياد اين خطر را افزايش مي دهد .

  • چاقي : خطر ابتلا به سرطان رحم در زنان چاق دو برابر زنان با وزن معمولي است .

  • ديابت و فشار خون بالا : بعضي از دانشمندان اعتقاد دارند که ديابت و فشار خون بالا ، خطر ابتلا به سرطان رحم را بيشتر مي کند .

  • ساير سرطانها : خطر بروز سرطان رحم در مبتلايان به سرطان روده بزرگ و پستان بيشتر است .

  • نژاد : خطر ابتلا در نژاد سفيد بيشتر از نژاد سياه است .

  • ساير موارد : نازائي ، نامنظم بودن عادت ماهانه ، يائسگي ديررس هم از ديگر عوامل خطرساز هستند .

درمان

درمان اغلب به روش جراحي صورت مي گيرد و در مواردي هم از اشعه درماني استفاده مي شود . تعداد کمي از بيماران با شيمي درماني و هورمون درماني معالجه مي شوند .

انتخاب روش درماني به اندازه تومور ، شرايط هورموني بيمار ، سن ، وضعيت عمومي بيمار و بخصوص درجه بندي سرطان رحم بستگي دارد . منظور از درجه بندي اين است که آيا سرطان در مراحل اوليه است و فقط بافت رحم را مبتلا کرده است ويا به اعضاي مجاور حمله کرده وانتشار يافته است .

 

روشهاي درماني

  • جراحي : معمولاً رحم ، لوله هاي رحم و تخمدانها بيرون آورده مي شوند .

  • اشعه درماني : اشعه درماني مانند جراحي در واقع درمان محل ضايعه است و فقط سلولهاي سرطاني را در محل ضايعه از بين مي برد . اين روش ممکن است همراه با جراحي باشد و يا قبل و بعد از جراحي مورد استفاده قرار گيرد .

  • هومورن درماني : درمان با هورمون پروژسترون صورت مي گيرد و در واقع يک درمان عمومي است که بصورت خوراکي ويا تزريقي مورد استفاده است .

  • شيمي درماني : استفاده از داروها است . اين داروها خوراکي يا تزريقي هستند مانند هورمون درماني ، شيمي درماني هم يک درمان عمومي است و در زماني که سرطان منتشر شده است ، بکار مي رود .

 

اثرات جانبي روشهاي درماني

  • جراحي : بعد از درآوردن رحم ، زن احساس درد و يا خستگي عمومي مي کند . در بعضي مواقع ، تهوع ، استفراغ و اشکال در دفع ادرار و مدفوع وجود دارد . زناني که تخمدانهاي آنها با رحم برداشته مي شوند ، فوري يائسه مي شوند و علائم يائسگي مانند گرگرفتگي و غيره در آنها پيدا مي شود .

تمايلات جنسي معمولاً بعد از درآوردن رحم تغييري نمي کند . البته بعضي از زنان ممکن است تغيير تمايلات جنسي پيدا کنند که مشاوره و حمايت  و مراقبت شوهر از زن در اين مواقع بسيار مفيد و کارساز خواهد بود .

  • اشعه درماني : اثرات جانبي بستگي به مقدار اشعه درماني و محل ضايعه دارد . بيماران هنگام درمان بخصوص در هفته هاي آخر آن خسته هستند . استراحت مهم است ولي پزشکان توصيه مي کنند تا جايي که امکان دارد بيماران فعاليت معمول خود را داشته باشند .

  • هورمون درماني : زناني که تحت درمان با پروژسترون هستند ممکن است زود خسته شوند و تغييراتي در وزن و اشتهاي آنها پيدا شود .

  • شيمي درماني : اين اثرات جانبي در هر مورد متفاوت است و بستگي به مقدار درمان و نوع دارو دارد . بيماران بيشتر در معرض ابتلا به عفونت قرار مي گيرند ، به آساني خونريزي پيدا مي کنند ، بدنشان کوفته و انرژي و توان آنها کم مي شود و ممکن است دچار ريزش مو ،‌تهوع ، استفراغ ، کمي اشتها و زخمهاي دهاني شوند. اين علائم به تدريج بعد از دوره درمان از بين مي روند .


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

    

تحقيقات درباره بيماريهاي سرطاني منجر به پيشرفت در مبارزه با بيماري هوچکين ، افزايش کيفيت زندگي مبتلايان و بهبود موفقيت درمان شده است . اکثريت بيماران مبتلا به هوچکين قابل درمان هستند و يا مي توان گفت براي ساليان سال بيماري آنها قابل کنترل مي باشد .  تحقيقات نشان دهنده اين واقعيت است که در آينده احتمال موفقيت در درمان اين بيماري باز هم افزايش خواهد يافت .

هوچکين در واقع نوعي از انواع  لنفوم است در واقع لنفوم واژه ايست مشترک که نشان دهنده بيماري در دستگاه لنفاوي بدن مي باشد .

همانطور که مي دانيد دستگاه لنفاوي در واقع قسمتي از سيستم ايمني فرد مي باشد که شامل عروق و غدد لنفاوي است که درون آنها مايع لنف که مايعي شيري رنگ است جريان دارد . غدد لنفاوي بصورت توده هايي در نواحي کشاله ران ، زير بغل ، شکم ، سينه و گردن ديده مي شوند . البته طحال ، تيموس ،‌ لوزه ها و مغزاستخوان نيز از ديگر اجزاي دستگاه لنفاوي هستند .

در مورد مکانيسم ايجاد ياخته هاي  سرطاني بصورت ساده مي توان گفت : بدن از سلولهاي متفاوتي تشکيل شده است . بطور طبيعي سلولهاي بدن رشد مي کنند و فقط زماني که نياز به سلولهاي بيشتري وجود دارد . سلول جديد از تقسيم سلولهاي قبلي ايجاد مي شود . گاهي اوقات زمانيکه نيازي به سلول بيشتري وجود ندارد سلولها بدون مهار تقسيم مي شوند و باعث ايجاد يک توده اضافي مي گردند که مي توانند خوش خيم يا بدخيم باشند .

در بيماري هوچکين ، ياخته هاي لنفاتيک بسرعت تقسيم مي شوند و بدون هيچ نظم يا مهاري رشد مي کنند . چون بافت لنفاوي در تمامي قسمتهاي بدن ديده مي شود ، بيماري هوچکين نيز مي تواند از هر قسمتي از بدن آغاز گردد . معمولاً در هوچکين بافت سرطاني به آرامي  از يک گروه غدد لنفاوي به گروه ديگر انتقال مي يابد .

علت يا علتهاي بيماري هوچکين در حال حاضر کاملاً شناخته نشده اند . ولي بهرحال امروزه مي دانيم که اين بيماري مسري نيست و بدنبال جراحتها ايجاد نمي شود .

 مهمترين عوامل خطرساز عبارتند از :

  • سن ( معمولاً در سنين 15 تا 34  و بعد از  55 سال ديده مي شود . )

  • جنس : بيشتر در مردان ديده مي شود .

  • سابقه خانوادگي : برادران و خواهران فرد مبتلا به هوچکين در معرض خطر ابتلاي بيشتري هستند .

  • بيماريهاي ويروسي : بعضي از بيماريهاي ويروسي احتمال ابتلا به هوچکين را افزايش مي دهند ؟

لازم به تذکر است که وجود عوامل خطر به معني ابتلاي قطعي  به بيماري نمي باشد بلکه احتمال آنرا مي افزايد.

* علائم بيماري :

  • بزرگي طولاني مدت غدد لنفاوي گردن ، زيربغل يا کشاله ران که معمولاً دردناک نيست .

  • تبهاي مکرر بدون علت مشخص

  • تعريق شبانه

  • کاهش وزن بيش از  10  درصد بدون علت مشخص

بازقابل ذکر است وجود اين علائم صددرصد به معني ابتلا به هوچکين نيست و در اکثريت مواقع اين علائم در بسياري از بيماريهاي ساده مانند آنفلوانزا نيز ديده مي شود .

* تشخيص :

اگر پزشک به اين بيماري مشکوک شود معاينه دقيقي از بيمار بعمل مي آورد و بخصوص غدد لنفاوي ناحيه گردن ، زير بغل ، کشاله ران را از نظر بزرگي و تعداد مورد بررسي قرار مي دهد . پزشک ممکن است آزمايشات خون را نيز بعمل آورد ، همچنين تصويربرداري مختلفي نيز از قسمتهاي مختلف بدن بعمل آورد .

در اکثريت موارد تشخيص دقيق منوط به تکه برداري غدد لنفاوي بزرگ شده ( بيوپسي ) مي باشد که البته با صلاحديد پزشک معالج بعمل خواهد آمد .

اگر تشخيص هوچکين قطعي شود تعيين مرحله بيماري براي ازريابي دقيق روند پيشرفت آن اهميت مي يابد که پزشک بدين منظور اقدامات خاص تشخيصي را انجام خواهد داد .

* درمان :

تعيين مرحله بيماري نقش بسيار مهمي در روند درمان وي دارد . البته اندازه غدد لنفاوي درگير ،‌ علائم بيماري ، سن و عوامل ديگري نيز در تعيين روند درمان مؤثر هستند .

بيماران مبتلا به هوچکين با صلاحديد پزشک معالج خود ممکن است عليه آنفلوانزا ،‌ ذات الريه  و مننژيت واکسينه شوند . براي درمان هوچکين ممکن است از روش هاي شيمي درماني و راديودرماني استفاده شود .

بايد توجه داشت درمان هوچکين با داروهايي انجام مي شود که اغلب داراي عوارض جانبي هستند که البته گريزي از آنها نيست .

همانطور که اشاره شد نتيجه درمان يک بيمار هوچکين به عوامل مختلفي از قبيل مرحله بيماري ، پاسخ بيمار به درمان ، سن بيمار و سلامت عمومي وي دارد . در ضمن پاسخ به درمان نه تنها در مورد هوچکين بلکه در تمامي بيماريها از يک فرد به فرد ديگر متفاوت است چون انسانها به دلايل ژنتيکي و محيطي با هم تفاوت دارند .

بعضي از عوارض جانبي درمان عبارتند از : تهوع و استفراغ و گلودرد ، مشکلات بلع غذا

بهرحال در طي درمان بهتر است در رژيم هاي غذايي به پروتئين و کالري کافي توجه نمود .

* پيگيريهاي پس از درمان :

بايد توجه داشت که بسياري از بيماريها ممکن است پس از بهبود اوليه عود کنند و هوچکين نيز از اين قاعده مستثني نيست . لذا يک بيمار هوچکين پس از درمان بايد بطور منظم تحت مراقبت و معاينات پزشکي قرار گيرد . که البته اين پيگيريها از مهمترين قسمتهاي درمان هستند و يک بيمار هوچکين بايد کوچکترين تغييرات سلامت خود را به پزشک معالج خود اطلاع دهد .


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

  

غده پروستات غده‌ ای است که تنها در مردان يافت می‌ شود. اين غده در زير مثانه قرار دارد و مايعی به داخل منی ترشح می‌ کند.
سرطان پروستات نوعی بيماری است که در آن سلولهای بدخيم از بافتهای پروستات نشات می گيرد و به طور نامنظم و فزاينده‌ای تکثير و منجر به افزايش حجم در هر يک از اجزای سلولی غده پروستات می‌شود.

سرطان پروستات دومين سرطان شايع بعد از سرطان ريه در ميان مردان است. اطلاعات آماری و علائم بالينی ميزان مرگ و مير ناشی از سرطان پروستات مبين سه طيف گسترده روند رشد اين بيماری است. سرطان پروستات می‌تواند دارای رشد آهسته بوده و زمانی طولانی تا بروز علائم بالينی آن داشته باشد. در مواردی ديگر تومور به سرعت رشد کرده و تهاجم تومور به بافت‌های ديگر امکانپذير می شود. در چنين مواردی مدت فاصله زمانی بين شروع بيماری و گسترش دامنه آن بسيار کوتاه است. مابين اين دو طيف رشد، تومورهايی وجود دارند که سرعت روند رشد آنها در حد متوسطی است.

سرطان پروستات با نشانه‌های مرتبط با دفع ادرار و يا درد شکم تظاهر می‌کند. اين نشانه‌ها با علائم بيماريهای رايجی مانند عفونت و هيتروفی (بزرگی) خوش خيم پروستات (Benign Prostatic Hyperplasia) مشترک است.


علائم هشدار دهنده سرطان پروستات عبارتند از:

ادرار کردن پی در پی يا سخت

جاری شدن ضعيف ادرار

عدم توانايی در ادرار

بی‌ اختياری ادراری

جريان منقطع و ضعيف ادرار

وجود خون در ادرار

خروج منی همراه با درد

درد مداوم قسمت پائين کمر

سوزش

ناتوانی جنسی

سبب‌شناسی: سرطان‌ زايی پروستات

علت ابتلا به سرطان پروستات هنوز ناشناخته است اما تحقيقات آماری و بالينی، روند بدخيمی بيماری سرطان پروستات را به اين عوامل ارتباط می دهد:

سن ‌ـ سرطان پروستات اغلب در افراد سالمند ديده می‌شود و افراد زير ۵۰ سال به ندرت به آن مبتلا می شوند. مردان بالای ۶۰ سال بيشتر در معرض خطر ابتلاء به سرطان پروستات هستند و بايد بيشتر متوجه علائم هشدار دهنده اين بيماری باشند.

عوامل ژنتيکی - سابقه ارثی سرطان پروستات عامل مهمی در ابتلا به اين سرطان است. وجود سابقه سرطان پروستات بين اعضای نزديک خانواده از جمله پدر و برادر احتمال ابتلا به اين سرطان را افزايش می ‌دهد.

عوامل هورمونی ـ هورمون‌های استروئيدی (تستوسترون و آندروژنها) برای رشد و حفظ و عمل طبيعی آن در مردان بالغ نقش مهمی را ايفا می کند. افزايش ميزان ترشح هورمون تستوسترون در خون اغلب موجب تسريع روند بدخيمی سرطان پروستات می شود.

تغذيه - رژيم غذايی دارای اثرات بالقوه ‌ای در پيشگيری و يا پيشتازی ايجاد سرطان پروستات به شمار می رود. مطالعات و تحقيقات علمی ثابت کرده ‌اند که سبزيجات حاوی مقادير قابل توجهی ويتامين C و E، به خصوص گوجه فرنگی، عاملی محافظتی در مقابل سرطان پروستات تلقی می شوند در حالی که استفاده از مقادير زياد چربی حيوانی عامل مستعد کننده و پيشتاز در ايجاد سرطان پروستات شناخته شده است.

مواد شيميايی - تماس با مواد شيميايی سرطان‌زا در محيط مانند کادميم، که در تهيه برخی آلياژها و باتری کاربرد دارد، عامل مستعد کننده و پيشتاز در ايجاد سرطان پروستات است.

بيماری های مقاربتی - وجود بيماريهای مقاربتی احتمال ابتلاء به سرطان پروستات را افزايش می‌دهد.

الگوهای غربالگر سرطان پروستات

معاينه غده پروستات از طريق معاينه مقعد (Digital rectal examination) از الگوهای غربالگر سرطان پروستات است. در اين روش پزشک از داخل مقعد بيمار، غده پروستات را معاينه می ‌کند. وجود سطح خشن و نامنظم بافت از علائم هشدار دهنده سرطان پروستات محسوب می ‌شود.

تومورهای سرطانی آنتی‌ ژن‌های مشخصی را توليد می ‌کنند که ممکن است از طريق آزمايش خون کشف شوند. آنتی ‌ژنی که به طور کامل توسط غده پروستات توليد می ‌شود، آنتی ‌ژن اختصاصی پروستات (Prostate Specific Antigen ,PSA) است. تشخيص سريع سرطان پروستات با اندازه‌ گيری آنتی‌ ژن اختصاصی پروستات از آزمايش های غربالگر اين بيماری است. در بيمارانی که مبتلا به سرطان پروستات هستند، مقدار اين آنتی ژن در سطح بالاتری است.

البته تنها سطح PSA در آزمايش خون فرد نمايانگر ابتلا به سرطان پروستات نيست. در برخی از موارد عفونت و يا ”بزرگی خوش ‌خيم“ حجم غده پروستات می ‌تواند سبب افزايش ميزان PSA در خون شود. از اين رو، ترکيب معاينه مقعد توأم با آزمايش تعيين سطح PSA از طريق خون روش دقيق‌تری برای تشخيص سرطان پروستات است و برای اطمينان بيشتر، در مراحل بعدی آزمايشات ديگری مانند تصويرنگاری باز آوای مغناطيسی (MRI)، سونوگرافی (Ultrasound)، توموگرافی کامپيوتری (CT SCAN) و نمونه ‌برداری از غده (Biopsy) نيز انجام می‌گيرد.

تشخيص به موقع بيماری، دست کم ۵ سال بيشتر به زندگی مبتلايان به سرطان پروستات اضافه می‌کند. توصيه می‌شود مردان در سنين بالای ۴۰ سال ساليانه مورد معاينه غده پروستات ازطريق معاينه مقعد قرار گيرند و در سنين بالای ۵۰ سال، هر سال آزمايش آنتی‌ژن مخصوص پروستات را انجام دهند.

درمان سرطان پروستات

با در نظر گرفتن شرايط بيمار ممکن است يک يا ترکيبی از اين الگوها تجويز شود:

۱-تحت نظر گرفتن بيماری: در اين روش بيمار به طور دقيق تحت نظر پزشک قرار می گيرد، بدون اينکه الگوی درمانی بر روی او اعمال شود. اين روش برای بيمارانی تجويز می‌ شود که جراحی برايشان مفيد نيست و يا رشد غده سرطانی پروستات آنها بسيار کند و آهسته است و در درازمدت تأثير سوء بر سلامتی او نخواهد گذاشت.

۲ . -جراحی: برداشتن کامل غده پروستات (پروستکتومی Prostatectomy).

۳-کرايوتراپی (Cryotherapy) : استفاده درمانی از سرمای شديد. در اين روش سوند (probe) سونوگرافی به داخل مقعد انداخته می شود تا پزشک تصوير محل مورد نظر را بر روی صفحه ببيند. در اين روش پزشک با انداختن سوند درون غده پروستات از طريق شکاف کوچکی بين مقعد و کيسه حاوی بيضه‌‌ ها نيتروژن مايع را به غده پروستات هدايت می‌ کند. نيتروژن مايع در داخل بافت منجر به انجماد بافت و انهدام سلول‌های سرطانی بافت غده پروستات می‌ شود. کرايوتراپی روشی موثر برای درمان مقاطع کوچک ابتلا به سرطان است. احتمال آسيب ديدگی مثانه و التهاب دستگاه تناسلی از عوارض جانبی اين روش است.

۴-شيمی درمانی: استفاده از داروهای شيميايی منجر به انهدام سلولهای سرطانی می ‌شود. عوارض جانبی شيمی درمانی عبارتند از: ريزش موی سر و ابرو، کاهش گلبولهای سفيد خون، ضعف سيستم ايمنی و دفاعی بدن، عفونت، احساس درد، خشکی دهان و پوکی استخوان.

۵-راديوتراپی: از آنجا که تومور ممکن است بافتهای اطراف غده پروستات را در بر گرفته باشد انجام جراحی و برداشتن غده پروستات کافی نيست و هر تظاهری از وجود PSA در آزمايش حاکی از گستردگی تومور است. در چنين وضعيتی الگوهای درمانی وسيع‌ تری مانند راديوتراپی پی ‌گيری می ‌شود. هدف از راديوتراپی کنترل رشد سلولهای سرطانی است. تابش اشعه به محل تومور ممکن است به صورت خارجی يا داخلی باشد.

راديوتراپی خارجی: در اين روش بيمار در معرض تشعشع قرار می‌ گيرد. اشعه از چند زاويه مختلف از خارج از بدن به تومور هدايت می ‌شود. اين روش کاملا بدون درد است و به مدت ۷ تا ۸ هفته ادامه دارد. ولی بيمار از عوارض جانبی مانند تحريک‌ پذيری مقعد، اسهال و خستگی مفرط ناشی از تابش پرتو گزارش می ‌دهد. اثرات اشعه ممکن است واکنشهای پوستی به صورت التهاب، خارش، سوزش، ترشح يا پوسته پوسته شدن پوست را به دنبال داشته باشد. تهوع، ‌استفراغ، بی‌ اشتهايی و آسيب‌های عروقی و تنفسی می تواند از ديگر عوارض جانبی راديو تراپی باشد. همچنين راديوتراپی ممکن است باعث سرکوب سيستم خونساز بدن و کاهش گلبولهای سفيد و ضعف سيستم ايمنی بدن و نهايتا بروز عفونت شود.

راديو تراپی داخلی يا براکی تراپی (Brachy therapy): براکی تراپی برای رساندن مستقيم مقدار زيادی اشعه به ضايعه بدخيم است. در اين روش، در اتاق عمل با استفاده از سرنج‌ های نازک مواد يونيزه در بدن بيمار کاشته می‌ شود.

۶-هورمون درمانی : از آنجا که هورمون تستوسترون به رشد سرطان غده پروستات کمک می کند، هدف از هورمون درمانی کاهش هورمون جنسی در بدن است. اين روش با به کارگيری داروهای ضد تستوسترون انجام می‌ گيرد و شامل تجويز هورمون استروژن به عنوان قرص است که تاثير ضد تستوسترون دارد. عوارض جانبی استفاده از قرصهای حاوی استروژن شامل درد در پستان و رشد پستان است که با قطع مصرف قرص‌ ها از بين می ‌رود.

جلوگيری از مرگ و مير ناشی از سرطان پروستات با تشخيص زودرس امکان‌پذير است. اکنون با اطلاعات و روشهای جديد الگوهای درمانی، برای درصد بالايی از بيماران مبتلا به سرطان پروستات، امکان بهبودی کامل فراهم شده است.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور
   

معده يکي از اعضاي موجود در شکم و بخشي از دستگاه گوارش مي باشد و مانند هر کدام از اعضاي ديگر مستعد ابتلا به سرطان مي باشد .

پس از اينکه غذا جويده و بلعيده شد از طريق لوله اي به نام مري از دهان وارد معده مي شود . معده عضوي کيسه مانند و داراي ۵ قسمت مختلف مي باشد که ترشحات مختلفي براي هضم اوليه غذا ترشح مي کنند . سرطان در هر کدام از اين مناطق پنجگانه ممکن است شروع شود و گاهي علائم و ميزان بهبودي برحسب محل ابتلا تفاوت مي کند .

ديواره معده از پنج لايه تشکيل شده است . داخلي ترين لايه که حائز اهميت خاص مي باشد لايه مخاطي ناميده مي شود و اکثر سرطانهاي معده نيز از اين قسمت شروع مي شود . هر چه سرطان به بافتهاي زيرين نفوذ نمايد احتمال بهبودي کاهش مي يابد .

سرطان معده در طي ساليان و با آرامي رشد مي کند ولي قبل از اينکه سرطان بمعناي واقعي ايجاد شود ، تغييراتي در لايه هاي معده ايجاد مي شود . اين تغييرات اوليه بندرت علائم ايجاد ميکنند و تشخيص داده نمي شوند .

سرطان معده از طرق مختلف گسترش مي يابد . مي تواند از طريق ديواره خود معده به بافتها و اعضاي مجاور راه يابد . همچنين مي تواند از طريق غدد عروق لنفاوي گسترش يابد . در مراحل پيشرفته نيز مي تواند از طريق خون ساير اندام و اعضا را درگير کند . شايعترين سرطان معده بنام آدنوکارسينوم مي باشد . البته انواع ديگر با شيوع کمتر عبارتند از : لنفوم و تومورهاي کارسينوئيد . البته طبيعتاً نوع درمان اين نوع سرطانها با هم تفاوت مي کند .

اکثريت مبتلايان به سرطان معده در دهه ۶۰ يا ۷۰ سن خود تشخيص داده مي شوند .

طبق تحقيقات در ايالات متحده ، تعداد ۲۲۷۱۰ نفر با سرطان معده در سال ۲۰۰۴ تشخيص داده خواهند شد .

سرطان معده در ساير کشورهاي جهان نيز ممکن است شيوع بالاتري داشته باشد. البته در سالهاي اخير بعلت استفاده از يخچال و استفاده کمتر از نمک براي نگهداري غذاها احتمال ابتلا به سرطان معده کاهش يافته است . يکي ديگر از علل کاهش ابتلا درمان مناسب و مفيد براي باکتري هليکوباکترپيلوري مي باشد که بنظر مي رسد نقش زيادي در ابتلا به سرطان معده دارد .

متأسفانه در مراحل ابتدايي علائم چنداني ديده نمي شود و شايد بهمين دليل سرطان معده در مراحل ابتدايي بسختي تشخيص داده مي شود .

* علائم شايع :

  • کاهش اشتها و کاهش وزن

  • درد معده

  • علائم مبهم سوء هاضمه مانند پري ، آروغ زدن ، ‌تهوع

  • احساس پري حتي پس از خوردن مقادير اندک غذا

  • تهوع و استفراغ

  • سوزش سردل و علائم شبيه به زخم معده

  • تورم معده

البته شايان ذکر است که بسياري از اين علائم منحصر به سرطان معده نمي باشند و دربسياري از بيماريهاي ديگر معده نيز ديده مي شوند ، اما وجود اين مشکلات اگر بصورت طولاني باشد خصوصاً در افراد بالاي ۵۰ سال ، احتياج به ارزيابيهاي بيشتري توسط پزشک دارد  .

اگر شک به سرطان معده وجود داشته  باشد ، پزشکان دست به ارزيابيهاي بيشتري مي زنند تا سرطان معده را در مراحل اوليه تشخيص بدهند . ازانواع اين روش مي توان به اندوسکوپي ، عکسبرداري از ريه ( بيشتر بمنظور تشخيص ميزان درگيري بافتهاي مجاور معده انجام مي شود ) ، MRI و آزمايشات اوليه اشاره نمود که هر کدام از اينها با توجه به صلاحديد پزشک معالج و در زمان مقتضي انجام مي شود .

* عوامل افزايش دهنده خطر :

بايد توجه داشت وجود عوامل خطر همواره به معني ابتلا به بيماري نيست و تنها شرايط را براي ابتلا به بيماري بيشتر مي کند .

  • عفونت با هليکوباکترپيلوري که منجر به گاستريت مزمن شود . البته بسياري از افرادي که اين ميکروب را با خود دارند هيچگاه مبتلا به سرطان معده نمي شود .

  • رژيمهاي غذايي شامل غذاهاي دودي ، گوشتي نمک اندود ، ترشيها و غذاهاي محتوي نشاسته بالا و فيبر پايين . ( استفاده از غذاهايي که شامل غلات زياد باشند ، ماهي و سبزيجات تازه محتوي ويتامين A و C احتمال ابتلا به سرطان معده را کاهش مي دهند . )

  • کشيدن سيگار

  • مصرف الکل

  • سابقه جراحي بر روي معده که قبلاً بمنظور کنترل زخم انجام شده باشد .

  • سرطان معده در مردان دوبرابر زنان ديده مي شود .

  • در سنين بالاتر از ۵۰ سال بشدت افزايش مي يابد .

  • در نژادهاي بخصوصي بيشتر ديده مي شود

  • سابقه سرطان معده در افراد درجه يک فاميل

* پيشگيري :

  • استفاده از رژيمهاي غذايي مناسب که در بالا به بعضي از آنها اشاره شد .

  • الکل ننوشيد و سيگار نکشيد

  • به علائم سوء هاضمه طول کشيده دقت کنيد و با پزشک خود مشورت کنيد .

  • آزمايشهاي توصيه شده توسط پزشک را مرتب انجام دهيد .

شايان ذکر است ميزان موفقيت در درمان بيماري چندان زياد نيست ، لذا پيشگيري مي تواند نقش بسيار مهمي داشته باشد .

* درمان :

در مراحل ابتدايي ، جراحي و برداشتن تومور اوليه مي تواند بسيار مؤثر باشد . حتي زمانيکه سرطان گسترش يافته باشد مي توان براي جلوگيري از خونريزيهاي طولاني و انسداد معده از روش جراحي استفاده نمود .

شيمي درماني نيز ممکن است در افرادي که سرطان در آنها گسترش يافته باشد استفاده شود و مؤثر باشد .

استفاده از راديو تراپي بخصوص همراه با شيمي درماني برحسب صلاحديد پزشک استفاده مي شود .

در ادامه ممکن است پزشک آزمايشات پيگيري را بطور منظم انجام دهد که از آن جمله مي توان به آزمايش خون اشاره کرد . لذا بايد توجه داشت که علائم جديد حتي جزئي را پس از درمان بايد به پزشک گزارش کرد تا وي بتواند بدرستي برنامه هاي آينده خود را تنظيم نمايد .

بايد توجه داشت که هيج کس نمي تواند ميزان بهبودي و پاسخ هر فرد را به درمان بطور دقيق پيش بيني کند چرا که نوع سرطان و نحوه پاسخ بدن به درمان هر فرد به فرد ديگر مي تواند متفاوت باشد و در اين بين حالات روحي و رواني مناسب مي تواند در درمان بسيار مؤثر باشد و نبايد فراموش شوند .

نکاتي که بايد مورد توجه قرار گيرند :

تحقيقات نشان داده اند که رژيم هاي غذايي مهمترين عامل در ابتلا به سرطان معده هستند و در کشورهايي که استفاده از گوشت قرمزبيشتر است ابتلا به سرطان معده نيز بيشتر است و بايد توجه داشته باشيد که استفاده از گوشت قرمز بيش از ۱۳ بار در هفته احتمال سطان معده را دوبرابر مي کند بخصوص اگر گوشت بصورت کبابي و يا کامل و زياد از حد پخته شود .

استفاده از غذاهاي محتوي ويتامين C  ، ويتامني E و بتاکاروتن بعلت خاصيت آنتي اکسيداني در جلوگيري از ابتلا به سرطان معده بسيار مؤثر هستند .


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

                                                                         

سرطان مری يکي از کشنده ترين سرطانها محسوب مي شود . فقدان علائم زودرس اوليه و نيز وجود جريان لنفاوي دوطرفه و قوي مري سبب مي شود در زمان تشخيص ، بيماري در مراحل پيشرفته باشد .

در گذشته سرطان سلولهاي سنگفرش مري ( SCC ) ۹۵٪  تمامي سرطانهاي مري را تشکيل مي داده اما از سال ۱۹۸۰ به بعد ميزان   بروز آدنوکارسنيوم مري به سرعت افزايش يافته است و ۵۰٪ موارد جديد سرطان مري را تشکيل مي دهد . علائم و درمان اين دو نوع مشابه مي باشد .

سرطان مري به دو شکل عمده زير ديده مي شود :

۱ ) سرطان سلول سنگفرشي

۲) آدنوکارسنيوم

سرطان مري در افراد زير ۴۰ سال نادر مي باشد و ميزان بروز آن در طي دهه هاي بعدي عمر افزايش مي يابد . علت سرطان سلول سنگفرشي مري ناشناخته است اما عوامل محيطي ، غذايي و عوامل موضعي مربوط به مري نیز مطرح شده اند . سوء مصرف الکل و سيگار جزء عوامل خطرساز اوليه آن مي باشند . در ايران در حواشي جنوبي درياي خزر شيوع بيشتر اين بيماري ديده مي شود که آنرا با خوردن چاي داغ ارتباط داده اند .

از عوامل خطر ديگر مي توان پرتوتابي ، سندرم پلامر - وينسون ، آشالازي ، تنگي هاي لاي ،  ( lye  ) و بيماري سلياک را نام برد . آدنوکارسينوم مري عمدتاً بيماري مردان سفيد پوست مي باشد . نسبت ابتلاي سفيد پوستان به سياه پوستان ۴ بر يک و نسبت ابتلاي مرد به زن ۷ به ۱ است . تنها عامل خطر شناخته شده آن مري بارت است .

در مري بارت مخاط روده جايگزين مخاط طبيعي مري مي شود که علت آن را برگشت مزمن اسيد و محتويات صفراوي معده به مري مي دانند . تقريبآً ۹۰٪ موارد آدنوکارسنيوم در ناحيه انتهايي مري بروز مي کند در حالي که ۵۰٪  موارد سرطان سلول سنگفرشي در ثلث مياني و ۵۰٪ مابقي به نحو يکساني در نواحي انتهايي و ابتدايي مري مشاهده مي شوند .

علائم:

سرطان مري در مراحل اوليه و قابل درمان اغلب بدون علامت است و به ندرت بصورت تصادفي شناسايي مي شود . بروز علائم ، نشان دهنده مرحله پيشرفته و غالباً غيرقابل درمان بيماري است . با پرسش دقيق مشخص مي شود اکثر بيماران چند ماه پيش از مراجعه پزشکي دچار علائم بوده اند .

دشواري بلع شايعترين علامت سرطان مري مي باشد . اين حالت زماني بروز مي کند که تقريباً ۷۵٪ قطر طبيعي مري اشغال شده باشد . دشواري بلع غذاهاي جامد پيش از دشواري بلع نسبت به مايعات بروز مي نمايد . در انسداد کامل مري ممکن است برگشت غذا ، سرفه يا عفونت سينه بروز کند ، تمام بيماران دچار کاهش وزن و بي اشتهايي هستند . درد قفسه سينه ، سکسکه و خشونت صدا نيز ديده مي شود .

تشخيص :

در صورت پيدايش دشواري بلع  و يا علائم ديگر ارزيابي و تشخيص را مي توان با آندوسکوپي و يا راديوگرافي با باريوم انجام داد . مزيت آندوسکوپي اين است که امکان نمونه برداري  از تومور را ميسر مي نمايد .

درمان:

 مهم ترين عامل در پيش بيني طول عمر بيماران که بر انتخاب روش درماني تأثير مي گذارد مرحله تومور است . جراحي در مراحل اوليه مؤثر مي باشد . بطور همزمان مي توان از شيمي درماني و پرتو درماني نيز کمک گرفت .

 

پيامهاي بهداشتي  براي پيشگيري از سرطان مري:

۱ - از کشيدن سيگار خودداري بفرمائيد .

۲ - از سوء‌ مصرف مشروبات الکلي پرهيز نمائيد .

۳ - درصورت احساس سوزش سردل به پزشک مراجعه نمائيد .


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

   مطالعه ای جدید نشان داده است که ورزش نه از زانو در برابر استئوآرتریت (OA ) محافظت می کند و نه خطر ابتلا به آن را افزایش می دهد . ورزش روزانه برای افراد میانسال و مسن توصیه شده است ولی تاثیر آن بر پیشرفت OA در افراد مسن به خصوص آنهایی که اضافه وزن دارند مشخص نیست . برخی مطالعات پیشنهاد می کنند که ورزش نقشی حفاظتی دارد ولی در تعداد کمی از مطالعات از مردم در مورد نتایج فعالیت بدنی سوال شده است و برای نتیجه آن در تلاشند .

    امروزه چاقی اصلی ترین عامل خطرزا برای OA زانو است و یکی از سوالات پزشکان این است که آیا فعالیتهای همراه با تحمل وزن برای افراد مبتلا به اضافه وزن مضر است یا خیر . در یک مطالعه جدید که در شماره فوریه 2007 نشریه تحقیقات و مراقبت آرتریت به چاپ رسیده است آثار فعالیت بدنی در زمانی طولانی در افراد مسن که بیشتر آنها اضافه وزن داشتند بررسی شده است و به این نتیجه رسید که ورزش نه نقش حفاظتی دارد و نه خطر ابتلا به OA را افزایش می دهد .
  به نقل از medinews.com در مطالعه ای که بوسیله دکتر David T.Felson از دانشگاه بوستون (USA ) هدایت می شد ، محققین بر روی 1279 نفر مطالعه کردند . تحلیل نتایج هیچ ارتباطی بین پیاده روی ، دویدن و سایر فعالیتها و پیشرفت OA نشان نداد حتی اگر افراد مبتلا به اضافه وزن دارای خطر ابتلا به OA بودند ورزش هیچ تاثیری بر این خطر نداشت . به علاوه علیرغم اینکه مطالعات قبلی پیشنهاد می کردند که ورزش از کاهش فضای مفصلی پیش گیری می کند ولی در این مطالعه چنین چیزی دیده نشد .

   در این مطالعه تلاش شد تا از تمامی راههایی که می توان OA را تشخیص داد استفاده شود مثل تصاویر اشعهX که توسعه بیماریهای ساختاری را با استفاده از یک شاخص معروف ( شاخص Kellgren&Lawrence (نشان می دهند ، معاینه کاهش فضای مفصلی که مشکلات غضروفی را نشان می دهند و همچنین توجه به علایم بالینی . 
   در مطالعه ای دیگر از همان نشریه ، محققین تحت حمایت دکتر J.N.Belo از مرکز پزشکی (Netherland)Erasmus مروری داشتند بر 37 مطالعه ای که تا دسامبر 2003 برای تعیین عوامل موثر بر OA انجام شده بود . آنها 3 مطالعه پیدا کردند که در آن هیچ مدرکی دال بر اینکه ورزش منظم با  پیشرفت OA زانو مرتبط است وجود نداشت . با این حال وجود OA عمومی و سطح اسید هیالورونیک ( پروتئین موجود در مفاصل (از عوامل پیشگوی پیشرفت بیماری هستند .

 X-Rays Reveal Exercise Has No Effect on Risk of Knee Osteoarthritis 
 
 
A recent study has shown that exercise neither protects against nor increases the risk of knee osteoarthritis (OA).

Routine exercise is recommended for middle-aged and older individuals, but the effect of exercise on the development of OA in older people is not clear, particularly if they are overweight. Some studies have suggested that exercise has a protective effect, but few studies have been conducted where patients are asked about physical activity and followed to find out what develops. In the meantime, obesity is a major risk factor for knee OA, and clinicians question as to whether weight-bearing activity may be harmful to people who are overweight. A new study published in the February 2007 issue of the journal Arthritis Care & Research examined the effects of physical activity over a long period in older adults, many of whom were overweight, and discovered that exercise neither protects against nor raises the risk of knee OA.

Led by Dr. David T. Felson, from the Boston University School of Medicine (Boston, MA, USA), researchers conducted a study of 1,279 individuals from the Framingham Offspring cohort, which consists of the offspring of the original Framingham cohort. Analysis of the results showed no relationship between recreational walking, jogging or other self-reported activity and the development of knee OA. Even though the overweight patients had an increased risk of developing OA, physical activity did not add to this risk. Moreover, despite earlier studies that suggested that exercise may prevent joint space loss, the study did not find this to be the case.

The study attempted to examine all the ways in which OA might present by looking at x-rays that indicated the development of structural disease using a well-known index (the Kellgren and Lawrence scale), by examining joint space loss, which is thought to indicate cartilage loss, and also by looking at symptoms.

In another study in the same issue of the journal, researchers led by Dr. J.N. Belo, from Erasmus Medical Center (Rotterdam, the Netherlands), published an overview of 37 studies appearing up to December 2003 to determine predictive factors of the progression of knee OA. As was the case with this study, they found three studies demonstrating no clear evidence that regular exercise was related to progression of knee OA. However, the presence of generalized OA and the level of hyaluronic acid (a protein found in joints) were

بيماري هاي دژنراتيو مفصلي(Degenerative Joint Disease (DJD

از شايع ترين بيماري هاي روماتيسمي انسان در سراسر جهان مي باشد.

درتحقيقات انجام شده در خارج از ايران بيش از 40 % افراد بالاي 70

سال از آرتروز زانو رنج مي برند. 1 اين بيماري هاي ناتوان كننده با افت

كيفيت زندگي همراهند و در حال حاضر با افزايش اميد به زندگي،

شيوع اين بيماري ها در حال افزايش مي باشد . لذا سازمان بهداشت جهاني(WHO)

با همكاري جامعه جهاني روماتولوژي(ILAR)تحت

يك برنامه جامعه نگر براي كنترل بيمار ي هاي روماتيسمي به

نامCommunity Oriented Programme for Control of theRheumatic Diseases (COPCORD)الگوي يك مطالعه تحقيقاتي راطراحي نمود كه مرحله سوم اين طرح بررسي عوامل خطربيماري هاي شايع روماتيسمي نظير آرتروز زانو م ي باشد . 2 در مرحله اول25 % از افراد بالاي 15 سال شهر تهران،  شكايت از مشكل زانو در هفت روز اخير داشته اند و حدود ۱۵.۳۴آرتروز زانو داشته اندمداخلات پيشگيرانه براي كاهش خطر ابتلا وپيشرفت آرتروز زانو اهميت ويژه اي دارد،چراكه علاوه بر تاثير روي كيفيت زندگي بيماران، باعث كاهش بار اقتصادي ناشي از اين اختلال بر جامعه و خانواده مي گردد. براي طراحي برنامه هاي پيشگيري ازآرتروز ابتدا بايد عوامل خطرهاي اين بيماري را در جامعه شناسايي

نمود و تمرك ز راهكارهاي پيشگيري بايد بر عوامل خطر قابل اصلاح باشد. تمام مطالعات در زمينه آرتروز زانو و ارتباط آن با سن، مويداين مطلب است كه افراد با پيرشدن درجاتي از تغييرات دژنراتيو را درمفاصل خود از جمله مفصل زانو پيدا مي كنند . همچنين آرتروز درزنان بيشتر از مردان مشاهده مي شود.

مفصل زانو، محل شایعی جهت ایجاد استئوآرتریت بوده و علت احتمالی آن این است که این

مفصل بیش از سایر مفاصل در معرض وارد شدن ضربه میباشد. استئوآرتریت اولیه هیچ علت

خاصی ندارد اما استئوآرتریت ثانویه مربوط به مکانیک غیرطبیعی مفصل میباشد. استئوآرتریت

درواقع یک واکنش فیزیولوژیک در مقابل نیروهای طولی و مکرر اعمال شده به مفصل میباشد.

حس عمقی مفصل زانو از مجموع پیامهای آوران از گیرندههای عضلات، تاندونها، کپسول

مفصلی، لیگامانها، اتصالات منیسکی و پوست ناشی میشود. گیرندههای عضله و مفصل

عمدهترین منابع تأمین کننده حس عمقی مفصل زانو هستند. در بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو،

ضعف عضلانی و شلی مفصلی موجب اختلال حس عمقی میشوند. به علت متفاوت بودن نقش

مختلف گیرندههای مکانیکی در تعیین حس عمقی در زاویههای مختلف مفصلی، محققان تصمیم

گرفتند تا حس عمقی مفصل زانو را با روشهای بازسازی فعال و غیرفعال در زاویههای مختلف

مفصلی مورد ارزیابی قرار دهند. اهداف این تحقیق عبارت بودند از: 1) آیا تعیین دقت حس عمقی با

زاویههای مختلف مفصل زانو در ارتباط است. 2) آیا تفاوت معنیداری بین اندازهگیریهای

بازسازی فعال و غیرفعال مفصلی وجود دارد. در این تحقیق، 30 بیمار مبتلا به استئوآرتریت اولیه زانو در محدوده سنی 50 تا 65 سال به صورت غیرتصادفی انتخاب شدند. برای تعیین حس وضعیت مفصل زانو از دستگاه الکتروگونیامتر و روش بازسازی فعال و غیرفعال زاویه مفصلزانو استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان داد که بیماران مبتلا به استئوآرتریت توانایی کمتری دردقت بازسازی زاویه های انتهایی اکستانسیون فعال و غیرفعال مفصلی نسبت به زاویه های ابتدایی دارندهمچنین تفاوت معنی داری بین اندازهگیریهای آستانه تعیین حرکات فعال وغیرفعال مفصلی مشاهده نشد.شیوع استئوآرتریت زانو با بالا رفتن سن افزایش مییابد.

که علت آن را میتوان از 2 دیدگاه مورد بررسی قرار داد:دیدگاه اول مربوط به ویژگیهای تغییر یافته مواد و رفتارکوندروسیتهای غضروفی در افراد پیر در هنگام اعمال نیروهای فیزیولوژیک میباشد که این عامل موجب میشودتا غضروف در افراد پیر بیش از افراد جوان مستعد آسیب باشد. دیدگاه دوم به کاهش عوامل عصبی عضلانی مثل حس عمقی، توده عضلانی و قدرت عضلانی برمیگردد.

استئوآرتریت زانو موجب شلی کپسولی لیگامانی،التهاب، درد، ضعف و آتروفی عضلانی میشود که در نتیجه آن اختلال در عملکرد گیرندههای مکانیکی عضله و مفصل،اختلال در هماهنگی و فعالیت همزمان عضلات اطرافمفصل، اختلال در مکانیسمهای حفاظتی عصبی عضلانی،افزایش

 اعمال نیروی اضافی روی مفصل و در نهایت تشدیدعارضه رخ میدهدضعف عضله چهار سر رانی جزء اولین نشانه های استئوآرتریت زانو بوده و همراه با درد از علائم بالینی ابتدایی در این بیماران میباشد.
افرادی که علائم رادیوگرافیک استئوآرتریت زانو را دارندحتی اگر شکایتی از درد نداشته باشند، ضعف این عضله درآنها آشکار میباشد.کاهش قدرت عضله چهار سر رانی احتمالاً به این دلیل است که گیرندههای مکانیکی آسیب دیده مفصلی، پیامهای آوران غیرطبیعی به سیستم عصبی مرکزی میفرستند که پیام های وابران آن، تحریکپذیری واحدهای حرکتی تغذیه کننده عضله چهار سر رانی را کاهش میدهد.اگر چه ضعف عضله هامسترینگ نیز در برخی ازمطالعات گزارش شده است، ضعف عضله چهار سررانی بارزتر از ضعف عضله هامسترینگ میباشد در این رابطه 2علت عمده وجود دارد که عبارتند از:
1 هامسترینگ یک عضله دو مفصلی است که به هیپ وبه زانو اتصال دارد. بنابراین اگر پایین هم بیحرکت شود،از سر بالا تحت انقباض و کشش متناوب قرار میگیرد اماعضله چهار سر رانی به جز قسمت مستقیم رانی آن یک عضله تک مفصلی بوده و نقش ضعیفی روی مفصل ران دارد.-2 در وضعیتهای عملکردی مثل ایستادن طولانی مدت، عضله چهار سر رانی نقش موثرتری را نسبت به عضله هامسترینگ روی زانو دارد و بیشتر تحت تأثیراثرات مهاری پیامهای غیرطبیعی مفصلی در بیماران مبتلابه استئوآرتریت قرار میگیرد بنابراین جهت تعیین میزان دقت در تعیین حس وضعیت مفصل، از عضله چهار سررانی و در جهت حرکتی اکستانسیون زانو استفاده میشود.

 

 

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور
 

خلاصه 
بیماری ریفلاکس گاستروازوفاژیال همان پس زدن محتویات معده به درون مری است که باعث ازوفاژیت، بروز علایم ریفلاکس که برای مختل کردن کیفیت زندگی فرد کفایت می‌کنند و نیز عوارض طولانی‌مدت می‌شود. تصور می‌شود شلی گذرای اسفنکتر تحتانی مری، مکانیسم اصلی این اختلال باشد هرچند علت زمینه‌ای این مسأله هنوز نامعلوم است. چاقی و کشیدن سیگار ارتباط ضعیفی با این بیماری دارند و احتمالاً عوامل ژنتیکی نیز حایز اهمیت هستند. بین این اختلال و عفونت هلیکوباکتر پیلوری ارتباط منفی وجود دارد ولی به نظر نمی‌رسد ریشه‌کنی هلیکوباکتر پیلوری باعث بیماری ریفلاکس شود. چون هیچ استاندارد طلایی تشخیصی وجود ندارد، تشخیص این بیماری نیز فاقد دقت کافی است. علایم ریفلاکس برای تشخیص مفید هستند ولی حساسیت کافی ندارند. پایش سرپایی pH مری نیز فاقد حساسیت کافی به نظر می‌رسد، اگرچه ویژگی بالایی دارد. مهار تجربی اسید معده با کمک یک مهارکننده پمپ پروتون (PPI) حساسیت قابل قبولی دارد ولی ویژگی آن اندک است. برخی از شواهد حاکی از آن است که وقتی بیماری در فردی شروع شد، شدت آن در همان مراحل اولیه معین می‌گردد و به نظر می‌رسد بیماران مدت‌های طولانی را با همین فنوتیپ سر خواهند کرد.
متأسفانه اغلب بیماران به توصیه‌های مربوط به سبک زندگی پاسخ نمی‌دهند و نیازمند درمان‌های بیشتری هستند. آنتاگونیست‌های گیرنده H2 و PPIها جهت درمان ازوفاژیت بهتر از دارونما عمل کرده‌اند و تعداد لازم برای درمان (NNT) در این دو گروه دارو به ترتیب 5 و 2 بوده است. در بیماری ریفلاکس بدون خوردگی (non-erosive) مهار اسید مؤثرتر از دارونما بوده ولی میزان پاسخ‌دهی به آن کمتر بوده است. اغلب بیماران به درمان بلندمدت نیاز دارند زیرا بیماری معمولاً عود می‌کند. نقش درمان آندوسکوپیک نامعلوم است. جراحی ضد ریفلاکس، احتمالاً به اندازه درمان با داروهای PPI مؤثر است اگرچه مرگ‌ومیر و موربیدیته اندکی هم به همراه دارد.

مقدمه
بیماری ریفلاکس معده به مری مشکل شایعی است که درمان آن، چه در سیر مراقبت‌های اولیه و چه در سیر مراقبت‌های ثانویه، کاری پرهزینه است. برآورد می‌شود هزینه مستقیم سالانه درمان این بیماری در ایالات متحده بیش از 9 میلیارد دلار باشد. تشخیص، پاتوفیزیولوژی و درمان این بیماری در سال‌های اخیر شاهد پیشرفت‌های عمده‌ای بوده است که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهد شد.

تعریف
جهت تشخیص عینی بیماری ریفلاکس معده به مری هیچ آزمون استاندارد طلایی وجود ندارد و لذا تعاریف موجود نیز مبتنی بر ترکیبی از خصوصیات بیماری است. به عنوان مثال یک گروه بین‌المللی مشغول مطالعه روی این موضوع، بیماری مذکور را به این صورت تعریف نموده است: ریفلاکس محتویات معده به درون مری که باعث بروز ازوفاژیت و علایمی از ریفلاکس شود که کیفیت زندگی را مختل کند یا خطر عوارض طولانی‌مدت را در پی داشته باشد. این تعریف مبتنی بر تعاریف قبلی است و بر این نکته تأکید دارد که ریفلاکس معده به مری هنگامی یک بیماری قلمداد می‌شود که باعث تغییرات ماکروسکوپیک در مری یا اختلال در کیفیت زندگی شده باشد. شواهد تجربی حاکی از آن است که کیفیت زندگی احتمالاً هنگامی مختل خواهد شد که بیمار طی یک هفته حداقل 2 بار علایم ریفلاکس را تجربه کرده باشد.
این بیماری را می‌توان به دو زیرگروه ازوفاژیت ناشی از ریفلاکس و بیماری ریفلاکس منفی از نظر آندوسکوپی (یا بیماری ریفلاکس بدون خوردگی) تقسیم‌بندی کرد. احتمال خطای شاهدان در مورد وجود یا شدت ازوفاژیت در بررسی آندوسکوپی، بسیار بالا است ولی این مسأله با کمک طبقه‌بندی لس‌آنجلس- که بیماری را بر اساس وقوع ترک‌خوردگی‌های مخاطی تعریف می‌کند (شکل 1)- بهبود یافته است. بیماران دچار بیماری ریفلاکس بدون خوردگی در مری خود فاقد ترک‌خوردگی‌های مخاطی هستند ولی علایم تیپیک ریفلاکس را بروز می‌دهند.
دقت علایم بالینی برای تشخیص بیماری ریفلاکس نامعلوم است، ولی تقریباً همگان بر این مطلب واقف هستند که فقدان سوزش سر دل بیماری ریفلاکس معده به مری را رد نمی‌کند. بنابراین احتمالاً برخی از بیماران دچار بیماری ریفلاکس بدون خوردگی با این روش به اشتباه طبقه‌بندی می‌شوند، ولی به هر حال این تعریف بهترین تعریف موجود است.
همه‌گیرشناسی
مجموعه‌ای از مرورهای نظام‌مند وجود دارد که درک ما را از اپیدمیولوژی این بیماری بهبود بخشیده‌اند.

شیوع و بروز
در یک مرور نظام‌مند 31 مقاله یافت شد که شیوع دوره‌ای علایم سوزش سر دل را در جامعه، بر مبنای یک جمعیت کلی 77.671 نفری بررسی کرده بودند. در جمعیت‌های ساکن کشورهای غربی، 25 درصد افراد علایم سوزش سر دل را برای حداقل یک‌بار در ماه گزارش می‌کردند، 12 درصد افراد این مشکل را حداقل یک بار در هفته داشتند و 5 درصد افراد نیز وقوع علایم روزمزه را ذکر می‌کردند (شکل 2).
در جمعیت‌های آسیای شرقی شیوع به مراتب کمتری مشاهده شده بود به طوری که 11 درصد افراد علایم سوزش سر دل را برای حداقل یک بار در ماه، 4 درصد برای حداقل یک‌بار در هفته داشتند و 2 درصد علایم روزمره را گزارش می‌کردند. اطلاعات مربوط به شیوع سوزش سر دل در دیگر نواحی جغرافیایی، ناچیز است ولی کلاً علایم بیماری ریفلاکس معده به مری در جمعیت‌های غیر غربی ناشایع هستند.
داده‌های آندوسکوپیک اخیر مبتنی بر جمعیت نشان داده است که ازوفاژیت بدون علامت شایع است ولی تاریخچه طبیعی این مشکل همچنان نامعلوم مانده است. در یک نمونه تصادفی جمعیتی از بزرگسالان سوئدی، علایم ریفلاکس در 40 درصد افراد گزارش شد و تشخیص ازوفاژیت نیز در تقریباً 16 درصد افراد اثبات گردید؛ با این حال، 37 درصد افراد دچار ازوفاژیت، فاقد علایم بیماری ریفلاکس معده به مری بودند. این بیماری یک اختلال توأم با عود و پسرفت است ولی برخلاف داده‌های مربوط به شیوع دوره‌ای، تنها مطالعات طولی اندکی وجود دارند که میزان بروز سوزش سر دل را در جمعیت توصیف کرده باشند. در یک مرور نظام‌مند تنها سه مقاله یافت شد که میزان بروز سوزش سر دل را در یک جمعیت کلی 6366 نفری گزارش کرده بودند. میزان بروز سالانه تطبیق‌یافته سوزش سر دل هفتگی احتمالاً چیزی در حدود 5/1 تا 3 درصد است.
شکل 2- خلاصه مطالعات مشاهده‌ای که به ارزیابی شیوع دوره‌ای سوزش سردل در جمعیت‌های غربی پرداخته‌اند.

عوامل خطرساز
علت این بیماری نامشخص و مطالعات همه‌گیرشناسی در دست انجام است تا احتمال ارتباط عوامل محیطی، ژنتیکی، جمعیتی یا عوامل مربوط به سبک زندگی با این بیماری مورد بررسی قرار گیرد.

عوامل جمعیت‌شناختی
ارتباط بین سن و شیوع علایم ریفلاکس واضح نیست. نتایج یک مطالعه حاکی از آن بود که شیوع دوره‌ای بیماری توأم با سن افزایش می‌یابد ولی در اغلب مطالعات مقطعی ارتباطی بین این دو یافت نشده است. علاوه بر این، در یک مطالعه طولی گزارش شده بود که شیوع سوزش سر دل در 1290 نفر که به مدت 7 سال تحت پیگیری قرار گرفته بودند، با گذشت زمان افزایش نشان نمی‌دهد. در یک مطالعه ارتباط بین سن بالاتر و علایم کمتر ریفلاکس و در عوض شدت بیشتر ازوفاژیت مطرح شده بود.
در یک مرور نظام‌مند شیوع دوره‌ای مشابه سوزش سر دل در بین زنان و مردان گزارش شده است. این نتیجه با مطالعات بانک اطلاعاتی آندوسکوپیک (که بر مبنای آن جنس مذکر یک عامل خطر مهم برای ازوفاژیت محسوب می‌شود) مغایرت دارد. تأثیر جنسیت در ازوفاژیت احتمالاً ناچیز است و شاید مطالعات صورت‌گرفته در جامعه نیز به دلیل عدم دقت علایم در تشخیص بیماری، ارتباطی بین سن و سوزش سر دل را آشکار نکرده باشند. از سوی دیگر شیوع بیماری می تواند بین دو جنس یکسان باشد اما شاید مردان بیماری ریفلاکس شدیدتری داشته باشند و لذا در مقایسه با زنان ازوفاژیت ناشی از ریفلاکس در آنان بیشتر مشاهده شود.

عوامل مربوط به محیط و سبک زندگی
شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد عوامل مربوط به سبک زندگی با علل زمینه‌ساز بیماری ریفلاکس معده به مری مرتبط هستند زیرا به نظر می‌رسد مکانیسم اصلی این بیماری شل‌شدگی نامناسب اسفنکتر تحتانی مری باشد. چاقی (احتمالاً به دلیل افزایش فشار داخل شکمی و فشار مکانیکی روی دیافراگم که منجر به فتق هیاتال و افزایش شلی موقت اسفنکتر می‌شود)، سیگار کشیدن، الکل، قهوه و شکلات نیز دارای اثرات فارماکولوژیکی هستند که باعث کاهش تون اسفنکتر می‌شوند. غذاهای چرب تخلیه معده را به تأخیر می‌اندازند و خود این مسأله می‌تواند احتمال بروز بیماری ریفلاکس را تشدید کند. در مورد تأثیر چاقی بر بیماری ریفلاکس معده به مری یک مرور نظام‌مند وجود دارد ولی ارتباط همه‌گیرشناسی این مشکل با عوامل مربوط به سبک زندگی واضح نیست و از همین رو مؤلفین تصمیم گرفتند مقالات منتشره در این حوزه را بازنگری کنند.
طی مرور نظام‌مند مطالعات مشاهده‌ای که به بررسی ارتباط بین چاقی و علایم ریفلاکس پرداخته بودند، هشت مقاله با داده‌های قابل استخراج شناسایی شد. روی هم رفته، بین شاخص توده بدنیkg/m2 25 یا بیشتر و علایم ریفلاکس، ارتباط مثبتی وجود داشت (نسبت شانس 43/1، فاصله اطمینان 95 درصد 16/1 تا 77/1). پنج مطالعه دیگر نیز وجود داشت که به بررسی ازوفاژیت و چاقی پرداخته بودند و نتایج این مطالعات نیز حاکی از یک ارتباط مثبت بود (نسبت شانس 76/1، فاصله اطمینان 95 درصد 16/1 تا 68/2).
لذا به نظر می‌رسد ارتباط ضعیفی بین چاقی و بیماری ریفلاکس گاستروازوفایال وجود داشته باشد هرچند این احتمال را که ارتباط مذکور ناشی از عوامل مخدوش‌کننده‌ای باشد که در نظر گرفته نشده‌اند، نمی‌توان رد کرد. حتی اگر این ارتباط از نوع علیتی باشد، نسبت شانس اندک بیانگر این است که عامل مذکور نقشی جزئی در آسیب‌زایی بیماری ایفا خواهد کرد.
محققین 7 مطالعه را شناسایی کردند که به بررسی وضعیت استعمال دخانیات در بیمارانی پرداخته بودند که دچار ازوفاژیت یا علایم ریفلاکس بودند. از این 7 مطالعه، سه مورد حاکی از یک ارتباط مثبت بودند، سه مورد دیگر هیچ ارتباط معنی‌داری نشان نمی‌دادند و یکی هم بیانگر یک ارتباط منفی بود. اغلب مطالعات نسبت‌های شانس بیش از 0/2 داشتند که این مسأله بدان معنی است که هرگونه ارتباطی احتمالاً ضعیف است. این 7 مطالعه مصرف الکل را نیز در بیماران دچار ازوفاژیت یا علایم ریفلاکس بررسی کرده بودند. در این مورد هم نسبت‌های شانس در همه مطالعات کمتر از 2 بود که نشان می‌دهد الکل ارتباط مبهمی با بیماری ریفلاکس معده به مری دارد و هرگونه تأثیر آن نیز احتمالاً اندک است.
دو مطالعه وجود دارد که ارتباط بین مصرف قهوه و علایم ریفلاکس را بررسی کرده‌اند و نتایج هر دو نیز منفی بوده است. ضمناً دو مطالعه نیز به بررسی نقش مصرف چربی‌ها در علایم ریفلاکس پرداخته‌اند؛ یکی از این مطالعات بیانگر وجود ارتباطی ضعیف بین علایم ریفلاکس و مصرف چربی (نسبت شانس 33/1، فاصله اطمینان 95 درصد 01/1 تا 74/1) و نتیجه مطالعه دیگر منفی بود. در یک مطالعه بین مصرف شکلات و علایم ریفلاکس هیچ ارتباطی یافت نشد.
عفونت هلیکوباکتر پیلوری یک عامل محیطی است که شیوع آن به موازات افزایش موارد بیماری ریفلاکس معده به مری و آدنوکارسینوم مری مرتبط با این بیماری، کاهش یافته است. چنین مشاهداتی اساس فرضیه‌ای را تشکیل می‌دهد که بر مبنای آن هلیکوباکتر پیلوری احتمالاً نقش، محافظت‌کننده‌ای در مقابل بیماری دارد. یک مرور نظام‌مند مطالعات مشاهده‌ای مؤید این مطلب بود که بین هلیکوباکتر پیلوری و بیماری ریفلاکس معده به مری، ارتباطی منفی وجود دارد، اگرچه این مسأله در کشورهای آسیایی واضح‌تر است. یک مرور نظام‌مند روی کارآزمایی‌های تصادفی‌شده هم نشان نداد که ریشه‌کنی هلیکوباکتر پیلوری تأثیری در ایجاد بیماری ریفلاکس داشته باشد، هرچند تعداد کارآزمایی‌های موجود جهت تحلیل اندک بود.

 این نتیجه با توجه به داده‌های دو مطالعه بزرگ که به بررسی غربالگری جمعیتی برای درمان عفونت هلیکوباکتر پیلوری پرداخته بودند، تأیید می‌شود. علایم ریفلاکس در تقریباً 3000 بیماری که دچار عفونت هلیکوباکتر پیلوری بودند و تصادفاً در دو گروه تحت درمان با دارونما یا درمان ریشه‌کنی هلیکوباکتر قرار گرفته بودند، افزایش نشان نمی‌داد. همانند همه مطالعات همه‌گیرشناسی، وجود ارتباط به معنای رابطه علیتی نیست و هرگونه اثر حفاظتی اکولوژیک واضح هلیکوباکتر پیلوری می‌تواند ناشی از عوامل مخدوش‌کننده باشد.

عوامل ژنتیک
عوامل ژنتیک احتمالاً در این بیماری نقش دارند زیرا شواهدی موجود است که نشان می‌دهد علایم ریفلاکس در برخی خانواده‌ها تجمع یافته‌اند، اگرچه شدت این تجمع مورد اختلاف نظر است. دو مطالعه وجود دارد که که شیوع علایم ریفلاکس را در دوقلوهای تک‌‌تخمکی و دوتخمکی مقایسه کرده‌اند و می‌توان گفت این دو مطالعه بیشترین بینش را نسبت به نقش ژنتیک در این بیماری فراهم آورده‌اند. در هر دو مطالعه مذکور میزان همخوانی موردی(1) علایم ریفلاکس به شکل معنی‌داری در دوقلوهای تک‌تخمکی بالاتر از دوقلوهای دوتخمکی بود. دفتر ثبت دوقلوهای سوئد نشان می‌دهد 31 درصد (فاصله اطمینان 95 درصد، 23 تا 39 درصد) موارد بیماری ریفلاکس ناشی از دخالت عوامل ژنتیکی است، در حالی که مطالعه دفاتر ثبت دوقلوهای انگلستان نشان می‌دهد این رقم 43 درصد است (32 تا 55 درصد). همچنین یک بررسی فعال در مورد نقش ژن‌ها در بیماری ریفلاکس معده به مری در حال انجام است.

پاتوفیزیولوژی
مکانیسم زمینه‌ای اصلی این عارضه احتمالاً‌ اختلال کارکرد اسفنکتر تحتانی مری است (قطعه‌ای از عضله صاف در ناحیه دیستال مری که انقباض تونیک آن باعث می‌شود فشار در این ناحیه حداقل 15 میلی‌متر جیوه بیش از فشار داخل معده باشد). این مکانیسم به عنوان یک مانع فیزیولوژیک عمل می‌کند که از ریفلاکس محتویات معده به درون مری جلوگیری می‌نماید. این اسفنکتر در پاسخ به حرکت موجی (پریستالتیسم) مری شل می‌شود و به غذا، مایعات یا بزاق اجازه می‌دهد وارد معده شوند.
طی دوره‌هایی گذرا، اسفنکتر مذکور علی‌رغم عدم وجود حرکات موجی مری یا عمل بلع شل می‌شود که این حالات را شل‌شدگی گذرای اسفنکتر تحتانی مری (TLOSR) می‌نامنمد. TLOSRها فیزیولوژیک هستند و لذا در یک فرد سالم نیز مری پس از هر وعده غذا در معرض مقادیر اندکی اسید قرار می‌گیرد. با این حال حرکات موجی مری و بزاق، سریعاً pH مری را به حد طبیعی بر می‌گردانند. TLOSRها توسط رفلکس واگ و در پاسخ به اتساع معده رخ می‌دهند و در یک فرد سالم اغلب این حالات با ریفلاکس اسید همراه نیستند.
در افراد دچار بیماری ریفلاکس معده به مری، نسبت بالاتری از حملات TLOSR با ریفلاکس محتوای معده همراه هستند و لذا مری برای مدت‌های متمادی در معرض اسید قرار می‌گیرد. این روند خطر بروز علایم و آسیب مری را افزایش مي‌دهد. در تعداد کمی از بیماران هم نقصی دایمی در اسفنکتر تحتانی مری وجود دارد که باعث کاهش پیوسته تون در حال استراحت آن می‌شود. این بیماران معمولاً از ازوفاژیت شدید یا عوارضی نظیر ایجاد تنگی یا مری بارت (Barrett) رنج می‌برند، زیرا مری برای مدت‌های طولانی در معرض اسید قرار می‌گیرد، خصوصاً وقتی که این افراد در حالت درازکشیده به پشت قرار می‌گیرند. وجود یک فتق هیاتال بزرگ، زمینه‌ای برای وقوع TLOSRها به شمار می‌رود و خطر بروز ازوفاژیت را افزایش می‌دهد. احتمال دارد حجمی از اسید در قسمت پروگزیمال معده از اثر بافری غذا در امان بماند و زمینه ریفلاکس اسید پس از غذا را مهیا سازد. بین مدت زمان مواجهه مری با محتویات معده و شدت درگیری مخاطی ارتباط نزدیکی وجود دارد.
عوامل دیگری نیز احتمالاً در تعیین شدت بیماری حایز اهمیت هستند. اختلال حرکات موجی مری متعاقب یک حمله ریفلاکس، باعث افزایش مواجهه مری با اسید می‌شود. میزان آسیب وارده به مخاط مری در صورت وجود پپسین به همراه اسید نیز احتمالاً افزایش می‌یابد. ریفلاکس صفرا نیز می‌تواند در تعداد اندکی از بیماران و خصوصاً کسانی که دچار مری بارت هستند، مهم باشد. پتانسیل جهش‌زایی شیره اسیدی معده می‌تواند در هنگامی که با بزاق (که سرشار از نیتریت است) آمیخته می‌شود، افزایش یابد. محتوای نیتریت این مخلوط به مواد شیمیایی جهش‌زایی تبدیل می‌شود که احتمالاً در مکانیسم ایجاد نئوپلازی دخیل هستند.
مواجهه مری با اسید در بیماران دچار بیماری ریفلاکس بدون خوردگی کمتر از کسانی است که دچار ازوفاژیت هستند و در برخی موارد میزان ریفلاکس این افراد با داوطلبین سالم هیچ تفاوتی ندارد. پیشنهاد شده است افزایش حساسیت احشایی مری، مقاومت بافتی غیر طبیعی یا انقباضات پایدار مری در بیماران دچار بیماری ریفلاکس بدون خوردگی، از علل بالقوه علایم ریفلاکس هستند.
از سوی دیگر آشکار شده است این بیماران حساسیتی غیر طبیعی نسبت به انفوزیون محلول اسیدی در قسمت‌های دیستال مری نشان می‌دهند. امکان دارد در برخی از این بیماران، اپی‌تلیوم مخاط مری سد مناسبی در مقابل آسیب اسید فراهم نکند. ریفلاکس اسید در ابتدا به پیوستگاه بین سلول‌ها آسیب می‌رساند و باعث افزایش نفوذپذیری سلولی نسبت به آب و الکترولیت‌ها می‌شود. این تغییرات میکروسکوپی می‌تواند افزایش حساسیت نسبت به اسید را در بیماری ریفلاکس بدون خوردگی توجیه کند. از سوی دیگر در یک مطالعه چنین نتیجه‌گیری شده که ارتباط انقباضات پایدار مری با علایم سوزش سر دل، بیش از ارتباط آن‌ها با ریفلاکس اسید است.

تشخیص
فقدان یک استاندارد طلایی، مانعی بر سر راه ارزیابی دقت رویکردهای مختلف تشخیص در بیماری ریفلاکس معده به مری به شمار می‌رود. فقدان یک استاندارد مرجع را می‌توان با استفاده از تکنیک‌هایی نظیر آنالیز دسته نهفته (latent class) و آنالیز بِیِز (Bayesian) مرتفع ساخت ولی تاکنون هنوز از این روش‌ها جهت ارزیابی بیماری استفاده نشده است. بنابراین دقت و کاربرد روش‌های مختلف برای تشخیص بیماری نامعلوم است. ابزار موجود برای تشخیص بیماری عبارتند از: آندوسکوپی، ارزیابی علایم، ازوفاگوگرام باریوم، پایش سرپایی pH و آزمون داروی مهارکننده پمپ پروتون (PPI).

آندوسکوپی دستگاه گوارش فوقانی
شناسایی ازوفاژیت با آندوسکوپی دستگاه گوارش فوقانی برای تشخیص بیماری ریفلاکس معده به مری بسیار اختصاصی (90 تا 95 درصد) ولی حساسیت آن در حدود 50 درصد است. وسعت آسیب مخاطی را می‌توان در هنگام آندوسکوپی ارزیابی کرد؛ آسیب‌ مخاطی طبق دسته‌بندی لس‌آنجلس (شکل 1) در درجات A تا D تقسیم‌بندی می‌شود. حدود 50 درصد از افراد دچار بیماری، در مراکز ارجاع آندوسکوپی طبیعی خواهند داشت، اما در جمعیت عمومی میزان ازوفاژیت پایین‌تر است، آندوسکوپی می‌تواند کلیه عوارض بیماری نظیر تنگی‌ها یا مری بارت را ارزیابی کند و اگر بیمار همراه با علایم ریفلاکس، ویژگی‌های هشداردهنده‌ای نظیر کاهش وزن یا دیسفاژی پیشرونده داشته باشد، انجام آن توصیه می‌شود.
اکنون ارزیابی بیماری در مقایسه با آندوسکوپی مرسوم، شاهد پیشرفت‌های متعددی بوده است. آندوسکوپ‌های بسیار باریکی (ultra-thin) ابداع شده‌اند که می‌توان آن‌ها را از راه دهان و یا مقعد به کار گرفت. این وسایل دقیق هستند و بدون نیاز به استفاده از داروهای تسکین‌بخش، به خوبی توسط بیماران تحمل می‌شوند ولی مقبولیت فراگیری در بین پزشکان مشغول طبابت کسب نکرده‌اند. آندوسکوپی همراه با بزرگنمایی جهت ارزیابی این موضوع که آیا بیماران دچار بیماری ریفلاکس بدون خوردگی، واجد تغییراتی جزئی در مخاط مری هستند که به تشخیص کمک کند یا خیر، مورد بررسی قرار گرفته است. با این حال، تغییرات کوچک نظیر مخاط سرخ یا سفید یا ادم، به شکل قابل اطمینانی شناسایی نمی‌شوند و ارتباط آن‌ها با تشخیص بیماری ریفلاکس معده به مری، غیر قطعی است.
یکی از پیشرفت‌های عمده آندوسکوپی در سال‌های اخیر، ابداع کپسول ویدیوتله‌متری است که به اندازه‌ای کوچک می‌باشد که بیمار می‌تواند آن را ببلعد. این رویکرد در ابتدا با دشواری‌هایی همراه بود ولی به نظر می‌رسد دقت آن در حال افزایش باشد، به طوری که در آینده می‌تواند جایگزینی برای آندوسکوپی سنتی تلقی شود.
بیوپسی مری به عنوان روشی جهت شناسایی بیماران دچار بیماری ریفلاکس بدون خوردگی پیشنهاد شده است. وجود ائوزینوفیل‌ها و شاخص‌های افزایش بازچرخش (turnover) سلول‌های اپی‌تلیال نظیر هپیرپلازی سلول‌های بازال، از حساسیت‌ قابل قبولی جهت تشخیص برخوردارند ولی ویژگی آن‌ها اندک است؛ این در حالی است که وجود نوتروفیل‌ها در مخاط مری، اختصاصی ولی نه چندان حساس است.
بررسی نمونه‌های بیوپسی مری با میکروسکوپ الکترونی حاکی از آن است که اتساع فضاهای بین سلولی می‌تواند شاخص زودهنگامی از آسیب مخاطی در بیماری ریفلاکس معده به مری باشد، که در بیمارانی که صرف نظر از مواجهه مری با اسید فاقد علایم ریفلاکس در آندوسکوپی هستند، روی می‌دهد. این مشاهدات حایز اهمیت هستند ولی همچنان جزء ابزارهای تحقیقاتی محسوب می‌شوند و بیوپسی مری جهت بررسی رایج بیماری ریفلاکس معده به مری توصیه نمی‌شود.

ارزیابی علایم
سوزش سر دل و رگورژیتاسیون، شاه‌علامت‌های این بیماری محسوب می‌شوند. سوزش سر دل همان احساس ناراحتی یا سوزش در ناحیه خلف استرنوم است که تا گردن نیز بالا می‌آید و رگورژیتاسیون به معنای بازگشت بدون تلاش محتوای معده به درون حلق است. بیماران غالباً از اصطلاح سوزش سر دل برای توصیف دیگر علایم گوارشی فوقانی نظیر درد ناحیه‌ اپی‌گاستر استفاده می‌کنند و لذا روشن ساختن این مسأله در شرح ‌حال مهم است. از سوی دیگر در بسیاری از زبان‌ها ترجمه مستقیمی برای عبارت سوزش سر دل (heartburn) وجود ندارد.
علایم معمولاً به صورت دسته‌ای روی می‌دهند و احتمال دارد برای بیمار دشوار باشد که یک علامت غالب را تعریف کند. علایمی نظیر دیسفاژی، ادینوفاژی، گلوبوس (احساس توده در گلو)، گلودرد، لارنژیت، جمع شدن آب در دهان و سرفه، از دیگر علایم این بیماری هستند ولی کاربرد تشخیصی آن‌ها نامعلوم است.
تعیین میزان دقت سوزش سر دل یا رگورژیتاسیون در تشخیص بیماری دشوار است. برخی مطالعات بیانگر آن بوده‌اند که چنین رویکردی بسیار مفید است، در حالی که موارد دیگری از تفسیر همین داده‌ها با احتیاط بیشتری همراه بوده است. مؤلفین مقاله حاضر مرور نظام‌مندی ترتیب دادند که به شناسایی هفت مقاله (که دقت استنباط بالینی را در تشخیص بیماری در جمعیت کلی 5134 بیمار مورد ارزیابی قرار داده بودند) منتهی شد. ویژگی آندوسکوپی در این مورد عالی است، لذا این امکان وجود دارد که بتوان حساسیت شرح حال بالینی را در تشخیص بیماری تخمین زد. هنگامی که آندوسکوپی به عنوان یک استاندارد طلایی مورد استفاده قرار گرفت، معلوم شد حساسیت علایم ریفلاکس عموماً ناامیدکننده است، به طوری که دامنه آن طبق محاسبه با کمک الگوی اثرات تصادفی (شکل 3) بین 30 تا 76 درصد و میزان تجمعی آن 55 درصد (فاصله اطمینان 95 درصد 45 تا 68 درصد) بود.

علایم ریفلاکس در تشخیص این بیماری مفید هستند ولی باید بر فقدان حساسیت این علایم تأکید کرد؛ احتمال دارد بسیاری از بیمارانی که علایم گوارش فوقانی غیر معمول دارند، دچار بیماری ریفلاکس معده به مری باشند.

پایش سرپایی pH مری
این آزمایش معمولاً با یک پروب pH انجام می‌گیرد که از راه مقعد تا 5 سانتی‌متری بالای محلی که به کمک مانومتری به عنوان اسفنکتر تحتانی مری تعیین شده است، عبور داده می‌شود. این پروب قادر است به مدت 24 ساعت، pH را هر چند ثانیه اندازه‌گیری کند و داده‌های حاصل توسط یک دستگاه دارای باتری که بیمار آن را حمل می‌کند، جمع‌آوری می‌شوند.
بیمار زمان صرف غذا و بروز علایم را نیز ثبت می‌کند. حملات ریفلاکس اسید به صورت افت pH به زیر 4 تعریف می‌شوند و زمان کلی که زیر این حد سپری شده است، قابل تکرارترین شاخص بیماری ریفلاکس معده به مری به شمار می‌رود که محدوده طبیعی آن هم معمولاً کمتر از 5 درصد زمان کل است. پایش 24 ساعته pH در بیمارانی که آندوسکوپی طبیعی داشته‌اند، حساسیت حدود 60 درصد و ویژگی 85 تا 90 درصد دارد، هر چند فقدان یک استاندارد طلایی مانعی برای تخمین این میزان‌ها محسوب می‌شود.
پروب‌های pH تنها اسید را اندازه‌گیری می‌کنند و نمی‌توانند ریفلاکس مواد غیر اسیدی را کشف کنند. پایش امپدانس اینترالومینال چندکاناله مجهز به حس‌گرهای pH به این منظور ابداع شده است که ریفلاکس اسیدی، اسیدی ضعیف و غیر اسیدی را کشف کند. روایی این تکنیک با فلوروسکوپی تأیید شده اما لازم است در مورد دقت آن در شرایط بالینی مطالعات بیشتری انجام شود.

پایش سرپایی 24 ساعته pH در همه بیمارستان‌ها موجود نیست، ناخوشایند است و هزینه بالایی دارد. این آزمایش را برای بیمارانی در نظر می‌گیرند که ابهام واضحی در تشخیص مشکل آن‌ها وجود دارد یا قرار است تحت عمل جراحی ضد ریفلاکس قرار گیرند. ابداع یک دستگاه بدون سیم (پروب pH براوو(1)، ساخت مدترونیک(2) واقع در مینیاپولیس ایالات متحده) می‌تواند برخی از معایب رویکرد سنتی پایش pH را از پیش رو بردارد. این دستگاه که به اندازه یک قرص است توسط آندوسکوپ در 6 سانتی‌متری بالای خط z (پیوستگاه مری و معده؛ شکل 4) چسبانده می‌شود. pH روی یک گیرنده که به اندازه پیجر است و توسط بیمار نگه داشته می‌شود ثبت و توسط رادیوتله‌متری منتقل می‌شود.
کپسول جدا می‌شود و خودبه‌خود طی 2 هفته از دستگاه گوارش عبور می‌کند. در حال حاضر داده‌های اندکی به عنوان مقادیر مرجع طبیعی برای دستگاه بدون سیم وجود دارند، ولی توانایی ثبت 48 ساعته به جای 24 ساعته، باعث افزایش حساسیت این آزمون خواهد شد. دستگاه بی‌سیم می‌تواند پیشرفت عمده‌ای در تشخیص بیماری ریفلاکس محسوب شود زیرا بهتر از روش سنتی پایش pH تحمل می‌شود اگر چه اغلب بیماران احساس خفیفی از وجود یک جسم خارجی را تجربه می‌کنند. آینده این رویکرد به تکوین مقادیر مرجع و تضمین ندرت وقوع عوارض ناخواسته جدی بستگی خواهد داشت. از فوریه سال 2003 تعداد 22 مورد عارضه ناخواسته به اداره دارو و غذای ایالات متحده گزارش شده است. اغلب این موارد به اختلال عملکرد دستگاه یا عدم اتصال کپسول که مستلزم برداشت آن توسط آندوسکوپ بوده است، مربوط هستند. با این حال دو عارضه جدی گزارش شده است: یک گزارش از خونریزی مری که نیازمند تزریق خون بوده است و یک مورد پرفوراسیون مری.


ازوفاگوگرام باریوم
ازوفاگوگرام باریوم، نسبتاً ارزان و در مقایسه با آندوسکوپی کمتر تهاجمی است. این آزمون در کشف ازوفاژیت شدید، دقت قابل قبولی دارد ولی موارد خفیف را تشخیص نمی‌دهد. رادیولوژی فاقد حساسیت و ویژگی لازم برای تشخیص بیماری است ولی جهت کشف تنگی‌های خفیف و اختلالات حرکتی مری مفید است.

آزمایش PPI
مهار تجربی ترشح اسید با یک داروی PPI، روشی منطقی به نظر می‌رسد. بیماری ریفلاکس گاسترواوفاژیال معمولاً یک اختلال مرتبط با اسید است؛ لذا اگر علایم یک بیمار به مهار ترشح اسید پاسخ دهند، فرد مذکور احتمالاً دچار این بیماری است. درمان با PPI در التیام ازوفاژیت بسیار مؤثر است، به طوری که بیمارانی که علایم آن‌ها همچنان تداوم می‌یابد، احتمالاً دچار ازوفاژیت نیستند. طی یک مرور نظام‌مند، 15 مطالعه شناسایی شد که دقت تجویز دوز بالا یا طبیعی PPI به مدت 1 تا 4 هفته را برای تشخیص بیماری ریفلاکس مورد ارزیابی قرار داده بودند.
حساسیت تجمعی قابل قبول و در حد 78 درصد بود (فاصله اطمینان 95 درصد 66 تا 86 درصد) ولی هنگامی که پایش pH سرپایی 24 ساعته به عنوان استاندارد طلایی مورد استفاده قرار گرفت، ویژگی شیوه مذکور ضعیف و در حد 54 درصد بود (فاصله اطمینان 95 درصد، 44 تا 65 درصد). جهت تعریف معیاری برای پاسخ‌دهی علایم و مدت و دوز بهینه درمان PPI، داده‌های بیشتری مورد نیاز است، ولی در حال حاضر ویژگی درمان تجربی مهارکننده اسید در تشخیص این بیماری مأیوس‌کننده است. دلیل این امر می‌تواند میزان پاسخ به دارونما باشد که در کارآزمایی‌های مربوط به درمان تجربی مشاهده می‌شود.
عوارض و تظاهرات خارج مروی
در مورد پیامدهای طولانی‌مدت بیماران دچار بیماری ریفلاکس با شدت‌های مختلف داده‌های اندکی موجود است. احتمال دارد عقلاً این‌‌گونه استنباط شود بیمارانی که طی یک دوره طولانی دچار علایم شدید بوده‌اند، بیشتر در معرض خطر بیماری ریفلاکس شدیدتر قرار داشته باشند. با این حال به نظر می‌رسد شدت و طول مدت علایم ارتباط ضعیفی با وجود یا شدت ازوفاژیت داشته باشند. مطالعه‌ای که روی پایگاه اطلاعاتی سربازان قدیمی ایالات متحده با بیش از 29500 بیمار دچار ازوفاژیت بدون خوردگی بدون عارضه انجام شد، آشکار کرد هیچ یک از این بیماران پس یک دوره پیگیری به طور متوسط 2/4 ساله، دچار عوارض نشده‌اند.
لذا این احتمال وجود دارد که به محض بروز بیماری ریفلاکس معده به مری، شدت بیماری در همان مراحل اولیه تعیین می‌شود و فنوتیپ بیمار معمولاً برای مدت‌های طولانی به همان صورت باقی می‌ماند.
عوارضی که رخ می‌دهند شامل تنگی‌های مری، زخم‌های مری، مری بارت و آدنوکارسینوم مری هستند. شیوع تنگی‌ها و زخم‌های مری به ترتیب تقریباً 1/0 درصد و 05/0 درصد است و هر دوی این عوارض با نژاد سفید، جنس مذکر و سن بالا ارتباط دارند.

مری بارت عبارت است از یک تغییر متاپلاستیک مخاطی از سنگفرشی به استوانه‌ای همراه با متاپلازی روده‌ای. کشف مری بارت در بیماران جوان‌تر از 50 سال ناشایع است ولی این عارضه در 1 تا 2 درصد افرادی که بالاتر از این سن هستند و برای آندوسکوپی ارجاع می‌شوند، وجود دارد.
مری بارت با بیماری ریفلاکس معده به مری شدید ارتباط دارد و تصور می‌شود این حالت در پاسخ به تطابق مخاط با ریفلاکس طولانی‌مدت محتوای معده رخ می‌دهد؛ اگر چه داده‌های اپیدمیولوژیک مستقیم جهت تأیید این موضوع، ضعیف هستند.
چاقی در بیمارانی که علایم هفتگی ریفلاکس را ذکر می‌کنند با افزایش خطر بروز مری بارت مرتبط دانسته شده است. مری بارت با افزایش خطر آدنوکارسینوم مری همراه است به طوری که خطر بروز سالانه آن در این حالت بین 5/0 تا 1 درصد خواهد بود. مرور کارهای منتشره، سه مطالعه را آشکار کرد که مستقیماً به بررسی ارتباط بین علایم ریفلاکس و آدنوکارسینوم مری پرداخته بودند. همه این مطالعات حاکی از این بودند که خطر آدنوکارسینوم مری با افزایش مدت، بسامد و شدت ریفلاکس، تشدید می‌شود.
اگر‌چه میزان ارتباط در این مطالعات متغیر بود. خطر آدنوکارسینوم مری همراه با بیماری ریفلاکس در سطح جمعیتی اندک است و احتمالاً غربالگری بیماران دچار علایم ریفلاکس را ایجاب نمی‌کند ولی جهت اظهار ‌نظر قطعی داده‌های بیشتری مورد نیاز است.
علایم و بیماری‌های دهانی، گوش و حلق و بینی و ریوی مختلفی وجود دارند که با علایم ریفلاکس مرتبط دانسته می‌شوند؛ این اختلالات را تظاهر خارج مروی بیماری ریفلاکس معده به مری نام نهاده‌اند. درد غیر قلبی قفسه سینه نیز غالباً به عنوان یکی از تظاهرات خارج مروی این بیماری طبقه‌بندی می‌شود، اگر‌چه این مسأله از نظر معنایی نادرست است زیرا درد قفسه سینه احتمالاً ناشی از وجود اسید در مری است. برخی شواهد اپیدمیولوژیک حاکی از وجود ارتباطی میان علایم ریفلاکس و بسیاری از اختلالات ریوی یا گوش و حلق و بینی هستند ولی به نظر نمی‌رسد با افزایش شدت بیماری ریفلاکس، خطر بروز این اختلالات نیز افزایش یابد. بحث مفصل در مورد تظاهرات خارج مروی، فراتر از حوزه این مقاله است.

درمان
توصیه‌های مربوط به سبک زندگی و درمان ضد اسید به عنوان درمان خط اول این بیماری مطرح شده‌اند.
عوامل مربوط به سبک زندگی صرفاً ارتباط ضعیفی با علایم ریفلاکس دارند، لذا به نظر نمی‌رسد این توصیه‌ها تأثیر چندان مهمی روی بیماری داشته باشند. با این حال توصیه‌هایی نظیر ترک سیگار، کاهش مصرف الکل و کاهش وزن در بیماران چاق، احتمالاً با مزایای بیشتری همراه خواهند بود، حتی اگر اثرات آن‌ها روی علایم ریفلاکس ناچیز باشد. شواهد حاصل از یک کارآزمایی تصادفی‌‌شده بیانگر آن است که درمان ضد اسید اثر اندکی بر علایم ریفلاکس دارد ولی اثر آن بر ازوفاژیت کمتر واضح است. بسیاری از بیماران به این اقدامات خط اول پاسخ کافی نمی‌دهند و به درمان بیشتری نیاز دارند. درمان‌های جایگزین موجود عبارتند از درمان دارویی، آندوسکوپی و جراحی.

درمان دارویی
درمان اولیه

مهار ترشح اسید اساس درمان‌های فوری و بلند‌مدت بیماری را تشکیل می‌دهد. یک مرور نظام‌مند کوچران در مورد اثر‌بخشی درمان‌های دارویی مورد استفاده در ازوفاژیت برای مدت 4 تا 8 هفته، به اتمام  رسیده است. طی این مرور، 18 کارآزمایی که روی 2134 بیمار انجام شده بود و به مقایسه آنتاگونیست‌های گیرنده (H2RA) H2 با دارونما پرداخته بودند، شناسایی شد.
داروهای H2RA جهت درمان ازوفاژیت در مقایسه با دارونما مؤثر بودند (خطر نسبی تداوم ازوفاژیت همراه با مصرف H2RA: 72/0 و فاصله اطمینان 95 درصد: 65/0 تا 79/0 بود؛ شکل 5) و تعداد لازم برای درمان (NNT) نیز 5 بود (فاصله اطمینان 95 درصد: 3 تا 22). در 5 کارآزمایی یک داروی ‌PPI با دارونما در مجموعاً 635 بیمار مقایسه شده بود. PPIها در درمان ازوفاژیت مؤثرتر از دارونما بودند (23 درصد؛51/0 تا 5/0؛ شکل 6) و NNT آن‌ها 2 بود (1/4 تا 2/5). این مرور همچنین 26 کارآزمایی را که روی 4064 بیمار انجام شده بودند و به مقایسه H2RA و PPI می‌پرداختند، شناسایی کرد.
درمان با PPI جهت مداوا در 4 تا 8 هفته، بهتر از درمان با H2RA بود (47/0؛ 41/0 تا 53/0؛ شکل 7) و NNT درمان PPI نیز 3 بود (8/2 تا 6/3). کارآزمایی‌های قابل قبول اندکی وجود داشت که به ارزیابی درمان پروکینتیک (که صرفاً اثربخشی ناچیزی روی ازوفاژیت دار) پرداخته بودند. این بازنگری، مؤید این نکته بود که تأثیر مهار ترشح اسید در کیفیت زندگی، به شکل ضعیفی در کارآزمایی‌های تصادفی‌شده با شاهد دارونما، مورد مطالعه قرار گرفته است. با این حال یک کارآزمایی منتشرشده، پس از انجام مرور سیستماتیک حاکی از آن است که درمان با PPI در مقایسه با دارونما باعث بهبود کیفیت زندگی، کاهش اختلال خواب و افزایش بهره‌وری کار می‌شود.
یک مرور نظام‌مند دیگرِ کوچران بیانگر آن بود که درمان با PPI در بیماری ریفلاکسِ منفی از نظر آندوسکوپی و علایم ریفلاکس بدون تشخیص، بهتر از دارونما یا درمان با H2RA است، اگرچه اثر این داروها در مورد اخیر به اندازه ازوفاژیت نیست. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد نسبت کمتری از بیماران دچار بیماری ریفلاکس بدون خوردگی در مقایسه با افراد دچار ازوفاژیت، پس از مهار ترشح اسید موفق به کنترل علایم می‌شوند.

درمان نگهدارنده
بیماری ریفلاکس معده به مری معمولاً پس از قطع درمان عود می‌کند و حدوداً 80 درصد بیماران پس از 6 تا 12 ماه دچار عود ازوفاژیت می‌شوند. بنابراین اغلب این بیماران به درمان بلندمدت نیاز دارند. در یک مرور نظام‌مند درمان‌های دارویی موجود برای جلوگیری از عود ازوفاژیت، نتایج مطلوبی برای درمان با PPI یافت شد. این مرور 10 کارآزمایی قابل قبول تصادفی‌شده را که روی 1583 بیمار مبتلا به ازوفاژیت انجام شده بودند و به مقایسه اثربخشی درمان با PPI‌ها و H2RA طی 24 تا 52 هفته می‌پرداختند، شناسایی کرد. عود کلی ازوفاژیت در گروه PPI برابر با 22 درصد و در گروه H2RA برابر با 58 درصد و NNT هم برابر 5/2 بود (0/2 تا 4/3).
جایگزینی عود ازوفاژیت با عود علایم به عنوان یک پیامد اصلی نیز نتایج مشابهی در پی داشت. این مرور همچنین 6 کارآزمایی را شناسایی کرد که به مقایسه دوز نصف PPI با درمان H2RA در 1156 بیمار پرداخته بودند. روی‌هم‌رفته 40 درصد از افراد گروه PPI و 66 درصد از افراد گروه H2RA پس از 24 تا 52 هفته دچار عود ازوفاژیت شدند (NNT برابر با 3/3؛ 5/2 تا 0/5). بنابراین درمان با دوز اندک PPI بهتر از درمان با H2RA است، اما به اندازه یک دوز استاندارد PPI، تأثیرگذار نیست. این کارآزمایی‌ها به بیماران دچار ازوفاژیت مرتبط هستند و داده‌های طولانی‌مدت کافی برای درمان با PPI در بیماری ریفلاکس منفی از نظر آندوسکوپی وجود ندارد.

درمان منقطع یا عندالزوم
یک مرور نظام‌مند به ارزیابی اثربخشی دوره‌های منقطع درمانی (مثلاً 2 تا 4 هفته) یا مهار عندالزوم (PRN) ترشح اسید (هنگامی که بیمار هر چند روز که خود مایل است دارو را برای کنترل علایم مصرف مي‌کند) در این بیماری پرداخته است. این داده‌ها را نمی‌توان با هم جمع کرد زیرا پیامد اصلی در کارآزمایی‌های مختلف متفاوت بوده است. این مرور نظام‌مند، 5 کارآزمایی را شناسایی کرد که درمان H2RA عندالزوم را بررسی کرده بودند و همگی نشان می‌دادند اثر بخشی درمان مذکور بهتر از دارونما است. همچنین 5 کارآزمایی مربوط به درمان عندالزوم با PPI یافت شد که نشان می‌داد بیماران 33 تا 50 درصد مواقع از دارو استفاده می‌کنند و 70 تا 93 درصد آن تمایل دارند درمان را ادامه دهند.
مجدداً همه مطالعات نشان می‌داد که PPIها به شکل معنی‌‌داری بهتر از دارونما هستند. متعاقباً در یک مطالعه بیان شده بود بیمارانی که درمان پیوسته PPI را به کار می‌برند نسبت به کسانی که عندالزوم از این درمان استفاده می‌کنند، رضایت خاطر بیشتری دارند، ولی تفاوت میان این دو گروه ناچیز بود. هیچ مطالعه‌ای در مورد مقایسه PPIها و H2RA انجام نشده بود و همه مطالعات دارای شاهد دارونما، بیماری ریفلاکس بدون خوردگی را ارزیابی کرده بودند. یک کارآزمایی درمان عندالزوم و مداوم با PPI را در بیماران دچار ازوفاژیت درجات A تا D لس‌آنجلس مقایسه کرده بود و نشان می‌داد که میزان عود ازوفاژیت در گروه درمان عندالزوم بالاتر است، اگر چه میزان رضایت خاطر دو گروه مشابه هم بود.

بیماری خارج مروی
دو مرور نظام‌مند در مورد بیماری خارج مروی وجود دارد که هر دو بیانگر آن هستند که بیماران دچار درد غیر قلبی قفسه سینه، به PPI بهتر از دارونما پاسخ می‌دهند. مؤلفین مقاله حاضر 8 کارآزمایی شاهددار تصادفی‌شده را شناسایی کردند که به ارزیابی 321 بیمار پرداخته بودند و نتایج آن‌ها نشان می‌داد خطر نسبی تجمعی تداوم درد قفسه سینه پس از درمان با PPI در مقایسه با دارونما 54/0 (فاصله اطمینان 95 درصد 41/0 تا 71/0) و NNT برابر 3 است (فاصله اطمینان 95 درصد: 2 تا 4). با این حال، مرورهای نظام‌مند، کاربرد مهار ترشح اسید را در دیگر اختلالات خارج مروی نظیر سرفه‌ مزمن یا آسم تأیید نمی‌کنند، هر چند برای اظهار نظر در این موارد داده‌های بیشتری مورد نیاز است.

درمان آندوسکوپیک
مهار ترشح اسید می‌تواند در اغلب بیماران مبتلا به ریفلاکس معده به مری مؤثر باشد ولی درمان طولانی‌مدت بدین شکل پرهزینه است و ناهنجاری اصلی عامل بیماری ریفلاکس، یعنی شلی غیر طبیعی اسفنکتر تحتانی مری را رفع نمی‌کند. این مسأله باعث شده است درمان‌های آندوسکوپیک جدید بیماری، مورد توجه بسیار قرار گیرند که این درمان‌ها را می‌توان در سه رویکرد طبقه‌بندی کرد: دستگاه‌های بخیه آندوسکوپیک برای اسفنکتر تحتانی مری، کاربرد آندوسکوپیک امواج رادیویی در قسمت تحتانی مری و تزریق مواد افزاینده حجم به درون لایه عضلانی قسمت دیستال مری.
هدف از به‌کارگیری دستگاه‌های بخیه آندوسکوپیک این است که سه بخیه طولی یا حلقوی در ناحیه کاردیای معده زده شود تا اسفنکتر تحتانی مری روی خودش تا بخورد و تقویت شود. روش‌های مورد استفاده نیازمند به تکنیک مناسب و احتمالاً زمانی طولانی هستند.
مطالعات غیر شاهددار نشان می‌دهد نیاز به دارو در بیش از 60 درصد بیماران با این روش کاهش یافته ولی تغییری در فشار اسفنکتر تحتانی مری گزارش نشده است و مری تنها در 25 درصد موارد بدون درمان، التیام یافته است. در یک مطالعه تصادفی‌نشده، که به مقایسه فوندوپلیکاسیون و بخیه آندوسکوپیک پرداخته است، نتایج مطلوبی گزارش شده، ولی هنوز هم به داده‌های بیشتری نیاز است.
انرژی امواج رادیویی که با کنترل دما به قسمت کاردیا رسانده می‌شود می‌تواند فرکانس شل‌شدگی‌های اسفنکتر تحتانی مری را کاهش دهد. مکانیسم این عمل نامعلوم است. این شیوه شامل قراردهی یک پروب در محل اتصاع مری به معده و سپس به‌کارگیری امواج رادیویی در 8 نقطه پیرامون محیط کاردیا است که به 40 تا 60 دقیقه زمان لازم دارد. مطالعه‌ای که روی 118 بیمار با ازوفاژیت درجه I و II انجام شد نشان داد که 87 درصد این بیماران دیگر نیازی به درمان PPI نداشتند و التیام ازوفاژیت در 68 درصد بیماران رخ داد. pH بیست و چهار ساعته مری نیز بهبود یافته، ولی در اغلب بیماران هنوز هم پس از 6 تا 12 ماه در محدوده غیر طبیعی بود.
رویکرد سوم شامل تزریق یک کوپلیمر محلول (مثلاً پلی‌اتیلن و پلی‌وینیل‌ الکل) به درون لایه عضلانی مری است. این کار باعث می‌شود پلیمر در لایه عضلانی رسوب کند. مطالعه‌ای طی 6 تا 12 ماه که روی 85 بیمار مبتلا انجام شد آشکار کرد که 74 درصد بیماران مذکور دیگر درمان PPI را ادامه ندادند و بهبود نتایج مانومتری و pH بیست و چهار ساعته مری (ولی نه برگشت آن به حد طبیعی) مشاهده شد. مکانیسم این عمل روشن نیست ولی تا حدی می‌تواند ناشی از اثر توده مکانیکی باشد. اداره نظارت بر غذا و داروی ایالات متحده (FDA) اخیراً تنها داروی افزاینده حجم دارای مجوز (انتریکس Entryx) را از بازار ایالات متحده خارج کرده، زیرا تزریق نادرست این ماده مشکلاتی در پی داشته است.
مشکلی که در چنین مطالعات غیر شاهدداری مطرح می‌شود این است که احتمال دارد برخی از اثرات مورد مشاهده، ناشی از پاسخ به دارونما یا رگرسیون به سمت میانگین باشند. مؤلفین مقاله حاضر، مرور نظام‌مندی بر روی کارآزمایی‌های تصادفی‌شده مربوط به ارزیابی تکنیک‌های درمان آندوسکوپیک، انجام دادند. طی این مرور روی 5 کارآزمایی تصادفی‌شده که درمان را با یک عمل ساختگی (بدلی) در جمعیت کلی 254 بیمار مقایسه کرده بودند، مشخص گردید این تعداد کمتر از آن است که بتوان نتیجه‌ای قطعی ارایه کرد، اگرچه به نظر می‌رسد اثر این درمان‌ها روی علایم و مصرف PPI کمتر از اثراتی باشد که توسط مطالعات غیر شاهددار گزارش شده است و سه مورد از چهار مطالعه هیچ تأثیری را روی pH بیست و چهار ساعته مری آشکار نساختند (جدول 1).

جراحی
فوندوپلیکاسیون جراحی مي‌تواند علت بیماری را اصلاح کند و نیاز به درمان دارویی طولانی‌مدت را مرتفع سازد. یک مرور نظام‌مند، 6 کارآزمایی شاهددار تصادفی شده و سه مطالعه همگروهی را شناسایی کرد که همگی به مقایسه جراحی و درمان دارویی پرداخته بودند.
اغلب مطالعات در گروه درمان دارویی از H2RA یا ضد اسیدها یا هر دو استفاده کرده بودند و در همه این مطالعات، جراحی از نظر حفظ التیام مری و کنترل علایم به شکل معنی‌داری بهتر از درمان دارویی بود. کارآزمایی‌های اندکی به مقایسه جراحی و درمان با PPI پرداخته‌اند ولی یک گزارش حاکی از آن است که هر دو روش مذکور تأثیر یکسانی در کنترل علایم دارند مشروط بر آن‌که بیماران حاضر در گروه درمان دارویی بتوانند در صورت لزوم دوز دارو را به دو بار در روز افزایش دهند. از زمان ابداع تکنیک‌های توأم با حداقل تهاجم، گرایش به جراحی افزایش یافته است.
یک مرور نظام‌مند 6 کارآزمایی شاهددار تصادفی‌شده را شناسایی کرد که به مقایسه فوندوپلیکاسیون باز و لاپاروسکوپیک در 449 بیمار پرداخته بودند. گزارش نتایج این مرور هیچ تفاوت معنی‌داری را در میزان عود این دو گروه نشان نمی‌داد (نسبت شانس عود 80 درصد، فاصله اطمینان 95 درصد 24/0 تا 68/2)، ولی بیانگر این بود که فوندوپلیکاسیون لاپاروسکوپیک با موربیدیته ناشی از عمل کمتر (NNT لازم برای جلوگیری از یک عارضه جدی: 8، فاصله اطمینان 95 درصد: 3 تا 16) و دوره اقامت کوتاه‌تر پس از عمل همراه است.
در کنار مزایای جراحی ضد ریفلاکس در کنترل علایم باید خطر 5/0 تا 1 درصدی مرگ‌ومیر ناشی از عمل را نیز در نظر گرفت. خطر مرگ‌ومیر با جراحی لاپاروسکوپیک و افزایش تجربه جراح تقلیل پیدا می‌کند. البته پیگیری‌های طولانی‌مدت حاکی از آن است که بسیاری از بیماران همچنان به داروهای مهارکننده ترشح اسید نیاز خواهند داشت. هیچ مدرک قانع‌کننده‌ای وجود ندارد که نشان دهد فوندوپلیکاسیون خطر آدنوکارسینوم مری را در طولانی‌مدت کاهش دهد.

راهبرد درمانی
در مورد اقدامات درمانی در این بیماری چندین راهکار منتشر شده است (جدول 2) در این مورد اتفاق نظر وجود دارد که داروهای PPI کارآمدترین درمان هستند و باید با کمترین دوزی که قادر به کنترل علایم باشد برای مدتی‌طولانی مصرف شوند. همگان قبول دارند که آندوسکوپی در بررسی بیماری اهمیت دارد ولی آستانه مورد نظر برای توصیه به آندوسکوپی متفاوت است. راهکارهای مربوطه، جراحی را برای موارد خاصی توصیه می‌کنند. مؤلفین این مقاله بر اساس طرح واره‌های مشترک بر گرفته از این راهکارها، یک راهبرد درمانی ابداع کرده‌اند.

پس از تشخیص بالینی (معمولاً بر اساس علایم)، اطمینان‌بخشی و توضیح در مورد بیماری همراه با توصیه‌های مربوط به عوامل مؤثر در سبک زندگی، امری معقول به نظر می‌رسد، اگر چه ممکن است مزایای این اقدام ناچیز باشد. در صورت وجود ویژگی‌های هشداردهنده‌ای نظیر کاهش وزن یا دیسفاژی پیشرونده آندوسکوپی فوری توصیه می‌شود، اگر چه حساسیت این علایمِ خطر از نظر کشف بدخیمی پایین است. شواهد فعلی از شروع درمان اولیه با بهترین دارو یعنی PPI روزانه یک‌بار به مدت 4 تا 8 هفته حمایت می‌کنند؛ باید به بیماران گفته شود دارو را 30 دقیقه قبل از غذا مصرف کنند (معمولاً صبحانه) زیرا از لحاظ تئوری، این روش بهترین راه مهار فعال‌سازی پمپ‌های اسیدی در اثر غذا است.
اگر علایم برطرف شد، می‌توان قطع درمان را آزمود ولی همواره باید انتظار عود را داشت. ازوفاژیت شدید اثبات‌شده یک استثنا است؛ چنین بیمارانی برای کنترل علایم، به درمان نگهدارنده با دوز کامل PPI نیاز دارند.
اگر علایم علی‌رغم مصرف کافی PPI همچنان ادامه یافت. باید آندوسکوپی را در صورتی که تا آن زمان انجام نشده باشد، در نظر گرفت، هرچند دارودرمانی تحت این شرایط می‌تواند وجود یا شدت ازوفاژیت را مخفی سازد. علل فقدان پاسخ‌دهی به درمان با PPI عبارتند از پذیرش اندک یا دوز ناکافی، حملات شبانه اسید (طبق یک تعریف سلیقه‌ای: pH معده کمتر از 4 برای مدت بیش از 60 دقیقه علی‌رغم مصرف روزانه دوبار PPI)، ریفلاکس مواد غیر اسید و تشخیص نادرست. علل بسیار نادری که لازم است مورد توجه قرار گیرند هم شامل وضعیت‌های بیش‌‌ترشحی اسید (مثلاً سندرم زولینگر - الیسون) یا مقاومت به دارو هستند.
هدف از درمان بلندمدت، کاهش تدریجی اقدامات درمانی به پایین‌ترین حد درمان طبی که بتواند علایم را کنترل کند، و یا برنامه‌ریزی برای جراحی است. بیمارانی که به دلیل عود برمی‌گردند باید مجدداً درمان را با همان میزانی که قبلاً باعث کنترل علایم آن‌ها می‌شده است، شروع کنند و سپس می‌توانند درمان را تدریجاً کاهش دهند (مثلاً از دوز کامل PPI به دوز نصف یا یک H2RA). در افرادی که دچار بیماری ریفلاکس بدون خوردگی هستند، درمان عندالزوم جایگزین مقرون به صرفه‌ای برای درمان نگهدارنده است.
برای حصول بهترین نتایج در جراحی فوندوپلیکاسیون، وجود یک جراح مجرب و یک بیمار متناسب که به درمان PPI پاسخ مطلوب بدهد، لازم است. لزوم توصیه به جراحی در مورد بیماران مختلف، متفاوت خواهد بود. اندیکاسیون‌های جراحی عبارتند از ریفلاکس حجیم (یعنی رگورژیتاسیون شدید) علی‌رغم درمان با PPI، عدم تحمل PPI و بیمارانی که مایل نیستند داروها را برای مدت طولانی مصرف کنند.

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

علل استئو آرتريتosteoarthritis
استئوآرتريت  شایعترین شکل آرتریت هستش و اصولا به افراد بالای  60 سال اثر میزاره . این عارضه طبیعت دژنراتیو داره یعنی غضروف مفاصل رو به تدریج فرسایش میده و در نتیجه اون ساییدگی   انتهای استخوانها حاصل میشه . استئو آرتريت میتونه به طور خود به خودی و یا بدون هیچ دلیل روشنی توسعه پیدا کنه  و یا میتونه به علت آسیب قبلی به مفصل در اثر انواع جراحات باشه . ساییدگی طولانی مدت علت اصلی  استئو آرتريته و در رفتگی مفاصل و تشدید فشار به اونا از مؤلفه های التهابی اونه . ورزشکارانی که دچار آسیب های مفصلی میشن یا کسانی که با کار زیاد فشار روزمره به مفاصل میارن ، در معرض خطر توسعه استئو آرتريت  در مراحل بعدی زندگی هستن .

علل روماتوئید آرتريتrheumatoid_arthritis
روماتوئید آرتريت به دلیل التهاب و سفت شدن پوشش مفصل بنام ﺳﻴﻨﻮوﻳﻮم (synovium)  بروز میکنه که این پوشش ﺗﺎﻣﻴﻦ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻣﺎﻳﻊ ﻟﻐﺰﻧﺪﻩ و روﻏﻨﯽ ماننده  ﮐﻪ موجب ﺁﺳﺎن ﺷﺪن ﺣﺮﮐﺖ ﻣﻔﺼﻞ میشه . فرم های التهابی مفاصل مثله  روماتوئید آرتريت ممکنه با عفونت های باکتریایی و یا ویروسی و از طرف دیگه در اثر یه نقص در سیستم ایمنی بدن آغاز بشه. در نتیجه آن یه واکنش غیر طبیعی سیستم ایمنی رخ میده که موجب تخریب بافت های بدن توسط سیستم ایمنی بدن میشه و در مورد روماتوئید آرتريت ، مفاصل هستن که هدف این خود ایمنی قرار میگیرن .
 
علل نقرسgout
برخی از گونه های تورم مفاصل به دلیل مشکلات متابولیک هستن که شامله نقرس و نقرس کاذب (pseudogout)  هستش . این عارضه با تجمع مواد کریستالی در مفاصل شروع میشه . هشتاد درصد از افراد مبتلا به نقرس رو مردا تشکیل میدن . علت نقرس اغلب ژنتیکی هستش ، همچنین می تونه به دلیل مصرف بیش از حد الکل ، چاقی ، و شرایطی باشه که بطور ناگهانی مقادیر زیادی از بافت بدن  تجزیه بشه . نقرس در اثر تجمع اسید اوریک بروز میکنه که این محصولات زائد از تفکیک غذاهای هضم شده بوجود میاین . اسید اوریک اضافی  موجب تشکیل  کريستال هاي اسيداوريک در بسیاری از بافت های بدن از جمله پوشش مفاصل شده و باعث التهاب اون میشه .
 
علائم آرتریت
سلبن یاز ، دختر بگلی آقا دو قوری چای و مقداری شیرینی ترکمنی بنام “بشمه” رو بین پدرش و دکتر گذاشت و رفت . بگلی آقا یکی از بشمه ها رو بدست گرفت : خوب آقا دکتر ، ما رو بگو که فکر میکردیم هر گردی گردو هست نگو که هر نوع آرتروز علت خاصی داره . آقا دکتر لبی تر کنین و اگه حوصله شو دارین علائم این عارضه ها رو هم لطف کنین بگین .   
 
علائم استئوآرتریت
دکتر ع. ح سردار جرعه ای از چای سبزش را نوشید : علائم مهم استئوآرتریت چندتاس مثله احساس سفت شدن مفصل در زمان بیدار شدن و یا پس از استراحت طولانی مدت ، درد در مفاصل در حین حرکت و یا بعد از راه رفتن ، ناراحتی در مفاصل در دوران تغییر آب و هوا ، تورم و از دست دادن انعطاف پذیری در مفاصل و برآمدگی استخوانی (گره) که در انتها و یا وسط انگشتان توسعه میابه . درد مرتبط با استئوآرتریت ممکنه در اطراف مفصل نیز پدیدار بشه مثل استخوان ، ماهیچه ، رباط ، تاندون که معمولا بدنبال فعالیت بدنی رخ میده . افراد مبتلا به استئوآرتریت اغلب مفصل أسیب دیده رو بکار نمیبرن ، اما عدم فعالیت این مفاصل میتونه موجب تضعیف ماهیچه ها و بدتر شدن وضعیت بشه .
 
علایم روماتوئید آرتریت 
علایم روماتوئید آرتریت کمی فرق داره مثله : درد و تورم در مفاصل کوچک دست و پا ،  درد یا سفتی کلی ، به خصوص بعد از خواب و یا دوره های استراحت . مفاصل متورم و دردناک هستن و طی حمله اولیه اگه لمس بشن ، گرم به نظر میاین ، ایجاد  گره ، و یا برآمدگی اغلب نزدیک به آرنج اتفاق می افته اما هر جا می تونه رخ بده . علائم روماتوئید آرتریت ممکنه طولانی مدت باشه ، دوره بهبودی هم وجود داره که در آن دوره ممکنه درد نباشه یا جزئی باشه . عوارض وقتی رخ می ده که در فضای مفاصل مایع جمع و باعث تورم و درد شدید میشه . همچنین بافتهای اطراف میتونه متورم و موقع لمس و حرکت درد به همراه داشته باشه . عضلات اطراف مفصل هم ممکنه دچار اسپاسم و سفتی بشه .

علایم نقرس
خوب حالا بریم سر علائم نقرس که عبارته از :درد مفاصل و تورم ، التهاب حاد مفصل با گرما و سرخی ،  تجمع بلورهای اسید اوریک یا اورات (urate) در مفاصل . حمله نقرسی بسیار دردناکه و می تونه  5 تا 7 روز و  بعضی وقتا تا 3 هفته به درازا بکشه . اولین حمله اغلب در انگشت بزرگ شروع می شه ، اما مچ پا ، زانو ، آرنج و انگشتان دست هم می تونن تحت تاثیر قرار بگیرن .
 
تشخیص
بگلی آقا تابی به سبیلهای چاخماقی اش داد رو کرد به دکتر : دکتر من تقریبا علائم روماتوئید آرتریت و استئوآرتریت رو فهمیدم اما واسه تشخیص و تفریق این دو  ، روش روشنتری هم وجود داره ؟
دکتر لبخندی زد : برای تشخیص آرتریت ، تاریخچه و انجام معاینه فیزیکی برای تعیین نوع آرتریت لازمه . وجود درد و سفتی در یک یا تعداد کمی از مفاصل کلیدی برای تشخیص استئوآرتریت هستش . سرنخ دیگه واسه  استئوآرتریت  وجود برآمدگی استخوانی هستش که در انتها و یا وسط مفاصل انگشتا بوجود میاد . مفاصل آرتریتیک با حرکت افراطی دردناکه و ممکنه ضخیم تر از اندازه معمولی باشه . رادیولوژی هم ممکنه تغییرات استخوانی در مفاصل و پیشرفت آرتریت  رو نشون بده .
حالا بریم سر وقت روماتوئید آرتریت : اگه درد مفاصل شامل هر دو طرف بدن باشه ، عارضه به احتمال زیاد روماتوئید آرتریت هستش و واسه تأیید تشخیص ، آزمون آزمایشگاهی صورت می گیره . آزمایشات خونی ویژه برای تشخیص آنتی بادی خاص به نام فاکتور روماتوئید (rheumatoid factor) ممکنه وجود عارضه رو تایید کنه. تست های خونی دیگه هم ممکنه برای تشخیص وجود انواع دیگر دردهای مفصلی کمک کنه .
 
معالجه و پیشگیری
بگلی آقا درد داشت اما به روی خودش نمیاورد . قندش را کمی در کاسه چایش خیساند و تو دهانش گذاشت : دکتر جان توپ اطلاعات مفصلی شدم اما تو روش معالجه اش گیرم اگه در اون باره هم افقم رو روشن کنین ممنون میشم .
دکتر شیشه عینکش رو پاک کرد :بگلی آقا حقیقتش رو بخوای  متاسفانه برای اکثر  آرتریتها هیچ درمان کاملی وجود نداره . هدف از درمان به منظور کاهش علائم درد و التهابه و این درمان شامله برنامه های ورزشی ، فیزیوتراپی و داروهاست .
 
معالجه استئوآرتریت
امروزه مواردی وجود داره که میشه برای جلوگیری از بروز استئوآرتریت در مراحل بعدی زندگی انجام داد . به عنوان مثال ، میشه به منظور محدود کردن تنش در مفاصل ، وزن خود رو تحت کنترل نگهداشت . یادتون باشه فقط پنج تا ده کیلو  افزایش وزن در اوایل بزرگسالی موجب ساییدگی در غضروف و آسیب جدی به مفصل در دراز مدت میشه. اجتناب از حرکات فیزیکی تکراری طولانی مدت می تونه در پیشگیری عارضه کمک کنه ، اما اگه حرکات تکراری و بخشی از کار و یا فعالیت های اوقات فراغت باشه ، آموزش مناسب در این ارتباط مهمه . اگه کسی جراحتی به مفاصلش وارد آورده باشه  ، اون نیاز به مراقبت های پزشکی و توانبخشی برای اجتناب از آسیب بیشتر داره .
برنامه ورزشی برای حفظ عضلات مفیده . ممکنه تمرینات ویژه ای توسط پزشک یا فیزیوتراپیست برای تقویت عضلات و بهبود حرکات مفاصل تجویز بشه . قدم زدن یک فرم بسیار خوبی از درمان در آرتریت زانو هستش . در برخی از موارد ، درد مفاصل استئوآرتریتی با استراحت برطرف میشه .
داروها برای استئوآرتریت شامل طیف وسیعی از داروهای ضد درد و ضد التهابی هستش . استامینوفن (acetaminophen) معمولا انتخاب خوبی برای استفاده طولانی مدته . اگر استامینوفن موثر نبود و یا اگه همچنان تورم وجود داشت ، استیل سالیسیلیک اسید (acetylsalicylic acid یا ASA) و یا سایر داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی (NSAID) مانند ایبوپروفن ، ناپروکسن و دیکلوفناک توصیه می شه . به افرادی که درد حاد و خیلی دردناک دارن میشه داروهای ضد درد مانند مرفین (morphine) و اکسیکدون (oxycodone)  تجویز کرد . اگر گزینه های دیگه شکست بخوره ، تزریق موضعی دارو کورتیکواستروئید داخل مفاصل ، گزینه دیگه درمانه . برای موارد شدید ، انواع جراحی مثله تعویض مفصل ران یا زانو ممکنه لازم باشه .
 
معالجه روماتوئید آرتریت 
درمان برای روماتوئید آرتریت و انواع آرتریت التهابی دیگه شامل تمرینات ویژه و داروهای ضد التهابی مثله ASA و یا سایر داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی هستش . گروهی از داروها هستن که داروهای ضد روماتیسمی اصلاح کننده بیماری (disease-modifying anti-rheumatic) نامیده میشن . مثله تزریق طلا ، sulfasalazine ، hydroxychloroquine  azathioprine  و methothrexate که  میتونن برای روماتوئید آرتریت مفید باشن  . اما تا اثر دارویی آنها یک هفته تا یک ماه وقت لازمه . این داروها میتونن از تخریب مفاصل پیشگیری به عمل بیارن . گروه دیگری از داروها که معروف به بیولوژیک هستن به عنوان مثال abatacept ، adalimumab ، anakinra  etanercept ، infliximab و rituximab   میتونن در بهبود علائم بیماری و کم کردن سرعت تخریب مفاصل کمک کنن . کورتیکواستروئیدها به عنوان مثال متیل پردنیزولون (methylprednisolone)  هم ممکنه برای کنترل التهاب مورد استفاده قرار گیره . بسیاری از این داروها با همراه سایر داروها استفاده میشه .
کاهش فشار بر مفاصل برای اجتناب از آسیب بیشتر خیلی مهمه . عصاهای دستی یا زیر بغل و یا وسایل مشابه دیگه ، میتوانن فشار وزن بدن را به مفاصل کاهش بدن . اسپلینت ممکنه برای پرهیز از خمیدگی و محکم نگهداشتن مفاصل مورد استفاده قرار گیره .
 
معالجه نقرس
داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی (NSAID) در درمان علائم حاد نقرس مورد استفاده قرار میگیره  ، اما از مصرف ASA باید اجتناب بشه  چرا که با حضور اون در بدن ، ممکنه اسید اوریک در کلیه تبدیل به سنگ کلیه بشه . کورتیکواستروئیدها یا colchicine هم برای درمان نقرس حاد مورد استفاده قرار گیره . در برخی از موارد به بیماران allopurinol ، probenecid یا sulfinpyrazone تجویز میشه  که برای جلوگیری از حملات نقرس حاد هستن .
 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور
گروهي از محققان دانشگاه ايالتي نيويورك در بوفالو با استفاده از نانوذرات سيليكاي اصلاح شده روشي اختصاصي جهت انتقال ماده فعال شونده با نور به سلول‌هاي سرطاني ارائه كرده‌اند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ايسنا، فتوديناميك درماني روشي است كه در آن يك ماده شيميايي در حضور نور فعال شده و با توليد راديكال اكسيژن سلول‌ها را از بين مي‌برد.

اين روش در درمان سرطان‌هاي محدودي موثر مي‌باشد.

مدتهاست كه سرطان‌شناسان به اين فكرند كه با محدود كردن تجمع داروي فعال شونده در سلول‌هاي سرطاني و محافظت سلول‌هاي سالم از آسيب‌هاي ناخواسته گستره درماني روش فتوديناميك درماني را افزايش دهند.

محققان دانشگاه ايالتي نيويورك روشي اختصاصي جهت انتقال ماده فعال شونده با نور به سلول‌هاي سرطاني ارائه كرده‌اند.

اين افراد نانوذرات متخلخل سيليكا را به گونه‌اي اصلاح كردند كه بين اين نانوذرات و ملكول‌هاي ماده فعال شونده با نور پيوند محكمي برقرار شد.

در مجاورت نور، ماده فعال شونده راديكال‌هاي اكسيژن توليد مي‌كند كه قادر است كه از پوسته متخلخل سيليكا عبور كرده و به بيرون راه يابند.

اين محققان دريافتند كه سلول‌هاي سرطاني كولون به راحتي نانوذرات حاوي ماده فعال شونده با نور را جذب مي‌كنند و با تابش نور به اين سلولها از بين مي‌روند.

در مقابل آن سلول‌هايي كه در برابر اين ذرات قرار نگرفتند با هيچ گونه آسيبي مواجه نشدند. اين افراد اعلام كردند كه در حال توسعه نسل دوم نانوذرات حاوي ماده فعال شونده با نور هستند كه حاوي ملكول‌هايي جهت هدف‌گيري سلول‌هاي سرطاني و تصويربرداري از آنها مي‌باشند

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

ماموگرافي يک روش تصويربرداري از سينه است که مي‌تواند تومور پستان را قبل از اين که از نظر باليني قابل لمس باشد، شناسايي کند.
دکتر « تفويضي » متخصص زنان در گفت وگو با ايسنا گفت:
ماموگرافي همراه معاينه جسمي و خودآزمايي سينه مي‌تواند ضايعات غيرقابل لمس را شناسايي و به تشخيص توده‌هاي قابل لمس کمک کند. همچنين اين عکس‌برداري که حدود 20 دقيقه به طول مي انجامد، قادر است به ميزان 63 درصد در کاهش مرگ و مير ناشي از سرطان پستان در زنان40 تا 69 سال موثر واقع شود.
دکتر تفويضي ادامه داد:
به دليل ميزان بروز بالاي اين بيماري و مرگ ومير بالاي ناشي از آن، همچنين نبود درمان قطعي سرطان پستان، پيشگيري از اين بيماري بسيار با اهميت است.
وي افزود:
سرطان پستان انواع مختلفي دارد که با علائم متفاوتي در افراد بروز مي‌کند و گاهي علائمي شبيه سفت و بزرگ شدن غيرطبيعي سينه، قرمز و تيره شدن پوست اين ناحيه، ورم و تورفتگي نوک سينه، لمس تومور موضعي حساس و دردناک در سينه به وجود مي‌آيد که در برخي موارد پس از پيشرفت سرطان، فرد متوجه بيماري خود خواهد شد.
اين متخصص زنان در ادامه تصريح کرد:
يک ماموگرافي پايه بايد بعد از سن 35 سالگي گرفته شود و زنان جوان‌تري که به دليل سابقه خانوادگي سرطان پستان، در معرض خطر هستند بايد با متخصص زنان در مورد زمان شروع ماموگرافي غربال‌گري مشورت کنند

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور


اندوسكوپي عبارت است از ديدن درون بدن انسان بوسيله دستگاه مخصوص است. براي ديدن هر قسمت از بدن انسان دستگاه مخصوصي ساخته اند. براي ديدن درون مري، معده و اثني عشر دستگاهي بصورت لوله لاستيكي انعطاف پذير ساخته اند كه در انتهاي آن عدسي كوچكي به قطر حدود دو ميلي متر وجود دارد و تصاوير بوسيله فيبرهاي نوري باريك و ظريفي به عدسي چشمي منتقل مي شود و پزشك از بيرون مي تواند درون دستگاه گوارش را به راحتي ببيند. قطر لوله دستگاه اندوسكوپ، قدري از انگشت كوچك دست شما باريكتر است. براي انجام اندوسكوپي گوارشي معده بايستي خالي باشد (بيمار ناشتا باشد) ولي روغن كرچك تجويز نمي شود. انجام اندوسكوپي گرچه براي بيمار قدري ناخوشايند است ولي درد ندارد و بدون بيهوشي انجام مي گيرد و فقط اسپري بيهوش كننده در حلق بيمار مي پاشند. البته يك آمپول آرامش بخش و آمپول كم كننده بزاق دهان در رگ دست بيمارتزريق مي كنند.

پزشك هنگام اندوسكوپي علاوه بر ديدن و تشخيص بيماريهاي مري و معده و اثني عشر و گرفتن نمونه براي آزمايش از مخاط گوارشي، گاهي بعضي از كارهاي درماني مانند بند آوردن خونريزي و غيره را نيز مي تواند انجام دهد.

◄ آيا اندوسكوپي خطر هم دارد؟
هر كار تشخيصي ممكن است عوارض و خطراتي داشته باشد. اندوسكوپي هم عوارض و خطراتي دارد ولي احتمال عوارض و خطر بسيار كم است. البته هر چه بيمار همكاري بيشتري داشته باشد احتمال عوارض و خطرات اندوسكوپي كمتر خواهد بود.

اندوسكوپي اشعه ايكس ندارد لذا براي زنان باردار قابل انجام است. اندوسكوپ پس از هر بار استفاده شستشو شده و ضدعفوني مي شود لذا احتمال انتقال بيماري و ميكروبها بوسيله آن وجود ندارد مگر اينكه در شستشو و ضد عفوني صحيح آن كوتاهي شود.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور
شاخه‌ای از پزشکی است که در آن تشعشع خواص هسته‌ای نوکلیدهای رادیواکتیو و نوکلیدهای پایدار ، هم برای تشخیص و هم برای درمان امراض بکار می‌روند.
این امر می‌تواند یا با پرتودهی مستقیم مریض با یک چشمه تشتعشع خارجی یا با تزریق داروهای نشاندار با رادیواکتیویته به مریض تحقق یابد.

رادیو دارو
داروهای نشاندار رادیواکتیو که به مریض تزریق یا خورانده می‌شوند، به نام رادیو داروها معروف هستند. دارویی هسته‌ای یا رادیو فارماکولوژی روش دارویی خاصی است که با ترکیبات ، آزمایش یا تزریق مناسب رادیو دارو به مریض ارتباط دارد.

کاربرد رادیوداروها
روشهای تشخیص زنده
روشهای تشخیص زنده آن روشهایی هستند که در آنها یک رادیو دارو در سیستم یک مریض زنده ، بطریق خوراندن ، تزریق ، یا با استنشاق وارد می‌گردد. اشعه گامای نشر شده بوسیله رادیو داروها برای تامین اطلاعات مورد نیاز بر روی صفحه کامپیوتر قابل مشاهده هستند.

روشهای تشخیص غیر زنده
روشهای غیر زنده آنهایی هستند که روی نمونه‌های برداشته شده از یک مریض انجام می‌گیرد.
تعدادی از این روشها مستلزم بکارگیری رادیو داروها است. ولی مهمترین آنها روش رادیو ایمونواسی (RIA) می‌باشد.

رادیو ایمونواسی و تاثیر آن در پزشکی
رادیو ایمونواسی نوعی تجزیه بطریق رقیق کردن ایزوتوپی (IDA) ، جزو استو کیومتری است که در آن عنصر مورد تجریه نشاندار و غیر نشاندار برای پیوند با مقادیر محدود مولکولی که بطور خاص با عنصر مورد تجزیه پیوند می‌دهد، رقابت می‌کند.
RIA بطور گسترده در آزمایشگاههای پزشکی برای تعیین هورمونها ، داروها ، ویروسها ، و دیگر گونه‌های آلی در سطح جهان بکار می‌رود. شروع RIA به سالهای 1950 ، با بررسی S.Berson و R.Yalow برروی متابولیسم انسولین B1I در مریض‌های دیابتی بر می‌گردد.
Berson و Yalow دریافتند که مریض‌های دیابتی موادی در سرم خون دارند که با انسولین پیوند می‌دهند. آنها مشاهده کردند که انسولین نشاندار و غیرنشاندار با این ماده پیوند دهنده رقابت کرده، و این مقدار انسولین غیرنشاندار موجود ، مقادیر انسولین نشاندار را که پیوند داده متاثر می‌کند. آنها در این مطالعه توانایی روش ، جهت ارزیابی انسولین را دریافتند. RIA از آن زمان تا کنون پیشرفتهای گسترده‌ای را در روشهای پزشکی با کاربردهای وسیع برای اندازه گیری مقادیر بسیار کم بسیاری از بیو مولکولهای مهم نموده است.

کاربردهای درمانی تشعشع
کاربردهای درمانی تشعشع و رادیو داروها نسبت به کاربردهای تشخیص محدودتر هستند. زمانی که تشعشع برای درمان بکار می‌رود، مقصود نابود نمودن یک قسمت خاص از نسوج مریض با تشعشع است. چشمه تشعشع می‌تواند داخلی و خارجی باشد.

چشمه‌های مورد استفاده در درمان
چشمه‌های خارجی تشعشع در حال حاضر اساسا در شکل باریکه‌های الکترونی یا اشعه ایکس است. بسیاری از دستگاهها می‌توانند برای تولید این تشعشعات بکار روند. ولی شتابدهندهای خطی کوچک بیشترین کاربرد را دارند. الکترونهای با انرژیهای 4 تا 15 میلیون الکترون ولت برای درمان سرطانهایی که نزدیک سطح بدن هستند، مانند سرطانهای پوست ، سینه ، سر و گردن بکار می‌روند.
زمانی که نفوذ بیشتری از تشعشع لازم باشد، اشعه گاما از یک چشمه بسته رادیو نوکلید مورد استفاده قرار می‌گیرد. 60Co بطور گسترده‌ای برای این منظور بکار رفته است، ولی در حال حاضر 137Cs ترجیح داده می‌شود. علاوه بر تشعشع خارجی یک عضو ممکن است، یک سوزن یا دانه رادیواکتیو را در داخل بدن مریض کاشت و لذا تنها مقاطع خاصی را که باید نابود شوند، پرتودهی نمود. در این رابطه کاشتهای 198Au و 125I متداول است.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور
تاریخچه آنژیوگرافی

این روش که در ابتدا بر روی حیوانات آزمایشگاهی انجام شد، برای اولین بار در سال 1929توسط ورنر فورسمن بر روی انسان صورت گرفت.هدف فورسمن ابداع روشی برای رساندن مستقیم داروها به درون قلب بود، اما قابلیت تکنیک فورسمن، به عنوان یک ابزار تشخیصی توسط افراد دیگر مورد توجه قرار گرفت. امروزه سالانه بیش از یک میلیون مورد کاتتریزاسیون و آنژیوگرافی قلبی برای اهداف تشخیصی، مداخله درمانی و یا هر دو انجام می‌پذیرند.

نحوه انجام آنژیوگرافی

آنژیوگرافی یکی از اقدامات تهاجمی قلبی به شمار می‌رود به این صورت که کاتتر یا لوله‌ای باریک از طریق [لينک ها فقط براي اعضا قابل نمايش هستند. براي عضويت کليک کنيد] یا [لينک ها فقط براي اعضا قابل نمايش هستند. براي عضويت کليک کنيد] پا یا دست به سمت قلب هدایت شده و مستقیماً اندازه‌گیری‌ها و تصویربرداریهای لازم را انجام می‌دهد. اگر کاتتر از سیستم سیاهرگ وارد قلب شود. قلب راست و سرخرگ ریوی مورد بررسی قرار می‌گیرد و اگر از مسیر سرخرگی وارد قلب شود، آئورت، قلب چپ و سرخرگ کرونروی ارزیابی می‌شوند.

کاربرد آنژیوگرافی

کاربرد تشخیصی

در این روش امکان اندازه‌گیری مستقیم فشارهای داخل قلب (می‌تواند به طور مستقیم فشار خون بطنها ، دهلیزها و سرخرگهای قلبی و حتی مویرگهای ریوی را اندازه‌گیری نماید)، میزان اشباع اکسیژن و با تزریق ماده حاجب امکان مشاهده عروق کرونر قلب، حفره‌های قلبی و عروق بزرگ (می‌توان از مسیر حرکت خون در قلب یا رگهاب کرونری فیلم یا عکس تهیه کرد) فراهم می‌شود. کاربرد معمول آنژیوگرافی شامل تایید ناهنجاریهای احتمالی قلب و تعیین موقعیت آناتومیک و اهمیت فیزیولوژیک آنها می‌باشد. اغلب قبل از اقدامات درمانی مانند آنژیوپلاستی شریان (سرخرگ) کرونر، پیوند عروق کرونر یا عمل جراحی دریچه‌ها نیز به آنژیوگرافی قلبی نیاز است.

کاربرد درمانی (آنژیوپلاستی)

اقدام دیگری که گاه از طریق همین کاتر انجام می‌گردد آنژیوپلاستی نام دارد. آنژیوپلاستی به معنی باز کردن یا ترمیم رگ می‌باشد. در این روش رگ مسدود توسط بادکنکی متسع می‌شود و چند ثانیه در این حالت نگاه داشته می‌شود تا رگ باز شود. گاهی نیز برای محکم کاری یک لوله محکم به نام استنت (Stent) داخل رگ مسدود قرار داده می‌شود تا از انسداد مجدد آن جلوگیری به عمل آید.





در مواردی که آنژیوپلاستی با موفقیت روبرو نمی‌شود یا تعداد رگهای مسدود یا شدت انسداد آن زیاد باشد از اقدام دیگری به نام بای‌پس شریان کرونروی (یا عمل کنار گذر) استفاده می‌شود. در این عمل جراحی که معمولاً چند ساعت به طول می‌انجامد تکه‌ای از سیاهرگهای پا یا سرخرگهای داخل قفسه سینه بریده شده و به صورت کنار گذر در محل انسداد سرخرگ کرونری پیونده زده می‌شود تا جریان خون به نواحی پائین دست آن برقرار بماند و از سکته‌های قلبی یا قطع کامل جریان خون پیشگیری شود.

عوارض آنژیوگرافی

انجام این بررسی نیاز به یک روز بستری شدن دارد ولی انجام آن دقایقی بیش به طول نمی‌انجامد و معمولاً بیمار بدون عارضه‌ای خاص از بیمارستان مرخص می‌شود. اگر در حین عبور کاتتر بیمار دچار مشکل شود معمولاً می‌توان به سرعت داروهای لازم را به طور مستقیم به داخل قلب تزریق کرد و مشکل را رفع نمود. اگرچه آنژیوگرافی قلب معمولا روش بی‌خطری است، بصورت نادر ممکن است با عوارضی چون آسیب عروق، نارسایی کلیه (به علت ماده حاجب) سکته قلبی یا مغزی همراه باشد.
__________________

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور
کلمه Radiology از کلمه لاتین Radius به معنی شعاع یا پرتو گرفته شده است.
این عنوان در دانش امروزی بشر فرا گیرنده رشته‌های بسیاری است که بر پایه آثار پرتوهای یونساز گوناگون قرار دارد. رادیولوژی پزشکی بر مبنای کاربرد پرتوهای یونساز برای تشخیص بیماریها و یا درمان آنها می‌باشد.

دید کلی
رادیولوژی پزشکی بر حسب این که از چه عاملی در آن استفاده می‌شود به دو رشته تخصصی بزرگ تقسیم می‌شود: یکی پزشکی هسته‌ای که اساس کار آنها روی مواد رادیواکتیو است و دیگری رادیولوژی که مبنایی روی اشعه ایکس و ویژگیهای گوناگون آن دارد. ما در اینجا تنها درباره رادیولوژی واقعی یعنی آنچه که با استفاده از پرتو ایکس یا رنتگن به اشکال گوناگون برای تشخیص و درمان در پزشکی ، انجام می‌گیرد صحبت می‌کنیم.
رادیولوژی پزشکی واقعی یا رنتگنولوژی به دو بخش رادیولوژی تشخیصی و رادیولوژی درمانی تفسیم بندی می‌شود. رادیولوژی تشخیصی شامل فلوئوروسکوپی ، رادیوگرافی و توموگرافی کامپیوتری می‌باشد. رادیولوژی درمانی درباره دستگاههای رادیوتراپی ، مقادیر درمانی در تابش پرتوها و حساسیت بافتی در برابر پرتوها ، بحث می‌کند.

تاریخچه کشف اشعه ایکس
در سال 1895 ، درخشش کوتاه صفحه فسفرسانتی که در گوشه‌ای از آزمایشگاه نیمه تاریک بررسی اشعه کاتدیک قرار داشت، ذهن آماده و خلاق رنتگن که در آن زمان استاد فیزیک بود، متوجه پرتوهای تازه‌ای نمود که از حباب شیشه‌ای لامپهای کاتودیک بیرون زده و بی آنکه به چشم دیده شود به اطراف پراکنده می‌شوند. آن چه مایه شگفتی رنتگسن شده بود، نفوذ این پرتوها از دیواره شیشه‌ای لامپ به بیرون و تأثیر آن روی صفحه فاوئورسانت در گوشه‌ای نسبتا دور از لامپ در آزمایشگاه بود. رنتگن به بررسیهای خود درباره کشف تازه که آن پرتو ایکس نامید (بخاطر فروتنی) ، ادامه داد. بعدها این اشعه رنتگن نامیده شد.

دستگاههای رادیولوژی
اشعه ایکس یا رنتگن در طبیعت زیاد وجود ندارد و برای کاربرد پزشکی ، این پرتوها باید بوسیله لامپهایی که برای این منظور ساخته شده‌اند تولید شود. در لامپ مولد اشعه ایکس که ظاهری شبیه لامپهای کاتودیک دارد، با بمباران الکترونی قطعه فلز مقاوم و کوچکی که از جنس تنگتن در قطبی از لامپ به نام کانون قرار گرفته ، ترازهای انرژی الکتریکی در این فلز بهم می‌خورد و انرژی ناشی از جابجایی الکترونها به صورت اشعه ایکس بیرون می‌آید. الکترونهایی که استفاده می‌شوند از سیم پیچ کوچکی در قطب منفی لامپ تولید می‌شوند و با استفاده از خلاء درون لامپ و تحت تأثیر اختلاف پتانسیل که از یک ژنراتور تولید می شود، به کانون لامپ برخورد می‌کنند.
شکل کلی دستگاههای رادیولوژی بسته به اینکه به چه منظوری (تشخیصی یا درمانی) ساخته شده باشند، فرق می‌کند. ولی بطور کلی در یک دستگاه رادیولوژی عمومی لامپ تولید کننده اشعه ایکس با بازویی به پایه‌ای که می‌تواند در مسیرهای مختلف حرکت کند وصل شده تا بتوان اشعه ایکس را بطور دلخواه در جهات متفاوت متمرکز نمود. در این دستگاهها گذشته از امکاناتی که برای پرتو درمانی و یا تابش پرتوها برای عکسبرداریها فراهم شده است، گاهی وسایلی نیز برای رؤیت همزمان تصویر قسمتی از بدن که مورد تابش اشعه قرار گرفته ، استفاده می‌شود.
رادیولوژی تشخیصی
فلوئوروسکوپی
ساده ترین روش رادیولوژی است، زیرا برای انجام آن نیازی به فیلم و تاریکخانه و ... نیست و با قرار دادن بیمار در پشت دستگاهی که به فلوئوروسکوپ مجهز است، می‌توان در عرض چند دقیقه قسمت مورد نظر بدن را بررسی کرد. در مقایسه با رادیوگرافی در فلوئوروسکوپی بیمار تشعشع بیشتری دریافت می‌کند و این عامل محدود کننده این تکنیک است. از این روش برای بررسی حرکات عضوی مانند ضربان قلب ، حرکات تنفسی ریه و دیافراگم و یا بررسی تغییر محل مایعات جنبی و پریکاردی استفاده می‌شود.
رادیوگرافی
در رادیوگرافی با تنظیم شرایط الکتریکی تابش پرتو رنتگن و قرار دادن فیلمی در مسیر خروج پرتوها و در عین حال بکار بستن وسایل فرعی برای جمع و جور نمودن تابش می‌توان از حالات سلامت و یا مرضی قسمتی از بدن مدرک مطمئنی برای مطالعه در دست داشت. منظور از عکس یا رادیوگرافی ساده ، عکسی است که بدون کاربرد یک ماده خارجی به بدن گرفته می‌شود. در این روش ، تفکیک حدود اعضاء از یکدیگر مشکل خواهد بود. در رادیوگرافی با مواد کنتراست ، با وارد نمودن مواد خارجی به بدن که نسبت به بافتهای نرم تراکم متفاوتی داشته باشند، رنگ یکنواخت آن قسمت را بهم زده و تمایز رنگها حاصل می‌شود.
رادیوگرافی با مواد کنتراسی دارای تکنیکهای جداگانه و بکار بردن مواد مختلف برای بررسی اندامهای مختلف بدن می‌باشد. یکی از این روشها آنژیو کاردیوگرافی است که با تفریق مواد کنتراست به درون قلب از راه لوله‌های باریک که از رگهای مختلف بدن وارد شده به حفرات معینی از قلب می‌رسند. رادیوگرافی از مراحل مختلف ضربان قلب به عمل آمده و امکان بررسی حفرات درونی قلب و دریچه‌ها فراهم می‌شود.

تکنیکهای ویژه رادیولوژی تشخیصی
سریوگرافی و سینماتوگرافی
با نصب دوربینهای سینمایی روی دستگاههای فلوئوروسکوپی و یا رادیوگرافی می‌توان عکسهای ردیفی جالبی تهیه کرد و بعد آنها را به طریق سینمایی با پروژکتور نمایش داد. این تکنیک در بررسی اعضاء متحرک مانند ضربان قلب ، کار معده و ... استفاده می‌شود.
ماموگرافی
این دستگاهها طوری ساخته شده‌اند که کانون بسیار کوچکی در لامپ مولد اشعه ایکس دارند و گاهی نوع مخصوصی نیز از فیلم رادیولوژی در آنها بکار می‌رود، تا اینکه تصویر رادیوگرافی تهیه شده از بافت نرم پستان آنقدر دقیق باشد تا بتوان جزئیات را تشخیص داد.
زیرو رادیوگرافی
این روش بکار گرفتن زیراکس در رادیوگرافی است. در این تکنیک به جای فیلم رادیولوژی از صفحات سلنیومی زیراکس استفاده می‌شود. تفاوت این روش با رادیوگرافی معمولی در این است که ، اینجا از انرژی پرتوهای خروجی اشعه ایکس از بدن برای تغییرت بار الکتریکی نقاط مختلف سلنیومی استفاده می‌شود.
توموگرافی
در دستگاههای توموگرافی جور شده است، در مواقع رادیوگرافی لامپ اشعه ایکس و فیلم را در جهات مختلف حرکت می‌دهد و در رادیوگرافیهای بدست آمده ، تنها تصویر سطحی که همسطح با محور چرخش لامپ و فیلم قرار گرفته ، واضح می‌افتد و تصاویر لایه‌های مجاور محور می‌شود و تا حد زیادی از بین می‌رود.
توموگرافی کامپیوتری
مبنای این روش بر اندازه گیری مستقیم بقایای انرژی یک رشته پرتو رنتگن ، پس از عبور آن از قسمتی از بدن است. در اینجا یک اندازه گیری حساس (Detector) میزان انرژی باقیمانده را حساب کرده به کامپیوتر می‌دهد و کامپیوتر برای تمام نقاطی از بدن که در مسیر عبور پرتو ایکس قرار گرفته اند، عدد جذبی را حساب می‌کند. عکسی که از این دستگاههای سی تی اسکن بدست می‌آید مثل یک برش تشریحی عرضی از بدن است که در آن تمامی قسمتها را می‌توان بخوبی بررسی کرد.
رادیولوژی درمانی
اثر یونسازی پرتوهای رنتگن تنها یک پدیده فیزیکی نبوده ، بلکه با به هم زدن ساختار عادی اتمهای مواد متشکله بدن منجر به پیدایش آثار بیولوژیک مهم نیز میشود. پرتو رنتگن و بطور کلی پرتوهای یونساز را می‌توان به شمشیر دو لبه تشبیه کرد که هر دو لبه آن تیز است، در عین حال که سرطان را درمان می‌کند، خود ممکن است عامل سرطانزا باشد و آنچه که در این میان مهم است، این است که از لبه تیز این شمشیر بایستی برای از بین بردن سرطان استفاده کرد، بی آنکه خود را در معرض برش به تیز مقابل آن یعنی عامل سرطانزایی قرار داد.

دستگاههای رادیوتراپی
هسته اصلی این دستگاهها نیز لامپ مولد پرتو ایکس است و بسته به نیروی تولید شده از این لامپها (ولتاژ) می‌توان روی توانایی نفوذ پرتوهای رنتگن در بدن حساب کرد.

دستگاههای ولتاژ پایین ، برای درمان قسمتهای سطحی بدن مانند عوارض مختلف پوستی و یا سرطانزایی پوستی.
دستگاههای با ولتاژ متوسط مثلا 350 - 200 کیلو ولت که می‌توانند به بافتهای زیر جلدی و اعضاء داخلی نفوذ کنند.
دستگاههای با ولتاژ بالا که بسیار دقیقتر از دستگاههای با ولتاژ متوسط عمل می‌کنند.
مقادیر درمانی در تابش پرتوها
نظر به اینکه در پرتو درمانی میزان پرتوهای تابنده از نظر ارزیابی زیستی در سلولها و برآورد نتایج درمانی اهمیت زیادی دارد، برای تعیین مقادیر اشعه ، واحدهایی منظور شده است: واحد تابشی پرتو ایکس R نامیده می‌شود که عبارت است از مقدار تشعشعی که بتواند در یک سانتیمتر مکعب هوا در اثر یونیزاسیون یک واحد الکتریسته ساکن بوجود بیاورد. در رادیوتراپی واحد دیگری به نام RNA منظور شده که مقدار تشعشع جذب شده در هر گرم از مواد سازنده بدن است.
مقادیر ضعیف اشعه در حدود R 100 آثار سطحی‌دار و سبب برافروختگی پوست و یا تغییر رنگدانه‌ای می‌شود.
مقادیر متوسط اشعه حدود R 400 - 300 بیشر به اعماق پوست نفوذ کرده و سبب تغییرات در غدد عروقی و چربی شده باعث ریزش مو می‌شوند.
مقادیر بالاتر از R 500 بیشتر آثار عمقی دارند. از این ارقام برای مقاصد درمانی و از بین بردن تومورها استفاده می‌شود.
__________________

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور
در بعضی کودکان که محل اتصال حالب به مثانه دچار اختلال است (یا به علت بیماری و یا مادرزادی)با عث می شود که این دریچه که به طور طبیعی مانند دهان ماهی است یعنی باید فقط از یک طرف باز باشد وادرار از حالب وارد مثانه شود خوب کار نکند وادرار به حالب ودر نوع شدید به کلیه برگشت کند.این کودکان اغلب با سوزش ادرار مراجعه می کنند برای اینکه این مشکل تشخیص داده شود دوروش در رادیولوژی است . چون به مرور باعث خرابی کلیه ها می شود

۱ـــ رادیولوژی با ماده حاجب(داروی حاوی ید)وی. سی. یو. جی

۲ـــتصویر گیری پزشکی هسته ای ـــ وی .سی .یو .جی رادیو نوکلاید با تکنسیم۹۹

در روش اول به اندازه حجم مثانه بچه سرم حاوی داروی مگلومین (ید) از طریق سوند ادراری (فیدینگ تیوب)وارد مثانه می کنند ودر حالتهای مختلف (مایل وصاف) ودر حال زور زدن ودر حال ادرار کردن از بچه تصویرمی گیرند معمولاٌ ۳ـــ۵ کلیشه و اگر رفلاکس باشد مشخص است ولی با حساسیت کم

در روش دوم مقدار کمی داروی رادیو اکتیو (حدود۱ میلی کوری ) وارد مثانه بچه می کنند و بعد سرم را کم کم وه به اندازه حجم مثانه وارد می کنند ودر همین حال که سرم وارد می شود به وسیله گاما کمرا هر شروع به تصویر گیری پشت سر هم می کنندتا مثانه پر شود سپس بیمار روی لگن می نشیند ودر حال ادرار هم تصاویر پشت سر هم می گیرند

در روش اول از رادیولوژی و اشعه ایکس استفاده می شود ولی در روش دوم از ماده رادی اکتیو تکنسیم۹۹ که ساطع کننده اشعه گاما ۱۴۰ کیلو الکترون ولت است استفاده می کنند

نسبت اشعه دریافتی در روش دوم به مراتب کمتر از روش اول است وبچه اشعه خیلی کمتری دریافت می کند وهمچنین روش دوم بسیار دقیق است ومیزان کم رفلاکس(برگشت) را هم نشان می دهد


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

عفونت میتواند ارگانهای مختلف را درگیر کند در کشور های در حال توسعه باعث مرگ ومیر قابل توجه می شود اگر عفونت و التهاب علامت موضعی داشته باشد راحت تشخیص داده می شود اما بعضی وقتها بیمار تب می کند ولی محل عفونت مشخص نیست .

در محل عفونت سیستم دفاعی بدن موادی ترشح می کند که :

1- سبب افزایش نفوذ پذیری عروق

2- افزایش خون رسانی

3- گلبول های سفید وارد منطقه می شوند

بر خورد سیستم دفاعی باعث تولید چرک pus   می شود (گلبولهای مرده و باکتری های مرده )

 حالت آبسه : باکتری ها دورمحل عفونت  ناحیه باریکی از مواد فیبروتیک هم ترشح می کنند و آبسه را تشکیل می دهند در این محل باکتری ها به خوبی رشد می کنند معمولاٌ آبسه با آنتی بیو تیک درمان نمی شو.

د برای تعین محل آبسه های مجهول المکان

(1- سونوگرافی 2- ct scan  3- MRI 4- پزشکی هسته ای) استفاده می کنند

پزشکی هسته ای :

در پزشکی هسته ای از چند روش استفاده می کنند

1-استفاده از داروی رادیو اکتیو Ga-67 (گالیوم 67)

2- استفاده از WBC+In  گلبول سفید نشاندار شده با In-111

در روش اول 5میلی کوری گالیوم67  به بیمار تزریق می کنند و تصویر برداری 24 ساعت بعد به صورت Anterior   -  Posterior   از تمام بدن  و Lateral  از نواحی مشکوک و اندامها گرفته می شود گالیوم در خون توسط ترانسفرین حمل می شود و در نواحی  عفونت والتهاب جمع می شود  گالیم در بررسی تومورها مخصوصاٌ لنفوم مورد استفاده قرار می گیرد

در روش دوم  WBC  به صورت واکنش سیستم دفاعی بدن در محل های عفونت تجمع پیدا می کند 

در این روش مقداری خون از بیمار گرفته می شود و با استفاده از سانتریفوژ گلبولهای سفید را جدا کرده  وروی آن In-Oxine  رادی اکتیو می ریزند واکنش به این صورت است که In-111  وارد گلبول می شود  وسپس این محلول رادیو اکتیو را به بیمار تزریق می کنند تصویر برداری در دو مرحله انجام می گیرد 

1-     تصویر برداری 3 تا 4 ساعت بعد از تزریق

2-     مر حله دوم 18  تا 24 ساعت بعد دو باره تصویر می گیرند

از تمام بدن به صورت Ant     Post     تصویر می گیرند .

پرسش های شما را در حد توانایی  پاسخ گوییم .

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

تالاسمي چيست ؟

كلمه تالاس به معني دريا و اميا به معناي خون مي باشد وچون اين بيماري درابتدا درنزدمردم كناردرياي مديترانه يافت شد به نام تالاسميا گفته مي شود وياكم خوني مديترانه اي هم به آن مي گويند.

ازطرفي ديگرآقاي دكتركولي درسال 1925 درآمريكا كساني راكه ازايتاليا به آمريكا مهاجرت كرده بودندوداراي بزرگي كبدوطحال وكم خوني وتغييرقيافه شده بودندراشناسايي وبنام كم خوني كوليز معرفي نمود. خون سازي دربدن درمحلي بنام مغزاستخوان وعمدتاً دراستخوان لگن انجام مي شود .

بيماري تالاسمي به 2گروه عمده آلفاتالاسمي وبتا تالاسمي تقسيم مي شود كه درايران ,بيشترازنوع بتاتالاسمي مي باشند.

بتاتالاسمي به سه نوع تقسيم مي شود :

1-     بتا تالاسمي مينور يا خفيف

2-     بتاتالاسمي متوسط

3- بتاتالاسمي ماژور ياشديد

درنوع خفيف يامينور  درحقيقت خود افراد نيز امكان داردمتوجه ناقل بودن خود نباشند. اين افراد به هيچ وجه بيمارنبوده ومشكل خاصي ندارند وتنها ناقل وحامل يك ژن معيوب تالاسمي مي باشند. دربدن انسان براي هرخصوصيتي ژن مخصوص آن خصوصيت وجوددارد مثل رنگ مو يا قد وبراي هرمـــورد2 ژن  وجوددارد كه يكــي ازپــدر وديگــري از مادر به ارث مي رسد.

دركساني كه ناقل تالاسمي هستند تنها يكي ازدوتا ژن مربوطه اشكال دارد وبه همين خاطر اين افراد هيچ مشكلي ندارند وشايد فقط يك كم خوني مختصر داشته باشند. معمولاً اسيد فوليك درعده اي كه كم خوني خفيف دارند توصيه مي شود ومحدوديت غذايي نيز اين دسته افراد ندارند و به هيچ وجه تبديل به نوع شديد نخواهد شد تنها اهميت دانستن اينكه آيا يك فردناقل است يا خير, در ازدواج است كه 2نفرناقل درصورت ازدواج امكان دارد درهر حاملگي 25% دچار فرزند تالاسمي ماژور ياشديد شوند.

بتا تالاسمي ماژور به كساني اطلاق مي شود كه هر دو ژن مربوطه معيوب است ولذا خون سازي سالم صورت نمي گيرد.  از 5-4 ماهگي به بعد شيرخوار با علائم رنگ پريدگي – بـي قــــراري  و بي خوابي و خوب شير نخوردن  مراجعه مي كند ودرآزمايش خون از يك كم خوني شديد رنج مي برد. اين بيماران به علت كم خوني شديد و فعاليت بيش از حد مغز استخوان در صورت عدم درمان دچار تغيير شكل در استخوانهاي بدن بخصوص جمجمه سر شده وهمچنين كبد وطحال نيز بعلت خون سازي فعال, بزرگ مي شوند لذا درمان آنان تزريق منظم خون به جهت جلوگيري از تغيير قيافه بوده به نحوي كه همو گلوبين خون بالاتر از10 باشد وچون با هر تزريق كيسه خونmg200   آهن وارد بدن مي شود كه راهي براي رفع آن وجــودنـدارد. آهــــن يك مـاده سمـي بوده كه دربافتهاي بدن وبخصوص قلب رسوب وباعث آسيـب شديدخواهد شد لذا بايستي ازآمپول دسفرال بصورت منظم و حداقل5 شب در هفته و با پمپ دسفرال و در مدت حداقل 8 ساعت در شبانه روز استفاده نمود تا آهن اضافي از بدن دفع شود .

درصورت عدم تزريق منظم دسفرال به مرور زمان قلب دچارصــــــدمه شده ودرسنين بالا امكان مـــرگ ناشـــي از نارسايي قلبي وجود دارد. همچنين ديابت , كم كاري تيروئيد, تشنج , نارسايــــي غدد جنسي و..... از ديگــر عوارض بار اضافي آهن مي باشد.  درحـــــال حاضرروي قرص خوراكي دفع آهن در حال مطالعه هستند كه به نام ICL-6V معروف است .

ازقــرص L1 (دفريپرون) نيز فقط در موارد خــاص و با نظرپزشك متخصص خون مي توان استفاده نمود و نمي تواند جايگزين دسفرال درهمه موارد بشود.

بيماران تالاسمي ضريب هوشي خوبي داشته ودر صورت تزريق منظم خون به اضافه دسفرال يك عمر طبيعي خواهند داشت .

تالاسمي متوسط به كساني گفته مي شود كه نوع تالاسمي وكم خوني آنان بين خفيف وشديد مي باشد وHb آنان معمولاً بالاتر ازهفت بوده وبعد از 2 سالگي دچار علائم كم خوني مي گردند. درمان اوليه آنان داروئي مي باشد و درسنين بالا عده اي ازآنان نياز به تزريق خون خواهند داشت .

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور
تاریخجه:

سقراط برای نخستین بار در 3000 سال پیش از میلاد مسیح مفهوم اتم به معنی  « برش نیافته » را به کار برد.
یونانی ها اولین کسانی بودند که از جذب یا دفع اجسام به وسیله نیروهایی نامرئی که ما امروزه آنها را الکتریسیته ساکن می نامیم به شگفت می آمدند. آنها ابتدا متوجه شدند که اگر یک تکه کهربا به پوست خزه مالیده شود می تواند ذرات یا اشیاء بخصوصی را جذب نماید. واژه کهربا ( Amber ) نیز ترجمه الکترون می باشد.
در شهر ماگنزیا در آسیای صغیر ( ترکیه )،‌ نیز مردم متوجه شدند که اگر برخی از سنگها بر روی محور خود قرار بگیرند بالافاصله به شدر خدمت امپراطوری ناپلئون بود. نیاکان ما در قبل از میلاد مسیح اولین افرادی بودند که ارتباط بین الکتریسیته ( جریان الکترونیکی ) و مغناطیس را به صورت تئوری بیان نمودند. البته این ارتباط تا 2000 سال بعد به صورت نهفته باقی ماند تا اینکه در سال 1819، هانس کریستین اورستد به طور تصادفی متوجه شد که عقربه قطب نما در کنار یک بارالکتریکی منحرف می شود و نتیجه گرفت که الکتریسیته می تواند میدان مغناطیسی به وجود آورد.
دوازده سال بعد مایکل فاراده ثابت نمود که عکس این قضیه هم صادق است،‌ یعنی مغناطیس هم می تواند الکتریسیته الکتریسیته را به وجود آورد. این مسئله باعث تبیین قانون القای مغناطیسی فاراده شد. این قانون نه تنها اساس سیگنالهای MR را تشکیل می دهد بلکه به عنوان پیش زمینه ای برای رشته نوین الکترومغناطیس نیز طرح گشت.
فاراده متوجه شد که اگر میدان مغناطیسی را از میان یک سیم پیچ الکتریکی و با زاویه 90 درجه عبوردهیم می توان ولتاژ و شدت جریانی را در سیم پیچ القاء کرد . او همچنین اظهار داشت که در صورتی می توان القای مغناطیسی را به طور پیوسته ایجاد کرد که میدان مغناطیسی ( یا شدت جریان ) قطع و وصل شده یا به صورت پالسی درآید. به همین دلیل بسیاری از افراد، مایکل فاراده را به عنوان پدر علم الکتریسیته می شناسند.
در دهه 1860 جیمز کلرک ماکسول (Jamesclark Maxwel ) اسکاتلندی متوجه این نکته شد که خطوط نیروهای مغناطیسی را می توان به صورت ریاضی بیان نمود. برخی از معادلات ماکسول ثابت می کند که میدانهای مغناطیسی و الکتریکی با یکدیگر زاویه 90 درجه می سازند. او همچنین نشان داد که میدان مغناطیسی القا شده به صورت فنری (Spiral) و عمود در خلاف جهت جریان الکترونی که آنرا می سازد حرکت می کند و سرعت آن در خلا نیز برابر سعرت نور یعنی m/s 8 10 * 3 می باشد.
ماکسول همچنین سرعت و جهت امواج الکترومغناطیس را محاسبه و علاوه بر امواج ماوراء بنفش و مادون قرمز وجود سایر امواج را نیز پیشگویی کرد. هشت سال بعد هانریش هرتز ( Hanrish Hertz) آلمانی به وجود امواج نامرئی الکترومغناطیسی پی برد و اذعان نمود که تمام امواج مذکور را می توان بر اساس مقدار فرکانسشان مشخص نمود. از آن پس، طیف امواج الکترومغناطیس و طبقه بندی انرژی امواج بر اساس خصوصیتشان مورد توجه قرار گرفت.
تمام این حوادث وضعیت را برای آقای ویلهم کنراد رونتگن                                     ( Wilhelmkonrad Rontgen ) فراهم آورده بودند تا او اشعه ایکس را کشف کند. این اشعه جزو امواج الکترومغناطیس و با فرکانس بالا می باشد. بعد از او در سال 1986 نیز فردریک ژولیه ( Fredric Joliot ) و ماری کوری (Mari Curic) اشعه گاما را کشف کردند. با کشف آنها این مسئله روشن شد که انرژی امواج با فرکانس بالا را می توان تشخیص و اندازه گیری نمود. همچنین آسیبهای بیولوژیکی این تشعشعات نیز به اثبات رسید.
با شروع قرن بیستم، عصر اتم نیز آغاز شد. فیزیکدانها و دانشمندان زیادی، قسمتی از روشهای NMR و MRI را پی ریزی کردند که از مهمترین آنها می توان به شخصیتهای زیر اشاره نمود:
1905 آلبرت انیشتین : اصل بقای انرژی E=mc2  که مبین یکسان بودن جرم و انرژی است.
1911 ارنست راترفورد: هسته اتم را مشخص نمود.
1911 جی.جی تامپسون : وجود الکترون را اثبات نمود.
1913 نیلز بور : خواص و شکلهای هندسی الکترون را تعریف کرد و پنجره ای را بر روی فیزیک کوانتوم گشود. او اتم را به منظومه شمسی تشبیه نمود.
اتواسترن: روشی را برای اندازه گیری دو قطبی های مغناطیسی ابداع کرد.
ولفانگ پاولی: اصطلاح تشدید مغناطیسی هسته ای را متداول نمود.
ایرودور اسحاق رابی: اولین آزمایش تشدید مغناطیسی هسته ای را انجام داد.

جنگ جهانی دوم
آلبرت انیشتین که در آن زمان فیزیکدان مشهوری نبود، معادل بودن انرژی و ماده را مطرح و ثابت می کند که این دو، تظاهرات مختلفی از یک چیز می باشند. » تئوری نسبیت » مشهور او یکسان بودن جرم و انرژی را معرفی نمود. البته تئوری نسبیت انشتین برای سالها مسکوت باقی ماند. زیرا اولاً دستگاه ها و وسایل مجهزی برای اثبات آن وجود نداشت و ثانیاً دیدگاه های تئوریک و علوم آن زمان برای اثبات یا نفی آن کافی نبود. یکی از دستاوردهای فرمول انشتین ( E=mc2) که باعث شد تا عصر انرژی تمام ابعاد تأسف باری به خود بگیرد. هنگامی بود که انشتین در سال 1932 نامه ای را به رئیس جمهور وقت           « رزولت» نوشت و او را از قدرت خارق العاده اتم آگاه کرد. به این ترتیب روزولت نیز متقاعد می شود که مقدار اورانیومی به اندازه یک توپ گلف می تواند مقدار انرژی معادل چند میلیون پوند ذغال سنگ داشته باشد و به همین دلیل، کمیته پروژه منهاتن (Manhatan) را برای انجام تحقیقاتی جهت ساخت بمب اتم پایه گذاری می کند. پنج سال بعد یعنی در ششم آگوست 1945 بمب اتم که حاصل آن تحقیقات بود بر روی شهر هیروشیمای ژاپن فرود آمد.
پس از جنگ جهانی دوم
برخی از پیشرفتهای تکنولوژی که در جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد به عنوان پیش زمینه هایی برای تصویربرداری از انسان مورد استفاده قرار گرفت. به عنوان مثال از امواج صوتی که برای پیدا کردن زیر دریایی های غرق شده استفاده می شد در سونوگرافی و از انرژی اتمی در تصویربرداری پزشکی هسته ای استفاده گردید.
در سال 1946 دو فیزیکدان آمریکایی به نام فلیکس بلوچ (Flexi Bloch) و ادوارد پارسل (Adward Purcell) که به طور جداگانه بر روی اتمها کار می کردند متوجه شدند که اگر لوله آزمایشی را که محتوی ماده ای خالص می باشد با امواج مغناطیسی انرژی دار کرده و مورد بمباران امواج RF   قرار دهند، اتمها تهییج شده و سپس با طیفی که متناسب با اتمها مورد آزمایش است شروع به پاسخ دادن می کنند.
آنها این سیگنالها را آشکار کرده و بر اساس مقدار فرکانسشان که به صورت تصاویر اسپکتروسکپی ثبت نمودند به این ترتیب بنیان تشدید مغناطیسی هسته ای که مقدمه ای بر MRI بود گذاشته شد.
این کشف در ابتدا کاربردهای صنعتی داشت. امروزه می توان فرکانس اجزای مولکولی یک ماده ساده را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. ( سرانجام بلوچ و پارسل موفق به اخذ جایزه نوبل سال 1952 شدند).
در مدت 25 سال پس از این کشف ، بیش از هزار دستگاه NMR ساخته و هزاران متخصص اسپکتروسکپی روانه عرصه بین المللی شدند و بدین ترتیب اسپکتروسکپی پیشرفت کرد. محققین ، انواع و اقسام آزمایشها و تجزیه و تحلیلهای NMR را به صورت In vitro انجام دادند. اما بکارگیری آن برای تصویربرداری از بدن انسان از لحاظ آنها نه تنها غیر ممکن بلکه امری بسیار احمقانه بود.

 

دکتر ریموند دامادین (Raymond Damadian)
در سال 1970 پزشک و فیزیک دان آمریکایی به نام دکتر ریموند نامادین که فردی بسیار فهیم و آینده نگر بود تصمیم گرفت اسکنری را برای تصویربرداری از بدن انسان بسازد. و همین مسئله ، نقطه عطفی را در دنیای تصویربرداری به وجود آورد. او در آزمایشهای خود،‌ سلولهای بدخیم را از طریق جراحی وارد بدن موشها نمود و سپس آنها را مورد آزمون NMR قرار داد. دامادین متوجه شد که بافت توموری موشها به تحریک مغناطیسی پاسخ می دهد و اگر موشها را با یک پالس تشدید کننده بمباران کند هنگامی که گشتاور دو قطبی های مغناطیسی به حالت تعادل و آرامش می رسند هر یک از بافتهای سالم و توموری یک نوع سیگنال خاص خود را منتشر می کنند.
این سیگنالها بر حسب اینکه مربوط به بافتهای سالم یا ناسالم باشند می توانند کنتراست خاصی را بر روی تصویر ایجاد کنند. همین مسئله باعث شد تا فکر ساخت دستگاه تصویربرداری به مغز وی خطور کند. البته سالها قبل از دامادین،‌ فلیکس بلوچ، اصطلاحات T1، 2 T را برای نشان دادن مقدار زمانهای استراحت بکار برده بود.
دکتر دامادین در اوایل دهه 1970 متوجه شد که ساختمان آب در تصویربرداری MRI عنصری بسیار حیاتی است. زیرا هر مولکول آب در واقع یک دو قطبی بسیار قوی است ( قطب شمال و جنوب ) علت آن است که الکترونهای مدار هیدروژن زمان بیشتری را در مدارهای اطراف اتم اکسیژن می گذارنند این وضعیت باعث ایجاد یک منبع قوی برای تولید سیگنالهای MR می شود. دامادین ثابت کرد سیگنالهای فوق را می توان به صورت تصویری مخصوص، آشکار کرد و ثبت نمود.
دامادین به ارزش تشخیصی این اشعه مغناطیسی القا شده پی برد. او و همکارانش جهت تصویربرداری کل بدن انسان ( Whole body ) مدت 7 سال را برای طراحی و ساخت اولین اسکنر MRI صرف کردند. پس از فراز و نشیبهای فراوان بالاخره درروز سوم ژولای 1977 اولین تصویر دانسیته پروتون (Poroton density) از بدن انسان تهیه شد.
تصویربرداری فوق که به صورت اگزیال بود به مدت 4 ساعت و 45 دقیقه طول کشید. در این آزمون بیمار بایستی در هنگام تصویربرداری از لحاظ فیزیکی 106 مرتبه بر روی یک تخت حرکت داده می شد تا تهییج فضایی (Spatital excitation ) صورت می گرفت. طبقه گفته خود دکتر دامادین، چیزی که او را در این مدت 7 سال یاری می داد تنها قدرت و ایمان مذهبی درونیش بود.
دکتر دامادین نام اولین اسکنر خود را سرکش ( Indomitable ) گذاشت که در واقع نشان دهنده عزم، بی باکی و خستگی ناپذیری او در ساخت دستگاه مذکور بود. این دستگاه اکنون در مرکز تکنولوژی اسمیتسون واشنگتن (Smithson institute of technology ) قرار دارد.
دکتر پل لاتربور ( PAUL LAUTERBUR.Ph.D )


دکتر لاتربود در حیطه اسپکتروسکپی با لوله های آزمایش دارای موفقیتهای چشمگیری بود. اما نمی توانست مسئله ضروری بودن خلوص ماده را برای بدست آوردن تجزیه اسپکتروسکپی نادیده بگیرد. او می دانست که با استفاده از اصول NMR می توان یک سری راهکارهای عملی جهت تهییج قسمتهایی از نمونه مورد آزمایش ارائه داد، سرانجام او به این نتینجه رسید که اگر بتوان میدان مغناطیسی گرادیان دار ضعیف و کنترل شده ای را بر روی میدان مغناطیسی استاتیک (Static) قویتری همپوشان کرد، آنگاه می توان برشی از نمونه با همان مقدار فرکانس را مجزا نمود، سیگنالهای آنرا آشکار کرد و نهایتاً به صورت یک تصویر درآورد. برای اثبات این اندیشه، او به مدت چند هفته تحقیقات و آزمایشهای طاقت فرسایی را انجام داد و بالاخره متقاعد شد که :
1- بااستفاده از سیگنالهای NMR می توان برش مغناطیسی را به وجود آورد.
2- مقدار این سیگنالها جهت بکارگیری اصول انتقال فوریه (FT) برای تشکیل تصویر کافی است.
3- برای بهبود کیفیت تصاویر، باید میدان مغناطیسی به اندازه کافی یکنواخت باشد.
در سال 1972 دکتر لاتر بور به منظور تصویربرداری از قسمتهای دلخواه حیوانات و گیاهان مختلف، گرادیانهای Gx و Gy و Gz را طراحی و از آنها استفاده نمود و بدین ترتیب قسمتی از وظیفه دشوار امتزاج و تکمیل سه تئوری فوق الذکر را به انجام رساند.
در سال 1988 رونالد ریگان ( Ronald Reagan ) رئیس جمهور وقت آمریکا، نشان ملی تکنولوژی (National Medical of Technology ) را به دکتر دامادین و دکتر لاتربور، تقدیم کرد. این جایزه که ارزنده ترین جایزه ملی امریکا محسوب می شود به دلیل سهم قابل توجه آنها در ارتقای تکنولوژی و گسترش رفاه ملی تقدیم ایشان گردید.
دانشمندان و فیزیکدانهای سراسر جهان نیز تحقیقاتی را به طور مداوم انجام می دهند و دانش پیشینیان خود را بهبود می بخشند. دنیای MRI مرهون افراد بیشماری است که از برجسته ترین آنها می توان به افراد زیر اشاره کرد.
دهه 1950 : دکتر اروین هان (Ervin Hahn): به خاطر کشف پالس سکانس اسپیناکوی هان کشف او چنان دگرگون کننده بود که نمی توان آن را با سایر کشفیات مقایسه نمود. او هم اکنون در دانشگاه برکلی (Brekeley) است.
دهه 1960: دکتر ارنست (R.R.Ernst) : او با ابداع محور مختصاف فاز (Phase) و فرکانس (Frequency) بر روی شبکه ماتریکس MR، حساسیت آشکارسازی سیگنالهای MRI را افزایش داده و همینطور از تبدیل فوریه در روند تصویربرداری فضایی (Spatital imaging process) استفاده نمود. علاوه بر آن، حساسیت و تعادل بین زاویه چرخش (Flip angle) را افزایش داد. قابل ذکر است که زاویه چرخش، اساس تصویربرداری سریع را تشکیل می دهد. دکتر ارنست هم اکنون در شهر زوریخ سوئیس زندگی می کند.
دهه 1980: سرپیتر هانسفیلد (Sir peter Mansfield ): هانسفیلد اهل ناتینگهام انگلستان بوده و به دلیل کشف تصویربرداری گرادیان اکو در مقابل تصویربرداری مولتی اکو مشهور است. تصویربرداری گرادیان اکو مقدمه ای ضروری برای تصویربرداری MRI به طریق Real time می باشد. سرپیتر هانسفیلد به دلیل سهم زیادی که در تصویربرداری MRI داشت از طرف ملکه الیزابت دوم مفتخر به دریافت لف شوالیه (Knighte) شد.

وضوح
بلافاصله بعد از ابداع سیستم MRI دستگاه های مذکور با سرعتی بی سابقه طراحی و ساخته شدند و بدین ترتیب دامادین و لاتربور توانستند افراد بیشتریرا نسبت به این سیستم خوشبین نمایند. امروزه بیش از دو هزار دستگاه MRI در ایالات متحده امریکا و تقریباً‌ همین مقدار در دیگر کشورها وجود دارد. در ابتدا دستگاه های MRI تنها در ایالات متحده ساخته می شدند اما طولی نکشید که این صنعت به سایر نقاط جهان نیز کشیده شد.
هر یک از صادر کنندگان دستگاه های MRI نیز می خواستند که در بازار رقابت،‌ موفقیت بهتری را بدست آورند و بدین ترتیب بازار رقابت بین المللی MRI گرم شد و در نتیجه ان اصطلاحات جدید و واژه های گیج کننده به حوزه تکنیکی آن وارد شد. اپراتورها نیز در ابتدا با مشکلات زیادی توانستند زبان MRI را تثبت کنند.
در نهایت، با افزایش تولید دستگاه های MRI و پراکندگی زیاد آن در سراسر کشور ایالات متحده، شکاف بین بخش صنعت و مرکز تصویربرداری MRI زیاد شد. سازندگان دستگاه های MRI برنامه های آموزشی پر سرو صدایی را به مدت یک تا دو هفته برای کارکنان ثابت MRI ترتیب دادند اما برخی از آنها هیچگونه آشنایی بامشاغل بهداشتی نداشتند. مشکلاتی که در رابطه با پروتکل ها و مسائل حفاظتی پیش می آمد معمولاً‌ از طریق تلفن به نزدیک ترین اداره مرکزی کارخانه سازنده اطلاع می دادند و پاسخ می گرفتند. حتی با تجربه ترین اپراتورها نیز نمی توانستند که در هنگام مواجه با بیماران مبتلا به هیجانهای کلاستروفوبیا ( تونل ترسی ) چگونه از کامپیوتر استفاده کنند و یا در چه مواردی باید کنتراست تصویر را برای مشاهده ضایعه ای خاص افزایش دهند.
امروزه قدرت مغناطیسی دستگاه های MRI را در سه سطح ضعیف، متوسط و قوی می سازند که هرکدام دارای مزایا و نقص های خاص خود می باشند اما با ابداع مواد حاجب تزریقی، دستگاه های MRI فوق هادی ( Super conducting ) با قدرت مغناطیسی بالا به عنوان مطلوب ترین روش تصویربرداری برای مشاهده ضایعات عصبی مطرح شدند. این مواد حاجب به منظور افزایش کنتراست تصاویر ساخته شده و در سال 1988 مورد تایید FDA قرار گرفتند.
پیشرفتهایی که در زمینه های الکترونیک و نرم افزارهای کامپیوتری MRA اتفاق افتاده باعث شد تا موارد کاربرد تصویربرداری نیز افزایش پیدا کند. به عنوان مثال امکان تصویربرداری از عروقی که به نام آنژیوگرافی تشدید مغناطیسی یا MRA معروف است فراهم شد. البته با وجود اینکه MRA هنوز در مراحل ابتدایی خود می باشد اما موضوعی است که علاقه و نظر بسیاری از افراد را به خود جلب کرده و در برخی موارد به عنوان راه حل نهایی انتخاب می شود. به طور کلی امروزه سیستم های تصویربرداری به طرف تصویربرداری غیرتهاجمی از شبکه عروقی بدن پیش می روند. این نوع تصویربرداری ها قادرند که آناتومی عروق مغزی را نشان دهند و همینطور میزان جریان خون آنها نیز محاسبه می نمایند. در حال حاضر چند نوع تصویربرداری MRA وجود دارد که از مهمترین آنها می توان به دو تکنیک (TOF) Time of Fight و Phase contrast اشاره نمود. با بکارگیری صحیح گرادیان اکو (gradient echoes ) ،‌ پیش اشباع (Presaturation ) اسکن سریع (fast scan)، پالس spoliter reminder و پالس آماده کننده (Preparatory Pulses) می توان کیفیت تصاویر را افزایش داد.
برگرفته از کتاب جامع رادیولوژی

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور
سی تی اسکن ابزار حیاتی برای آشکار سازی سرطان ریه اولیه است.مطالعه ی جدید نشان می دهد که CT اسکن می تواند یک ابزار قدرتمند در آشکار سازی اولیه سرطان ریه در 85 درصد بیماران در مراحل اولیه باشد.اگر جراحی بلافاصله پس از تشخیص انجام شود حداقل میزان بقا را به 10 سال افزایش میدهد .این تحقیق به طور کامل در ژورنال England journal of medicine منتشر شده است.مطالعه شامل 31000 نفر از 7 کشور بود که در حال حاضر سیگار میکشند یا در گذشته سیگار کشیده اند بود.سی تی اسکن 484 سرطان را آشکار کرد که 72 عدد ار این تعداد در مراحل بسیار ابتدایی بودند.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور
نوعی روش درمانی است که در آن منابع رادیواکتیو پوشش دار (sealed) برای تولید پرتویونیزان در فاصله کوتاه به صورت داخل بافتی (insterstitial)، داخل حفره ای (intera carity) و یا بر روی سطح مورد نظر (surfase application) مورد استفاده قرار می گیرند. با این روش درمانی می توان یک دوز تابشی بالا به صورت متمرکز به تومور رساند به گونه ای که افت سریع دوز در بافتهای سالم اطراف تومور ایجاد شود. در گذشته براکی تراپی اغلب با منابع رادیوم یا رادون انجام می گرفت. امروزه استفاده از عناصر رادیواکتیو مصنوعی مانند 137Cs ، ایرودیوم 192، طلا 198 و ید 125 به سرعت در حال گسترش است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 رادیوتراپی به عنوان یکی از روشهای درمان سرطان دارای مزیتهایی است. یک مزیت عمده آن این است که دوزیمتری تشعشع بر پایه فیزیک بنا نهاده شده است. دهها سال کار مداوم در زمینه فیزیک تشعشع، رادیوتراپی را دارای جایگاهی بی نظیر و محکم در میان سایر تخصصهای پزشکی نموده است. امروزه برای تک تک بیماران رادیوتراپی، پلانهای درمانی جداگانه ای توسط سیستمهای کامپیوتری تنظیم می شود که میزان دوز جذبی مورد نیاز را با توجه به حجم درمانی و اندامهای بحرانی محاسبه می کند. اما در درمان با روشهای دارویی یا عوامل بیولوژیکی همچنان تلاشها برای رسیدن به کمیتهای قابل مقایسه ادامه دارد. مزیت دیگر روش رادیوتراپی، عبور تشعشع از مناطق بدون جریان خون یا جابجایی فعال سلولهاست .چنین مناطقی در روشهای درمانی دارویی از دسترسی به داروهای مورد نظر محروم می مانند. سومین مزیت رادیوتراپی نسبت به روشهای دارویی این است که در درمانهای دارویی پس از مدتی استفاه از دارو، بافتهای مورد نظر نسبت به دارو مقاوم می شوند. چنین حالتی در رادیوتراپی بسیار کم رخ می دهد.

                                                


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

 

  • پوستر ستارگان منچستر
    پوستر ستارگان منچستر
  • پوستر فابرگاس
    پوستر فابرگاس
  • پوستر رایان گیگز
    پوستر رایان گیگز
  • پوستر کریستیانو رونالدو
    پوستر کریستیانو رونالدو
  • پوستر کارلوس پویول
    پوستر کارلوس پویول
  • پوستر لیونل مسی
    پوستر لیونل مسی
  • پوستر نادال و کاسیاس
    پوستر نادال و کاسیاس
  • پوستر سرجیو راموس
    پوستر سرجیو راموس
  • پوستر زلاتان ابراهیمویچ
    پوستر زلاتان ابراهیمویچ
  • پوستر رونالدینیو
    پوستر رونالدینیو
  • پوستر رونالدو
    پوستر رونالدو
  • پوستر توتی
    پوستر توتی
  • پوستر بکام
    پوستر بکام
  • پوستر دل پیرو
    پوستر دل پیرو
  • پوستر کاکا
    پوستر کاکا
  • پوستر علی کریمی و دکو

 

 

 

 

Alegría tras el gol de Robben

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور
هماچوری به معنای وجود خون در ادرار است. هماچوری میکروسکوپیک به این معنا است که خون موجود در ادرار فقط هنگام آزمایش ادرار در زیر میکروسکوپ دیده می شود، در حالی که هماچوری آشکار به این معناست که وجود خون در ادرار به اندازه ای است که با چشم غیر مسلح نیز می توان آن را دید. علی رغم این که مقدار خون موجود در ادرار متفاوت است، عللی که می توانند این مشکل را ایجاد کنند یکسان هستند و بررسی ها یا ارزیابی های پزشکی مورد نیاز برای تشخیص آن ها نیز مشابه است.
از آن جایی که ادرار خونی به وسیله یکی از اعضای دخیل در تولید یا انتقال ادرار ایجاد می شود، ارزیابی هماچوری به بررسی کل دستگاه ادراری نیاز دارد.
اعضاء این سیستم عبارتند از کلیه ها، میزنای (لوله ای که ادرار را از کلیه ها به مثانه می آورد)، مثانه، پروستات و میزراه (لوله ای که ادرار را به خارج از مثانه هدایت می کند). باید تاکید شود که حتی بروز یک هماچوری منفرد به ارزیابی نیاز دارد حتی اگر خود به خود برطرف شود.
● چه عواملی سبب بروز ادرار خونی می شوند؟
علل متعددی برای بروز خون در ادرار وجود دارند. برخی مانند سرطان ها، تروما، سنگ ها، عفونت ها یا انسداد مجرای ادراری جدی هستند. برخی دیگر اهمیت کمتری دارند و ممکن است به درمان نیازی نداشته باشند.
این علل عبارتند از: عفونت های ویروسی، التهابات غیر اختصاصی کلیه، داروهایی که توانایی لخته شدن خون را کاهش می دهند و بزرگ شدن خوش خیم پروستات.
● ادرار خونی چگونه ارزیابی می شود؟
ارزیابی خون در ادرار شامل گرفتن سابقه از بیمار، انجام یک آزمایش فیزیکی، ارزیابی ادرار زیر میکروسکوپ و در نهایت کشت ادرار است. گرفتن سابقه به این صورت است که آیا درد یا ناراحتی مرتبط با هماچوری وجود داشته است یا خیر؟
آیا خون در ابتدا، انتها یا سراسر جریان ادرار وجود داشته است و در نهایت این که آیا بیمار سابقه سیگار کشیدن، سنگ های کلیوی، جراحت دستگاه ادراری، اشکال در ادرار کردن یا ارزیابی قبلی دستگاه ادراری داشته است یا خیر؟
مهم نیست که علت بروز هماچوری تا چه اندازه واضح است، ارزیابی کامل تقریباً همیشه به منظور رد بیماری های زمینه ای جدی از قبیل سرطان ضروری است. به طور معمول سه آزمون تشخیصی برای یافتن شمایی کلی از کل دستگاه ادراری ضروری است و این سه آزمایش عبارتند از پیلوگرام وریدی (IVP)، سیتوسکوپی و سیتولوژی ادرار.
پیلوگرام وریدی یا IVP ، ارزیابی دستگاه ادراری به وسیله اشعه ایکس است. در این روش، یک ماده حاجب به وریدها تزریق شده و به وسیله دستگاه ادراری تصفیه می شود. یک سلسله عکس برداری با اشعه ایکس به منظور مشاهده ناهنجاری ها در طی ۳۰ دقیقه انجام می شود. این بررسی به خصوص برای ارزیابی کلیه ها و میزنای سودمند است اما برای مثانه، پروستات و میزراه سودی ندارد. بنابراین آزمایش دوم به نام سیتوسکوپی ضروری است.
در این روش یک لوله مشاهده گر یا سیتوسکوپ به منظور ارزیابی چشمی مثانه و میزراه به کار می رود. در بیشتر موارد، این روش می تواند بدون هیچ گونه ناراحتی با کاربرد ژل بی حس کننده موضعی انجام شود. سیتوسکوپ از میزراه عبور کرده، به مثانه می رسد و به این ترتیب بررسی انجام می شود. کل این آزمایش کمتر از ۱۰ دقیقه زمان می برد. آزمایش آخر سیتولوژی ادرار است که شامل تخلیه ادرار در یک ظرف و آزمایش آن به وسیله یک پاتولوژیست به منظور یافتن سلول های سرطانی است.
● ادرار خونی چگونه درمان می شود؟
کنترل ادرار خونی به علت زمینه ای آن بستگی دارد. در بسیاری از موارد، علت کشف نمی شود که خوشبختانه به دلیل عدم وجود یک موقعیت خطرناک است. به خاطر داشته باشید که علت واقعی بررسی های پزشکی در هماچوری اثبات یک علت خاص نیست بلکه رد یک مشکل جدی است. اگر هیچ علتی برای هماچوری پیدا نشود، ادرار باید به صورت سالانه کنترل شده تا اطمینان حاصل شود که هیچ تغییراتی رخ نداده است.
البته اگر «هماچوری» آشکار عود کرد، ارزیابی دوباره ممکن است ضروری باشد و باید با پزشک مشورت کرد. یک آزمون خونی به منظور کنترل عملکرد کلیه و کنترل فشار خون نیز باید انجام شود. مردان بالای پنجاه سال باید به منظور غربال گری سرطان پروستات، سالانه آزمون PSA یا آنتی ژن اختصاصی پروستات انجام دهند.
بررسی بیشتر در مورد درمان هماچوری به نتایج بررسی های ذکر شده قبلی و علت واقعی هماچوری بستگی دارد. اورولوژیستی که این آزمایش را انجام می دهد هر گونه درمان یا ارزیابی ضروری بیشتر را درخواست می کند.
● ادرار خونی در یک نگاه
▪ وجود خون در ادرار گاهی اوقات تنها با میکروسکوپ قابل رویت است.
▪ ارزیابی ادرار خونی به بررسی کل دستگاه ادراری نیازمند است.
▪ آزمون هایی که برای تشخیص ادرار خونی به کار می روند شامل پیلوگرام وریدی (IVP)، سیتوسکوپی و سیتولوژی ادرار هستند.
▪ کنترل و درمان ادرار خونی به علت زمینه آن بستگی دارد.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

توضيح‌ كلي‌
عفونت‌ حاد كليه‌ عفونت‌ باكتريايي‌ غيرمسري‌ كليه‌ها (كليه‌ها مسؤول‌ دفع‌ مواد زائد از جريان‌ خون‌ و توليد ادرار هستند). اين‌ بيماري‌ مي‌تواند هر دو جنس‌ را مبتلا سازد ولي‌ در همه‌ سنين‌ در خانم‌ها شايع‌تر است‌. عفونت‌هاي‌ حاد كليه‌ در مردان‌ در هر سني‌ ممكن‌ است‌ حاكي‌ از وجود يك‌ بيماري‌ زمينه‌اي‌ جدي‌ نظير تومور، انسداد يا اختلالات‌ پروستات‌ باشد.
علايم‌ شايع‌
بروز ناگهاني‌:
تب‌ و لرز تكان‌دهنده‌
سوزش‌ و تكرر ادرار
دفع‌ ادرار كدر يا خوني‌
درد (بعضاً شديد) يك‌ طرفه‌ يا دو طرفه‌ كمر
درد شكم‌
خستگي‌ قابل‌ ملاحظه‌ توجه‌: كودكان‌ خردسال‌ و سالمندان‌ ممكن‌ است‌ علايم‌ معمول‌ بيماري‌ را نداشته‌ باشند.
علل‌
تهاجم‌ باكتري‌ (شايع‌تر از همه‌، اشرشياكولي‌ ) به‌ يك‌ يا هر دو كليه‌. اين‌ عفونت‌ ممكن‌ است‌ از درگيري‌ مثانه‌ آغاز شود. شايعترين‌ منابع‌ عفونت‌ باكتريايي‌ عبارتند از:
فعاليت‌ جنسي‌ شديد در زنان‌ كه‌ باعث‌ ورود باكتري‌ها به‌ پيشابراه‌ و مثانه‌ مي‌گردد.
عفونت‌هاي‌ نقاط‌ ديگر بدن‌ كه‌ از طريق‌ جريان‌ يا گره‌هاي‌ لنفاوي‌ به‌ كليه‌ها انتشار مي‌يابند.
مسدودشدن‌ يا اختلال‌ دستگاه‌ ادراري‌ در اثر سنگ‌، انسدادها، اختلال‌ عملكرد مثانه‌ ناشي‌ از بيماري‌هاي‌ عصبي‌، تومورها يا اختلالات‌ مادرزادي‌
كاتترها، سوندها يا اقدامات‌ جراحي‌ مورد استفاده‌ براي‌ ساير بيماري‌هاي‌ طبي‌
استفاده‌ از حمام‌ كف‌ به‌ ويژه‌ در دختران‌ كم‌سن‌ و سال‌
عوامل‌ افزايش‌دهنده‌ خطر
ديابت‌ شيرين‌
تومور يا عفونت‌ مزمن‌ مثانه‌
عدم‌ تخليه‌ مرتب‌ ادرار
فلج‌ ناشي‌ از آسيب‌ها يا تومورهاي‌ طناب‌ نخاعي‌
حاملگي‌
پيشگيري‌
هيچ‌ اقدام‌ پيشگيرانه‌ خاصي‌ در مورد مردان‌ وجود ندارد. در مورد خانم‌ها:
پس‌ از دفع‌ مدفوع‌، شستشو از ناحيه‌ مهبل‌ به‌ سمت‌ مقعد (از جلو به‌ عقب‌) بايد صورت‌ گيرد.
اجتناب‌ از مرطوب‌ ماندن‌ طولاني‌ اطراف‌ پيشابراه‌ مانند آنچه‌ در اثر استفاده‌ از زير پوش‌هاي‌ نايلوني‌ يا لباس‌هاي‌ شناي‌ خيس‌ رخ‌ مي‌دهد.
اجتناب‌ از فعاليت‌ جنسي‌ كه‌ باعث‌ تحريك‌ يا آسيب‌ پيشابراه‌ يا مثانه‌ مي‌گردد.
ادرار كردن‌ در طي‌ 15 دقيقه‌ پس‌ از مقاربت‌.
خودداري‌ از نگه‌ داشتن‌ ادرار. ادرار كردن‌ هر موقع‌ كه‌ احساس‌ فشار دفع‌ ادرار وجود دارد.
عواقب‌ مورد انتظار
معمولاً با درمان‌ در طي‌ 14-10 روز قابل‌ علاج‌ است‌. براي‌ اطمينان‌ از علاج‌ قطعي‌، مراجعه‌ مجددي‌ به‌ پزشك‌ خود پس‌ از دريافت‌ درمان‌ داشته‌ باشيد.
عوارض‌ احتمالي‌
عفونت‌ مزمن‌ كليه‌
پرفشاري‌ خون‌

اصول‌ كلي‌
آزمايش‌ كامل‌ ادرار و كشت‌ ادرار براي‌ تشخيص‌؛ سيستوسكوپي‌ (مشاهده‌ داخل‌ مثانه‌ با استفاده‌ از يك‌ سيستوسكوپ‌، يك‌ وسيله‌ بصري‌ باريك‌ با چراغي‌ در نوك‌ آن‌)؛ سونوگرافي‌؛ پيلوگرام‌ داخل‌ وريدي‌ (ivp) (روشي‌ براي‌ بررسي‌ كليه‌ها و مجاري‌ ادرار با تزريق‌ يك‌ داروي‌ قابل‌ شناسايي‌ توسط‌ اشعه‌ ايكس‌ به‌ داخل‌ جريان‌ خون‌) آزمون‌هاي‌ ديگري‌ در موارد خاص‌ ممكن‌ است‌ توصيه‌ گردد.
اساس‌ درمان‌ را تجويز آنتي‌بيوتيك‌ها تشكيل‌ مي‌دهد.
خودداري‌ از نگه‌ داشتن‌ طولاني‌ مدت‌ ادرار (مثلاً در طي‌ سفر)
مراجعه‌ مجدد پس‌ از دريافت‌ درمان‌ به‌ پزشك‌ براي‌ انجام‌ مجدد كشت‌ جهت‌ حصول‌ اطمينان‌ از علاج‌ قطعي‌
داروها
آنتي‌بيوتيك‌هاي‌ خوراكي‌. آنتي‌بيوتيك‌هاي‌ تجويز شده‌ را تا انتها، حتي‌ با وجود برطرف‌ شدن‌ علايم‌ مصرف‌ كنيد.
آنتي‌بيوتيك‌هاي‌ وريدي‌ يا تزريقي‌ در صورت‌ مؤثر نبودن‌ آنتي‌بيوتيك‌هاي‌ خوراكي‌
ضد دردهاي‌ مجاري‌ ادراري‌ جهت‌ تسكين‌ درد
فعاليت‌
استراحت‌ در بستر تا برطرف‌ شدن‌ تب‌ و ناخوشي‌، خودداري‌ از مقاربت‌ تا برطرف‌ شدن‌ تب‌ و علايم‌ ادراري‌
رژيم‌ غذايي‌
رژيم‌ خاصي‌ نياز ندارد. روزانه‌ حداقل‌ 2 ليتر مايعات‌ بنوشيد و جهت‌ اسيدي‌ شدن‌ ادرار از آب‌ آلبالوي‌ ترش‌ يا زغال‌اخته‌ و ويتامين‌ـث‌ استفاده‌ كنيد.
در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ تان داراي‌ علايم‌ عفونت‌ كليه‌ باشيد.
وجود شرايط‌ زير در طي‌ درمان‌:
ـ تداوم‌ علايم‌ و تب‌ پس‌ از 48 ساعت‌ درمان‌ آنتي‌بيوتيكي‌، گاهي‌ تغيير آنتي‌بيوتيك‌ تجويزي‌ لازم‌ مي‌گردد.
ـ عود علايم‌ (به‌ ويژه‌ همراه‌ تب‌) پس‌ از درمان‌ آنتي‌بيوتيكي‌
- اگر دچار علايم جديد و غيرقابل توجيه شده ايد. داروهاي‌ تجويزي‌ ممكن‌ است‌ با عوارض‌ جانبي‌ همراه‌ باشند

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور
دستگاه ادراری دستکاه ادراری شامل کلیه‌ها ، حالب ، مثانه و پیشابراه بوده و عمل تولید و دفع ادرار را به عهده دارند. organa urinary
نارسایی حاد کلیه نارسایی حاد کلیه یعنی کاهش ناگهایی عملکرد کلیه که باعث احتباس اوره ، نیتروژن و کراتینین در خون می‌شود.  Acute Renal fwlure
نارسایی مزمن کلیه اختلال عملکرد ترشحی و تنظیمی کلیه که بطور موذیانه و آهسته پیش می‌رود و غیر قابل برگشت بوده و نیازمند دیالیز با پیوند کلیه است. Chronic Renal Failure
سندروم گودپاسچر سندروم گودپاسچر با خونریزی ریوی (به صورت خلط خونی و...) کم خونی فقر آهن و گلومرولونفریت (التهاب کلیه) مشخص می‌شود. Goodpasture’s Syndrome
بیماری کلیه پلی‌کیستیک (چند کیستی)

 

 

 

 

 

.  

یک بیماری ارثی است که با درد شکمی یا پهلو همراه با عفونت مکرر دستگاه ادراری و وجود خون در ادرار و در بالغین فشار خون بالا تظاهر می‌کند.

 

(PKD) Polycystic Kindney Disease
سنگ شکنی با امواج ضربه‌ای از خارج بدن یا لیتوتریپسی (ESWL

)روشی است که طی آن سنگ‌های مجاری ادراری توسط امواج سونیک از خارج بدن قطعه قطعه می‌شوند

تومور ویلمز یا نفروبلاستوم تومور بدخیم و شایع‌ترین تومور توپر کلیه در کودکان است و معمولا یک توده بدون علامت است که در معاینه معمولی کشف می‌شود. و یا با درد شکمی و تهوع و فشار خون بالا ، بی‌اشتهایی بروز می‌کند. wilms

هیدرونفروز

گشادشدن لگنچه کلیه ، سیستم جمع کننده و به تدریج قسمتهای بالاتر کلیه در اثر انسداد مسیر ادراری و برگشت ادرار به کلیه که در صورت پیشرفت باعث از کار افتادن کلیه و افت عملکرد کلیه می‌شود.

آدنوکارسنیوم کلیه

تومور بدخیم کلیه است که سن بروز آن دهه 5 و 6 زندگی است و معمولا با تظاهرات و علایم وسیعی همراه است. و سیگار و تماس با آزستوزوژنتیک از عوامل مستعدکننده هستند.

 

 

R.C.C

hydronephros

هیپوسپادیاس . در هیپوسپادیاس سوراخ خارجی مجرای ادراری به جالی اینکه در نوک آلت باز شود در زیر نوک آلت (پایین‌تر) باز می‌شود
اپسیپادیاس

.

در اپسیپادیاس سوراخ خارجی مجرای ادراری در بالای (بخش پشتی) آلت قرار می‌گیرد.

 

هیدروسل هیدروسل عبارتست از تجمع مایع در داخل کیسه بیضه.

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور

دنياي امروز شاهد پيشرفت هاي چشمگيري در علوم پيراپزشکي در تکنولوژي راديولوژي است.کاربرد اين علوم در کشور ما نيز به منظور تشخيص و درمان بيماري ها روز به روز اهميت بيشتري مي يابد از اين رو به متخصصان مجرب و نيز به پرستاران آگاه براي کمک به بيماران براي هر چه بهتر انجام دادن وظايف نيازمنديم .‏

لذا ما برآنيم تا براي آمادگي بيمار نکاتي را که بيشتر در اين بيمارستان مورد استفاده قرار مي گيرد يادآور شويم آماده کردن بيمار براي گرفتن راديوگرافي ساده شکم ‏Kidnyureter Bladr= ( k-u-B)‎‏ ( کليه - حالب – مثانه)

بررسي ساده از اعضاي دروني شکم مانند کليه ها - کبد - طحال، همچنين وجود گاز و مواد در روده ها و يا هوا و مايعات است .

آمادگي بيمار: ‏

در عکسبرداري ‏kuB‏  بيمار بايد آمادگي قبلي داشته باشد يعني در شب قبل از راديوگرافي با ‏تجويز مسهل هاي روغني و داروهاي جذب کننده گاز روده و يا داروهاي کمکي به منظور به حرکت در انداختن حالات طبيعي روده در صورت وجود يبوست در بعضي افراد و تخليه مثانه از ادرار، سعي شود تا موانع تصويري که کليه ها و دستگاه صفراوي و غيره را مي پوشاند از سر راه برداشته شوند اهميت اين موضوع در مواردي که منظور عکسبرداري سنگ ريزه هاي ادراري و يا حدود و اندازه اعضاي داخل شکمي است بيشتر نمودار مي گردد .

دستورات آمادگي برحسب وزن - سن - جنسيت و چگونگي حال عمومي و وضع بيماري تغيير مي کند.‏

با ديدن بيمار داروهاي لازم و مقدار مصرفي مناسب آن تعيين مي گردد البته مي توان در صورت فوريت بيماري، بدون اتلاف وقت در همان مراجعه اول بدون هيچگونه آمادگي قبلي عکس ساده شکم گرفت که در بسياري ازموارد يک عکس ساده فوري از شکم باعث تشخيص قطعي بيماري گرديده و اقدامات درماني اوليه تسريع گردد.

پرتونگاري از شکم در مواردي مانند آپانديست کوليک نفرتيک - تصادف - بلع اجسام خارجي - انواژيناسيون - پيچ خوردگي روده و غيره که آزمايش جنبه فوري دارد زمان بسيار مهم است آزمايش بدون هيچ آمادگي قبلي انجام مي شود.

اروگرافي يا‏IVP  (Intra  venous Pyelogram)

اروگرافي نامي است که به آزمايشات و تحقيقات دستگاه ادراري بعد از تزريق ماده حاجب اطلاق مي شود. در اين طريق براي نشان دادن طرز کار لگنچه ها و حالب ها از اروگرافين 60% يا 76% استفاده مي شود که از طريق داخل وريدي به بيمار تزريق مي شود بيمار بايد شام ساده اي ميل نمايد و از داروهاي ملين شب قبل از گرافي که معمولا روغن کرچک است مصرف نمايد تا روده ها از مدفوع خالي شود و شکم بيمار تميز گردد. روز گرافي بيمار بايد ناشتا باشد .

راديوگرافي مهره کمري

آمادگي بيمار ‏‎(K-u-B)‎‏ است شب قبل استفاده از مسهل و صبح گرافي ناشتا باشد.در اين پرتو نگاري ها بيمار بايستي قبلا آماده باشد زيرا در صورت پاک بودن روده ها، مهره ها بهتر ديده مي شود براي جلوگيري از پراکندگي اشعه بايد مثانه کاملا تخليه شود .‏

پرتونگاري ‏u.G.I‏ (معده)

بيمار پس از نيمه شب چيزي نخورد و بايد کاملا ناشتا باشد مدت زمان خالي بودن معده از غذا و مايعات حداقل 8 تا 10 ساعت است .

بيمار حتي از کشيدن سيگار و جويدن آدامس خودداري کند در غير اينصورت ترشح غدد بزاقي معده باعث بوجود آمدن مايع در معده شده در نتيجه باعث مي شود که تخليه معده دچار تأخير شود .

پرتونگاري مري :

در اين آزمايش بيمار احتياج به آمادگي قبلي و يا ناشتا بودن ندارد فقط اين آزمايش بلافاصله پس از خوردن يک غذاي سنگين نبايد انجام گيرد چون قورت دادن باريم غليظ در حين آزمايش بوسيله بيمار باعث تهوع و يا ناراحتي او خواهد شد .

آمادگي هاي لازم براي سونوگرافي :

* سونوگرافي کيسه صفرا

* بيمار حداقل 6 ساعت قبل از آزمايش ناشتا باشد .

* سونوگرافي کبد - طحال - پانکراس و کليه ها هيچ آمادگي خاصي لازم ندارد .

* سونوگرافي شکم (در صورت وجود کيسه صفرا بايد ناشتا باشد)

* سونوگرافي کليه ها و مجاري ادراري - لگن (رحم و تخمدان - پروستات و مثانه ) حتما بايد مثانه پر باشد .

* سونوگرافي حاملگي کمتر از 4 ماه احتياج به مثانه پر دارند و بالاي 4 ماه آمادگي خاصي ندارند.

* سونوگرافي آپانديس (مثانه بايد پر باشد)

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور
Intravenouspyelography (IVP):

IVP چيست؟

IVP يا Intravenouspyelography يك آزمون راديولوژي از كليه ها مجاري ادراري و مثانه است كه از مواد كنتراست يوني تزريق شونده داخل وريد استفاده مي شود.

راديولوژي يك آزمون پزشكي غيرتهاجمي است كه به پزشك در تشخيص و درمان بيمار كمك مي كند. اين تصويربرداري راديولوژي شامل پرتودهي به قسمتي از بدن با استفاده از دز كمي از پرتوهاي يونيزان است كه تصاويري از داخل بدن ايجاد مي كند. پرتونگاري ها از قديمي ترين و رايج ترين فرم هاي تصويربرداري پزشكي هستند.

زماني كه ماده كنتراست به داخل وريدي از دست بيمار تزريق مي شود اين ماده از طريق جريان خون به حركت در آمده و در كليه ها و سيستم ادراري تجمع مي يابند و اين مناطق را به رنگ سفيد در مي آورند. IVP به راديولوژيست اين اجازه را مي دهد تا با مشاهده آناتومي و عملكرد كليه ها، مجاري ادراري و مثانه به تشخيص برسد.

علل رايج استفاده از  IVP چيست؟

IVP به پزشك در تشخيص آبنرمالي هاي سيستم ادراري كمك مي كند مثل مشاهده ي سرعت و كفايت سيستم ادراري بيمار در قابليت دفع.  اين آزمون به منظور كمك به تشخيص علائم بيماري مثل خون در ادرار يا درد در پهلو يا قسمت پائيني كمر مورد استفاده است.

IVP پزشك راديولوژيست را قادر مي سازد تا تومورهاي داخل كليه، مجاري ادراري يا مثانه را تشخيص دهد.

من براي اين آزمون چگونه آماده شوم؟

شما بعد از نيمه شب در شب قبل از آزمون، نبايد چيزي بخوريد يا بياشاميد. شما بايد از ملين (قرص يا مايع ) در عصر قبل از آزمون استفاده كنيد. در صورتيكه از داروي خاصي استفاده مي كنيد يا اگر به ماده خاصي آلرژي داريد به خصوص به مواد كنتراست يوني، پزشك را آگاه سازيد، همچنين پزشك خود را از بيماريهاي اخير يا ديگر موارد آگاه سازيد.

ممكن است از شما خواسته شود تا تمام يا قسمتي از لباسهاي خود را در آوريد و لباس بلندي را در طول آزمون بپوشيد. همچنين ممكن است از شما خواسته شود تا جواهرات، عينك و يا هر چيز فلزي يا هر لباسي كه ممكن است در طول آزمون مشكلي ايجاد كند را خارج كنيد.

زنان در صورتي كه باردار هستند يا احتمال بارداري مي دهند پزشك يا تكنولوژيست مطلع سازند. بسياري از تصاوير اين آزمونها در طول دوران بارداري به دليل خطر براي جنين انجام نمي شوند. اگر انجام راديولوژي ضروري است، آزمون با تشعشع كمتري به بدن انجام خواهد شد.

تجهيزات اين آزمون به چه چيز شبيه است؟

تجهيزات اين آزمون كه معمولا استفاده مي شود شامل يك تخت راديولوژي،‌ تيوب و در بعضي مواقع مانيتوري است شبيه تلويزيون، كه در داخل اتاق يا نزديك اتاق قرار دارد. تصاويري كه از اين دستگاه گرفته مي شوند تصاوير به هنگام بوده و فلورسكوپي ناميده مي شوند ولي عموما" از اين دستگاه استفاده نمي شود.

اين آزمون چگونه انجام مي شود؟

اين آزمون عموما" براي بيماران سرپايي انجام مي گيرد.

بيمار روي تخت قرار گرفته و تصاوير راديولوژيك گرفته خواهد شد. سپس مواد كنتراست تزريق مي شود كه معمولا داخل وريد دست بيمار تزريق مي شود و بعد تصاوير ديگري گرفته خواهد شد.

شما بايد در طول تصويربرداري نفس خود را نگه داشته تا از ايجاد تصاوير كدر و مات جلوگيري شود. تكنولوژيست در پشت ديوار يا اتاق ديگري به منظور فعال سازي دستگاه خواهد رفت.

بعد از تزريق ماده كنتراست يك سري تصاوير به منظور تعيين سايز واقعي كليه ها گرفته خواهد شد و همچنين تصاويري از سيستم ادراري هنگامي كه در حال تخليه شدن است گرفته مي شود.

بعد از اتمام آزمون از شما خواسته مي شود كه تا تشخيص پزشك براي تصاوير ضروري، صبر كنيد.

آزمون IVP تقريبا" به مدت يك ساعت طول مي كشد. هر چند به علت سرعت كم تخليه بعضي از كليه ها آزمون ممكن است تا 4 ساعت طول بكشد.

من در طول آزمون و بعد از آن چه احساسي خواهم داشت؟

آزمون IVP معمولا آزمون راحتي است.

هنگام تزريق ماده كنتراست شما ممكن است يك سوزش كوچك به خاطر ورود سوزن به دست احساس كنيد بعضي از بيماران ممكن است گرما، احساس خارش ملايم و يك مزه فلزي را در دهان خود بعد از جريان يافتن ماده كنتراست در سراسر بدن احساس كنند. اين اثرات جانبي رايج معمولا" بعد از يك تا دو دقيقه ناپديد شده و بي ضرر هستند.

بندرت بعضي بيماران واكنشهاي حساسيتي خواهند داشت. خارش ادامه دار يا همراه با كهير به سادگي توسط دارو درمان خواهد شد. در موارد نادري، ممكن است بيمار دچار نفس تنگي شده و يا تورمي در گلو يا ديگر قسمتهاي بدنش ايجاد شود. اين علائم مي توانند نشانه هايي از واكنشهاي جدي ديگر باشند كه بايد فورا درمان شوند. پس اگر اين علائم را احساس كرديد سريعا به پزشك خبر دهيد.

در طول پروسه تصويربرداري ممكن است از شما خواسته شود تا به پهلو بچرخد يا پوزيشن هاي مختلفي را به خود بگيريد تا پزشك به خوبي بتواند تصاوير مختلفي را از زاولياي مختلف مشاهده كند. نزديك به انتهاي آزمون ممكن است از شما خواسته شود تا مثانه خود را خالي كنيد تا تصاويري از مثانه خالي تهيه شود.

مواد كنتراست رنگ ادرار شما را تغيير نمي دهد يا براي شما ناراحتي هنگام ادرار كردن ايجاد نخواهد كرد. اگر اين علائم را بعد از زمون IVP داشتيد به پزشك خود فورا خبر دهيد.

فوايد در مقابل مضرات آزمون IVPچيست؟

فوايد:

  • تصويربرداري از سيستم ادراري به وسيله IVP يك آزمون غيرتهاجمي است.
  • تصاوير IVP اطلاعات جزئي و دقيقي و ارزشمندي را براي تشخيص و درمان پزشك از سنگها يا سرطان فراهم مي كند.
  • IVP اطلاعات كافي را در مورد سنگهاي كليه يا انسداد ها براي درمان با دارو فراهم مي كند و از روشهاي جراحي تهاجمي جلوگيري مي كند.
  • در بدن بيمار هيچ تشعشعي بعد از آزمون باقي نمي ماند.
  • پرتونگاري در محدوده تشخيصي هيچ اثرات جانبي براي بيمار ندارد.

مضرات:

  • شانس بسيار كمي براي ابتلا به سرطان در اثر تشعشعات شديد وجود دارد هر چند كه فوايد تشخيص دقيق از مضرات آزمون بيشتر است.
  • دز تشعشعي موثر اين آزمون در حدود 6/1mSv است كه برابر ميانگين تشعشع پس زمينه اي است كه يك فرد در طول 6ماه دريافت مي كند.
  • مواد كنتراست ممكن است واكنش هاي متفاوتي در بعضي بيماران ايجاد كرده و در بعضي موارد نيازمند درمان هستند.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط عبدالصابر یتیم پرور
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک